کت  ماندگار  می‌گردند  تا  آن‌گاه  که  خدا  میان  ایشان  و  میان  اقوامشان  به  حق  و  حقیقت  فرمان  می‌راند  و  داوری  می‌فرماید،  و  خدا  در  زمین  بدیشان  قدرت  و  شوکت  می‌دهد  و  حکومت  و  عظمت  می‌بخشد.  فقط  در  این  وقت  است  که  نظام  و  سیستم  اسلامی  استوار  و  برقرار  می‌گردد،  آن  وقت‌که  رزمندگان  جنبش  برای  پیاده‌کردن  و  تحقق  بخشیدن  نظام  و  سیستم  اسلامی  با  قالب  آن  قالب‌گرفته‌اند،  و  با  معیارها  و  ارزشهای  آن  جدا  و  ممتاز  گردیده‌اند  ...  بدین  هنگام  زندگانی  ایشان  خواستها  و  نیازهائی  پیدا  مي‌کندکه  از  لحاظ  سرشت  و  از  نظر  راه  پاسخگوئی  بدانها،  با  خواستها  و  نیازهای  جامعه‌های  جاهلیت  و  با  راههای  پاسخگوئی  ایشان  بدانها  کاملا  فرق  پیدا  می‌کند  ...  در  پرتو  واقعیت  جامعه  اسلامی  در  آن  زمان‌،  احکام  استنباط  می‌گردد،  و  فقه  اسلامی  زنده  پویا  پدید  می‌آید  -‌ نه  در  خلا  -‌ و  بلکه  در  جرگه  وگستره  واقعیتی‌ که  خواستها  و  نیازها  و  مشکلات  آن  مقرر  و  معین  می‌شود.

چه  کسی  است‌که  امروزه  به  ما  بگوید  و  بفهماند  برای  مثال  اگر  مردمانی  در  جامعه‌ای  اسلامی  بسر  برند  و  زکات  در  آن‌گرفته  شود  و  در  موارد  مربوطه  خود  صرف  گردد،  و  در  آن  جامعه  مرحمت  و  مهربانی  به  یکدیگر  انجام  شود،  و  ضمانت  اجتماعی  در  میان  اهالی  هر  محله‌ای  باشد،  و  ضمانت  اجتماعی  در  میان  همه  افراد  ملت  هم  مراعات‌گردد،  و  زندگانی  مردمان  در  آن  بر  اسراف  نکردن  و  خوشگذرانی  ننمودن  و  تکبر  نفروختن  و  مسابقه  در  افزایش  اموال  و  اولاد  و  اسباب  و  وسائل  انجام  ندادن  ...  و  بر  چیزهای  دیگری‌که  ارکان  و  اصول  زندگی  اسلامی  را  تشکیل  می‌دهند،  استوار  و  برقرار  گردد  ...  آیا  همچون  جامعه‌ای  به  شرکتهای  بیمه  اصلا  نیاز  پیدا  می‌کند؟‌)  در  حالی  که  این  همه  بیمه‌ها  و  ضمانتهای  اجتماعی‌،  با  این  همه  شرائط  و  ظروف  و  ارزشها  و  معیارها  و  اندیشه‌ها  و  جهان‌بینیهای  والا  در  این  جامعه  موجود  است‌؟‌!  اگر  هم  همچون  جامعه‌ای  به  نوعی  بیمه  نیاز  پیدایند،  چه‌کسی  ميتواند  به  ما  بگوید  و  بفهماند  که  این  بیمه  از  نوع  همان  بیمه‌هائی  است‌که  در  جامعه  مشهور  و  موجودند،  و  از  نیازمندیهای  این  جامعه  جاهلی  و  شرائط  وظروف  و  معيارها  و  ارزشها  و  اندیشه‌ها  و  جهان‌بینیهای  آن  جوشیده‌اند  و  نشات  یافته‌اند؟‌ا

همچنین  چه‌کسی  می‌تواند  به  ما  بگوید  و  بفهماندکه  جامعه  اسلامی  پویا  و  تلاشگر  برای  مثال  به  تنظم  خانواده  نیاز  پیدا  می‌کند؟‌..  و  سائر  چیزهای  دیگر  ...  هنگامی‌که  نمی‌توانیم  اصل  نیازهای  جامعه  اسلامی‌،  و  حجم  نیازهای  آن  یا  شکل  نیازهای  آن  را  تعیین‌کنیم‌،  به  سبب  این‌که  ترکیب  اعضاء  سازمانی  و  تشکیلاتی  جامعه اسلامی  با  ترکيب  اعضاء  سازمانی  و  تشکلاتی  جامعه  جاهلی  فرق  بسیار  دارد،  و  تفاوت  میان  جهان‌بینیها  و  اندیشه‌ها  و  احساسات  و  معيارها  و  ارزشهای  جامعه  اسلامی  با  جهان‌بینیها  و  اندیشه‌ها  و  احساسات  و  معیارها  و  ارزشهای  جامعه  جاهلی‌،  از  زمین  تا  آسمان  است‌،  پس  این  چه  بیماری  است‌که  تلاش  می‌شود  احکام  مدون  را  برگرداند  و  دگرگون‌کرد  و  تغییر  داد  تا  با  نیازهائی  مطابقت  داشته  باشد  و  سازگار  گرددکه  هنوز  در  دل  غیب  نهان  است  بسان  جامعه  اسلامی‌ای‌که  وجود  مسلم  آن  هنوز  پنهان  در  دل  غیب  است‌؟‌!

همچنان‌که‌گفتیم  نقطه  شروع  سرگشتگی  وگام  نهادن  در  بیابان  برهوت  سرگردانی‌،  این  است  که  همچون  جامعه‌های  موجود  را  جامعه‌های  اسلامی  بینگارند،  و  احکام  فقهی  اسلامی  را  از  برگهای‌کتابها  بیاورند  تا  بر  همچون  جامعه‌هائی  مطابقت  دهند  و  در  آنها  بیاده‌کنند،  در  حالی  که  ترکیب  اعضاء  سازمانی  و  تشکلاتی  این  جامعه‌ها  این  است‌که  می‏‎بینیم،  و  جهان‌بینی‌ها  و  اندیشه‌ها  و  احساسات  و  معیارها  و  ارزشها  نیز  همین  است‌که  در  دسترس  و  در  جلو  دیدگان  است‌.

همچنین  اصل  همچون  محنتی  و  رنجی  در  این  است‌که احساس  می‌کنند  واقعیت  این  جامعه‌های  جاهلی  و  ترکیب  موجود  آنها  اصلی  است  و  بر  آئین  خدا  لازم  است‌که  خود  را  با  آنها  تطبیق  دهد،  و  احکام  خود  را  برگرداند  و  دگرگون‌کند  و  تغییر  دهد  تا  به  نیازهای  این  جامعه‌ها  و  مشکلات  آنها  دسترسی  یابد  و  آنها  را  درک  کند.  نیازها  و  مشکلات  آنها  که  دراصل  برجوشیده  و  بردمیده  از  مخالفت  آنها  با  اسلام‌،  و  بیرون  رفتن  زندگی  آنها  به‌طورکلی  از  چهارچوب  اسلام  است‌!

گمان  می‏بریم  وقت  آن  فرارسیده  است‌که  اسلام  در  درون  دلها  و  جانهای  داعیان  اسلام‌،  بزرگ  و  سترگ  جلوه‌گر  آید،  و  اسلام  را  بالاتر  و  والاتر  از  آن  بدانندکه  فقط  خادم  اوضاع  جاهلی  و  جامعه‌های  جاهلی  و  نیازهای  جاهلی  باشد  ...  و  وقت  آن  است‌که  به  مردمان  بگویند  -  به‌ویژه  به  کسانی  که  از  ایشان  طلب  فتوا  می‌کنند  -  نخست  شما  به  سوی  اسلام  بیائید  و  بدان  درآئید،  و  پیشاپیش  در  برابر  احکام  اسلام  کرنش  ببرید  و  از  آنها  اطاعت  بکنید  ...  یا  به  عبارت  دیگر،  نخست  شما  بیائید  و  به  آئین  خدا  درآئید،  و  بندگی  خویش  را  در  برابر  یزدان  یگانه  اعلان  بدارید،  وگواهی  بدهید:  لا  اله  الا  الله‌،  بدان  مفهوم  و  مدلولی‌که  ایمان  و  اسلام  جز  بدان  برپا  و  برجا  نمی‌گردد.  این  مفهوم  و  مدلول  هم  این  است  که  خدا  را  منحصرکردن  به  الوهیت  در  زمین‌،  همچون  منحصرکردن  او  به  الوهیت  در  آسمان  است‌.  و  ربوبیت  خدا  را  -‌ یعنی  حاکمیت  و  سلطه  و  قدرت  او  را  -‌هم  در  سراسر  زندگی  مردمان  پابرجا  و  استوار  داشتن‌،  و  همچنین  کنار  گذاشتن  ربوبیت  بندگان  برای  بندگان  است‌،  و  آن  هم  باکنارگذاشتن  حاکمیت  بندگان  بر  بندگان،  و  حذف  قانونگذاری  بندگان  برای  بندگان  ممکن  و  مقدور  است‌.

هنگامی‌که  مردمان  -  یاگروهی  از  آنان  -  بدین  سخن  پاسخ  مثبت  دهند،  تازه  جامعه  اسلامي  نخستین‌گامهای  خود  را  در  صحنه  وجود  برميدارد.  در  این  هنگام  است  که  این  جامعه‌،  محیط  واقعي  زنده‌ای  خواهد  شدکه  فقه  اسلامی  زنده‌،  در  آن  پدیدار  و  نمودار  می‌گردد  و  رشد  و  نمو  می‌نماید،  و  آمادگی  رویاروئی  با  نیازهای  جامعه  اسلامی  فرمانبردار  عملی  شریعت  خدا  را  پیدا  می‌کند  و  می‌تواند  پاسخگوی  مشکلات  آن  جامعه  باشد.

و  امّا  پیش  از  برپائی  و  برجائی  این  جامعه‌،‌کارکردن  در  مزرعه  فقه  و  احکام  سازماندهی‌،  تنهاگول  زدن  خویشش  است‌،  با  طلب  نمو  دانه‌ها  در  هوا !  فقه  اسلامی  هرگز  در  خلا  نمی‌روید،  همان‌گونه  که  دانه‌ها  در  هوا  نمی‌رویند!

کارکردن  در  مزرعه  “فکری” فقه  اسلامی  کار  ساده  و  آسوده‌ای  است‌!  زیرا  در  این‌کار  خطری  نیست‌!  امّا  کار  مثبتی  بر