 پدیدار نگردیده است‌.[2]

رعد سومین پدیده فضای باران و برق و رعد است ... این صدای بلند طنین‌انداز، اثری از آثار جهانی است که یزدان آن را پدید آورده است‌. این صدا پژواکی است و از زمره ساختارهای یزدان در این جهان است‌. این صدا حمد و سپاس و تقدیس و تسبیح قدرتی است که این نظم و نظام و دم و دستگاه را ساخته است‌. همان‌گونه‌که هر ساختار زیبای استواری به زبان حال به تقدیس و تسبیح سازنده خود می‌پردازد، و با جمال و استحکامی‌که از سازنده خویش به یادگار دارد، حمد و سپاس او را اعلان می‌دارد ... چه‌بسا مدلول و مفهوم بدون واسطه «‌یسبح‌: ذکر می‌کند و سپاس می‌گوید» عملکرد باشد. عملکرد رعد هم «‌یسبح‌: به ذکرش در خروش است‌» می‏‎باشد ... ولی دلی داندکه‌گوش است ... این غیبی راکه یزدان ازانسان پنهان‌کرده است و از دائره دانش او درنوردیده است باید که انسانها آن را تصدیق‌کنند و تسلیم فرموده خدا باشند. آخر آنان از کار و بار این جهان و ازکار و بار دستگاه وجودی خودشان چندان چیزی نمی‌دانند. آنچه می‌دانند قطره به دریا، و غباری به هوا است‌!

تعبیر قرآنی با نص‌، تسبیح رعد را حمد نامیده است‌. این هم به پیروی برنامه تصویری قرآنی در مثل همچون روند قرآنی است‌که نشانه‌ها و سیماها و حرکات و سکنات حیات را به صحنه‌های صامت و ساکت هستی می‌دهد تا آنها را در صحنه شرکت دهد با همان جنبش وکنشی‌که از جنس همان جنبش وکنش سراسر شرکت‌کنندگان در صحنه است -‌همان‌گونه‌که درکتاب‌: التصویر الفنی فی‌القرآن‌، در این باره به تفصیل سخن‌گفته‌ام و توضیح داده‌ام - صحنه در اینجا صحنه زندگان در فضای طبیعی است‌. در این صحنه فرشتگان هم هستندکه با هول و هراس از یزدان به تسبیح و تقدیس او می‌پردازند. در این صحنه فراخواندن و به‌کمک طلبیدن نیز وجود دارد، فراخواندن و به کمک طلبیدن انبازها. در این صحنه نموده شده است‌که مشرک دو کف دست خویش را برای آب بارکرده است تا آب را به دهان خود برساند، ولی آبی به دهان او نمی‌رسد ... در این صحنه فراخوان و پرستشگر و جنبان، رعد به منزله زنده‌ای شرکت می‌کند و با صدای خود به تسبیح و دعا می‌پر‌دازد. سپس فضای ترس و هراس وتسبیح و تقد‌یس و رعد و برق و ابرهای سنگین بار،‌کامل میگردد ...کامل می‌گردد با صاعقه‌هائی‌که خدا روانه می‌دارد و به هرکس‌که بخواهد اصابت می‌کنند. صاعقه‌ها پدیده‌های طبیعی ناشی از ساختار و بافت جهان بر این روال و منوال است‌. خدا صاعقه‌ها را گاهی‌گریبانگیرکسانی می‌فرمایدکه نیات درون خود را تغییر داده‌اند و سزاوار این شده‌اندکه یزدان مهلتشان ندهد و تازیانه صاعقه را بر سرشان فرود آورد، چون خدا می‌داندکه در مهلت دادن بدانان هیچ خیر و خوبی نیست‌.

جای تعجب است در این هول و هراس رعد و برق‌، و درگیر و دار تسبیح و تقدیس رعد برای حمد و ثنای خدا، و در این احوال و اوضاعی‌که فرشتگان از ترس و هراس یزدان به ذکرش در خروش هستند، و در لابلای غرش صاعقه‌هاکه بیانگر خشم خدا است ... در پیچ و تاب این هول و هراس‌، صداهای انسانهائی بلند می‌شود که به جدال و ستیز می‌پردازند درباره خدا، صاحب همه این نیروها، و برانگیزنده همه این صداهائی‌که از فریادهای هر جدال و ستیزی و حیله و نیرنگی بلندتر و برتر ا‌ست‌:

(وَهُمْ يُجَادِلُونَ فِي اللَّهِ وَهُوَ شَدِيدُ الْمِحَالِ) . 

آنان درباره خدا (‌و توانائی او در امر زنده گرداندن و جزا دادن‌) به مجادله می‌پردازند، و خدا دارای قدرتی بی‌انتهاء و کیفری سخت و دردناک است‌!.

بدین شکل صداهای ضعیف خفه می‌شود در بحبوحه گرداب این هو‌ل و هراسی‌که با دعاکردن و دست نیاز برداشتن و غرش رعد و فریادهای گوش‌خراش طنین‌انداز صاعقه‌ها، پاسخ داده می‌شود و به هم می‌آمیزد، اموری‌که همه دال بر وجود خدایند -‌خدائی که آنان درباره او به جدال و ستیز می‌پردازند -‌و بیانگر وحدانیت یزدان و رویکرد تسبیح و تقدیس و حمد و سپاس همگان بدو است و بس، اعم از بزرگ‌ترین پدیده‌های جولانگاه جهان، و فرشتگانی‌که از ترس و هراس یزدان به تسبیح و تقدیس او مشغو‌لند -‌ترس و هراس در این جولانگاه نوا و تاثیر خاص خود را دارد - صداهای ضعیف انسانهائی‌که به جدال و ستیز درباره خدای بسیار توانا نشسته‌اند ‌کجا و این پد‌یده‌ها و آفریده‌های شگفت و شگرف جهان‌کجا؟!

آنان درباره خدا به جد‌ال و ستیز می‌پردازند و انبازهائی بدو نسبت می‌دهند و آن انبازها را با خدا به کمک و یاری می‏‎طلبند و فریاد می‌دارند و حال این‌که تنها خدا را به‌کمک طلبیدن و به فریاد خواند‌ن حق است‌، و هر به کمک طلبیدنی و به فریاد خواندن دیگری باطل است و بیهوده می‌رود، و به ‌کمک‌طلبنده و به فریاد خواننده از این‌کار خود جز رنج و زحمت بهره‌ای نمی‌برد:

(لَهُ دَعْوَةُ الْحَقِّ وَالَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ لا يَسْتَجِيبُونَ لَهُمْ بِشَيْءٍ إِلا كَبَاسِطِ كَفَّيْهِ إِلَى الْمَاءِ لِيَبْلُغَ فَاهُ وَمَا هُوَ بِبَالِغِهِ وَمَا دُعَاءُ الْكَافِرِينَ إِلا فِي ضَلالٍ).

خدا است که شایسته نیایش و دعا است‌. کسانی که جز او دیگران را به یاری می‌خوانند، به هیچ‌وجه دعاهایشان را اجابت نمی‌نمایند و کمترین نیازشان را برآورده نمی‏‎کنند. آنان (‌که غیر خدا را به فریاد می‌خوانند، و بجای آفریدگار از آفریدگان برآوردن نیازهایشان را درخواست می‌نمایند) به کسی می‌مانند - که (‌بر کنار آبی دور از دسترس نشسته باشد و) کف دستهایش را باز و به سوی آب دراز کرده باشد (‌و آن آب را به سوی خود بخواند) تا آب به دهان او برسد، و  هرگز آب به دهانش نرسد. دعای کافران (‌و پرستش ایشان‌) جز سرگشتگی و بیهوده‌کاری نیست‌.

صحنه در اینجا گویا و جنبان و پویا و اسف‌انگیز است ... چه فقط یک دعا و به فریاد خواندن حق است و بس. این دعا و به فریاد خواندن درست است و پذیرفته می‌گردد و بدان پاسخ داده می‌شود. این هم به فر‌یاد خواندن و به کمک طلبیدن خدا و روکردن بدو و اعتماد و تکیه بر او و درخواست یاری و مدد و رحمت و هدایت از او است‌. هر به فریاد خواندن و به‌کمک طلبیدن و روکردن و اعتماد و تکیه‌کردن و درخواست یاری و مدد و رحمت و هدایت دیگری‌، باطل و بیهوده و ناروا و بر باد است ... آیا حال‌کسانی را می‌بینیدکه بجای خدا انبازها را به فریاد می‌خوانند؟ بنگرید این یکی از آنان است‌: حسرت‌زده تشنه‌ای است‌که بازوان خود را دراز می‌کند وکف دستهابش را باز می‌نماید. دهانش باز است و به فریاد می‌خواند. آب را می‏طلبد تا به دهانش برسد ولی آب به دهانش نمی‌رسد. خودش هم پس از تلاش‌کردن و حسرت خوردن و رنج بردن به آب دسترسی پیدا نمی‌کند. همچنین است دعای‌کافرانی که خدای یگانه را نمی‌پذیرند، بدان هنگام‌که انبازها را فریاد میدارند:

(وَمَا دُعَاءُ الْكَافِرِينَ إِلا فِي ضَلالٍ).

دعای کافران (و پرستش ایشان) جز سرگشتگی و بیهوده‌کاری 