ن آن درگرفته است‌، سخن‌گفت ... و آن این است‌که تنها رویکرد مردمان سرنوشت ایشان را رقم نمی‌زند. بلکه سرنوشتها حوادثی هستند که جز قضا و قدر خدا آنها را به وقوع نمی‌پیوندد. هر حادثه‌ای در این هستی فراخ در پرتو قضا و قدر ویژه‌ای صورت می‌پذیرد و وقوع می‌یابد و پیاده و اجراء می‌شود. اراده یزدان آن را اجراء و پیاده می‌گرداند، و مشیت ایزد سبحان آن را تکمیل می‌کند و به اتمام می‌رساند:

(وَكُلُّ شَيْءٍ عِنْدَهُ بِمِقْدَارٍ).

هر چیز در نزد او به مقدار و میزان است (‌و از اندازه معین و حساب مشخص برخوردار است‌)‌.   (‌رعد/ 8)

این جهان‌بینی - همان‌گونه‌که هنگام رویاروئی با نص در روند سوره‌گفتیم - بر بزرگی مسئولیتی می‌افزاید که بر دوش این پدیده انسان نام‌گذاشته شده است‌. بدان اندازه هم کرامت و عظمت انسان را جلوه‌گر می‌سازد، کرامت و عظمتی‌که در نظم و نظام سراسر هستی دارد. چه تنها انسان است آن پدیده‌ای‌که اراده و مشیت یزدان از لابلای رویکرد و حرکت او ساری و جاری می‌گردد ... چه مسئولیت سنگینی است‌! همچنین چه کرامت و عظمت والائی است‌![5]

*در این سوره سخن فیصله‌بخشی نیز درباره کفر و عدم اجابت همچون حقی است‌که این آئین آن را با خود به ارمغان آورده است‌. سخن از این است‌که کفر ورزیدن و این آئین راستین را نپذیرفتن بیانگر تباهی هستی انسان‌، و دال بر خراب شدن دستگاه‌های فطری دریافت در وجود انسان است‌، و می‌رساندکه د‌ر دستگاه‌ها رخنه و اختلالی پدید آمده است و از میزان به در رفته است و صحیح و درست نمانده است‌. چراکه ممکن نیست بنیه انسان صحیح وسالم باشد و نابینا و خراب و نابسامان نباشد، این حق بر او عرضه شود، و بدان صورت‌که برنامه قرآنی آن را تبیین و روشن می‌کند، برای او تبیین و روشن بشود، با این وجود بدین حق ایمان نیاورد و تسلیم فرمان یزدان نشود. فطرت انسان به‌طور طبیعی با این حق در صلح و ساز است‌، و از ژرفا آن را می‌پذیرد و بدان‌گردن می‌نهد. هرگاه فطرت از این حق بازداشته شود، صاحب همچون فطرتی مبتلای به بیماری و آفتی است‌که بدان سبب برای خود غیر این هدایت را برمی‏گزیند، و خویشتن را سزاوار گمراهی می‌سازد، و خود را مستحق عذاب می‌نماید، همان‌گونه که یزدان سبحان در سوره دیگری فرموده است:

(سأصرف عن آیاتی الّذین یتکبّرون فی الأرض بغیر الحقّ و أن یروا کلّ آیةٍ لا یؤمنوا بها و إن یروا سبیل الرّشد لا یتّخذوه سبیلاً و إن یروا سبیل الغیّ یتّخذوه سبیلاً ذلک بأنّهم کذّبوا بآیاتنا و کانوا عنها غافلین).

از (‌اندیشیدن درباره نشانه‌های موجود در آفاق و انفس و از فهم کردن‌) آیات خود کسانی را باز می‌داریم که در زمین به ناحق تکبر می‌ورزند (‌و خویشتن را بالاتر ازآن می‌دانند که آیات ما را بپذیرند و راه انبیاء را در پیش گیرند)‌، و اگر هر نوع آیه‌ای (‌از کتاب آسمانی و هرگونه معجزه‌ای از پیغمبران و هر قسم نشانه‌ای از نشانه‌های جهانی‌) را ببینند بدان ایمان نمی‌آورند، و اگر راه هدایت (‌و رستگاری‌) را ببینند آن را راه خود نمی‏‎گیرند، و چنانکه راه گمراهی را ببینند آن را راه خود می‌گیرند. این (‌انحراف از جاده شریعت خدا) هم بدان سبب است که آیات ما را تکذیب کرده و از آنها غافل و بی‌خبر گشته‌اند.           (‌اعر‌اف‌/١٦٣)

در این سوره نیز امثال این آیات دال بر سرشت‌کفر به میان می‌آیند و مقرر می‌دارندکه کفرکوری چشم و کوری دل است‌، و هدایت دال بر سلامت وجود بشری و برکناری از این کوری است‌. هدایت دال بر سلامت نیروهای درک و فهم‌کننده موجود در هستی انسان است‌، همچنین درگستره این جهان دلائلی وجود دارد که حق را آشکارا به کسانی نشان می‌دهدکه می‌اندیشند و خردمندانه عمل می‌کنند:

(أَفَمَنْ يَعْلَمُ أَنَّمَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ الْحَقُّ كَمَنْ هُوَ أَعْمَى إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُولُو الألْبَابِ . الَّذِينَ يُوفُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَلا يَنْقُضُونَ الْمِيثَاقَ . وَالَّذِينَ يَصِلُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَيَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ وَيَخَافُونَ سُوءَ الْحِسَابِ . وَالَّذِينَ صَبَرُوا ابْتِغَاءَ وَجْهِ رَبِّهِمْ وَأَقَامُوا الصَّلاةَ وَأَنْفَقُوا مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرًّا وَعَلانِيَةً وَيَدْرَءُونَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ أُولَئِكَ لَهُمْ عُقْبَى الدَّارِ).

آیا کسی که میداند که آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است حق است (‌و برابر آن زندگی می‌کند و هم بر آن می‌میرد‌، سزا و جزای او) همانند (‌سزا و جزای‌) کسی خواهد بود که (‌به سبب انحراف از حق و کفر مطلق‌، انگار) نابینا است‌؟‌! تنها خردمندان (‌حق را و عظمت خدا را) درک می‏‎کنند (‌و فرق میان دو گروه مومن و کافر را می‌فهمند. خردمندان یعنی‌) آن کسانی که به عهد (‌تکو‌ینی و تشریعی‌) خدا وفا می‌کنند. و پیمان (‌موجود میان خود و بندگان‌) را نمی‌شکنند. و کسانی که برقرار می‌دارند پیوندهائی را که خدا به حفظ آنها دستور داده است‌، (‌از قبیل‌ رابطه انسان با آفریننده جهان‌، پیوند انسان با جامعه انسانیت‌، و رابطه او با همنوعان به‌ویژه خویشان و نزدیکان‌) و از پروردگارشان می‌ترسند و از محاسبه بدی (‌که در قیامت به سبب گناهان داشته باشند) هراسناک می‌باشند. و کسانی که (‌در برابر مشکلات زندگی و اذیت و آزار دیگران‌) به خاطر پروردگارشان شکیبائی می‌وررند، و نماز را چنان که باید می‌خوانند و از چیزهائی که بدیشان داده‌ایم‌، به تو نه پنهان و آشکار می‌بخشند و خرج می‌کنند، و با انجام نیکیها بدیها را از میان برمی‌دارند. آنان (‌با انجام چنین کارهای پسندیده‌ای‌) عاقبت نیک دنیا (‌که بهشت است‌) از آ‌ن ایشان است‌.  (‌رعد/19-22)

(وَيَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْلا أُنْزِلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِنْ رَبِّهِ قُلْ إِنَّ اللَّهَ يُضِلُّ مَنْ يَشَاءُ وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَنْ أَنَابَ. الَّذِينَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ. الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ طُوبَى لَهُمْ وَحُسْنُ مَآبٍ.).

کافران می‌گویند: کاش‌! معجزه‌ای (‌از معجزات پیشنهادی ما) از سوی پروردگارش بر او (‌که خویشتن را خاتم‌الانبیاء می‌خواند) نازل می‌شد، (‌و پیغمبری محمّد را برای ما ثابت می‌کرد. آخر قرآن و کارهای دیگری که از او دیده می‌شود ما را قانع نمی‌سازد. تازه اگر ما را هم قانع سازد، ما تنها چیزهائی را می‌پسندیم که خودمان پیشنهاد می‌کنیم‌! ای پیغمبر بدیشان‌) بگو: ایمان نیاوردن آنان تنها به خاط‌ر کمبود معجزه نیست‌. بلکه آنان به سبب دلبستگی به دنیا و انحام گناه و مال‌دوستی و آرزوپرستی‌ گمراه گشته‌اند و) خداوند هرکه را بخواهد گمراه می‌کند و هرکه را که (‌به سوی او) برگردد، به جانب خود رهبری می‌کند (‌و او را در 