وهند: دسته‌ای به راه یزدان می‌روند، و دسته‌ای به راه شیطان‌)‌. کسانی که (‌دعوت‌) پروردگار خود را پاسخ می‏‎گویند، سرانجام نیک دارند، و کسانی که (‌دعوت‌) پروردگار خود را پاسخ نمی‏‎گویند، (‌عاقبت بسیار بد و دردناکی دارند و) اگر همه چیزهائی که در زمین است و همانند آنها از آن ایشان باشد و همگی را برای رهائی خود (‌از عذاب دوزخ‌) پرداخت کنند (‌از آنان پذیرفته نمی‏گردد و از عذاب آن رهائی میسر نمی‌شود)‌. آنان حساب بدحال کننده‌ای دارند و جایگاهشان دوزخ است‌، و چه بد جایگاهی است‌!.          (‌رعد/ ‌١٨)

(قُلْ إِنَّ اللَّهَ يُضِلُّ مَنْ يَشَاءُ وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَنْ أَنَابَ. الَّذِينَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ).

بگو: خداوند هرکه را بخواهد گمراه می‌کند و هرکه را که (‌به سوی او) برگردد، به جانب خود رهبری می‌کند (‌و او را در مسیر هدایت توفیق می‌دهد)‌. آن کسانی که ایمان می‌آورند و دلهایشان با یاد خدا سکون و آرامش پیدا می‌کند. هان‌! دلها با یاد خدا آرام می‏‎گیرند (‌و از تذکر عظمت و قدرت خدا و انجام عبادت و کسب رضای یزدان اطمینان پیدا می‌کنند)‌.   (‌رعد/‌٧‌آ ، ٢٨)

(أَفَلَمْ يَيْأَسِ الَّذِينَ آمَنُوا أَنْ لَوْ يَشَاءُ اللَّهُ لَهَدَى النَّاسَ جَمِيعًا).

آیا مسلمانان مگر نمی‌دانند که اگر خدا می‌خواست همه مردمان را هدایت می‌داد؟‌!.         (‌رعد/‌٣١)

(بَلْ زُيِّنَ لِلَّذِينَ كَفَرُوا مَكْرُهُمْ وَصُدُّوا عَنِ السَّبِيلِ وَمَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَادٍ).

بلکه (‌حقیقت این است که‌) نیرنگ کافران (‌که رخنه گرفتن از پیغمبران و ایجاد موانع در سر راه دعوت آنان و القاء شبهه‌ها در دلائلشان است‌) در نظرشان زیبا جلوه‌گر شده است و (‌بدین سبب‌) از راه خدا بازداشته شده‌اند. و خدا هرکس را (‌به سبب اعمال ناشایست‌) گمراه سازد، راهنمائی نخواهد داشت (‌که او را به سوی رستگاری رهبری کند)‌.    (‌رعد/33‌)

از نخستین نص این نصوص (‌آیه 11) پیدا است اراده و مشیت خدا در تغییر حال قومی‌، از لابلای حرکت این قوم در حق خود، ساری و جاری می‌گردد و اجراء و پیاده می‌شود، و آنان چگونه رویکرد و رفتار خود را در احساس و شعور و در رفتار وکردار تغییر می‌دهند، بدانگونه هم خدا حال ایشان را تغییر می‌دهد. هرگاه این‌گونه مردمان آنچه در دل دارند از لحاظ رویکرد و عملکرد تغییر دادند، خدا هم حالشان را برابر همان دگرگونی درونیشان دگرگون می‌کند ... اگر حالشان مقتضی این شودکه خدا برایشان بدی خو‌اهد، اراده و مشیت خدا اجراء می‌شود، و هیچ کسی نمی‌تواند جلو آن را بگیرد، و هیچ چیزی نمی‌تواند ایشان را از دست خدا بپاید و رستگارشان نماید، و جز خدا برای خود دوستی و یاوری نمی‌یابند.

ولی زمانی‌که به فرمان یزدان پاسخ گفتند و دستور او را اجابت کردند، و در پرتو این پاسخگوئی و اجابت‌، آنچه راکه در درون دارند تغییر دهند و دگرگون‌کنند، قطعا از سوی یزدان برای ایشان سرانجام نیک است در دنیا یا در آخرت‌، یا در هر دو تای آنها با یکدیگر. هر وقت هم فرمان را اجابت نکردند خدا برایشان بدی می‌خواهد، و محاسبه بدی دارند، و اگر فدیه‌ای هم با خود بیاورند بدیشان سودی نمی‌رساند و آنان را رها نمی‌گرداند، و در روز قیامت آن فدیه از ایشان پذیرفته نمی‌گردد و نجات و رستگاری نمی‌یابند.

از نص دوم (‌آیه ١٨) هم پیدا است‌که پذیرش و فرمان بردن نیز به رویکرد و حرکت ایشان برمی‌گردد، و اراده و مشیت یزدان در حق ایشان از لابلای این حرکت و آن رویکرد، اجراء و پیاده می‌گردد.

و امّا نص سوم (‌آیه ٢٧ و ٢٨)‌، سرآغاز آن از آزادی اراده و مشیت خدا در گمراه‌سازی هرکس که بخواهد صحبت می‌کند. ولی دنباله نص‌که چنین است‌:

(وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَنْ أَنَابَ ...).

و هرکه را که (‌به سوی او) برگردد، به جانب خود رهبری می‌کند (‌و او را در مسیر هدایت توفیق می‌دهد) 

.... تا آخر ... 

مقرر می‌دارد که یزدان سبحان درباره هرکس که به سوی او برگردد چنین دستور می‌دهد که به هدایت دسترسی پیدا کند و راهیاب گردد. این امر می‌رساندکه خدا کسی راگمراه می‌کند که به سوی او برنگردد و فرمان او را اجابت نکند وکسی راکه به سوی او برگردد و فرمان او را بپذیرد گمراه نمی‌سازد. این هم برا‌بر وعده‌ای است که در ا‌ین فرموده یزدان سبحان است:

(و الّذین جاهدوا فینا لنهدینّهم سبلنا).

کسانی که برای (‌رضایت‌) ما به تلاش ایستند و در راه (‌پیروزی دین‌) ما جهاد کنند، آنان را در راه‌های منتهی به خود رهنمود (‌و مشمول حمایت و هدایت خویش‌) می گردانیم .    ( عنکبوت/69)

این هدایت و آن ضلالت هر دو تا به مقتضی اراده و مشیت یزدان سبحان درباره بندگان است‌. این اراده و مشیت ساری و جاری می‌گردد و اجراء و پیاده می‌شود از لابلای تغییری‌که بندگان در خود می‌دهند، و برابر رویکرد آنان به اجابت و فرمانبرداری یا اعراض و روی‌گردانی.

نص چهارم (‌آیه ٣١) مقرر می‌دارد که اگر خدا می‌خواست جملگی مردمان را هدایت می‌داد و راهیاب می‌کرد ... در پرتو مجموعه نصها روشن می‌گردد که مقصود این است که یزدان سبحان اگر می‌خواست همه مردمان را بر یک استعداد می‌آفرید، استعداد دسترسی به هدایت‌، یا این‌که همه مردمان را به هدایت وادار می‌کرد. ولیکن یزدان سبحان خواسته است که مردمان را با استعداد هدایت یا ضلالت بیافریند همان‌گونه‌که ایشان را بدین‌گونه آفریده است - و حاشا که یزدان مهربان چنین‌کند - ‌بلکه یزدان جهان چنین خواسته است وکرده است که اراده و مشیت او از لابلای پاسخگوئی و اجابت ایشان یا اجابت نکردن و پاسخ ندادن آنان به دلائل هدایت و الهامهای ایمان‌، اجراء و پیاده شود.

و امّا نص پنجم (‌آیه ٣٣) مقرر می‌دارد که کسانی که کفر را برگزیده‌اند و کافر شده‌اند، نیرنگشان در برابر دیدگانشان زینت داده شده است و از راه هدایت باز داشته شده‌اند ... چنگ زدن به امثال همچون نصی به طور مستقل‌، ایشان را کشانده است به جدال معروف و مشهوری که در تاریخ اندیشه اسلامی پیرامون جبر و اختیار درگرفته است ... ولی چنگ زدن به همچون نصی همراه با مجموعه نصوص -‌همان‌گونه‌که دیدیم - جهان‌بینی فراگیری را به ما ارمغان می‌دارد، و آن این که این آراستن و پیراستن مکر و نیرنگشان‌، و آراستن و پیراستن این بازداشتن و جلوگیری نمودن از راه خدا، تنها و تنها حاصل‌کفر و نتیجه عدم اجابت فرمان یزدان است‌. یعنی براثر تغییری‌که‌کافران در نیت درون خود داده‌اند، کار بدانجا کشیده است که اراده و مشیت خدا درباره ایشان اجراء و پیاده‌گردد و بتوانند به این آراستن و پیراستن و بازداشتن و جلوگیری نمودن چنگ بزنند و خود را و دیگران راگمراه سازند.

بیش از تکمله‌ای نمانده است‌. باید از آن برای روشنگری این موضوعی‌که جدال و ستیز بسیاری در میان همه ملتها پیرام