ر مسیر هدایت توفیق می‌دهد)‌. آن کسانی که ایمان می‌آورند. و دلهایشان با یاد خدا سکون و آرامش پیدا می‌کند. هان‌! دلها با یاد خدا آرام می‏‎گیرند (‌و از تذکر عظمت و قدرت خدا و انجام عبادت و کسب رضای یزدان اطمینان پیدا می‌کنند)‌.   (رعد/27-28)

(كَذَلِكَ أَرْسَلْنَاكَ فِي أُمَّةٍ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهَا أُمَمٌ لِتَتْلُوَ عَلَيْهِمُ الَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَهُمْ يَكْفُرُونَ بِالرَّحْمَنِ قُلْ هُوَ رَبِّي لا إِلَهَ إِلا هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ مَتَابِ).

بدین گونه شگرف تو را به میان ملتی فرستاده‌ایم که ملتهای فراوانی پیش از آنان آمده‌اند و رفته‌اند، تا آنچه را که به تو وحی کرده‌ایم بر آنان -‌ هر چند که منکر خداوند مهربانند -‌ بخوانی‌. بگو: او پروردگار من است‌. جز او خدائی نیست‌. بر او توکل کرده‌ام‌، و بازگشت من به سوی او است‌.         (‌رعد/٣٠)

(وَالَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَفْرَحُونَ بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَمِنَ الأحْزَابِ مَنْ يُنْكِرُ بَعْضَهُ قُلْ إِنَّمَا أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ اللَّهَ وَلا أُشْرِكَ بِهِ إِلَيْهِ أَدْعُو وَإِلَيْهِ مَآبِ. وَكَذَلِكَ أَنْزَلْنَاهُ حُكْمًا عَرَبِيًّا وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءَهُمْ بَعْدَمَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ مَا لَكَ مِنَ اللَّهِ مِنْ وَلِيٍّ وَلا وَاقٍ.).

کسانی که کتاب (‌آسمانی‌) بدیشان داده‌ایم (‌و منصف هستند) از آنچه بر تو نازل شده است خوشحالند، و از میان دسته‌ها (‌و گروههای اهل کتاب و سائر مشرکان‌) کسانی هستند (‌که به سبب تعصبهای مذهبی و قومی‌) قسمتی از آن را نمی‌پذیرند. (‌ای پیغمبر! به مخالفت و لجاجت این و آن اعتناء مکن و بلکه خط اصیل و صراط مستقیم خود را پیش بگیر و برو، و) بگو:‌من تنها وتنها مامورم که خدا را بپرستم و انبازی برای او نسازم‌. من (‌مردمان را) به سوی او می‌خوانم و بازگشت من (‌و همگان‌) به جانب او است‌. همانگونه (‌که کتابهای آسمانی را برای پیغمبران پیشین فرستادیم‌) قرآن را هم به عنوان داور (‌در میان مردم و داور کتابهای گذشته، به زبان‌) عربی (‌بر تو) فرستادیم‌. (‌پس برابر آن با همگان اعم از اهل کتاب و سائر مشرکان رفتار کن و برابر آرزوها و خواستهای مردم راه مرو) و اگر از آرزوها و خواستهایشان‌، بعد از آن که دانش (‌وحی‌) به تو رسیده است‌، پیروی کنی‌، کسی نمی‌تواند در برابر خدا تو را یاری دهد و تو را (‌از دست عذاب او) محفوظ دارد.   (‌رعد/36-37)

(وَإِنْ مَا نُرِيَنَّكَ بَعْضَ الَّذِي نَعِدُهُمْ أَوْ نَتَوَفَّيَنَّكَ فَإِنَّمَا عَلَيْكَ الْبَلاغُ وَعَلَيْنَا الْحِسَابُ).

(‌ای پیغمبر!) اگر (‌تو را زنده بداریم و) برخی از چیزهائی را به تو بنمائیم که به آنان وعده می‌دهیم‌، و یا این که تو را بمیرانیم (‌و شکست و مصیبت کافران و پیروزی و نعمت مومنان را نشانت ندهیم مساله‌ای نیست‌. چرا که‌) بر تو تنها ابلاغ (‌رسالت‌) است‌، و بر ما حساب و کتاب‌.    (‌رعد/٤٠)

(وَيَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلا قُلْ كَفَى بِاللَّهِ شَهِيدًا بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَمَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ).

کافران می‌گویند: تو فرستاده (‌خدا) نمی‌باشی‌. بگو: کافی است میان من و شما خدا و کسی که از کتاب (‌قرآن‌) آگاه باشد گواه شوند. (‌همین بس که خدا می‌داند که من فرستاده او هستم‌، و کسانی هم که از محتوای قرآن مجید آگاه باشند، از اعجاز قرآن می‌فهمند که کتابی را که با خود آورده‌ام ساخته و پرداخته مغز بشری نیست و از سوی آفریننده مغزها به دستشان رسیده است‌)‌.        (‌رعد/43)

در این چند آیه‌ای که بیان داشتیم‌، سرشت رویاروئی مشرکان با پیغمبر خدا (صلی الله علیه و سلم) را در چالشی‌که با او و با این قرآن می‌ورزیدند، لمس می‌کنیم و می‌پسائیم‌. خود این چالش‌، و خود این رهنمود یزدانی در برابر آن‌، دال بر سرشت دوره‌ای از زمان مکی است‌که این سوره در آن نازل گردیده است‌.

از اشاره‌های روشنی که دال بر مکی بودن این سوره است این است که یزدان سبحان پیغمبرش (صلی الله علیه و سلم) را رهنمود می‌کند به این‌که رو در روی رویگردانی و تکذیب و مبارزه‌طلبی وکندی پذیرش و پاسخگوئی و سختیها و دشواریهای راه، آشکارا و به تمام وکمال حق و حقیقتی را فریاد داردکه با خود دارد، و آن عبارت است از: جز خدا خدائی نیست‌. جز خدا پروردگاری نیست‌. جز خدا معبودی نیست‌. خدا یکی بوده و بر همه چیز و بر همه‌کس چیره است‌. مردمان به سوی او برگردانده می‌شوند، و آن‌گاه یا به دوزخ انداخته می‌شوند و یا به بهشت برده می‌شوند ... اینها مجموعه‌ای از حقائقی بودکه مشرکان آنها را نمی‌پذیرفتند و در آنها به مبارزه و چالش می‌پرداختند ... همچنین خدا به پیغمبرش (صلی الله علیه و سلم) دستور می‌دهدکه از هواها و هوسهای ایشان پیروی نکند و با ایشان سازش پیشه نسازد، و با پنهان داشتن چیزی از این حق و حقیقت‌، و یا با به تاخیر انداختن اعلان آن‌، خشنودی آنان را نطلبد. همچنین پیغمبر (صلی الله علیه و سلم) از سوی خدا تهدید می‌گرددکه اگر از هواها و هوسهای مشترکان در چیزی ازکار رسالت پیروی کند، آن هم پس از این که بدو وحی شده است و از حق و حقیقت آگاهی پیداکرده است‌، منتظر باشدکه بدو چه بلا و عذابی می‌رسدکه نگو .

این اشاره روشن برای دعوت‌کنندگان به سوی یزدان پرده از سرشت برنامه این دعوت را برمی‌دارد، دعوتی که در آن اجتهاد ایشان درست نخواهد بود. بر آنان واجب است حقائق بنیادین این آئین را آشکارا بیان دارند، و چیزی از آن را پنهان ندارند، و چیزی از آن را به آینده واگذار نکنند ... در پیشاپیش همه این حقائق این است که‌: هیچ‌گونه الوهیتی و هیچگو‌نه ربوبیتی جز برای خدا وجود ندارد. بدین جهت هیچ‌گونه کرنش بردن و پرستش کردنی‌، و هیچ‌گونه اطاعت نمودن و فرمان بردنی‌، و هیچ‌گونه خشوع و خضوع و پیروی کردنی‌، جز برای خدا وجود ندارد و نمی‌شود ... این حقیقت بنیادین بایدکه اعلان‌گردد، مقابله و مبارزه و چالش و پیکار هرچه و هرگونه که هست‌. رویگردانی و پشت ‌کردن و رفتن تکذیب‌کنندگان هرچه و هرگونه‌که هست‌. سختیها و دشواریها و خطرهای راه هرچه و هرگونه‌که هست ... جزو «‌حکمت و موعظه حسنه‌» بشمار نمی‌آید پنهان داشتن گوشه‌ای از این حقیقت یا به تاخیر انداختن بخشی از آن‌، به دلیل این‌که طاغوتها در زمین آن را دوست نمی‌دارند یا این که کسانی را اذیت و آزار می‌رسانند که آن را اعلان دارند! یا این که طاغوتها به سبب اعلان آن از آئین رویگردان می‏شوند، یا درباره ا‌ین آئین و داعیان بدا‌ن به نیرنگ می‌پردازند! چه همه اینها درست نیست‌که داعیان بدین آئین را بر آن داردکه چیزی از حقائق بنیادین این آئین را پنهان دارند یا آن را به آینده واگذارند. داعیان به سوی این آئین نبایدکه به شعائر و مراسم دینی و اخلاق و رفتار و تزکیه نفس بپردازند و می