رای  فرمانروائیها  و  فرمانداریهای  همگانی‌،  پیشوائی‌که  ملت  او  را  برگزیده‌اند،  و  پیش  از  ملت  اهل  حل  و  عقد  -‌یا  اهل  شوری  -‌او  را  نامزد  کرده‌اند،  کسانی  را  انتخاب  و  بدیشان  ریاست  و  امارت  می‌دهد  و  فرمانده  و  فرماندار  می‌کند  ...  پیشوا  همچون  کسانی  را  از  میان  افرادی  برمی‏گزیند  که  جنبش  ایشان  را  ممتاز  و  سرشناس‌کرده  است  و  معرف  حضور  همگان  نموده  است‌.  جنبش  نیز  -‌همان‌گونه‌که‌گفتیم  -‌در  جامعه  اسلامی  همیشگی  است  و  پیوسته  بر  دوام  است‌،  و  جهاد  تا  روز  قیامت  ادامه  دارد  و  ناگسیختنی  نیست‌.

کسانی‌که  امروزه  درباره  نظام  و  سیستم  اسلامی  و  سازمانهای  آن  می‌اندشند  یا  می‌نویسند،  سرگشته  و  حیران  می‌مانند!  چرا  که  می‌کوشند  قواعد  نظام  اسلامی  و  احکام  فقهی  مدون  آن  را  در  خلا  پیاده‌کند!  می‌خواهند  این  قواعد  و  احکام  را  در  این  جامعه  جاهلی  موجود  با  ترکیب‌بند  اعضاء  سازمانی  حاضر  آن  پیاده  کنند!  این  جامعه  جاهلی‌کنونی  نیز  -  با  توجه  به  سرشت  نظام  و  سیستم  اسلامی  و  احکام  فقهی  آن  -‌خلا  بشمار  می‌آید  و  ممکن  نیست  این  نظام  و  سیستم  درآن  جا  و  استوارگردد  و  این  احکام  در  آن  پیاده  شود  ...  چرا  که  ترکیب‌بند  اعضاء  سازمانی  آن  به  تمام  وکمال  با  ترکیب‌بند  اعضاء  سازمانی  جامعه اسلامی  مخالف  است‌.  جامعه  اسلامی  -  همان‌گونه‌که‌گفتیم  -  ترکیب‌بند  اعضاء  سازمانی  آن  -‌اساس  سلسله  مراتب  شخصيتها  و  دسته‌هائی  برجا  و  استوار  می‌گردد  که  جنبش  آنان  را  برای  استقرار  این  نظام  و  سیستم  در  جان  واقعیت  نظم  و  ترتیب  و  سروسامان  می‌دهد  برای  جهاد  با  جاهلیت  جهت  بیرون  اوردن  مردمان  از  جاهلیت  و  داخل  کردن  ایشان  به  اسلام‌.  این  شخصیتها  و  دسته‌ها کسانی  هستند  که  فشارها  و  دشواریها  و  بلاها  و  اذیت  و  ازارها  و  جنگهای  جاهلیت  با  این  جنبش  را  تحمّل  کرده‌اند،  و  در  برابر  ناگواریها  و  ازمایشها  از  نقطه  شروع  پیکار  تا  نقطه  داوری  آفریدگار  در  پایان  گشت  وگذار  کارزار،  استقامت  و  شکیبائی  ورزیده‌اند.  امّا  جامعه‌ي  جاهلی  کنونی‌،  جامعه  راکدی  است‌،  و  بر  معیارها  و  ارزشهائی  استوار  است‌که  هیچ‌گونه  علاقه  و  ربطی  به  اسلام  ندارند  و  معیارها  و  ارزشهای  ایمانی  نیستند  ...  همچون  جامعه‌ای  -  بدین  خاطر  -  و  با  توجه  به  نظام  و  سیستم  اسلامی  و  احکام  فقهی  آن  خلا  بشمار  است  و  این  نظام  و  سیستم  اسلامی  در  آ‌ن  ماندگار  نمی‌ماند  و  این  احکام  در  ان  اجراء  نمی‌شود!

نخستین  چیزی‌که  این  نویسندگان  پژوهشگر  را  در  راه  حل  پیاده‌کردن  قواعد  نظام  و  سیستم  اسلامی  و  تشکلات  و  احکام  فقهی  آ‌ن  سرگشته  می‌کند،  شیوه  گزینش  اهل  حل  و  عقد  -‌یا  اهل  شوری  -‌است  بدون  این  که  آنان  خویشتن  راکاندیدا  و  نامزدکنند  و  از  پاکی  خود  سخن بگو‌یند!  چگونه  این  چنین  چیزی  ممکن  است  در  همچون  جامعه‌هائی‌که  ما  در  آنها  زندگی  می‌کنیم  و  مردمان  یکی  دیگری  را  نمی‌شناسند  و  انسانها  را  همچنین  با  معیارها  و  ارزشهای  کفایت  و  درایت  و  پاکی  و  امانت  نمی‌سنجند  و  برآورد  نمی‌کنند!  از  سوی  دیگر  چیزی‌که  ایشان  را  سرگشته  می‌کند  شیوه‌گزینش  پیشوا  و  رهبر  است‌.  آیاگزینش  از  سوی  عموم  ملت  انجام  می‌پذیرد  یا  اهل  حل  و  عقد  ایشان  را  کاندیدا  و  نامزد  می‌کنند؟  وقتی‌که  پیشوا  و  رهبر  اهل  حل  و  عقد  را  برخواهدگزید  -‌به  علت  این‌که  اهل  حل  و  عقد  از  پاکی  خود  سخن  نمی‌گویند  یا  خویشتن  راکاندیدا  و  نامزد  نمی‌کنند  -‌پس  در  این  صورت  چگونه  برمی‌گردند  وپیشوا  و  رهبر  را  برمی‌گزینند؟  آیا  این‌کار  در  معيار  ایشان  تاثیر  نمی‌گذارد  و  شاهين  ترازوی  آنان  را  به  هم  نمی‌زند؟  گذشته  از  این‌،  وقتی  که  ایشان  برمی‌گردند  و  پیشوا  ورهبر  را  برمی‌گزینند،  آیا  آنان  بر  پیشوا  و  رهبر  ریاست  و  ولایت  نخواهند  داشت‌،  و  حال  این  که  او  پیشوا  و  رهبر  والامقام  است‌؟‌ا  از  این  هم  بگذریم،  مگر  این‌کار  سبب  نمیددکه  پیشوا  و  رهبر  اشخاصی  را  برگزیندکه  از  او  طرفداری  و  جانبداری‌ کنند  و  هوادار  وی  باشند،  و  این‌ کار  نخستین  عنصر اعتبار  پیشوا  و رهبر  گردد؟‌..

پرسشهای  فراوان  دیگری  هم  در  میان  است‌که  در  این  سرگشتگی  پاسخی  برای  آنها  نمی‌یابند!  من  نقطه  سرآغاز  این  سرگشت  را  می‌دانم  ...  این  نه  این  است‌که‌گمان  می‌رود  این  جامعه‌ای‌که  ما  در  آن  زندگی  می‌کنيم  جامعه  اسلامی  است‌،  و  قو‌اعد  و  قوانین  نظام  و  سیستم  اسلامی  و  احکام  فقهی  آن  آورده  می‌شود  تا  بر  این  جامعه  جاهلی  تطبیق‌گردد،  جامعه  جاهلی  با  این  ترکیب‌بند  اعضاء  تشکیلاتی  و  سازمانی‌ای‌که  هم‌اینک  دارد،  و  با  معیارها  و  ارزشها  و  اخلاقی‌که  اکنون  بر  آنها  استوار  است‌!

این  نقطه  سرآغاز  این  سرگشتگی  است  ...  پژوهشگر  هرگاه‌کار  پژوهش  خود  را  از  این  نقطه  شروع‌کند،  وارسی  و  بررسی  را  در  خلا  آغاز  می‌کند،  و  به  ژرفای  این  خلا  فرومی‌رود،  تا  بدانجاکه  در  بیابان  برهوت  سرگشتگی‌گم  می‌شود،  و  سرگیجه  می‌گرد  و  سرگردان  می‌شود!

این  جامعه  جاهلی‌ای‌که  ما  در  آن  زندگی  می‌کنیم  جامعه  اسلامی  نیست‌.  بدین  جهت  است‌که  نظام  و  سیستم  اسلامی  در  آن  پیاده  نمی‌گردد  و  احکام  فقی  ویژه  اين  نظام  و  سيستم  در  آن  اجراء  نمی‌شود  و  تحقق  پیدا  نمی‌کند  ...  این  نظام  و  واعد  فقهی  آن  پیاده  نمی‌گردد  چون  این  پیاده‌کردن  ناممکن  است‌،  چراکه  قواعد  و  قوانین  نظام  و  سیستم  اسلامی  و  احکام  فقهی  آن  ممکن  نیست‌که  در  خلاجنبش‌داشته  باشد.  زیرا  سرشت  آن  چنین  است‌که  در  خلا  پیدا  نگشته  است‌،  و  در  خلا  هم  جنبش  نداشته  است!

جامعه  اسلامی  با  ترکیب‌بند  اعضاء  سازمانی  د‌یگری‌که  جدای  از  ترکیب‌بند  اعضاء  سازمانی  جامعه  جاهلی  است  پدیدار  می‌گردد  ...  جامعه  اسلامی  از  اشخاص  و  مجموعه‌ها  و  دسته‌هانی  پدید  می‌آیدکه  رودرروی  جاهلیت  می‌ایستند  و  می‌رزمند  تا  جامعه  اسلامی  پدیدارگردد.  این  اشخاص  و  مجموعه‌ها  و  دسته‌ها،  قدر  و  منزلتشان‌،  و  مقام  و  مکانتشان  در  لابلای  همین  جنبش  معین  و  مشخص  می‌شود  و  حدود  و  ثغو‌رپیدا  می‌کند  و  جدا  و  ممتاز  می‌گردد.

جامعه  اسلامی  جامعه  نوینی  است  ...  جامعه  نوزاد  و  نوبنیادی  است  ...  جامعه‌ای  است‌که  همیشه  در  راه  آزادی  “انسان” هر  انسانی‌که  باشد  ...  در  “زمین” هر  زمینی‌که  باشد  ...  از  بندی  غیر خدا،  و  بالا  بردن  و  دور  داشتن  انسان  از  خواری  و  پستی  بندی  طاغوتها  ...  این  طاغوتها  هرکه  باشند  ...  به  پویش  و  جنبش  می‌پردازد  و  از  حرکت  باز نمی‌ایستد.

مسائلی  همچون  مساله‌درباره‌خود  سخن‌گفتن  و  درخواست  ریاست  و  فرمانروائی‌کرد