ه اسباب و علل ظاهری ببیند) کم و تنگ می‌نماید. (‌کافران‌) به زندگی دنیا شاد و خشنودند، و زندگی دنیا هم در برابر آخرت‌، کالای ناچیزی بیش نیست. 

*اشاره به فرق مهمّی شدکه میان‌کسی است‌که می‌داند آنچه از سوی خدا بر پیغمبر (صلی الله علیه و سلم) نازل گردیده است حق است‌، و میان کسی است‌که‌کور است‌. هم اینک روند قرآنی چیزی درباره‌کورانی می‌گویدکه نشانه‌های شناخت خدا را در جهان نمی‏بینند و آیات منظورکیهان را مشاهده نمی‌کنند، و این قرآن به عنوان معجزه برای همچون‌کسانی بسنده نیست‌. این است‌که معجزه دیگری را می‏‎طلبند. روند قرآنی این چنین چیزی را در نیمه نخستین سوره روایت‌کرد، و بر آن پیروی زد بدین مضمون‌که پیغمبر (صلی الله علیه و سلم) جز بیم‌دهنده‌ای نیست‌، و معجزات و خوارق عادات در دست خدا و از سوی خدا است‌. روند قرآنی اکنون آن را دوباره نقل می‌کند و بر آن پیروی می‌زند و اسباب و علل هدایت و اسباب و علل ضلالت را بیان می‌دارد. در کنار آن تصویری از دلهای آرمیده به ذکر و یاد خدا را بیان می‌کند، دلهای آرمیده ای که هراسان و پریشان نمی‌شوند و معجزات و خوارق عاداتی برای ایمان آوردن خود نمی‌طللبند، وقتی‌که این قرآن را پیش رو و در دسترس دارند، این قرآن سخت موثری که به ژرفاهای دل و جان می‌خزد، تا آنجاکه نزدیک است کو‌ه‌ها با این قرآن به حرکت و تکان درآیند، و زمین از تاثیر آن بشکافد و تکه تکه‌گردد، ومردگان را زنده و به سخن درآورد، به سبب سلطه و قدرت و جهش و سرزندگی‌ای که در آن است‌. آن‌گاه درباره این کسانی که عذابهای‌کوبنده و خوارق عادات را می‏‎طلبند سخن را با مایوس‌کردن مومنان از ایشان به پایان می‏‎برد، و آنان را متوجه‌کیفرهای سخت و عقوبتهای رسوا کننده‌ای می‌سازد که دامنگیر پیششان گردیده است‌، و ایشان را متوجه تکذیب‌کنندگانی می‌گرداندکه پیرامون آنها زیسته‌اند وگاه به‌گاهی بلاها و مصیبتهائی ایشان را دربرگرفته است و بر خاک مذلت نشانده است‌:

(وَيَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْلا أُنْزِلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِنْ رَبِّهِ قُلْ إِنَّ اللَّهَ يُضِلُّ مَنْ يَشَاءُ وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَنْ أَنَابَ . الَّذِينَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ . الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ طُوبَى لَهُمْ وَحُسْنُ مَآبٍ)‌.

کافران می‌گویند: کاش‌! معجزه‌ای (‌از معجزات پیشنهادی ما) از سوی پروردگارش بر او (‌که خویشتن را خاتم‌الانبیاء می‌خواند) نازل می‌شد، (‌و پیغمبری محمد را برای ما ثابت می‌کرد. آخر قرآن و کارهای دیگری که از او دیده می‌شود ما را قانع نمی‌سازد. تازه اگر ما را هم قانع سازد، ما تنها چیزهائی را می‌پسندیم که خودمان پیشنهاد می‌کنیم‌! ای پیغمبر، بدیشان‌) بگو: (‌ایمان نیاوردن آنان تنها به خاطر کمبود معجزه نیست‌. بلکه آنان به سبب دلبستگی به دنیا و انجام گناه و مال‌دوستی و آرزوپرستی‌، گمراه گشه‌اند و) خداوند هر که را بخواهد گمراه می‌کند و هرکه را که (‌به سوی او) برگردد، به جانب خود رهبری می‌کند (‌و او را در مسیر هدایت توفبق می‌دهد)‌. آن کسانی که ایمان می‌آورند و دلهایشان با یاد خدا سکون و آرامش پیدا می‏‎كند. هان‌! دلها با یاد خدا آرام می‏‎گیرند (‌و از تذکر عظمت و قدرت خدا و انجام عبادت و کسب رضای یزدان اطمینان پیدا می‌کنند)‌. آن کسانی که ایمان می‌آورند و کارهای شایسته می‏‎کنند، خوشا به حال ایشان‌، و چه جایگاه زیبائی دارند!.

(كَذَلِكَ أَرْسَلْنَاكَ فِي أُمَّةٍ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهَا أُمَمٌ لِتَتْلُوَ عَلَيْهِمُ الَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَهُمْ يَكْفُرُونَ بِالرَّحْمَنِ قُلْ هُوَ رَبِّي لا إِلَهَ إِلا هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ مَتَابِ).

بدین گونه شگرف تو را به میان ملتی فرستاده‌ایم که ملتهای فراوانی پیش از آنان آمده‌اند و رفته‌اند، تا آنچه را که به تو وحی کرده‌ایم بر آنان -‌هرچند که منکر خداوند مهربانند -‌بخوانی‌. بگو: او پروردگار من است‌. جز او خدائی نیست‌. بر او توکل کرده‌ام‌، و بازگشت من به سوی او است‌.

(وَلَوْ أَنَّ قُرْآنًا سُيِّرَتْ بِهِ الْجِبَالُ أَوْ قُطِّعَتْ بِهِ الأرْضُ أَوْ كُلِّمَ بِهِ الْمَوْتَى بَلْ لِلَّهِ الأمْرُ جَمِيعًا أَفَلَمْ يَيْأَسِ الَّذِينَ آمَنُوا أَنْ لَوْ يَشَاءُ اللَّهُ لَهَدَى النَّاسَ جَمِيعًا وَلا يَزَالُ الَّذِينَ كَفَرُوا تُصِيبُهُمْ بِمَا صَنَعُوا قَارِعَةٌ أَوْ تَحُلُّ قَرِيبًا مِنْ دَارِهِمْ حَتَّى يَأْتِيَ وَعْدُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ لا يُخْلِفُ الْمِيعَادَ . وَلَقَدِ اسْتُهْزِئَ بِرُسُلٍ مِنْ قَبْلِكَ فَأَمْلَيْتُ لِلَّذِينَ كَفَرُوا ثُمَّ أَخَذْتُهُمْ فَكَيْفَ كَانَ عِقَابِ .).

اگر (‌به فرض بجای این قرآن‌)‌، قرآنی باشد که کوه‌ها بدان به حرکت درآید، یا زمین به وسیله آن شکافته گردد، و یا بدان مردگان (‌زنده و) به سخن درآورده شوند، (‌باز هم بعضیها به سبب عناد با حق‌، بدان نمی‌گروند و بر راه خدا نمی‌روند. وظیفه تو تبلیغ است و ایمان آوردن یا ایمان نیاوردن آنان در دست تو نیست‌) بلکه همه کارها در دست خدا است‌. آیا مسلمانان (‌هنوز منتظرند که پدران و پسران و برادران و همسران و دوستان مشرک ایشان ایمان بیاورند؟‌) مگر نمی‌دانند که اگر خدا می‌خواست همه مردمان را هدایت می‌داد؟‌! پیوسته کافران (‌در زندگی این جهان‌) به سبب کاری که می‌کنند دچار بلا و مصیبت کوبنده می‌گردند. و یا این که بلا و مصیبت کوبنده بر دور و بر آنان فرود می‌آید (‌و ایشان را تهدید می‌نماید‌) تا وعده خدا فرارسد (‌که قیامت است و پروردگار سزا و جزای قطعی ایشان را بدیشان نماید)‌. بیگمان خداوند خلاف وعده نمی‏‎کند. (‌ای پیعمبر! اگر کافران‌، تو و آئین اسلام را استهزاء می‌کنند، غمگین مباش که‌) بی‏گمان پیغمبرانی پیش از تو استهراء شده‌اند و م‌ن کافران (‌استهزاء‌کننده‌) را مدتی مهلت داده‌ام و (‌آزاد گذاشته‌ام‌) سپس ایشان را گرفتار (‌قهر و عذاب شدید خود) ساخته‌ام‌. آیا باید عذاب من (‌در حق ایشان‌) چگونه بوده باشد؟‌! (‌تاریخ گذشتگان را بخوانید و شهر و دیار و آثار جباران را بنگرید تا بدانید)‌. 

پاسخ به درخواست معجزه خارق‌العاده ایشان این است‌: معجزات و خوارق عادات نیست‌که مردمان را به سوی ایمان سوق می‌دهد و می‌راند. چه انگیزه‌های اصلی ایمان در داخل درونها است‌، و اسباب و عللی که انسان را به ایمان می‌رسانند از عملکرد همین درونها برمی خیز ند :

(قُلْ إِنَّ اللَّهَ يُضِلُّ مَنْ يَشَاءُ وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَنْ أَنَابَ).

بگو: (‌ایمان نیاوردن آنان تنها به خاطر کمبو‌د معجره نیست‌. بلکه آنان به سبب دلبستگی به دنیا و انجام گناه و مال‌دوستی و آرزوپرستی گمراه گشته‌ا