 لا يُفَرِّطُونَ .ثُمَّ رُدُّوا إِلَى اللَّهِ مَوْلاهُمُ الْحَقِّ أَلا لَهُ الْحُكْمُ وَهُوَ أَسْرَعُ الْحَاسِبِينَ).  (59-62)
گنجینه‌های  غیب  و  کلید  آنها  در  دست  خدا  است  و  کسی  جز  او  از  آنها  آگاه  نیست‌.  و  خداوند  از  آنچه  در  خشکی  و  دریا  است  آگاه  است‌.  و  هیح  برگی  (‌از  گیاهی  و  درختی‌)  فرو  نمی‌افتد  مگر  ایـن  که  از  آن  خبردار  است‌.  و  هیچ  دانه‌ای  در  تاریکیهای  (‌درون‌)  زمین‌،  و  هیچ  چیزِ  تر  و  یا  خشکی  نیست  که  فرو  افتد،  مگر  این  که  (‌خدا  از  آن  آگاه‌،  و  در  علم  خدا  پیدا  است  و)  در  لوح  محفوظ  ضبط  و  ثبت  است‌.  خدا  است  که  در  شب  شما  را  می‌میراند  و  در  روز  شما  را  برمی‌انگیزاند  و  او  می‌داند  که  در  روز  (‌که  عمدۀ  جنب  و  جوش  و  تلاش  و  کوشش  است‌)  چـه  مـی‌کنید  و  چه  فرا  چنگ  می‌آورید  (‌و این  مرگ  و  زندگی  خواب  و  بیداری  نام‌،  پيوسته  ادامه  دارد)  تا  مهلت  معیّن  (‌زنـدگی  هر  کس  با  فرا  رسیدن  مرگ  او)  بسر آید.  سپس  (‌در  روز  رستاخیز  همگان‌)  به  سوی  خـدا  برمی‌گردید  و  آنگاه  شما  را  بدانچه  (‌از  خوب  و  بد  در  دنیا)  می‌کردید  باخبر  می‏‎گرداند  (‌و  پاداش  و  پادافره  اعمال  را  به  صاحبان  آنها  می‌رساند)‌.  خداوند  بر  بندگان  خود  کاملاً  چیره  است‌.  او  مراقباتی  (‌از  فـرشتگان  را  بـرای  حسـابرسی  و  نگارش  اعمال  شما)  بر  شما  می‌فرستد  و  می‌گمارد  (‌و  آنان  بکار  خود  بـا  دقّت  تـمام  تـا  دم  مرگ  یکـایک  شما،  مشـغول  مــی‌گردند)  و  چــون  مرگ  یکــی  از  شـما  فرا  رسـید،  فرستادگان  مـا  (‌از  مـیان  فرشتگان  دیگر  بـه  سـراغ  او  می‌آیند  و)  جان  او  را  می‏‎گیرند،  و  (‌فرشتگان  گروه  اوّل  و  فرشتگان  گروه  دوم  هـیچکدام  در  مأمـوریّت  خود)  کوتاهی  نمی‌کنند.  سپس  (‌همۀ  مردگان  در  روز  قیامت  زنده  می‌گردند  و)  به  سوی  خدا،  یـعنی  سَـرور  حقیقی  ایشان  برگردانده  می‌شوند.  هان‌!  (‌بدانـید  کـه  در  چنین  روزی‌)  فـرمان  و  داوری  از  آن  خـدا  است  و  بس‌،  و  او  سريع‌ترین  حسابگران  است  (‌و  در  کوتاه‌ترین  مدّت  بـه  حساب  یکایک  خلائق  می‌رسد  و  پاداش  و  پادافره  آنـان  را  می‌دهد)‌.
*  در  موردگواهی  فطرت‌،  و  راهیابی  خود  به  خود  آن  به  پروردگار  راستین  خویش‌،  همین ‌که  دستگاه  گیرندۀ  آن  برای  دریافت  دلائل  هدایت  و  الهامهایش  در  صـفحات  هستی  باز  باشد،  دلائل  و  الهامهائی‌ که  با  زبان ‌گویا  و  رسائی  با  فطرت  به  سخن  می‌پردازند  و آهنگ  و  صدای  آنها،  در  ژرفاهای  پنهان  و  زوایای  نهان  فطرت‌،  طنين  انداز  می شود،  می خوانیم‌:
(وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ لأبِيهِ آزَرَ أَتَتَّخِذُ أَصْنَامًا آلِهَةً إِنِّي أَرَاكَ وَقَوْمَكَ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ .وَكَذَلِكَ نُرِي إِبْرَاهِيمَ مَلَكُوتَ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ وَلِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ .فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ رَأَى كَوْكَبًا قَالَ هَذَا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لا أُحِبُّ الآفِلِينَ .فَلَمَّا رَأَى الْقَمَرَ بَازِغًا قَالَ هَذَا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لَئِنْ لَمْ يَهْدِنِي رَبِّي لأكُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضَّالِّينَ .فَلَمَّا رَأَى الشَّمْسَ بَازِغَةً قَالَ هَذَا رَبِّي هَذَا أَكْبَرُ فَلَمَّا أَفَلَتْ قَالَ يَا قَوْمِ إِنِّي بَرِيءٌ مِمَّا تُشْرِكُونَ .إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضَ حَنِيفًا وَمَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ .وَحَاجَّهُ قَوْمُهُ قَالَ أَتُحَاجُّونِّي فِي اللَّهِ وَقَدْ هَدَانِي وَلا أَخَافُ مَا تُشْرِكُونَ بِهِ إِلا أَنْ يَشَاءَ رَبِّي شَيْئًا وَسِعَ رَبِّي كُلَّ شَيْءٍ عِلْمًا أَفَلا تَتَذَكَّرُونَ .وَكَيْفَ أَخَافُ مَا أَشْرَكْتُمْ وَلا تَخَافُونَ أَنَّكُمْ أَشْرَكْتُمْ بِاللَّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ عَلَيْكُمْ سُلْطَانًا فَأَيُّ الْفَرِيقَيْنِ أَحَقُّ بِالأمْنِ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ .الَّذِينَ آمَنُوا وَلَمْ يَلْبِسُوا إِيمَانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولَئِكَ لَهُمُ الأمْنُ وَهُمْ مُهْتَدُونَ).(74-82)
 و  (‌برای  مردمان  بیان  کن  چیزهائی  را  که  رخ  داده  است‌)  بدانگاه  که  ابراهیم  به  پدر  خود  آزر  گفت‌:  آیا  بتهائی  را  به  خدائی  می‌گیری‌!!  (‌مگر  زشت  نیست  که  انسـان  عـاقل‌،  سنگهای  بی‌جان  را  پرستش  و  عبادت  کند  و  در  بـرابـر  تراشیده‌های  دست  خود  کرنش  برد؟‌!)‌.  به  حقیقت  من  تو  را  و  قـوم  تــو  را  در  گمراهی  آشکار  (‌و  بدور  از  راه  پـروردگار)  مـی‌بینم‌.  و  همانگونه  (‌که  گمراهی  قوم  ابراهیم  را  در  امر  پرستش  بتها  بـه  او  نمودیم‌،  بـارها  و  بارها  نیز)  م‍لک  عظیم  آسـمانها  و  زمـین  را  بـه  ابـراهیم  نشان  دادیم‌،  تا  از  زمرۀ  باورمندان  راستین  شود  (‌و  بـر  راستای  خداشناسی  رود.  از  جمله‌)  هنگامی  کـه  شب  او  را  در  بـر  گرفت  (‌و  تاریکی  شب  همه  جا  را  پـوشاند) 
ستاره‌ای  (‌درخشان  به  نام  مشتری  یا  زهره‌)  را  دید  (‌بر  سبيل  فرض  و  ارخاء  العنان‌)  گفت‌:  ایـن  پروردگار  من  است‌!  امّا  هنگامی  که  غروب  کرد  (‌بـرای  ابـطال  عقیدۀ  ستاره‌ پرستان  موجود  در  آن  محیط‌)  گفت‌:  من  غـروب  کنندگان  را  دوست  نمی‌دارم  (‌و  به  عبادت  چیزهای  تغیّر  پذیر  و  زوال  پذیر  نمی‌گرایـم‌)‌.  و  هنگامی  که  مـاه  را  در  حال  طلوع  (‌در  کرانۀ  افق‌)  دید  (‌باز  هم  بر  سبیل  فرض  و  ارخــاء  العـنان‌)  گفت‌:  ایـن  پروردگار  مـن  است‌!  ولی  هنگامی  که  (‌آن  هم‌)  غروب  کرد،  گفت‌:  اگر  پـروردگارم  مرا  راهنمائی  نکند،  بـدون  شکّ  از  زمـرۀ  قوم  گمراه  (‌و  جمعیّت  سرگشته  در  وادی  کفر  و  ضلال‌)  خواهم  بود.  و  هنگامی  که  خورشید  را  در  حال  طلوع  (‌در  کرانۀ  افق‌)  دید  (‌دوباره  بر  سبیل  فرض  و  ارخـاء  العنان‌)  گفت‌:  ایـن  پروردگار  من  است  (‌چرا  که‌)  این  بزرگتر  (‌از  سـتاره  و  ماه‌)  است‌!  امّا  هنگامی  که  غروب  کرد،  گفت‌:  ای  قوم  من‌،  بی‏گمان  من  از  آنچه  انباز  خدا  می‌کنید  بیزارم  (‌و  تـنها  رو  به  خدا  می‌دارم‌)‌.  بی‏گمان  من  رو  به  سوی  کسی  مـی‌کنم  که  آسمانها  و  زمین  را  آفریده  است‌،  و  من  (‌از  هر  راهـی  جز  راه  او)  بکنارم  و  از  زمـرۀ  مشـرکان  نـیستم‌.  و  (‌بـا  وجود  این‌)  قوم  ابراهیم  با  او  به  ستیزه  پرداختند  (‌و  وی  را  از  خشم  خدایان  خود  ترساندند.  ابراهـیم‌)  گفت‌:  آیـا  شما  را  سزد  که  دربارۀ  خدا  با  من  بستیزید،  و  حـال  آن  كه  مرا  (‌خداوند  با  دلائل  روشن  به  سوی  حق  راهـنمائی  کرده  و)  هدایت  بخشیده  است‌؟  من  از  آن  چیزهائی  کـه  انباز  خدا  می‌کنید  نمی‌ترسم  (‌چرا  که  می‌دانم  از  سـوی  آنها  و  از  جانب  کسی  زیانی  به  من  نمی‌رسد)  امّا  اگر  خدا  بخواهد  ضرر  و  زیان  (‌بـه  کسـی  برسد،  بی‏گمان  بدو) 