ه این سرانجام پرداخته است و این بخش ازآیه را بدان آغازیده است تا مردمان را تشویق کند به این‌که در برابر بد‌ی نیکی‌کنند، ونتیجه آن را پیش چشم دارند و در فراچنگ آوردن آن شتاب نمایند.

گذشته از این‌، اشاره نهانی هم بدین داردکه بدی را با نیکی پاسخ دهند، وقتی‌که در این‌کار بدی از میان برداشته شود، نه این‌که بدی را با نیکی پاسخ ‌گفتن سبب‌گردد دیگر‌ان به بدی چشم طمع بدوزند و بدی رواج پیدا کند و رونق یابد! لذا زمانی‌که بدی نیاز به ریشه‌کنی داشته باشد، و شر باید دفع شود و از میدان به در رود، جای این نیست‌که در برابر بدی نیکی‌گردد، و باید آن را از میان برد و زدود، تا شر و بدی باد به غبغب نیندازد وگردن نیفرازد و جرات نکند و بزرگی نفروشد.

بدی را با نیکی پاسخ‌گفتن و از میان بر‌دن‌، غالبا در معاملات شخصی میان دو همتا و همکار صورت می‌پذیرد. امّا در امور دین خدا چنین چیزی نیست ... با قلدر ستمگر جز ضربه شمشیر بران سودی نمی‏‎بخشد. با تباهکاران و مفسدان در زمین جز سرکوبی قاطعانه فائده‌ای نمی‌دهد ... رهنمودهای قرآنی واگذار گردیده است به اندیشیدن درباره موقعیتها و رایزنی با خردها، و دست‌اندرکار شدن به گونه‌ای که ترجیح داده شود که این عمل خوب و درست است‌.

(أُولَئِكَ لَهُمْ عُقْبَى الدَّارِ. جَنَّاتُ عَدْنٍ يَدْخُلُونَهَا وَمَنْ صَلَحَ مِنْ آبَائِهِمْ وَأَزْوَاجِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ وَالْمَلائِكَةُ يَدْخُلُونَ عَلَيْهِمْ مِنْ كُلِّ بَابٍ. سَلامٌ عَلَيْكُمْ بِمَا صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى الدَّارِ).

آنان (‌با انجام چنین کارهای پسندیده‌ای‌) عاقبت نیک دنیا (‌که بهشت است‌) ازآن ایشان است‌. (‌این عاقبت نیکو) باغهای بهشت است که جای ماندگاری (‌سرمدی و زیستن ابدی‌) است‌. و آنان همراه کسانی از پدران و فرزندان و همسران خود بدانجا وارد می‌شوند که صالح‌، (‌یعنی از عقائد و اعمال پسندیده‌ای برخوردار بوده‌) باشند (‌و جملگی در کنار هم جاودانه و سعادتمندانه در آن بسر می‌برند) و فرشتگان از هر سوئی بر آنان وارد (‌و به درودشان‌) می‌آیند. (‌فرشتگان بدانان خواهند گفت‌:‌) درودتان باد! (‌همیشه به سلامت و خوشی بسر می‌برید) به سبب شکیبائی (‌بر اذیت و آزار) و استقامتی که (‌بر عقیده و ایمان‌) داشتید. چه پایان خوبی (‌دارید که بهشت یزدان و ، نعمت جاویدان است‌)‌.

«‌اولئک‌: آنان‌» در جایگاه والای خود سرانجام خوف دنیا را دارند که باغهای بهشت، یعنی جای اقامت گزیدن و استقرار پذیرفتن و سرای ماندگاری و جاودانگی است‌.

در این باغهای بهشت جاودانه‌، جمعیت آنان فراهم می‌آید و تشکیل می‌شود از شایستگان و بایستگان پدرانشان و همسرانشان و زادگانشان‌. اینان به بهشت وارد می‌گردند به وسیله صلاح و استحقاقشان‌. ولیکن باگردهمآئی پراکندگانشان و به هم رسیدن احباب و یارانشان مورد تکریم و بزرگداشت قرار می‌گیرند. این هم لذت دیگری است‌که لذت احساس بهشت را چندین برابر می‌سازد و بر خوشیها می‌افزاید.

در فضای همایش و به هم رسیدن‌، فرشتگان برای خوش‌آمدگوئی و بزرگداشت شرکت می‌کنند و بامدادان و شامگاهان به نزدشان می‌خرامند و می‌آیند:

(يَدْخُلُونَ عَلَيْهِمْ مِنْ كُلِّ بَابٍ).

فرشتگان از هر سویی بر آنان وارد (‌و به درودشان‌) می‌آیند.

روند قرآن به ترک ما می‌گوید تا خودمان صحنه را آماده ببینیم که فرشتگان دسته دسته پیرامون آنان می‌پلکند وگشت می‌زنند:

(سَلامٌ عَلَيْكُمْ بِمَا صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى الدَّارِ).

(‌فرشتگان بدانان خواهند گفت‌:‌) درودتان باد! (‌همیشه به سلامت و خوشی بسر می‌برید) به سبب شکیبائی (‌بر اذیت و آزار) و استقامتی که (‌بر عقیده و ایمان‌) داشتید. چه پایان خوبی (‌دارید که بهشت یزدان و نعمت جاویدان است‌)‌.

جشن است‌، جشنی‌که از ملاقات و درود و جنب و جوش همیشگی و اکرام و احترام موج می‌زند.

در آن سوی دیگر، آن کسانی قرار دارند که خردهایی نداشته‌اند تا یادآور و پندپذیر گردند. بینشهائی نداشته‌اند تا بفهمند و ببینند ... آنان از هر جهت و در هر چیز برعکس خردمندان هستند:

(وَالَّذِينَ يَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مِيثَاقِهِ وَيَقْطَعُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَيُفْسِدُونَ فِي الأرْضِ أُولَئِكَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ وَلَهُمْ سُوءُ الدَّارِ).

و امّا کسانی که (‌برعکس افراد فوق‌الذکر) پیمان (‌فطری و تکوینی‌) خدا را می‌شکنند که (‌با اعطای عقل و شعور) با ایشان بسته است‌، و پیوندی را می‌گسلانند که خدا به حفظ و نگاهداشت آن دستور داده است‌، و در روی زمین به فساد و تباهی می‌پردازند، نفرین بهره ایشان است و پایان بد جهان (‌که دوزخ سوزان است‌) ازآن آنان است‌.

آنان عهد و پیمان خدا را می‌شکنند، عهد و پیمانی‌که به شکل قانون ازلی از فطرت‌گرفته شده است‌.گذشته از آن هر عهد و پیمانی را می‌شکنند. چه هر زمان عهد و پیمان فطری شکسته شد هر عهد و پیمانی‌که بر آن استوار است از بنیاد شکسته می‌شود. کسی که خدا را درنظر نمی‌گیرد، بر هیچ عهد و پیمانی ماندگار نمی‌ماند. به‌طور عام و مطلق هر پیوندی را می‌گسلانند که خدا به حفظ و نگاهداشت آن دستور داده است‌. و در زمین به فساد و تباهی می‌پردازند در برابر شکیبائی و صبری‌که آن افراد خردمند داشتند، و نماز را می‌خواندند، و پنهان و آشکار می‌بخشیدند و خرج می‌کردند، و بدی را با نیکی پاسخ می‌دادند. چه فساد و تباهی در زمین در برابر همه اینها قرار دارد. و به ترک چیزی از اینهاگفتن فساد و تباهی است و یا به فساد و تباهی می‌خواند و برمی‌انگیزد.

«اولئک‌: آنان‌»‌ ... آن کسانی که دور و مطرود از رحمت خدایند «‌لهم اللعنة‌: نفرین بهره ایشان است‌»‌. این هم در مقابل اکرام و احترامی است‌که خردمندان دارنده «‌و لهم سوء‌الدار: و پایان بد جهان ازآن آنان است‌»‌. نیازی به تفصیل این بخش نیست‌، تو که مقابل این را در نصیب خردمندان دیدی‌.

این چنین‌کسانی از زندگی دنیا و لذت بردن موقت و کالای زوال‌پذیر خشنود بوده‌اند و بدانها بسنده کرده‌اند، و چشم‌داشتی به آخرت نداشته‌اند و به نعمتهای جاویدان آ‌ن ننگریسته‌اند. هرچندکه خدا است که روزی را مقدر می‌فرماید و بر فراخی آن می‌افزاید یا آن را تنگ وکم می‌گرداند، چراکه همه امور در دنیا و آخرت یکسان در دست یزدان است‌. اگر آنان خواستار آخرت می‌شدند خدا ایشان را ازکالا و لذت زمین نیز محروم نمی‌کرد، و خدا بودکه نعمت وکالای دنیا را بدیشان داده بود:

(اللَّهُ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشَاءُ وَيَقْدِرُ وَفَرِحُوا بِالْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا فِي الآخِرَةِ إِلا مَتَاعٌ).

خدا روزی را برای هرکس که بخواهد (‌و او را متمسک به اسباب و علل ظاهری ببیند) فراوان و فراخ می‏‎گرداند، وآن را برای هرکس که بخواهد (‌و او را غیر متمسک ب