ین لحظات برای به لرزه و ارتعاش درآوردن تارهای دل انسان با مضراب درک و فهم هراس‌انگیز و تاثیر و تاثر پاسخگوی شگفت‌انگیز،‌کافی و بسنده است‌. کسی که‌کس اسب تک‌مضرابی او را بس است تا برجهد و پیشانی بر آستان یزدان نهد! امّا حیف‌که آنان‌:

(يَمُرُّونَ عَلَيْهَا وَهُمْ عَنْهَا مُعْرِضُونَ)‌.

از فراز وکنار آنها می‌گذرند و درباره آنها نمی‌اندیشند و از آنها روی می‌گردانند!.

این است‌که بیشتر آنان ایمان نمی‌آورند!

و حتی آنان که ایمان می‌آورند، بسیاری از ایشان شرک - به شکلی از اشکال -‌به دلهایشان سرک می‌کشد و فرومی‌رود. چه ایمان خالص به بیداری همتش نیاز داردکه پیش از هر چیز نگذارد وسوسه‌های اهریمنی بر دل نشیند و در آن جای‌گزیند، و نگذارد در هیچ حرکت و جنبشی و کار وکوششی معیارها و اعتبارهای زمینی دل را بیالاید و آن را اسیر خود نماید، تا همه جنبشها و تلاشها وکارها برای خدا شود، و خالصانه برای رضای یزدان نه خشنودی دیگران صورت پذیرد. ایمان خالص نیاز به قاطعیت کامل در مساله سلطه بر دل‌، و تصرف در کار، و نظارت بر رفتار دارد، بدان‌گونه‌که کرنش بردن و پرستش کردنی در دل برجای نماند مگر این که برای یزدان سبحان باشد و بس‌. و بدان‌گونه‌که در زندگی بندگی‌ای برجای نماند مگر این‌که برای سرور یگانه‌ای انجام پذیردکه هرچه بخواهد بشود و هیچ رادع و مانعی نتواند جلو آن را بگیرد:

(وَمَا يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلا وَهُمْ مُشْرِكُونَ).

و اکثر آنان که مدعی ایمان به خدا هستند، مشرک می‌باشند.

آنان مشرک هستند چون معیاری و ارزشی از معیارها و ارزشهای این زمین را در بیان خود راجع به رخدادها و چیزها و افراد دخالت می‌دهند. آنان مشرک هستند چون سببی و علتی از اسباب و علل را با قدرت خدا در سود یا زیان دخالت میدهند. آنان مشرک هستند چون بجای‌کرنش بردن و پرستش نیروی خدا، برای نیروی دیگری‌کرنش می‏‎برند و پرستش می‌کنند، نیروی فرمانروائی یا راهنمائی که از شریعت خدا استمداد نمی‌گیرد. آنان مشرک هستند چون بجای امید به خدا، به بنده ای از بندگان خدا چشم امید می‌دوزند. آنان مشرک هستند چون در فداکاری خود به تعریف و تمجید مردمان دل می‌بندند، و با درنظرگرفتن ارزشیابی دیگران جان‌نثاری خویش را آلوده می‌کنند. آنان مشرک هستند. چون در تلاش برای به دست آوردن سود‌ی یا دفع زیانی غیرخدا را در مد نظر می‌گیرند وکوشش خود را برای غیر خدا انجام می‌دهند. آنان مشرک هستند چون در عبادت جز ذات خدا ذات دیگری را شرکت می‌دهند ... این است‌که پیغمبر خدا (صلی الله علیه و سلم) می‌فرماید:

(الشرک فیکم أخفی من دبیب النّمل‌)‌.[1] 

شرک در میان شما پنهان‌تر از حرکت مورچه است‌. در احادیث نمونه‌هائی از این شرک پنهان وجود دارد: ترمذی از قول ابن‌عمر روایت‌کرده است و آن را حدیث حسن دانسته است‌:

(‌من حلف بغیر الله فقد أشرک‌)‌.

هرکس به غیر خدا سوگند بخورد قطعاً شرک ورزیده است.

احمد و ابوداوود و غیره از ابن‌مسعود (رضی الله عنه) روایت کرده‌اندکه‌گفته است‌: پیغمبر خدا (صلی الله علیه و سلم) فرموده است‌:

(إنّ الرّقی و التّمائم شرکٌ).

قطعا نوشته‌ها و مهره‌ها شرک است‌.

امام احمد در مسند خود از قول عقبه پسر عامر روایت کرده است که‌گفته است‌: پیغمبر خدا (صلی الله علیه و سلم) فرموده است:

(‌من علّق تمیمةً فقد اشرک‌)‌.

کسی که مهره‌ای را آویزه کند شرک ورزیده است‌. از ابوهریره - با اسنادی‌که داشته است - روایت کرده است‌که‌گفته است‌: پیغمبر خدا (صلی الله علیه و سلم) فرموده است‌: (‌یقول الله: أنا أغنی الشرکاء عن الشرک‌، من عمل عملا أشرک فیه ‌معی غیری ترکته‌ و شریکه‌)‌. 

خدا می‌فرماید: من بی‌نیازترین شریکها از شرک هستم‌. هرکس کاری را انجام دهد و درآن غیر مرا شریک من کند، او را رها می‌کنم و به شریکش وامی‌گذارم‌.

امام احمد از ابوسعید پسر ابوفضاله روایت کرده است که‌گفته است‌: از پیغمبر خدا (صلی الله علیه و سلم) شنیدم‌که می‌فرماید:

(‌اذا جمع الله ا‌لاولین و الاخرین لیو‌م لاریب فیه‌، ینادی مناد: من کان اشرک فی عمل عمله لله‌، فلیطلب ثوابه من عند غیر الله‌، فانّ الله أغنی الشرکاء عن الشرک‌).

هنگامی که خدا پپشینیان و پسینیان را در روزی گرد می‌آورد که گمانی در آن نیست‌، ندا دهنده‌ای ندا درمی‌دهد: کسی که در کاری که برای خدا انجام داده است و در آن شرک ورزیده است‌، پاداش آن را از پیشگاه غیر خدا بجوید، چه خدا بی‌نیازترین شریکها از شرک است‌.

امام احمد - با اسنادی‌که داشته است -‌از محمود پسر لبید روایت‌کرده است‌که پیغببر خدا (صلی الله علیه و سلم) فرموده است:

(‌ان‌اخوف ما اخاف علیکم الشرک الأصغر)‌.

خوفناک‌ترین چیزی که از آن بر شما می‌ترسم شرک اصغر است‌.

گفتند: ای فرستاده خدا شرک اصغرکدام است؟ فرمود:

(ألریاء‌. یقول الله تعالی یوم القیامة اذا جاء ألناس باعمالهم‌: إذهبوا الی الذین‌کنتم تراؤون فی ألدنیا فانظروا هل تجدون عندهم من جزاء‌؟‌)‌.

ریاکاری است‌. خداوند بزرگوار در روز قیامت‌، وقتی که مردمان اعمال خود را می‌آورند و می‌نمایند، می‌فرماید: به پیش کسانی بروید که در دنیا به خاطرشان ریا می‌کردید. بنگرید و ببینید آیا پاداشی در پیش آنان پیدا خواهید کرد؟‌!.

این است شرک نهانی‌که به بیداری همیشگی نیاز دارد تا خویشتن را از آن دور و درامان داشت‌، و بدین وسیله ایمان خالص گردد.

شرک پیدا و هویدا نیز وجود دارد، و آن‌کرنش بردن و پرستش‌کردن برای غیر خدا درکاری ازکارهای زندگی است‌.کرنش بردن و پرستش‌کردن در شریعت و قانونی است‌که فرمانروائی می‌کند -‌این قسم شرک نص است و جای جدال و ستیزی در آن برجای نیست -‌کرنش بردن و پرستش‌کردن در آداب و رسومی از میان جملگی آداب و رسوم است‌، همچون عید و جشنهائی که مردمان آنها را پدیدار می‌سازند و تدارک می‌بینند و خدا آنها را پدیدار نکرده است و تدارک ندیده است‌. 

کرنش بردن و پرستش‌کردن در جامه‌ای از جامه‌هائی است‌که مخالف با فرمان یزدان در ستر عورت است‌. بجای این‌که با پوشیدن جامه‌ها ستر عورت شود، برعکس وسیله‌ای برای‌کشف عورت‌گردد، و یا عورت را بپوشاند ولی برجستگیهای عورت را دقیقا بنمایاند، عورتی‌که شریعت خدا با نص به ستر و پوشاندن آن دستور فرموده است‌.

در این امور،‌کار از منطقه بزه وگناه نافرمانی فراتر می‌رود، وقتی‌که امری‌که انجام می‌پذیرد جنبه طاعت و خضوع و خشوع وکرنش بردن و پرستش‌کردن یک عرف حاکم و اجتماعی ساختار بندگان را پیدا می‌کند، و یا باعث می‌گرددکه به ترک‌کاری‌گفته شودکه واضح و روشن است از سوی آفریدگار بندگان به انجام آن دستور داده شده است ... بدین هنگام دیگر همچون کاری تنها بزه وگناه نیست و بس‌، و بلکه شرک خواهد بود. زیرا همچون‌کاری‌کرنش بردن و پرستش‌کردن غیر خدا بشمار است در چیزهائی‌که مخالف با فرمان 