فِرَةٍ لِلنَّاسِ عَلَى ظُلْمِهِمْ).

پروردگار تو نسبت به مردم با وجود ستمهائی که (‌با انجام گناه به خود) می‌کنند بخشنده است (‌و در عذابشان شتاب روا نمی‌دارد)‌.

خدا نسبت به بندگان خود مهربان است‌، حتی اگر هم مدت زمانی ستم‌کرده باشند. خدا درگاه مغفرت را برایشان باز نگاه می‌دارد تا از راه توبه داخل آن شوند. ولیکن‌کسانی را هم به عقاب و عذاب شدیدگرفتار می‌سازدکه بر بزهکاریها و زشتیها و پلشتیها اصرار و پافشاری می‌کنند، و از درگاه باز به داخل اتاق مغفرت نمی‌روند.

(وَإِنَّ رَبَّكَ لَشَدِيدُ الْعِقَابِ).

و پروردگار تو دارای کیفر سخت است (‌و عقوبت او در انتظار گناهکارانی است که در انجام معاصی پافشاری می‏‎کنند و از راه اهریمن به راه خدا برنمی‌گردند و از نیکیها اندوخته‌ای برنمی‌بندند)‌.

روند قرآنی در اینجا مغفرت خدا را بر عذاب خدا مقدم می‌دارد، در مقابل این غافلان و بی‌خبرانی که عذاب را پیش از هدایت با شتاب می‌خواهند. تا فرق عظیم و شگرفی‌که میان خیری‌که خدا برای ایشان می‌خواهد، و میان شری‌که ایشان آن را برای خود می‌خواهند، روشن‌گردد و به در افتد. و از فراسوی این‌کار، کوری بینش وکوری دل‌، و بر سر درافتادن و واژگون شدن ایشان‌، روشن شود، بر سر درافتادن و واژگون شدنی‌که سزاوار افتادن به ژرفای دوزخ است‌.

آن‌گاه روند قرآنی در به شگفت انداختن دیگران ازکار و بار این‌گونه مردمان به پیش می‌رود، مردمانی‌که این همه آیات و نشانه‌های جهانی را درک و فهم نمی‌کنند، و نشانه و آیه دیگری را می‌خواهندکه خدا آن را بر پیغمبر خود نازل‌گرداند. بلی فقط یک آیه و نشانه! در حالی‌که سراسر جهان پیرامو‌نشان آیه و نشانه است‌:

(وَيَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْلا أُنْزِلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِنْ رَبِّهِ إِنَّمَا أَنْتَ مُنْذِرٌ وَلِكُلِّ قَوْمٍ هَادٍ).

کافران می‌گویند: کاش‌! معجزه‌ای (‌از معجزات پیشنهادی ما) از سوی پروردگارش بر او (‌که خویشتن را خاتم‌الانبیاء می‌خواند) نازل می‌شد، (‌و پیغمبری محمّد را برای ما ثابت می‌کرد. آخر قرآن و کارهای دیگری که از او دیده می‌شود، ما را قانع نمی‌کند. تازه اگر ما را قانع هم بکند، ما تنها چیزهائی را می‌پسندیم که خودمان پیشنهاد می‌کنیم‌. ای محمّد!) تو تنها بیم‌دهنده‌ای (‌و پیغمبری‌، و بر رسولان پیام باشد و بس‌)‌. و هر ملتی راهنمائی (‌از میان سائر پیغمبران‌) دارد (‌و تو نوظهور و بی‌سابقه نمی‌باشی‌)‌.

آنان خارق‌العاده‌ای را می‏‎طلبند. خوارق عادات هم از وظائف پیغمبر نبوده و جزو تخصص او نیست‌. خدا است‌که خوارق عادات را با پیغمبر می‌فرستد، هر زمان که حکمت خدا ببیند همچون خارق‌العاده‌ای یا خوارق عاداتی‌.لازم است‌.

(إِنَّمَا أَنْتَ مُنْذِرٌ).

(‌ای محمّد!) تو تنها بیم‌دهنده‌ای (‌و پیغمبری‌، و بر رسولان پیام باشد و بس‌)‌.

تو بیم‌دهنده و روشنگر هستی‌. کار تو کار پیغمبران پیش از تو است‌. خداوند پیغمبران خود را به سوی مردمان فرستاده است تا ایشان را هدایت و راهنمانی کنند.

(وَلِكُلِّ قَوْمٍ هَادٍ).

و هر ملتی راهنمائی (‌از میان سائر پیغمبران‌) دارد (‌و تو نوظهور و بی‌سابقه نمی‌باشی‌)‌.

معجزات و خوارق عادات هم واگذار به خدا است‌، و کار و بار آن در دست اداره‌کننده جهان و بندگان است‌.

*
بدین وسیله گردش نخستین در آفاق وکرانه‌ها و پیروهای آنها به پایان می‌آید، تا روند قرآنی گردش تازه‌ای را در ناحیه د‌یگری بیاغازد، ناحیه درونها و احساسها و زنده‌ها:

(اللَّهُ يَعْلَمُ مَا تَحْمِلُ كُلُّ أُنْثَى وَمَا تَغِيضُ الأرْحَامُ وَمَا تَزْدَادُ وَكُلُّ شَيْءٍ عِنْدَهُ بِمِقْدَارٍ. عَالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ الْكَبِيرُ الْمُتَعَالِ. سَوَاءٌ مِنْكُمْ مَنْ أَسَرَّ الْقَوْلَ وَمَنْ جَهَرَ بِهِ وَمَنْ هُوَ مُسْتَخْفٍ بِاللَّيْلِ وَسَارِبٌ بِالنَّهَارِ. لَهُ مُعَقِّبَاتٌ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ يَحْفَظُونَهُ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ وَإِذَا أَرَادَ اللَّهُ بِقَوْمٍ سُوءًا فَلا مَرَدَّ لَهُ وَمَا لَهُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَالٍ).

خدا می‌داند که هر زنی (‌در شکم خود) چه چیز حمل می‌کند (‌و بار او پسر یا دختر است‌، و وضع جسمانی و روحانی‌، و کیفیت و کمیت استعدادها و نیروهای بالقوه در او چگونه است‌)‌. و می‌داند که رحمها از چه چیز می‌کاهند و بر چه چیز می‌افزایند (‌و فعل و انفعالاف دوران عادی و قاعدگی و آبستنی آنها چگونه بوده و زمان حاملگی و زایمان چه وقت و چقدر و بر چه منوال است‌)‌. و هر چیز در نزد او به مقدار و میزان است (‌و از اندازه معین و حساب مشخص برخوردار است‌)‌. خدا آگاه از جهان پنهان (‌از دید و دانش مردمان‌) و آگاه از جهان دیدنی (‌و آشکار در برابر چشم و علم ایشان‌) است‌، و بزرگوار و والا است‌. کسی که از شما سخن را پنهان می‌دارد، و کسی که سخن را آشکارا می‌سازد، و آن که خویشتن را در شب مخفی می‌نماید، و آن که در روز (‌به دنبال کار خود) روان می‏‎گردد، (‌برای خدا بی‌تفاوت و) یکسان می‌باشند (‌و خداوند از اوضاع و احوال و رفتار و کردارتان‌، هرگونه که بوده و هرجا و هر زمان که باشد آگاه است‌)‌. انسان دارای فرشتگانی است که به (‌نوبت عوض می‌شوند و) پیاپی از روبرو و از پشت سر (‌و از همه جوانب دیگر، او را می‌پایند و) به فرمان خدا از او مراقبت می‌نمایند. خداوند حال و وضع هیچ قوم و ملتی را تغییر نمی‌دهد (‌و ایشان را از بدبختی به خوشبختی‌، از نادانی به دانائی‌، از ذلت به عزت‌، از نوکری به سروری‌، و ... و بالعکس نمی‌کشاند) مگر این که آنان احوال خود را تغییر دهند، و (‌این سنت جاری در اسباب و مسببات ظاهری است‌، ولی‌) هنگامی که‌خدا بخواهد بلائی‌رابه‌قومی‌برساند هیچ‌کس‌و هیچ چیز نمی‌تواند آن را (‌از ایشان‌) برگرداند، و هیچ کس غیر خدا نمی‌تواند یاور و مددکار آنان شود.

عقل حیران می‌گردد و بر جای خود دهان باز می‌ماند و بر خود می‌لرزد هنگامی‌که این پسوده‌های ژرف را در تصو‌یر می‏‎یابد، و این آهنگها و نواهای موسیقی شگفت و شگرف را در تعبیر می‌شنود. حیران می‌گردد و دهان باز می‌ماند وقتی‌که دانش خدا را می‌پاید و موارد و مواقع آن را دنبال می‌نماید. وقتی‌که می‏‎بیند دانش یزدان چنین پنهان در رحمها را پیجوئی می‌کند، و راز نهان در سینه‌ها را دنبال می‌نماید، و جنبش آهسته و آرامی را می‌پایدکه در بخشی از شب صورت می‌پذیرد، و هر پنهان‌شونده و هر رونده و هر پچ‌پچ کننده و هر آشکارا صحبت‌کننده‌ای را زیر نظر می‌دارد و آگاه از آنها است‌. همه اینها زیر ذره‌بین دانش خدا عیان بوده و پرتوی از دانش او بر آنها می‌افتد، و فرشتگان محافظ انسان را می‌پایند، و نیتها و خاطره‌های درون او را سرشماری