 که از سوی خدا ایشان را از آن می‌ترسانی‌) پیش از خوبی (‌و نعمتی که از سوی خدا بدیشان مژده آنرا می‌رسانی‌) بدانان رسد! و حال آن که عذابهای درهم کوبنده و خوارکننده قبل از ایشان بوده است و (‌بر سر گذشتگان آمده است و طومار حیات افراد کافر چون ایشان را درهم نوردیده است‌)‌. پروردگار تو نسبت به مردم با وجود ستمهائی که (‌با انجام گناه به خود) می‌کنند بخشنده است (‌و در عذابشان شتاب روا نمی‌دارد) و پروردگار تو دارای کیفر سخت است (‌و عقوبت او در انتظار گناهکارانی است که در انجام معاصی پافشاری می‏‎کنند و از راه اهریمن به راه خدا برنمی‌گردند و از نیکیها اندوخته‌ای برنمی‌دارند)‌. کافران می‌گویند: کاش‌! معجزه‌ای (‌از معجزات پیشنهادی ما) از سوی پروردگارش بر او (‌که خویشتن را خاتم‌الانبیاء می‌خواند) نازل می‌شد، (‌و پیغمبری محمّد را برای ما ثابت می‌کرد. آخر قرآن و کارهای دیگری که از او دیده می‌شود، ما را قانع نمی‌کند. تازه اگر ما را قانع هم بکند، ما تنها چیزهائی را می‌پسندیم که خودمان پیشنهاد می‌کنیم‌. یا محمّد!) تو تنها بیم‌دهنده‌ای (‌و پیغمبری‌، و بر رسولان پیام باشد و بس‌)‌. و هر ملتی راهنمائی (‌از میان سائر پیغمبران‌) دارد (‌و تو نوظهور و بی‌سابقه نیستی‌)‌.

آسمانها -‌مراد از آن هرچه باشد، و مردمان در زمانهای مختلف از لفظ آن چه برداشتی داشته‌اند و آن را چگونه درک و فهم کرده‌اند - در جلو دیدگان قرار دارند و قابل دید برای همگانند. اگر مردمان لحظه‌ای به تفکر و تامّل درباره آسمانها بپردازند - بدون شک - شگفت‌انگیز و هراس‌انگیز دیده می‌شوند. آسمانها به چیزی تکیه ندارند. برافراشته «‌بدون ستون‌» هستند. عیان و آشکارند و «‌آنها را می‌بینید»‌.

این نخستین پسوده در جولانگاه سترگ هستی است‌. گذشته از این‌، نخستین پسوده برای وجدان بشری هم هست‌. انسان بدان‌گاه که در برابر این صحنه شگفت و شگرف می‌ایستد و آن را ورانداز می‌کند، می‌داند هیچ کسی نمی‌تواند بدون ستون -‌و یا با ستون -‌آن را برافراشته‌کند و بالا ببرد مگر خدا! نهایت کاری راکه انسان می‌تواند بکند این است‌که با ستون و یا بدون ستون خانه کوچکی از این خانه‌هائی را بسازدکه می‌شناسیم و می‏‎بینیم. خانه کوچکی را می‌سازد در گو‌شه تنگی از زمین و از آن تجاوز نمی‌کند. آن‌گاه مردمان درباره بزرگی و محکم بودن و مطمئن بودن آن صحبت می‌دارند، و بی‏خبر از چیزی می‌گردند که ایشان را دربرگرفته است و بالای سرشان برافراشته شده است‌: آسمانهائی‌که بدون ستون برافراشته گردیده‌اند، و قدرت حقی و عظمت حقی‌که در فراسوی آسمانها قرارگرفته‌اند، و استواری و استحکامی که خیال انسان به دامن آن نمی‌رسد ...

از این چیزهائی‌که دیده می‌شوند و مردم آنها را مشاهده می‌کنندگرفته تا چیزهائی‌که در دل غیب نهانند و فهم و درک و چشم و عقل انسان از چون و چند وکم وکیف آنها بی‌خبرند:

(ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ).

سپس (‌به دنبال آفرینش آسمانها) به فرمانروائی جهان هستی پرداخت‌.

اگر بالائی و والائی باشد، این بالاتر و والاتر است‌. اگر بزرگ و سترگی باشد، این بزرگتر و سترگ‌تر است‌. بالائی و والائی و بزرگ و سترگ مطلق این است‌. روند قرآنی آن را به شکلی‌ترسیم می‌کندکه آن را به ذهن نزدیک‌کند، همان‌گونه‌که شیوه قرآن است در نزدیک‌گرداندن امور مطلق به فهم و درک محد‌ود انسان‌.

این هم پسوده شگفت‌انگیز و هراس‌انگیز دیگری از پسوده‌های قلم‌موی معجزه‌آفرین است‌. پسوده‌ای راجع به بالائی و والائی و بزرگی و سترگ مطلق است‌که در کنار پسوده نخستین قرارگرفته است‌، پسوده نخستینی که راجع به بالائی و والائی و بزرگی و سترگ دیدنی و مشاهده شدنی است‌. این دو پسوده درکنار یکدیگر قرار می‌گیرند و هماهنگ و همآوا در روند قرآن می‌شوند ...

از بالائی و والائی و بزرگی و سترگی مطلق‌گرفته تا تسخیر و به زیر فرمان‌کشاندن‌، تسخیر و به زیر فرمان کشاندن خورشید و ماه‌، و تسخیر و به زیر فرمان کشاندن بالائی و والائی و بزرگی و سترگ دیدنی و مشاهده شدنی برای مردمان‌، یعنی آنچه ما در صدد آن هستیم و عظمت چشمگیر و جالب‌انگیزی است و در پسوده نخستین دلهای مردمان را به خود مشغو‌ل‌کرده است و به سوی خودکشیده است‌، و بعد ناگهان آن را مسخر یزدان بزرگوار می‌بینیم ...

لحظه‌ای در برابر متقابلهای متداخل در صحنه می‌ایستیم پیش از این‌که با صحنه به جلو گام برداریم و به پایان آن برسیم‌. ناگهان خود را در برابر بلندای فضای دیدنی می‌بینیم‌که در برابر آن بلندای غیب نادیدنی قرار می‌گیرد ... خویشتن را در برابر استعلاء و بلندائی می‌یابیم‌که در مقابل آن تسخیر و به زیر فرمان کشیدن قرار دارد ... خود را در برابر خورشید و ماه می‌یابیم‌که از لحاظ نوع متقابل در سیاره و ستاره هستند ... در زمان هم متقابل هستند، یکی در شب است و دیگری در روز.

آن‌گاه با روند سوره به پیش می‌رویم ... همراه با استعلاء و تسخیر، حکمت و تدبیر است‌:

(كُلٌّ يَجْرِي لأجَلٍ مُسَمًّى).

هرکدام تا مدت مشخصی (‌و به خاطر هدف معینی‌) به حرکت خود ادامه می‌دهند.

هریک از خورشید و ماه تا حدود و ثغور معین‌، و برابر قانون مقرر، حرکت می‌کنند. چه مراد حرکت سالانه یا روزانه آنها در مدار خود باشدکه هیچ‌کدام از مدار خود تجاوز نمی‌کنند و منحرف نمی‌شوند، و چه مقصود حرکت آنها تا زمان مشخص باشدکه قبل از دگرگونی این جهان دیدنی و اندکی پیش از فرارسیدن رستاخیز است.

(يُدَبِّرُ الأمْرَ) .

خداوند کار و بار (‌جهان‌) را (‌زیر نظر می‌دارد و با حساب و کتاب دقیقی‌) می‏‎گرداند.

کار و بار را به طورکلی می‌گرداند و می‌چرخاند، بدانگونه و با همان تدبیری‌که خورشید و ماه را می‌گرداند و می‌چرخاند و هریک از آن دو تا مدت معینی و سررسید مشخصی درگشت وگذارند ... کسی که‌کرات سرسام‌آور و اجرام شناور در فضا را نگاه می‌دارد و آنها را تا مدت معینی می‌گرداند و هیچ‌یک از آنها از آن مدت معین فراتر نمی‌روند، بدون شک دارای تدبیر سترگی و تقدیر بزرگی است‌.

از جمله تدبیر او درکارها یکی این است‌:

(يُفَصِّلُ الآيَاتِ).

آیه‌ها(‌ی خواندنی کتاب قرآن‌) را بیان می‌دارد.

آیه‌ها را بیان می‌دارد و آنها را نظم و نظام می‌دهد و هماهنگ و همآوا می‌کند، و هریک از آنها را در وقت‌، و به خاطر علت و سبب خود، و برای هدف و مقصود خود، عرضه می‌دارد.

(لَعَلَّكُمْ بِلِقَاءِ رَبِّكُمْ تُوقِنُونَ) ٠

تا این که شما یقین حاصل کنید که (‌در سرای دیگر) پروردگارتان را ملاقات خواهید کرد. 

تا این‌که شما یقین پیداکنید، زمانی‌که آیه‌ها را می‏‎بینید که بیان شده‌اند و هماهنگ گردیده‌اند وگذشته از آنها نشانه‌های جهانی را می‌بینیدکه دست آفریدگار نخستین بار آنها را از نیستی به هستی آورده است و آنها را پیراسته است و آیات قرآن را می‌بینیدکه گذشته 