نیست‌. 

در چه فضائی این شخصی‌که به فریاد می‌خواند و له‌له می‌زند، به قطره‌ای از آب دسترسی پیدا نمی‌کند؟ در فضای رعد و برق و ابرهای سنگین باری که به فرمان یزدان یگانه چیره و توانا حرکت می‌کنند.

در زمانی‌که این اشخاص ناکام و مایوس بجز خدا انبازها و خداگونه‌هائی را برمی‌گزینند، و رجا و دعای خود را متوجه ایشان می‌سازند، در همان زمان هرکه و هرچه در جهان است در برابر یزدان خشوع و خضوع می‌کنند و سرتعظیم فرود می‌آورند. همگان محکوم و فرمانبردار اراده او هستند، و در برابر قانون خدا کرنش می‏‎برند و برابر آن حرکت می‌کنند. آنان‌که از ایشان مومنند از روی طاعت و ایمان خضوع و خشوع می‌کنند. آنان‌که از ایشان غیرمومنند از روی ناچاری و واداشتن خضوع و خشوع می‌کنند. چه هیچ‌کسی نمی‌تواند بر اراده خدا بشورد، و بیرون از دائره قانونی زندگی‌کندکه یزدان برای زندگی وضع فرموده است‌:

(وَلِلَّهِ يَسْجُدُ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ طَوْعًا وَكَرْهًا وَظِلالُهُمْ بِالْغُدُوِّ وَالآصَالِ).

آنچه در آسمانها و زمین است -‌خواه ناخواه -‌خدای را سجده می‌برد (‌و در برابر عظمت او سر تسلیم و تکریم فرود می‌آورد)‌. همچنین سایه‌های آنها (‌که همچون خود آنها از نظم و نظام دقیق و فرمانبرداری شگفت برخوردارند) بامدادان و شامگاهان در مقابلش به سجده می‌افتند (‌و پیوسته در برابر اراده باری کرنش می‌برند)‌.

از آنجاکه فضا فضای عبادت و دعا و به فریاد خواندن است‌، روند قرآنی از خشوع و خضوع د‌ر برابر مشیت یزدان به سجده بردن تعبیر می‌کند. چه سجده بردن بالاترین رمز بندگی‌کردن است‌. سپس به خودکسانی که در آسمانها و زمین هستند، سایه‌های ایشان را نیز همراه می‌کند و می‌افزاید‌. سایه‌های ایشان را در بامدادان و در شامگاهان بدان هنگام که پرتوها پائین می‌آیند و ملایم می‌شوند و سایه‌ها امتداد پیدا می‌کنند و دراز می‌گردند. سایه‌ها را با پیکره‌های مردمان همراه و ضمیمه می‌کند در سجده‌کردن و خشوع و خضوع نمودن و فرمان بردن‌. در اصل این حقیقت است و حقیقت دارد، چه سایه‌ها تابع پیکره‌ها است‌. سپس این حقیقت پرتو خود را بر صحنه می‌اندازد، به ناگاه صحنه شگفتی به وجود می‌آید، و سجده‌ها از پیکره‌ها و سایه‌ها مزدوج و دو تا می‌گردد! و سراسر جهان هستی با تمام پیکره‌ها و سایه‌هائی‌که در آن است به زانو می‌افتد وکرنش می‏‎برد، چه از راه ایمان و چه از راه غیرایمان‌. همه و همه برای یزدان سجده می‌برند ... آن اشخاص مایوس و ناامید، در این حال و احوال خداگونه‌ها را بجای خدا فرامی‌خوانند و به یاری و کمک می‌طلبند!

در فضای این صحنه شگفت‌، خدا پرسشهای تمسخرامیزی را از ایشان می‌کند و ریشخندشان می‌سازد. چه در همچون فضا‌ئی شایسته ایشان جز به تمسخرگرفتن و ریشخندکردن نیست‌:

(قُلْ مَنْ رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ قُلِ اللَّهُ قُلْ أَفَاتَّخَذْتُمْ مِنْ دُونِهِ أَوْلِيَاءَ لا يَمْلِكُونَ لأنْفُسِهِمْ نَفْعًا وَلا ضَرًّا قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الأعْمَى وَالْبَصِيرُ أَمْ هَلْ تَسْتَوِي الظُّلُمَاتُ وَالنُّورُ أَمْ جَعَلُوا لِلَّهِ شُرَكَاءَ خَلَقُوا كَخَلْقِهِ فَتَشَابَهَ الْخَلْقُ عَلَيْهِمْ قُلِ اللَّهُ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ وَهُوَ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ).

(‌ای محمّد! به مشرکان‌) بگو: چه کسی پروردگار آسمانها و زمین است‌؟ (‌و آنها را می‏‎گرداند و می‌پاید؟ جواب درست را برای آنان بیان کن و) بگو: الله‌. بگو: آیا جز خدا اولیاء (‌و معبودهائی‌) برای خود برگزیده‌اید (‌و بدانها تمسک جسته‌اید) که برای خودشان (‌چه رسد به شما) سودی و زیانی ندارند؟ بگو: آیا کور (‌که شمائید) و بینا (‌که مومنانند) برابرند؟ یا این که تاریکیها (‌که پرستشهای کورکورانه شما است‌) و نور (‌که هدایت خدا و ارمغان مومنان است‌) یکسان است‌؟ یا این که (‌شدت گمراهی آنان را بدانجا کشانده است که‌) برای خدا انبازهائی قائل می‌شوند که (‌به گمان ایشان‌) آنها همچون خدا دست به آفرینش یازیده‌اند (‌و آفریده‌هائی همچون آفریده‌های خدا دارند) و این است که کار آفرینش (‌و تشخیص آفریده‌های ایشان از آفریده‌های خدا) بر آنان مشتبه و مختلط گشته است‌؟ (‌که چنین نیست‌)‌. بگو: خدا آفریننده همه چیز است و او یکتا و توانا (‌بر انجام آفرینش و چرخش هستی‌) است‌. هرکه در آسمانها و زمین است تحت قدرت و اراده خدا قرار دارد، چه راضی باشد و بپسندد، و چه ناراضی باشد و نپسندد. از ایشان بپرس‌:

(مَنْ رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ).

چه کسی پروردگار آسمانها و زمین است‌؟‌.

این پرسش برای آن نیست‌که بدان پاسخ دهند. چه روند قرآنی قبلا پاسخ داده است‌. بلکه برای این است که پاسخ راگویا بشنوند همان‌گونه‌که آن را هویدا دیده‌اند:

(قُلِ اللَّهُ).

بگو: خدا.

باز هم از ایشان بپرس‌:

(أَفَاتَّخَذْتُمْ مِنْ دُونِهِ أَوْلِيَاءَ لا يَمْلِكُونَ لأنْفُسِهِمْ نَفْعًا وَلا ضَرًّا).

آیا جز خدا اولیاء (‌و معبودهائی‌) برای خود برگزیده‌اید (‌و بدانها تمسّک جسته‌اید) که برای خودشان (‌چه رسد به شما) سودی و زیانی ندارند؟‌.

از ایشان پرسش استنکاری بکن. چه آنان عملا آن چنان اولیاء و معبودهائی را برگرفته‌اند. از ایشان پرسش‌ کن‌، هر چند مساله روشن است‌، و فرق میان حقّ و باطل پیدا است‌، بدان گونه روشن و پیدا است‌ که فرق میان کور و بینا، و فرق میان تاریکیها و نور پیدا است‌. در ذکر کور و بینا اشاره بدیشان و به مومنان است‌. کوری است که آنان را باز می دارد از دیدن حق واضح ظاهری ‌که هرکس ‌که در آسمانها و زمین است اثر آن را احساس می‌کند. در ذکر تاریکیها و نور اشاره به حال ایشان و حال مومنان قرار دارد. چه تاریکیهائی‌که مانع دیدن و مشاهده‌کردن می‌شود همان چیزهائی است‌که آنان را از درک و فهم حق روشن و آشکار بازمی‌دارد و درهم می‌پیچد.

یا این انبازهائی که شما آنها را بجای خدا برگرفته‌اید، آفریده‌هائی را آفریده‌اند همچون آفریده‌هائی که خدا آنها را آفریده است‌، و بر این مردمان همچون آفریده‌هائی با چنان آفریده‌هائی همسان و آمیزه همدیگر گردیده‌اند، و لذا نمی‌دانند کدامها از زمره آفریده‌های خدا هستند، و کدامها آفریده انبازها می‏‎باشند؟ اگر چنین باشد آنان معذورند در این که انبازهائی را برگرفته‌اند، چه انبازها از صفات خدا برخوردارندکه قدرت بر آفرینش است‌، قدرتی‌که در پرتو آن معبود مستحق عبادت می‌شود؛ و بدون آن شبهه‌ای نیست در این‌که استحقاق عبادت و شایستگی پرستش را ندارد.

این ریشخند تلخ و تمسخر تندی در حق مردمانی است که همه چیز را آفریده خدا می‏بینند، و می‌دانندکه این گونه‌های ادعائی چیزی را نیافریده‌اند و چیزی را نمی‌آفرینند، و بلکه خود آنها هم آفریده هستند. با وجود همه اینها این مردمان مشرک آنها را می‌پرستند و برای