مسیر هدایت توفیق می‌دهد)‌. آن کسانی که ایمان می‌آورند و دلهایشان با یاد خدا سکون و آرامش پیدا می‌کند. هان‌! دلها با یاد خدا آرام می‌گیرند (‌و از تذکر عظمت و قدرت خدا و انجام عبادت و کسب رضای یزدان اطمینان پیدا می‌کنند). آن کسانی که ایمان می آورند و کارهای شایسته می‌کنند، خوشا به حال ایشان‌، و چه جایگاه زیبائی دارند!     (‌رعد/27-29)

(وَهُوَ الَّذِي مَدَّ الأرْضَ وَجَعَلَ فِيهَا رَوَاسِيَ وَأَنْهَارًا وَمِنْ كُلِّ الثَّمَرَاتِ جَعَلَ فِيهَا زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهَارَ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ. وَفِي الأرْضِ قِطَعٌ مُتَجَاوِرَاتٌ وَجَنَّاتٌ مِنْ أَعْنَابٍ وَزَرْعٌ وَنَخِيلٌ صِنْوَانٌ وَغَيْرُ صِنْوَانٍ يُسْقَى بِمَاءٍ وَاحِدٍ وَنُفَضِّلُ بَعْضَهَا عَلَى بَعْضٍ فِي الأكُلِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ.).

و او آن کسی است که زمین را گسترانیده و در آن کوه‌ها و جویبارها قرار داده است‌، و از هرگونه ثمر و میوه‌ای‌، جفت نر و ماده‌ای در آن آفریده است‌. شب را بر روز می‌پوشاند (‌و برعکس روز را بر پرده شب می‌گرداند)‌. بی‏گمان در این (‌آفرینش شگرف و فرمانروائی سترگ و نمایش شگفت هستی‌) نشانه‌هائی (‌واضح و آشکار بر قدرت آفریدگار) است‌، برای آنان که می‌اندیشند (‌و سرسری از کنار عجائب و غرائپ نمی‌گذرند)‌. در روی زمین‌، قطعه زمینهائی در کنار هم قرار دارد (‌که خاک هریک بایسته محصولی و جنس هرکدام شایسته منظوری است‌) و تاکستانها و کشتزارها و نخلستانهای یک پایه و دو پایه در آن موجود است که هرچند با یک نوع آب سیراب می‌گردند، امّا برخی را از لحاظ طعم بر برخی دیگر برتری می‌دهیم‌. بی‏گمان در این (‌اختلاف استعداد خاکها و جوراجوری درختها و گیاه‌ها و دگرگونیهای میوه‌ها و طعم آنها) نشانه‌هائی (‌بر قدرت خدا) یرای کسانی است که عقل خویش را بکار می‏‎گیرند.  (‌رعد/3-4)

بدین منوال مقرر می‌شود کسانی‌که بدین حق پاسخ نمی‌گویند و آن را نمی‌پذیرند برابرگواهی یزدان سبحان آنان کورند، و ایشان نمی‌اندیشند و از روی خرد عمل نمی‌کنند. وکسانی‌که بدین حق پاسخ می‌گویند و آن را می‌پذیرند، ایشان صاحبان خردند و عاقل بشمارند، و دلهایشان با یاد خدا اطمینان و آرامش می‏‎یابد، و بدان چیزی پیوند پیدا می‌کندکه بدان آشنا است‌، و برابر فطرت ژرف خود با آن می‌سازد و آرام و قرار می‏‎یابد و می‌آساید.

انسان مصداق این فرموده خدا را می‏‎یابد در هرکسی که بشناسد و او را از این حقی‌که آئین خدا آن را با خود حمل می‌کند رویگردان ببیند، آئینی‌که پیغمبر خدا محمّد (صلی الله علیه و سلم) به صورت‌کامل خود آن را به ارمغان آورده است ... کسانی‌که از این آئین رویگردانند نسلهای تباه‌کور چشم وکوردلی هستند. آنان جز پیکرهای از هر لحاظ بیکاره و بی‌مایه‌ای نیستندکه به ترک مهم‌ترین وظیفه خودگفته‌اند و به گونه‌ای درآمده‌اند آهنگها و نواهای سراسر هستی پیرامون خود را دریافت نمی‌دارند، هستی‌ای‌که به حمد و ثنای پروردگار خود مشغول است و زبان به یگانگی و قدرت و تدبیر و تقدیر الهی‌گشوده است‌.

وقتی‌که‌کسانی‌که بدین حق ایمان نیاورند کور باشند - برابر گواهی یزدان سبحان درباره آنان - مسلمانی که گمان بردکه او به پیغمبر خدا (صلی الله علیه و سلم) ایمان دارد، و ایمان دارد به این‌که این قرآن وحی است و از سوی خدا آمده است‌، سزاوار او نیست که در کاری ازکارهای زندگی ازکور راهنمائی بگیرد! به‌ویژه هنگامی‌که این کار مربوط به نظم و نظامی باشدکه بر زندگی انسان فرمانروائی‌کند، یا مربوط به ارزشها و معیارهائی باشد که زندگی بر آنها استوار باشد، و یا مربوط به آداب و رسوم و رفتار وکرداری بوده که بر جامعه حکمفرما باشد.

این موضع ما در برابر محصول اندیشه -‌ غیر اسلامی - به طور کلی است‌، مگر نتائج اندیشه در علوم صرف مادی و تطبیقهای عملی آن‌. همان چیزی‌که مراد پیغمبر خدا (صلی الله علیه و سلم) بوده است‌:

(أنتم أعلم بشؤون دنیاکم)‌.

شما از کارهای دنیای خود آگاه‌تر هستید.

هرگز مسلمانی را نسزدکه از هدایت یزدان آگاه باشد و این حقی را بشناسدکه پیغمبر خدا (صلی الله علیه و سلم) با خود به ارمغان آورده است‌، به شاگردی کسی بنشیند و از او کسب معرفت‌کندکه بدین هدایت پاسخ نگفته باشد و ندانسته باشدکه این هدایت حق است ... چه همچون کسی برابر گواهی یزدان سبحان کور است ... هیچ مسلمانی هم گواهی خدا را مردود نمی‌شمارد ... اگر کسی گواهی خدا را نامقبول بداند، گمان نبرد که مسلمان است‌.

بر ما لازم است این آئین را جدی بگیریم‌، و این فرموده‌های آن را قطعی بدانیم و قاطعانه بدانها عمل کنیم ... هرگونه سستی و شل و ولی در مثل همچون مساله‌ای سستی و شل و ولی در خود عقیده است‌. تازه اگر مردود دانستن گواهی یزدان سبحان باشد، کفر صریح است‌!

جای بسی شگفت است‌که امروزه مردمانی‌گمان می‌برند که مسلمانند. با وجود این در برنامه زندگانی بشری از فلانی و از فلانی مسائل خود را می‌آموزند، از آن کسانی که یزدان سبحان درباره ایشان می‌فرماید: آنان کور هستند ... با وجود این گمان می‌برندکه مسلمانند!

این آئین جدی است و تاب هزلیات را ندارد. قاطع است و تاب سستی و شل و ولی را ندارد. در هر نصی و در هر سخنی‌که دارد حق است و حق با او است ... کسی‌که این جدی و این قاطعیت و این وثوق و یقین در نفس او نیست‌، این آئین بسی بی‌نیاز از او است‌، و یزدان بی‌نیاز از جهانیان است![6]

درست نیست که واقعیت جهان جاهلی بر احساس و شعور مسلمانی سنگینی‌کند و در برابر آن پشت خم گرداند و در برنامه زندگی خود از جاهلیت مطالب و مقاصد بیاموزد و و‌ظائف و تکالیف دریافت دارد، در حالی‌که بداند چیزی راکه محمّد (صلی الله علیه و سلم) با خود به ارمغان آورده است حق است‌، وکسی‌که نداند این چیز حق است «‌کور» است‌. با وجود این بیاید و از این‌کور پیروی کند و مطالب و مقاصد و وظائف و تکالیف زندگی خود را از او دریافت دارد، هرچند که گواهی یزدان سبحان و خداوند بزرگوار جهان را بشنود و بداند!!!

در پایان، در برابر نشانه واپسین از نشانه‌هائی می‌ایستیم که این سوره برای این آئین ترسیم می‌کند و برپا میدارد‌.

میان تباهی و فسادی‌که‌گریبانگیر انسانها در این زمین می‌گردد، و میان آن کوری از حقی که از سوی یزدان برای رهنمود مردمان به سوی حق و صلاح و خیر آمده است، رابطه استواری است‌. کسانی‌که به عهد و پیمانی که یزدان با فطرت انسان بسته است‌، پاسخ نمی‌گویند و آ‌ن را نمی‌پذیرند، و به حقی که از سوی یزدان آمده است و می‌دانندکه آن حق است و جز آن حق نیست‌، پاسخ نمی‏‎گویند و آن را نمی‌پذیرند، همچون کسانی قطعا در زمین به تباهی و فساد می‌پردا‌زند. همان‌گونه که کسانی‌که می‌دانند آن چیزی‌که از سوی‌ خدا آمده است و محمد (صلی