ضرّع  و  زاری  در  آستانۀ  باری  نپرداختند،  و  ایشان  را  از  چیزی  برنگرداند  که  اهریمن  آن  را  برایشان  آراسته  و  پیراسته  بود،  و  آن  روگردانی  و  سرکشی  بود...  در  اینجا  بود که  خداوند  بدیشان  مهلت  و  فرصت  بیشتر  داد  و  آنان  را  غرق  خوشیها کرد  و  به  مرور  زمان  ایشان  را  در  پیلۀ  نعمتها  اسیر  فرمود  و کم ‌کم  به  سوی  عذاب ‌کشاند:

(فَلَمَّا نَسُوا مَاذُكِّرُوا بِهِ فَتَحْنَا عَلَيْهِمْ أَبْوَابَ كُلِّ شَيْ‏ءٍ حَتَّى‏ إِذَا فَرِحُوا بِمَا أُوتُوا أَخَذْنَاهُمْ بَغْتَةً فَإِذَا هُم مُبْلِسُونَ. فَقُطِعَ دَابِرُ الْقَوْمِ الَّذِينَ ظَلَمُوا وَالْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ).

هنگامی  کـه  آنـان  فرامـوش  کردند  آنچه  را  کـه  بدان  متذکّر  و  مـتّعظ  شـده  بـودند  (‌و  آزمون  ناداری  و  بیماری  کارگر  نیفتاد،  آزمون  دیگری  جهت  بیداری  ایشان  بکار  بردیم  و)  درهای  همه  چیز  (‌از  نعمتها)  را  به  رویشان  گشودیم  تا  آنگاه  که  (‌کـاملا  در  فراخی  نعمت  غوطه‌ور  شدند  و)  بـدانـچه  بـدیشان  داده  شد  شاد  و  مسرور  گشتند  (‌و  بادۀ  ثروت  و  قدرت  ایشان  را  گرفت  و  سرمست  و  مغرور  شدند  و  ناشکری  کردند  و)  ما  بناگاه  ایشان  را  بگرفتیم  (‌و  بـه  عذاب  خود  مـبتلا  کردیم‌)  و  آنان  مأیـوس  و  مـتحـیّر  مـاندند  (‌و  بـه  سـوی  نجـات  راه  نـبردند.  بـدین  تـرتیب‌)  نسـل  سـتمکاران  ریشه‌کن  شد،  و  ستایش  تنها  پروردگار  جهانیان  را  سزا  است  (‌که  با  نقمت  و  نعمت  مردمان  را  تـربیت  مـی‌کند،  و  روی  زمین  را  از  فساد  ظالمان  پاک  می‌سازد)‌.

خوشی  و  نعمت‌،  آزمون  دیگری  است  و  همچون  آزمون  سختی  و  شدّت  است‌.  امّا  این  آزمون  ازآزمون  سخـتی  و شدّت  دشوارتر  و  بالاتر  است‌.  یزدان  جهان  مردمان  را  با  خوشی  و  نعمت  می‌آزماید،  همان‌ گو‌نه‌ که  با  آزمون  سختی  و  شدّت  می‌آزماید.  هم  فرمانبرداران  را  و  هم  سرکشان  و  نافرمایان  را  می‌آزماید،  و  با  هر  دو  وسـیلۀ  خو‌شی  و  نعمت‌،  و  ناخو‌شی  و  نقمت‌،  هر  دو گـروه  را  امتحان  می‌فرماید.

فرد  مؤمن  با  سختیها  وگرفتاريها  امتحان  می‌گردد  و  او  صبر  و شکیـائی  می‌ورزد،  و  با  خوشیها  و  نعمتها  مورد  آزمایش  قرار  می‏‎گیرد  و  او  به  شکر  و  سپاس  می‌نشیند.  در  هر  دو  حال ‌کار  و  بارش  همه  خیر  و  خوبی  خواهد  بود...  در  حدیث  آمده  است‌:

(عَجَبًا لِلْمُؤمِنِ إنَّ أمْرُهُ كُلُّهُ لَهُ خَيْرٌ وَ لَيْسَ ذَلِكَ لِأَحَدٍ إلَّا لِلْمُؤْمِنِ , إنْ أَصَابَتْهُ سَرَّاءُ شَكَرَ فَكَانَ خَيْرًا لَهُ , وَ إنْ أَصَابَتْهُ ضَرَّاءُ صَبَرَ فَكَانَ خَيْرًا لَهُ).

 کار  مؤمن  چه  شگفت  است‌،  همۀ  کارهایش  برای  او  خیر  و  خوبی  است‌،  و  این  کار  برای  کسی  جز  مـؤمن  چنین  نیست‌.  اگر  خوشی  ونعمتی  نصیب  او گردد،  شكر و  سپاس  می‌کند  و  برای  او  خیر  خواهد  بود.  و  اگر  زیان  و  بلائی  بدو  برسد،  صـبر  و  شکیبائی  مـی‌کند  و  بـرای  او  خیر  خواهد  شد.  (‌مسلم  آن  را  روایت  کرده  است‌)

ا‌ین  ملتهائی‌ که  پيغـمـبران  خود  را  تکذیب‌کرد‌ه‌اند،  و  یـزدان  سبحان  در  ایـنجا  داسـتان  آنـان  را  روایت  می‌فرماید،  هنگامی  که  چیزی  را  فراموش  کرده‌انـد که  بدیشان  تـذکر  داده  شده  است  و  انـجام  آن  از  ایشان  خواسته  شده  است‌،  و  يزدان  سبحان  دانسته  است‌ که  آنان  باید  هلاک‌گردند،  پس  از  این  که  خداوند  ایشان  را  با  زیانها  و  بلاهای  بدنی  و  مالی  آزموده  است  و  آنـان  دست  دعا  به  درگاه  خدا  برنداشته‌اند  و  به  تضرّع  و  زاری  نپرداخته‌اند،  خداوند  این  بار  ایشـان  را  با  خوشیها  و  نعمتها  آزموده  است  و  درهای  همه  چیز  را  برای  آنـان  گشوده  است‌،  تا  پس  از  آزمون  بلاها  و  ضررها، ‌کم ‌کم  در  پیلۀ  خوشیها  و  نعمتها  اسیر  شوند  و  پله  پله  به  سوی  عذاب  روند  و  دستخوش‌ کیفر  دنیوی  و گرفتار  بدبختی  اخروی  گردند.

تعبیر  قرآنی‌که  می‌فرماید:

(فَتَحْنَا عَلَيْهِمْ أَبْوَابَ كُلِّ شَيْ‏ءٍ) 

درهای  همه  چیز  (‌از  نعمتها)  را  به  رویشان  گشودیم.  

روزیها  و  خوبیها،  و  امتعه  و  اموال‌،  و  سلطه  و  قدرت‌،  و  ...  را  به  تصویر  مي‌‌کشد.  نعمتها  را  به  تصویر  مي‌زند که  همچون  سیلاب‏ها  درجوش  وخروشند  و هیچگو‌نه  مانع  و  سد  و  بندی  جلو  آنها  را  نمی‌گیرد!  سیلاب  نعمتها  بدون  کمترین  رنج  و  زحمتی‌ و  حتی  تـلاش  و کـوششی  به  سویشان  روان  است!

صحنۀ  شگفتی  است‌.  حالتی  را  به  تصویر  می‌کشد که  در  حرکت  و  جریان  است‌.  این  هم  شیوۀ  شگفت  به  تصویر  کشیدن  قرآنی  است‌.[2]

(حَتَّى‏ إِذَا فَرِحُوا بِمَا أُوتُوا). 

تا  آن  گاه  که  (‌کاملا  در  فراخی  نعمت  غوطه‌ور  شـدند  و)  بدانچه  بدیشان  داده  شد  شاد  و  مسرور  گشتند  (‌و  بادۀ  ثروت  و  قدرت  ایشان  را  گرفت  و  سرمست  و مـغرور  شدند  و  ناشکری  کردند)‌.

نعمتها  و  روزیها  و  خوشیها  و  شـادیها  ایشان  را  فرا  گرفت‌.  آنان  در  میان  خیرات  و  نعمات  غـرق‌ گشـتند  و  سرمست  از  لذائذ  شدند.  امّا  شکر  نعمت  بجای  نیاوردند  و  خدای  را  با  عبادت  یاد  نکردند.  دلهایشان  از  یاد  نعمت  دهنده  به  تکان  درنیامد  و  هراسی  و  پـرهیزی  به  خود  ندید.  تمام  تلاششان  صرف  لذائذ  شد،  و کاملا  تسـلیم  هو‌اها  و  هوسها  گردیدند.  همان  گونه  که  عادت  افرادی  است‌که  غرق  در  لهو  و  لعب  و  خوشگذرانی  و  لذتـند،  زندگانی  ایشان  از کارهای  ارزشمند  و  بزرگ  خالی  و  تهی‌ گردید.  نظم  و  نظام  و  اوضاع  و  احوال  بر  اثر  آن  از  هم  پاشید.  فساد  دلها  و  اخلاق‌،  مـایۀ  تباهی  جامعه  و  باعث  نابسامانی  مردمان  شد.  هم  این  و  هم  آن  به  نتائج  طبیعی  خود  منتهی‌ گردید که  تباهی  سراسر  زندگی  بود...  بدین  هنگام  موعد  سنّت  و  قانونی  شد که  تـغییرناپذیر  است‌:

(أَخَذْنَاهُمْ بَغْتَةً فَإِذَا هُم مُبْلِسُونَ). 

ما  به  ناگاه  ایشان  را  بگـرفتیم  (‌و  بــه  عذاب  خود  مـبتلا کردیم‌)  و  آنان  مأیـوس  و  مـتحیر  مـاندند  (‌و  بـه  سـوی  نجات  راه  نبردند)‌.

خداوند  ناگهانی  ایشان  را  بگرفت،  بدان  گاه‌ که  آنان  در  بیخبری  و  سرمستی  بسر  می‏بردند.  ایشـان  آواره  و  سرگشته‌ گشتند  و  از  رهائی  امید  بریدند  و  نـتوانسـتند  راهي  برای  نجات  پیدا کنند  و  برای  رستگاری  خویش  چاره‌اندیشی  کنند.  به  ناگاه  همۀ  آنـان  یکسـره  هلاک  شدند.

(فَقُطِعَ دَابِرُ الْقَوْمِ الَّذِينَ ظَلَمُوا وَالْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ). 

(‌بدین  ترتیب‌)  نسل  ستمکاران  ریشه‌کن  شد.

(دَابِرُ الْقَوْمِ)  آخرین  کسی  است‌که  به  دنبال  ایشـان  می‌آید.  هنگامی‌ که  آخرین  فرد  جماعتی  نـابود گردد،  یعنی  پسرو گروهی  هلاک‌کردد،  قطعاً  پیشروان  آن‌گروه  قبل  از  او  نابود  شده‌اند:

(الَّذِينَ ظَلَمُوا).

آن  کسانی  که  ستمکار  بودند.

مرادکسانی  است‌که  شرک  ورزیدند...  چرا که  قرآن  در  اغلب  