یزهائی راکه می شنیدند. ولی بیشتر مردمان ایمان نمی‌آوردند. مردمان همچنین از کنار نشانه‌های خداشناسی پراکنده در صفحات هستی نیزگذشته‌اند و می‌گذرند و آنها را ندیده‌اند و نمی‏بینند و متوجه آنها نشده‌اند و نمی‌شوند، و مدلول و مفهوم آنها را درک و فهم نکرده‌اند و نمی‌کنند، بسان‌کسی‌که پهنه رخساره خود را برمی‌گرداند ولاجرم چیزی را نمی‌بیندکه با آن روبرو می‌شود. پس در انتظار چه چیزی هستند؟ عذاب و عقاب یزدان ناگهان ایشان را دربر می‌گیرد، بدون این ک به خود آیند:

(وَمَا أَكْثَرُ النَّاسِ وَلَوْ حَرَصْتَ بِمُؤْمِنِينَ . وَمَا تَسْأَلُهُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ هُوَ إِلا ذِكْرٌ لِلْعَالَمِينَ . وَكَأَيِّنْ مِنْ آيَةٍ فِي السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ يَمُرُّونَ عَلَيْهَا وَهُمْ عَنْهَا مُعْرِضُونَ . وَمَا يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلا وَهُمْ مُشْرِكُونَ . أَفَأَمِنُوا أَنْ تَأْتِيَهُمْ غَاشِيَةٌ مِنْ عَذَابِ اللَّهِ أَوْ تَأْتِيَهُمُ السَّاعَةُ بَغْتَةً وَهُمْ لا يَشْعُرُونَ).

بیشتر مردم (‌به سبب تصمیم بر کفر و پیروی ازهوا و هوس‌، به تو) ایمان نمی‌آورند، هرچند که تلاش کنی (‌و در راهنمائی ایشان بسیار خویشتن را زحمت دهی‌)‌. تو در برابر این (‌اندرز و راهنمائی‌) پاداشی از ایشان نمی‌خواهی‌، (‌پس اگر آنان نپذیرفتند غمگین مباش‌. چرا که دیگران اندر شکم مادر و پشت پدرند و بدان می‏‎گروند، و تنها این قرآن برای گروهی از مردمان این زمان نیامده است‌، بلکه‌) قرآن جز پند و اندرزی برای همه جهانیان نیست‌. و چه بسیار دلائل و نشانه‌های (‌دال بر وجود خدا) در آسمانها و زمین وجود دارد که آنان (‌کورکورانه‌) از کنارشان می‏‎گذرند و از پذیرش آنها روی می‏‎گرداند. و اکثر آنان که مدعی ایمان به خدا هستند، مشرک می‌باشند. آیا از این ایمن هستند که عذاب فراگیری از سوی خدا ایشان را دربر گیرد، یا این که قیامت به ناگاه فرارسد و ایشان غافل و بی‌خبر باشند؟‌.

پیغمبر (صلی الله علیه و سلم) بر ایمان آوردن قوم خود بسیار حریص بود. آرزو داشت‌که خیری‌که با خود به ارمغان آورده است بهره ایشان شود، و بر ایشان می‌ترسیدکه بدی و بدبیاری دنیا و عذاب و عقاب آخرت‌گریبانگیر آنان شود، بدی و بدبیاری و عذاب و عقابی‌که در انتظار مشرکان است‌. ولیکن یزدان آگاه از دلهای انسانها و از سرشتها و احوال ایشان بدو خبر می‌دهدکه حرص و آز او بر ایمان آوردنشان‌گروه بی‌شمار مشرکان را به سوی ایمان آوردن سوق نمی‌دهد و بدان نمی‌کشاند، زیرا آنان -‌همان‌گونه‌که در این آیات فرموده است -‌ازکنار نشانه‌ها و دلائل فراوانی می‌گذرند و از آنها روی می‌گردانند. این روی‌گردانی هم ایشان را آماده پذیرش ایمان نمی‌سازد، و نمی‌گذارد از دلائل ایمان‌که پخش و پراکنده در آفاق جهان است سود جویند.

تو از ایمان آوردن ایشان بی‏نیازی، و پاداشی در برابر رهنمود کردنشان از ایشان درخواست نمی‌کنی‌. جای شگفت است‌که آنان از هدایت روی می‌گردانند، هدایتی‌که رایگان بدیشان ارمغان می‌گردد و اجر و مزدی در برابر آن از ایشان دریافت نمی‌شود.

(وَمَا تَسْأَلُهُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ هُوَ إِلا ذِكْرٌ لِلْعَالَمِينَ).

تو در برابر این (‌اندرز و راهنمائی‌) پاداشی از ایشان نمی‌خواهی‌، (‌پس اگر آنان نپذیرفتند غمگین مباش‌. چرا که دیگران اندر شکم مادر و پشت پدرند و بدان می‏‎گروند، و تنها این قرآن برای گروهی از مردمان این زمان نیامده است‌. بلکه‌) قرآن جز پند و اندرزی برای همه جهانیان نیست‌. 

ایشان را با آیات خدا پند و اندرز می‌دهی‌. چشمان سر و دل آنان را متوجه آیات خدا می‌کنی‌، آیاتی که به جهانیان ارمغان گردیده است‌، و در انحصار ملتی و نژادی و قبیله‌ای قرار ندارد. پولی در برابر آنها خواسته نمی‌شود تاکسی نتواند آن را پرد‌اخت‌کند، در نتیجه ثروتمندان بر تنگدستان به سبب توان مالی امتیاز پیدا بکنند. هیچ شرطی هم در میان نیست‌که‌کسی از انجام آن ناتوان بوده و درنتیجه توانایان بر ناتوانان برتر شوند و بالاتر روند. بلکه آیات خدا پند و اندرز جهانیان است‌. سفره همگان و خوان یغمای‌گسترده‌ای است برای هرکسی‌که بخواهد بر این سفره و خوان بنشیند و لقمه بچیند.

(وَكَأَيِّنْ مِنْ آيَةٍ فِي السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ يَمُرُّونَ عَلَيْهَا وَهُمْ عَنْهَا مُعْرِضُونَ).

و چه بسیار دلائل و نشانه‌های (‌دال بر وجود خدا) در آسمانها و زمین وجود دارد که آنان (‌کورکورانه‌) از کنارشان می‏‎گذرند و از پذیرش آنها روی می‏‎گرداند. آیات و نشانه‌های دال بر وجود خدا، و دال بر وحدانیت و قدرت او، در لابلای جهان و اینجا و آنجای‌کیهان‌، پخش و پراکنده‌اند، و چشمان سر و چشمان دل را به خود می‌خوانند. در آسمانها و زمین نشانه‌های خداشناسی است ... مردمان بامدادان و شامگاهان و همه اوقات شبانه‌روز ازکنار آنها می‌گذرند. نشانه‌های گویائی هستند. مردمان را فریاد می‌دارند‌که به ما بنگرید و به خدا پی ببرید. برجسته و پیدایند و چشمها و خردها را متوجه خود می‌کنند. الهامگر دلها و خردهایند و دلها و خردها را واله و شیدا می‌نمایند. امّا آنان آنها را نمی‌ببنند و ندای آنها را نمی‌شنوند و تاثیر ژرف آنها را احساس نمی‌کنندِ!

در آ‌ن لحظه‌که انسان به طلوع و غروب خورشید می‌نشیند، و در آن لحظه‌که سایه‌های طولانی را می‏‎بیند که پای در دامن جمع می‌کنند و دامن فراهم می‌چینند، و آهسته و آرام می‌کاهند یا افزوده می‌شوند، در آن لحظه‌که انسان به دریاهای پرآب مواج می‌نگرد، و چشمه‌های جوشان را مشاهده می‌کند، و چشمه‌ساران لبریز و روان را دید می‌زند، در آن لحظه‌که انسان به گیاه نودمیده شادابی خیره می‌شود، و شکفتن غنچه خندانی را می‏‎بیند، و باز شدن‌گلی را ورانداز می‌کند، و در آن دم‌که‌کشتزار و چمنزار وگندم‌زارهای درویده را می‌نگرد، وگیاهان پرپر شده را می‌بیند، در آن دم‌که انسان پرنده‌ای را نگاه می‌کندکه بال و پرگرفته است و در هوا بالهای خود را می‌گشاید و انگار شنا می‌نماید، در آن لحظه‌که ماهیها در آبها شنا می‌کنند و این سو و آن سو می‌دوند و پائین و بالا شیرجه می‌روند، در آن لحظه‌که‌کرمها می‌لولند و به داخل سوراخها فرو می‌روند، در آن لحظه که انسان مورچه‌های فراوانی را می‌بیندکه چگونه پیوسته در رفت‌وآمد و به کار و تلاش اندرند، و در آن لحظه‌ها که انسان سائر حشرات وگروهها و دسته‌های حیوانات و حشرات و خزندگان و پرندگان را دیده‌ور می‌شود، در آن لحظه‌که انسان درباره بامدادی و شامگاهی می‌اندیشد، و آرامش شب و جنب و جوش روز را ورانداز می‌کند ... و ... در هر لحظه‌ای از این لحظات‌، دل انسان زمزمه‌ها و آهنگهای این هستی شگفت را می‌شنود و هم مو می‏‎بیند و هم اشارتهای ابرو ... یک لحظه‌، بلی فقط یک لحظه از ا