 وضع  و  شـیر  دادن  و  پـروردن  و  تحمّل  هزینه  و  پـرورش  و  تربیت  و  سـرپرستی  اولاد،  ناچیز  انگاشته‌ گردد  و  اهمّیّت  و  توجّه  بدان  داده  شود  ...  همچنین  این  نزدیکی  زناشوئی  ضامن  پـیوند  ایشان  و  سازش  آنان  در  خانواده  گردد،  خانواده‌ای  که  سرپرستی  و  مراقبت  از کودکان  را  عهده‌دار  می‌شود،‌ کودکانی  کـه  مدّت  سرپرستی  ایشان  درازتر  از  سرپرستی  و  مراقبت  از  بچّه‌های  حیوانات  به  طول  می‌انجامد،  و  آنـان  به  رعایت  و  مراقبت  بیشتری  از  رعایت  و  مراقبت  نسـل  قدیم  نیاز  دارند.

این  سنّت  و  قانون  خدا  است‌.  سنّت  و  قانونی ‌که  فهم  آن  و  عمل  مقتضي  آن‌،  با  اعتقاد  به  یزدان  و  حکمت  و  لطف  تدبیر  و  تقدیر  الهی‌،  پیوند  تنگاتنگی  دارد.  بدین  سبب انحراف  از  آن  هم  با  انحراف  از  عقیده  و  از  برنامۀ  یزدان  برای  زندگانی  مردمان‌،  پیوند  استوار  و  ناگسیختنی  دارد.  انحراف  فطرت  و کجی  مـنش  در  داسـتان  قوم  لوط  آشکار  است‌.  حتّی  لوط  رو در رو  بدیشان  می‌گوید کـه  در  میان  همۀ  انسانها  رفتار  زشت  و  پلشت  آنـان  جـدا  است  و کژی  منش  ایشان  پیدا  است‌،  و  در  این  انحراف  زشت  و  پلشت‌،‌ کسی  بر  آنان  سبقت  نگـرفته  است  و  پیشینیان  در  این  کژ راهه  گام  برنداشته‌اند:

(وَلُوطاً إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ أَتَأْتُونَ الْفَاحِشَةَ مَاسَبَقَكُمْ بِهَا مِن أَحَدٍ مِنَ الْعَالَمِينَ. إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجَالَ شَهْوَةً مِن دُونِ النِّسَاءِ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ مُسْرِفُونَ).

لوط  را  هم  فرستادیم  و  او  به  قوم  خود  گفت‌:  آیـا  کـار  بسیار  زشت  و  پـلشتی  را  انجام  می‌دهید  کـه  کسـی  از  جهانیان  پپش  از  شما  مـرتکب  آن  نشـده  است‌؟‌!  (‌جای  شگفت  است  که‌)  شما  بـه  جای  زنان  بـه  مـردان  دل  می‌بازید  و  با  آنان  می‌آمیزید!  اصلًا  شما  مردمان  تجاوز  پیشه‌اید  (‌و  به  انگیزۀ  شهوت‌رانی  و  هواپرستی  از  مـرز  فطرت  درمی‌گذرید).

اسرافی ‌که  لوط  آن  را  به  رخ  قوم  خود  می‏کشند  و  مایۀ  رسوائی  آنان  می‌شمارد،  اسراف  در  تجاوز  از  برنامۀ  الهی  است‌ که  مجسّم  در  فطرت  سالم  است‌.  اسراف  در  نیرو  و  توانی  است ‌که  خداونـد  آن  را  بدیشان  عطاء  فرموده  است  تا  در  پرتو  آن  نقـش  خود  را  در  امـتداد  بشریّت  و  بالندگی  زندگی  اداء ‌کنند.  امّا  آنان  آن  را  به  پای  هرزگی  و  بیهودگی  می‌ریزند  و  در  غیر  مکان  تولید  نسل  و  ثمره‌،  پخش  و  پراکنده  می‌دارند.  این‌ کار  زشت  و  پلشتشان  تنها  برای  «‌شهو‌ت‌رانی‌»  و  هوسبازی  نادرست  و  ناسزا،  و  در  مسیر  انحراف  و کجروی  نابجا  است‌.  آخر  یزدان  لذّت  صادقۀ  فطرت  را  در  پیاده ‌کردن  سنّت  طبیعی  خدا  قرار  داده  است‌.  هر  وقت ‌کسی  خود  را  در  خـلاف  این  سنّت  بیابد،  به  کجروی  و  انحراف  دچار  آمده  است‌،  و  مقدّم  بر  فساد  اخلاق‌،  فساد  فطرت  و  تباهی  منش  بدو  روی  نموده  است  ...  در  حقیقت  هم  فرقی  میان  فروپاشی  فطرت  و  منش‌،  و  میان  فروپاشی  اخلاق  و کنش  نیست‌،  و  این  دو  چیز  از  یکدیگر  جدا  نیست‌.  چه  اخلاق  و کنش  اسلامی‌،  همان  اخلاق  فطرت  و  منشی  است  که  انحراف  پیدا  نکرده  باشد  و  فساد  نپذیرفته  باشد.

سـاختمان  اعـضای  جسـمانی  زن  -  هـمچنین  سـاختار  روحانی  او  -  چنان  است ‌که  لذّت  فـطری  صادقانه  را  برای  مرد  در  این  نزدیكي  زناشوئی  فـراهم  می‌سازد،  نزدیکی  زناشوئی‌ای  که  مراد  از  آن  تنها  «‌شهوت‌رانی‌»  و هوسبازی  نیست‌،  بـلکه  در کنار  لذّت  همخوابگی،  رحمت  و  نعمت  الهی  نهفته  است‌.  چرا که  یزدان  جهان  پیاده‌کردن  سنت  خود  را  و  اجراء  مشیّت  خود  را  در  ادامۀ  حیات  قرار  داده  است‌،  حیاتی‌ کـه  لذّت  و  خوشی  آن‌،  مشقّت  و  ناخوشی  آن  را  جبران  و  تلافی  می‌کند.  امّا  ساختمان  جسمانی  مرد  -  نسبت  به  مرد  دیگری  - ‌چنان  نیست ‌که  بتواند  لذّت  فطرت  سالم  را  پیاده ‌کند.  حـتّی  مقدّم  بر  هر  چیز،  احساس  پلیدی  و  پلشتی  این ‌کار  به  اندازه‌ای  است ‌که  فطرت  سـالم  را  از  روی  آوردن  و  رو به ‌رو  شدن  با  چنین  عمل  شنیع  و کریه  و  چندش‌آور  و  نفرت‌انگيزی  گریزان  می‌سازد.

سرشت  جهان‌بینی  اعتقادی‌،  و  نظام  و  سیستمی ‌که  حیات  بر  آن  استوار  و  پایدار  است‌،  دارای  تأثیر  قاطعانه‌ای  دربارۀ  این  کار  است‌.

این‌،  جاهلیّت  جدید  در  اروپا  و  در  آمریکا  است‌.  انحراف  جنسی  و  همجنس‌بازی  به‌گونۀ  بسیار  زشت  و  با  سرعت  هر  چه  بیشتر  پخش  می‌شود.  پخش  سریع  این  زشتی  و  پستی  هم  هیچ‌گونه  سبب  و  علّتی  جز  انحراف  از  عقيدۀ  درست‌،  و کناره‌گیری  از  برنامه‌ای  ندارد که  حیات  بر  آن  استوار  و  پایدار  می‌ماند.

از  سـوی  دستگاههای  خبررسانی  و  سـازمانهای  خـبرگزاری  جـهانی  به  سرپرستی  یـهودیان‌، ‌تـبلیغات  عریض  و  طویلی  انجام  می‌پذیرد  تا  در  زمین‌،  زند‌گی  انسانی  غیر  یهودیان  تباهی  و  خرابی  پذیرد،  و  با  پخش  سستی  ایدئولوژی  و  نابسامانی  اخلاقی‌،  کاخ  حيات  انسانیّت  لرزان  و  ویران  شود  و  از  هم  فرو  پـاشد  ...  از  سوی  چنین  سازمانها  و  دستگاه‌های  تبلیغاتی‌،  با  اصرار  و  پافشاری  ادّعا  می‌گردد که  حجاب  زن  انگیزۀ  پخش  زنای  همجنس  بازی  مـردان  در  جامعه‌ها  است‌!!!  امّـا  واقعیّت ‌گواه  بر  این  دروغ  شاخدار  است  و  توجّه  همگان  را  به  خود  جلب  مـی‌کند  و  دیـدگان  مـردمان  را  باز  می‌گرداند.  در  اروپا  و  آمریکا  ضابطه  و  قاعده‌ای  برای  اختلاط  مردان  و  زنان  و  آمیزش ‌کـامل  میان  آنـان  در  میان  نیست‌،  همان‌گونه‌ که  در  جهان  چهارپایان  حال  بر  این  منوال  و  وضع  بدین  روال  است‌!  این  زنـای  زشت  همجنس  بازی  نه  تنها کاستی  نمی‌پذیرد،  بلکه  معدّل  آن  بالا  می‌رود  بدان  اندازه‌ که  اختلاط  و  آمیزش  مردان  و  زنان  بالا  می‌گیرد  و  بیشتر  می‌شود.  حتّی  ایـن  انحراف  پلید  منحصر  به  مردا‌ن  نـمی‌گردد،  بلکه  ایـن  انحراف  پلشت  دامنگیر  زنان  نیز  می‌شود  و  همجنس  بازی  بدانان  هم  سرایت  می‌کند  ...  کسی ‌که  این گـواهیِ  واقعیّت‌،  چشمان  او  را  باز  نمی‌گرداند،  «‌همجنس  بازی  مردان‌»  و  «‌هـمجنس  بازی  زنـان‌»  را  در  نوشته‌ها  و گفتارهای  «‌کنزی‌»  آمریکائی  بخواند  تا  بداند  ...  امّا  این  دستگاه‌ها  و  سـازمانهای  تبلیغاتی  و  تشکیلات  و  مؤسّسات  خبرگزاری  پـیوسته  ایـن  دروغ  پـلید  و پست  را  تکرار  می‌کنند،  و  انحراف  نرها  و  ماده‌ها  را  به  حجاب  زن  نسبت  می‌دهند  تا  خدمتگزاری  خود  را  در  برابر  یـهودیان  به  اثبات  برسانند  و  خواستهای  پـروتوکولها  و  آژانسهای  صهیونیسم  را  پیاده  و  اجراء‌ گـردانـند،  و  سفارشها  و  توصیه‌های‌ کنگره  و کنفرانسهای  مبلّغان  مسیحی  را  به  همگان  در  سراسر  جهان  برسانند!!![4]

به سوی  قوم  لوط  برمی‌گردیم  و  دیگر  باره  می‌بینیم ‌که  در  پاسخ  