جویند  و  می‌خواهند.

همچون‌کسانی  این  آئین  را  در  حدود  و  ثغو‌ر  سرزمین  معینی  متوقف  نمی‌کنند،  و  به  حدود  و  ثغور  نژاد  مشخصی  مقید  نمی‌سازند،  و  به  قومی  یا  رنگی  یا  زبانی  و  یا  ارکان  و  اصولی  از  این  قبیل  ارکان  و  اصول  زمینی  ناچیز  بی‌ارزش  بشری‌اختصاص  نمی‌دهند.  بلکه  این  عقیده الهی  را  برای  آزادی  “انسان” هر  نوع  انسانی  د‌ر  “زمین” هر  نوع  زمینی  به  پیش  می‏‎برند،  تا  در  پرتو  آن  آنان  را  از  بندگی  غیرخدا  برهانند  و  ایشان  را  از  بندگی  طاغوتها  هر  نوع  طاغوتهائی‌که  باشند  بالاتر  و  والاتر  ببرند.[3]

در  لابلای  جنبش  مومنان  برای  پیشبرد  این  آثین  -‌که  گفتیم  به  برپائی  یک  دولت  اسلامی  در  سرزمینی  ازکوه  زمین‌،  و  در  حدود  و  ثغو‌ر  سرزمینی  یا  نژادی  و  یا  قومی‌،  متوقف  نمی‌گردد  -‌ارج  و  ارزش  مردمان  روشن  می‌شود،  و  پله  و  پایه  ایشان  تعیین  می‌گردد،  و  این  روشن  شدن  و  تعیین‌گردیدن  بر  مبنای  معیارها  و  ارزشهای  ایمانی  استوار  و  برقرار  خو‌اهد  شد،  و  همگان  از  روی  تلاش  و  فداکاری  در  جهاد،  و  از  روی  پرهیزگاری  و  شایستگی  و  پرستش  و  اخلاق  و  رفتار  و  قدرت  وکفایت‌،  بدان  مایه  و  پایه  پی  خواهند  برد...  این  معیارها  و  ارزشها  همه  معیارها  و  ارزشهائی  هستندکه  واقعیت  درباره  آنها  داوری  می‌کند،  و  جنبش  آنها  را  نشان  می‌دهد،  و  جامعه  و  اندامان  جامعه  آنها  را  می‌شناسند  ...  بدین  خاطر  صاحبان  مقامها  و  منصبها  و  وظیفه‌ها  و  مسوولیتها  نیازی  بدی  ندارندکه  از  پاکی  خویشتن بگو‌یند  و  لاف  پاکی  خود  را  بزنند،  و  نیازی  نمی‌بینندکه  ریاست  یا  مرکزشوری  ورهبری  و  رهنمونی  را  بر  اساس  این  پاکی  خواستار  شوند.

جه‌بسا  به  ذهن  بعضیها  هم‌اینک  چنین  بگذردکه  این  ویژگی  منحصر  به  جامعه  اسلامی  نخستین  است  و  به  سبب  پیدایش  تاریخی  خود  بدین  مزیت  دسترسی  پیدا کرده  است  و  همچون  پیشامدی  داشته  است‌!  امّا  چنین  کسانی  فراموش  ميکنند  که  هیچ  جامعه  اسلامی‌ای  پیدا  نمی‌گردد  مگر  با  همچون  پیدایشی  ...  هیچ  جامعه  اسلامی‌ای  امروز  یا  فردا  پیدا  نمی‌گردد  مگر  این‌که  دعوتی  از  نو  برپا  شود  برای  این  که  از  نو  مردمان  را  بدین  آئین  درآورد،  و  ایشان  را  از  جاهلیتی  که  بدان  درآمده‌اند  بیرون  بیاورد  ...  این  نقطه  شروع  است‌...  به  دنبال  این  نقطه  شروع  اذیت  و  آزارها  و  فتنه  و  بلاها  درمی‌گیرد  و  روی  می‌دهد  -  همان‌گونه  که  نخستین  بار  درگرفت  و  روی  داد  -  از  این  به  بعد  مردمانی  از  دین  برمی‌گردند  و  مرتد  می‌شوند،  و  مردمانی  بر  پیمانی  که  با  خدا  بسته‌اند  راست  و  درست  می‌مانند  و  جان  خود  را  فداء  می‌کنند  و  شهید  می‌میرند.  ولی  مردمانی  شکیبائی  و  استقامت  می‌ورزند  و  بر  اسلام  پای  می‌فشارند  و  اصرار  می‌نمایند،  و  دوست  نمی‌دارند  که  به  جاهلیت  برگردند  بدان‌گونه  که  دوست  نمی‌دارند  که  به  داخل  آتش  د‌رانداخته  شوند.  بدین  کار  ادامه  می‌دهند  تا  خدا  میان  آنان  و  اقوام  ایشان  به  حق  و  حقیقت  داوری‌کند،  و  ایشان  را  در  زمین  استقرار  و  قدرت  و  عزت  بخشد  -  بدان‌گونه‌که  نخستین  بار  مسلمانان  را  استقرار  عطاء  فرمود  و  آنان  را  در  زمین  قدرت  و  عزت  بخشید  -‌در  این  هنگام  است‌که  یک  نظام  و  سیستم  اسلامی  در  سرزمینی  از  سرزمین  خدا   دیدار  و  پایدار  می‌گردد  ...  در  این  وقت  جنبش  در  فاصله  زمانی  نقطه  شروع  تا  برپائی  نظام  و  سیستم  اسلامی‌،  مجاهدان  پویا  و  تلاشگر  خود  را  جدا  کرده  است‌،  و  آنان  را  برابر  معیارها  و  ارزشهای  ایمانی  به  طبقه‌ها  و  چینهای  ایمانی  تقسیم  کرده  است  ...  در  چنین  وقتی  مردمان  دیگر  نیازی  به  کاندیدا  و  نامزدکردن  خود  و  سخن‌گفتن  از  پاکی  خویش  ندارند،  زیرا  جامعه  آنان  که  همگان  در  آن  پا  به  پای  همدیگر  و  دوشادوش  یکدیگر  به  جهاد  و  پیکار  پرداخته‌اند،  ایشان  را  می‌شناسد،  و  از  پاکی  آنان  سخن  می‌راند،  و  کاندیدا  و  نامزدشان  می‌گرداند.

پس  از  این  سخن  هم  چه‌بساگفته  شود:  امّا  این  کار  در  مرحله  نخستین  صورت  می‌پذیرد.  وقتی  که  جامعه  استقرار  پذیرفت‌،  بعد  از  آن  چه‌؟‌..  این  پرسش  کسی  است‌که  سرشت  این  آئین  را  می‌داند.  این  آئین  پیوسته  می‌جنبد  و  به  تلاش  می‌ایستد  و  هرگز  از  پویش  و  جنبش  بازنمی‌ایستد  ...  این  آئین  می‌جنبد  و  می‌رزمد  برای  آزاد  کردن  “انسان” هر  انسانی  که  باشد  ...  در  “زمین” هر  زمینی‌که  باشد  ...  به  تلاش  وکوشش  می‌پردازد  تا  انسانها  را  از  بندگی  جز  خدا  آزاد  و  رها  سازد،  و  آنان  را  از  بندگی  طاغوتها  نجات  دهد  و  فراتر  و  برتر  برد،  و  از  قید  و  قیود  حدود  و  ثغور  زمین  یا  نژاد  یا  قوم‌،  و  یا  ارکان  و  اصول  زمینی  ناچیز  بی‌ارزش  بشری  برهاند  و  والاتر  گرداند.

در  این  صورت  جنبشی  که  سرشت  بنیادین  این  آئین  است‌،  همیشه  در  میدان  پویش  و  کوشش‌،  یاران  رزمنده  فداکار  در  پهنه  کارزار  و  درگيرودار  چرخش  بلا  و  پیکار،  و  یاران  مستعد  و  با  کفایت  و  دارای  موهبتهای  خدادادی  عقل  و  درایت  را  جدا  وگلچین  می‌سازد.  این  جنبش  هم  هرگز  نمی‌ایستد  تا  این  جامعه  راکد  بماند  و  بگندد  -  مگر  این‌که  از  اسلام  منحرف  شود  -  این  حکم  فقهی  راجع  به  تحریم  سخن  از  پاکی‌گفتن  و  لاف  پاکی  زدن  و  براساس  آن د‌رخواست  کار  و  احراز  مقام  کردن‌،  همیشه  جا  وکارآ  در  محیط  سازگار  با  خود  است  ...  آن  محیطی‌که  نخستین  بار  در  آن  پدید  آمده  است  و  در  آن  به  عمل  پرداخته  است‌.

گاهی  نیزگفته  می‌شود:  جامعه  وقتی‌که  فراخ  و  بزرگ  مي‌گردد،  مردمان  یکی  دیگری  را  نمی‌شناسند  و  برخی  از  بتی  بی‌خبرند.  لذا  آنان‌که  عقل  و  درایتی  و  استعداد  وکفایتی  بدیشان  بخشیده  شده  است  لازم  است  خویشتن  را  معرفی‌کنند  و  از  پاکی  خود  سخن  بگویند  و  براساس  این  پاکی  درخواست  کارکنند.

این‌گفتار  هم  پدید  آمده  است  از  تاثیر  واقعیت  جامعه‌های  جاهلی‌کنونی  ...  در  جامعه  اسلامی  اهالی  هر  محلی  از  آن  با  یکدیگر  آشنایند  و  پیوستگی  دارند  و  دارای  ضمانت  اجتماعی  با  یکدیگرند،  همان‌گونه  که  در جامعه  اسلامی  سرشت  تربیت  و  تشکیل  و  توجیه  و  تعهد  است‌.  بدین  جهت  اهالی  هر  محلی  مطلع  از  افراد  باکفایت  و  بادرایت  و  دارای  نعمتهای  خداداد  در  میان  خود  هستند،  و  این‌کفایت  و  درایت  و  نعمتهای  خداداد  با  معیارها  و  ارزشهای  ایمانی  سنجیده  می‌گردند.  دیگر  برایشان  مشکل  نیست  کسانی  را  در  میان  خود  انتخاب  کنندکه  امتحان  خود  را  داده‌اند  و  از  بوته  آزمایش  سالم  به‌در  آمده‌اند  و  همگان  پرهیزگاری  و  شایستگی  ایشان  را  مشاهده  نوده‌اند  ...  چه  این  انتخاب  برای  مجلس  شوری  باشد  و  یا  برای‌کارهای  محلی  و  شوون  منطقه‌ای‌.  ولی  