ژه خود را اعلان نمی‌کنند؟ و راه ویژه خود را نشان نمی‌دهند؟ و خط سیر ویژه خو‌یش راکه‌کاملا جدای از خط سیر جاهلیت است اعلان نمی‌دارند؟

*
آن‌گاه به سنت و قانون خدا در رسالتها، و به برخی از نشانه‌های موجود در زمین‌که بیانگر سرنوشت پیشینیان است‌، نگاهی انداخته می‌شود ... محمّد (صلی الله علیه و سلم) تافته جدابافته‌ای و نمونه بی‌سابقه‌ای از پیغمبران نیست‌. رسالت او هم چیز نوظهور بی‌مثل و مانندی از رسالتها نیست ... پیش از او پیغمبران زیادی آمده‌اند و رسالتهای بیشماری بوده است ... فرجام کارکسانی که قبلا بوده‌اند و به تکذیب حقائق پرداخته‌اند، آیات و نشانه‌هائی برجا در زمین و آماده در مقابل دیدگان مردمانند.

(وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ إِلا رِجَالا نُوحِي إِلَيْهِمْ مِنْ أَهْلِ الْقُرَى أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِي الأرْضِ فَيَنْظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَلَدَارُ الآخِرَةِ خَيْرٌ لِلَّذِينَ اتَّقَوْا أَفَلا تَعْقِلُونَ؟).

(‌سنت ما در گزینش پیغمبران و گسیل آنان به میان مردمان تغییر نکرده است‌، و از جمله در انتخاب تو به عنوان خاتم‌الانبیاء نیز مرعی شده است‌) و ما پیش از تو پیغمبرانی نفرستاده‌ایم‌، مگر این که مردانی از میان شهریان بوده‌اند و بدیشان وحی کرده‌ایم‌. (‌دسته‌ای از انسانها بدانان گرویده و گروهی هم از ایشان بیزاری جسته‌اند. آیا قوم تو از این بی‌خبرند که پیغمبران نه فرشته و نه زن بوده‌اند و بلکه مردانی از شهرها بوده و در میان مردمان همچون ایشان زندگی کرده‌اند و تنها فرق آنان با دیگران این بوده که حاملان وحی و پیام‌آوران آسمانی بوده‌اند، و بعضی راه چنین راهنمایانی را انتخاب و به بهشت رسیده‌اند، و برخی هم عناد ورزیده و کفر پیشه کرده‌اند و به دوزخ واصل شده‌اند؟‌)‌. مگر در زمین به گشت و گذار نمی‌پردازند تا ببینند که سرانجام کار گذشتگان پیش از ایشان چه بوده و به کجا کشیده شده است‌؟ بی‏گمان سرای آخرت‌، بهتر (‌از سرای این جهان‌) برای پرهیزگاران است‌. (‌ای معاندان افسارگسیخته و آرزوپرستان سرگشته‌!) آیا خرد و اندیشه خویش را بکار نمی‌اندازید (‌و نمی‌دانید که هستی خود را ناآگاهانه می‌بازید و توشه‌ای برای آخرت فراهم نمی‌سازید؟‌!)‌.

نگاههائی به آثار جای مانده‌گذشتگان دلها را به لرزه و تکان می ‌اندازد، حتی دلهای قلدران و ستمگران را نیز به لرزش می‌افکند. لحظه‌هائی‌که انسان بر بال خیال می‌نشیند و به‌گذشته‌ها برمی‏گردد و حرکات و سکنات و تلاش وکوشش پیشینیان را پیش چشم دل آماده و ورانداز می‌کند، و ایشان را زنده می‏‎بیند و بدیشان می‌نگرد که دارند در مکانها و محلهای خود می‌آیند و می‌روند و می‌ترسند و امیدوار می‌شوند و حرص و طمع می‌ورزند و به آینده خود دل می‌بندند ... امّا اینک ساکت و خاموش و بدون جنب و جوش و حس و شعور افتاده‌اند و جملگی در یک پیرهن خوابیده‌اند ... کاخها وکوخهای ایشان فروتپیده است‌، و منزل و مأوایشان ویرانه گردیده است ... فنا آنان را درهم پیچیده است و همراه با آنان افکار و احساسات و دنیاها و حرکات و سکنات ایشان را درهم نوردیده است و بساط ایشان را جمع‌کرده است ... جهان آنان پیش چشم خیال مجسم است و به ژرفای دل اندر است ... این‌گونه اندیشه‌ها و نگرشها دل انسان را هرچندکه خشک و غافل و سخت و سنگین باشد به لرزش و چندش می‌اندازد ... بدین جهت است‌که قرآن دست مردمان را می‌گیرد و ایشان را بر بالای جایگاه‌هائی نگاه می‌دارد که پیشینیان در آنجاها زمان به زمان نقش زمین شده‌اند و بر باد فنا رفته‌اند:

(وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ إِلا رِجَالا نُوحِي إِلَيْهِمْ مِنْ أَهْلِ الْقُرَى).

ما پیش از تو پیغمبرانی را بفرستاده‌ایم‌، مگر این که مردانی از میان شهریان بوده‌اند و بدیشان وحی کرده‌ایم‌.

پیغمبران نه فرشته بوده‌اند و نه آفریده دیگری بوده‌اند. بلکه آنان انسانهائی همچون شما از اهالی شهرها بوده‌اند. ایشان از بادیه‌نشینان و بیابان‌نشینان نبوده‌اند، تا مهربان و سازگار باشند ... در برابر سختیها و دشواریهای دعوت‌، و در مقابل معضلات و مشکلات هدایت‌، بردباری و شکیبائی کن‌. چه رسالت تو منطبق با سنت خدا است در فرستادن و برانگیخته کردن مردانی از انسانها که بدیشان وحی کردیم‌.

(أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِي الأرْضِ فَيَنْظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ).

مگر در زمین به گشت و گذار نمی‌پردازند تا ببینند که سرانجام کار گذشتگان پیش از ایشان چه بوده و به کجا کشیده شده است‌؟‌.

تا بدانندکه سرنوشت آنان همچون سرنوشت ایشان است‌، و بفهمندکه سنت خدا درباره‌گذشتگان پیدا است و بدیشان نیز همان رسدکه به پیشینیان رسیده است‌، و متوجه‌گردندکه عاقبت می‌میرند و بر باد فنا می‌روند:

(وَلَدَارُ الآخِرَةِ خَيْرٌ لِلَّذِينَ اتَّقَوْا) .

بی‏گمان سرای آخرت‌، بهتر (‌از سرای این جهان‌) برای پرهیزگاران است‌.

سرای آخرت جاویدان و پایدار است و بهتر از این سرا است‌که جای ماندگاری و قرار نیست‌.

(أَفَلا تَعْقِلُونَ).

آیا خرد و اندیشه خویش را بکار نمی‌اندازید (‌و نمی‌دانید که هستی خود را ناآگاهانه می‌بازید و توشه‌ای برای آخرت فراهم نمی‌سازید؟‌!)‌.

آیا از راه خرد نمی‌روید و درباره سنتها و قانونهای خدا که راجع به پیشینیان بوده است و در حق ایشان اجراء گردیده است‌، تدبر و تفکر نمی‌کنید؟ آیا خردمندانه عمل نمی‌کنید تاکالای ماندگار و زندگی جاویدان را برکالای‌گذرا و زندگی کوتاه ترجیح دهید و برتر نهید؟ 

آن‌گاه روند قرآنی ساعتهای تنگ و سخت زندگی پیغمبران را به تصویر می‌کشد، ساعتهائی‌که اندکی پیش از لحظه حساس و سرنوشت‌سازی‌که وعده خدا در آنها تحقق پیداکرده است‌، و سنت خدا در آنها اجراء گردیده است‌، سنتی‌که پیش و پس نمی‌افتد و این سو و آن سو نمی‌شود و نمی‌رود:

(حَتَّى إِذَا اسْتَيْئَسَ الرُّسُلُ وَظَنُّوا أَنَّهُمْ قَدْ كُذِبُوا جَاءَهُمْ نَصْرُنَا فَنُجِّيَ مَنْ نَشَاءُ وَلا يُرَدُّ بَأْسُنَا عَنِ الْقَوْمِ الْمُجْرِمِينَ).

(‌ای پیغمبر! یاری ما را دور از خویشتن مدان‌. یاری ما به شما نزدیک و پیروزیتان حتمی است‌. پیش از این پیغمبران متعددی آمده‌اند و به دعوت خود ادامه داده‌اند و دشمنان حق و حقیقت هم به مبارزه برخاسته و مقاومت و مخالفت نموده‌اند) تا آنجا که پیغمبران (‌از ایمان آوردن کافران و پیروزی خود) ناامید گشته و گمان برده‌اند که (‌ازسوی پیروان اندک خویش هم‌) تکذیب شده‌اند (‌و تنهای تنها مانده‌اند)‌. در این هنگام یاری ما به سراغ، ایشان آمده است (‌و لطف و فضل ما آنان را دربر گرفته است‌) و هرکس را که خواسته‌ایم نجات داده‌ایم‌. (‌بلی‌! در هیچ زمانی و در هیچ مکانی‌) عذاب ما از سر مردمان گناهکار دور و دفع نمی‏گردد. تصویر