ی است که خود را ظاهر می‌سازد و به دنبال‌کار خویش روان می‌گردد» است‌. با پرتوی‌که این واژه دارد بیانگر معنی بر عکس معنی خود نیز می‏‎باشد. پرتو آن پرتوی است نهان‌، یا نزدیک به نهان است‌. سارب به معنی رونده است‌. در این واژه‌، حرکت مقصود است‌که در مقابل پنهان گردیدن قرار دارد. این ظرافت در طنین این واژه و در پرتو آن در اینجا مراد و مقصود است تا فضا تیره و تار نگردد، فضای دانش لطیف ودقیق و نهان و روان به دنبال چنین پنهان‌، و آگاه از رازها و رمزها، و مطلع از آن‌که خویشتن را در شب مخفی می‌دارد، و باخبر از فرشتگانی‌که دیده نمی‌شوند و آدمی را می‌پایند و کردار وگفتار او را ضبط می‌نمایند و از مصائب و بلایا و اشیاء و اشخاصی‌که خدا بخواهد وی را حفظ می‌نمایند. روند قرآنی واژه‌ای را برگزیده است‌که معنی تقابل را باکمک مستخفی -‌یعنی‌: بسیار خویشتن را پنهان‌کننده -‌می‌رساند، ولیکن نرم و لطیف و تا اندازه‌ای پنهان و نهان‌!

(لَهُ مُعَقِّبَاتٌ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ يَحْفَظُونَهُ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ).

انسان دارای فرشتگانی است که به (‌نوبت عوض می‌شوند و) پیاپی از روبرو و از پشت سر (‌و از همه جوانب دیگر، او را می‌پایند و) به فرمان خدا از او مراقبت می‌نمایند.

فرشتگان نگهبانی‌که هر انسانی را دنبال می‌کنند، و هر دررونده و هر درشونده و هرچه راکه بر دل‌گذرد و بر دل رود، ثبت و ضبط می‌کنند، و به فرمان یزدان به انجام وظیفه می‌پردازند، روند قرآنی از اینها صفتی و شناختی بیان نمی‌دارد، و پیش از این راجع بدانها چیزی نمی‌گوید. تنها چیزی‌که می‌گوید این است‌:

(مِنْ أَمْرِ اللَّهِ).

به فرمان خدا ... به خاطر فرمان خدا.

ما نمی‌پردازیم به این‌که‌: چه چیزند؟ صفات آنها چیست‌؟ چگونه دنبال می‌کنند و پی می‌گیرند؟ کجا خواهند بود؟ ... فضای نهان و هراس و پیجوئی راکه روند قرآنی رنگ‌آمیزی کرده است و آراسته است به هم نمی‌زنیم و از میان نمی‌بریم‌. آنچه در اینجا مراد است همین است‌. تعبیر به اندازه خود به میان آمده است وگفته شده است‌. این‌گونه بایسته و شایسته هم به گزاف انجام نگرفته است و روی ننموده است‌. هرکس که کمترین آشنائی با فضاهای تعبیر داشته باشد، می‌ترسد از این‌که این فضای پیچیده را با توضیح و تفصیل خود پریشان و نابسامان‌کند.

(إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ).

خداوند حال و وضع هیچ قوم و ملتی را تغییر نمی‌دهد (‌و ایشان را از بدبختی به خوشبختی‌، از نادانی به دانائی‌، از ذلت به عزت‌، از نوکری به سروری‌، و .‌.. و بالعکس نمی‌کشاند) مگر این که آنان احوال خود را تغییر دهند.

خدا فرشتگان نگاهبان و مراقب را به فرمان خود در پی مردمان روان می‌دارد تا هر تغییری را بپایند و دیده‌بانی نمایند که مردمان در دل و درونشان و در احوال و اوضاعشان پدید می‌آورند. آنگا‌ه خدا تصرف و عملکرد خود را طبق آن تغییر درباره ایشان روا می‌دارد. چه خدا نعمتی و ثروتی یا ناداری و نقمتی را تغییر نمی‌دهد، و عزت یا ذلتی را دگرگون نمی‌نماید، و مکانت و منزلتی یا توهین و تحقیری را دگرگون نمی‌سازد ... مگر زمانی‌که مردمان احساسات و درک و فهم و اعمال و افعال و واقعیت زندگانیشان را تغییر دهند. آن وقت یزدان سبحان طبق تغییراتی‌که درونهایشان وکارهایشان پیدا کرده است‌، چیزی را تغییر می‌دهد که نصیبشان یاگریبانگیرشان بوده است‌، هرچندکه خدا می‌داند چه خواهند بود و چه خواهند کرد، پیش از این‌که چنین بشوند و حنین بکنند. ولیکن آنچه نصیبشان یاگریبانگیرشان می‌شود بر چیزی مترتب می‌گرددکه از ایشان سر می‌زند، و با توجه به مردمان از حیث زمان‌، دنباله‌رو و پیامد عملکردشان می‌شود.

این حقیقتی است‌که مسئولیت سنگینی را بر دوش انسانها می‌گذارد. این چیزی است‌که خواست خدا مقتضی آن بوده است و سنت خدا بر آن جاری و روان گردیده است‌. این‌که مشیت خدا درباره انساها مترتب شود برتصرف و عملکرد انسانها و سنت خدا درباره ایشان روان وکارگر شود بدان اندازه‌که آنان با رفتار و کردارشان در معرض سنت خدا قرار می‌گیرند، نص قرآنی در این باره صریح و آشکار است و جای تاویل و تفسیر ندارد. درکنار مسئولیت‌، دلیل بزرگداشت این آفریده‌ای را به همراه داردکه مشیت یزدان خواسته است که او با کار و عملکردی که دارد ابزار اجرای مشیت خدا درباره خودش‌گردد.

پس از بیان این قاعده‌، روند قرآنی حالت قومی را به تصویر می‌کشدکه به سوی بدی تغییر پیدا کرده‌اند و خدا نیز بدی بدیشان رسانده است‌. برحسب مفهوم آیه پیدا است‌که آنان نیت خو‌د را از بد به بدتر تغییر داده‌اند و یزدان برای ایشان بدی اراده فرموده است‌:

(وَإِذَا أَرَادَ اللَّهُ بِقَوْمٍ سُوءًا فَلا مَرَدَّ لَهُ وَمَا لَهُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَالٍ).

هنگامی که خدا بخواهد بلائی را به قومی برساند هیچ کس و هیچ چیز نمی‌تواند آن را (‌از ایشان‌) برگرداند، و هیچ کس غیر خدا نمی‌تواند یاور و مددکار آ‌نان شود.

روند قرآنی در اینجا این طرف را برجسته نشان می‌دهد و آشکارا می‌نمایاند بدون این‌که آن طرف دیگر را هویدا و پیدا سازد، زیرا د‌ر ا‌ینجا روند قرآنی ازکسانی صحبت می‌کندکه بدی را با شتاب پیش از خوبی می‌خواهند و در فرارسیدن بلا عجله دارند! در آنجا مغفرت را بر عذاب مقدم داشته است تا غفلت ایشان را آشکار و نمایان کند. امّا در اینجا تنها فرجام بد ایشان را آشکار و نمایان می‌سازد، تا آنان را بترساند و از زمانی هراسناک‌گرداندکه عذاب خدا را از ایشان برطرف نمی‌سازد و بازنمی‌د‌ارد - وقتی‌که طبق نیتی‌که در درونشان است سزاوار عذاب شوند -‌و از دست انتقام خدا مصون و محفو‌ظ نمی‌کند و یاری و کمکشان نمی‌نماید هیچ یاور و مددکاری‌.

*سپس روند قرآنی در ناحیه دیگری‌که متصل به ناحیه‌ای ا‌ست‌که ما در آن بودیم‌گردش تازه‌ای را می‌آغازد، ناحیه تازه‌ای‌که منظره‌های طبیعت و احساسات درون انسان در آن است‌، منظره‌ها و احساسهائی‌که تودرتو و هماهنگ هستند در شکل و سایه‌روشن و آوا. بیم و هراس و لابه و تلاش و هراس بر این ناحیه خیمه می‌زند، و نفس انسان در آن به دیده‌بانی و حذر می‌نشیند و متاثر و منفعل می‌شود:

(هُوَ الَّذِي يُرِيكُمُ الْبَرْقَ خَوْفًا وَطَمَعًا وَيُنْشِئُ السَّحَابَ الثِّقَالَ. وَيُسَبِّحُ الرَّعْدُ بِحَمْدِهِ وَالْمَلائِكَةُ مِنْ خِيفَتِهِ وَيُرْسِلُ الصَّوَاعِقَ فَيُصِيبُ بِهَا مَنْ يَشَاءُ وَهُمْ يُجَادِلُونَ فِي اللَّهِ وَهُوَ شَدِيدُ الْمِحَالِ. لَهُ دَعْوَةُ الْحَقِّ وَالَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ لا يَسْتَجِيبُونَ لَهُمْ بِشَيْءٍ إِلا كَبَاسِطِ كَفَّيْهِ إِلَى الْمَاءِ لِيَبْلُغَ فَاهُ وَمَا هُوَ بِبَالِغِهِ وَمَا دُعَاءُ الْكَافِرِينَ إِلا فِي ضَلالٍ. وَلِلَّهِ يَس