ـوسف  و  بـرادران  و  دیگر  پـیغمبران  و  اقوام  ایماندار  و  بی‌ایمان‌،  درسهای  بزرک‌)  عبرت  بـرای  هـمۀ  اندیشمندان  است‌.  (‌آنچه  گفته  شد)  یک  افسانۀ  ساختگی  (‌و  داستان  خیالی  و  دروغین‌)  نبوده‌،  و  بلکه  (‌یک  وحـی  بزرگ  آسمانی  است  که‌)  کتابهای  (‌اصیل  انبیای‌)  پیشین  را  تـصدیق  و  پـیغمبران  (‌راسـتین‌)  را  تأیید  مـی‌کند،  و  (‌بعلاوه‌)  بیانگر  هـمۀ  چیزهائی  است  کـه  (‌انسـانها  در  سعادت  و  تکامل  خود  بدانها  نیاز  دارند،  و  به  همین  دلیل  مایۀ‌)  هدایت  و  رحمت  برای  (‌همۀ‌)  کسانی  است  که  ایمان  می‌آورند. (‌یوسف/109-111) 

 این  واپسین  نوا  و  آهنگ  است  ...  نوا  و  آهنگ  مـهمّ  و  سترگی  است‌.

*
پس  از  این  چه ‌بسا  مناسب  باشد  در  دیباچۀ  سوره‌ای‌ که  داستان  یوسف  را  دربر  دارد،  داستانی  که  نمونۀ ‌کاملی  از  طرز  ادای  هنری  صادقانۀ  زیبا  است‌،  به  بخشی  از  لطائف  و  ظرائف  هماهنگی  و  همنوائی  در  طرز  ادای  قرآنی  در  این  سوره  به‌ طور کامل  بپردازیم  و  در کنار  نمونه‌هائی  از  این  لطائف  و  ظرائـف  انـدکی  بـایستیم  و  درنگ ‌کـنیم‌،  لطائف  و  ظرائفی‌ که  بیانگر  سائر  لطائف  و  ظرائف  دیگر  است‌:

ا-  در  این  سوره  -  همان ‌گونه  که  در  سوره‌های  دیگر  قـرآنـی  است  -‌ تعبیرهای  مـعیّن  و  مشـخّصی  تکـرار  می‌گردد که  بخشی  از  فضای  سوره  و  شخـصیّت  ویژۀ  آن  را  تشکیل  می دهد.  در  اینجا  بسی  از  علم  سخن  به  میان  می‌آید،  و  از  جهل  و کم‌دانشی  نیز کـه  مـقابل  عـلم  و  فرزانگی  است  در  موارد  مختلف  سخن  می‌رود:

(وَكَذَلِكَ يَجْتَبِيكَ رَبُّكَ وَيُعَلِّمُكَ مِنْ تَأْوِيلِ الأحَادِيثِ وَيُتِمُّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكَ وَعَلَى آلِ يَعْقُوبَ كَمَا أَتَمَّهَا عَلَى أَبَوَيْكَ مِنْ قَبْلُ إِبْرَاهِيمَ وَإِسْحَاقَ إِنَّ رَبَّكَ عَلِيمٌ حَكِيمٌ) (٦)

همانگونه  (‌که  در  خواب  خویشتن  را  سـرور  و  بـرتر  دیدی‌)  پروردگارت  تو  را  (‌بـه  پـیغمبری‌)  برمی‏گزیند  و  تعبیر  خوابها  را  به  تو  می‌آموزد  (‌و  با  خلعت  نبوّت  تو  را  مفتخر  می‌سازد)  و  بر  تو  و  خاندان  یعقوب  نعمت  خود  را  کامل  مـی‌کند،  هـمان‌ طور  کـه  پـیش  از  ایـن  بر  پـدرانت  ابراهیم  و  اسحاق  کامل  کرد.  بی‏گمان  پروردگارت  بسیار  دانا  و  پرحکمت  است  (‌و  می‌داند  چه  کسی  را  برمی‏گزیند  و  خلعت  نبوّت  را  به  تن  چه  کسی  می‌کند)‌.(يوسف/6)

(وَكَذَلِكَ مَكَّنَّا لِيُوسُفَ فِي الأرْضِ وَلِنُعَلِّمَهُ مِنْ تَأْوِيلِ الأحَادِيثِ وَاللَّهُ غَالِبٌ عَلَى أَمْرِهِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ) (٢١)

بدین  منوال  ما  یوسف  را  در  سـرزمین  (‌مـصر  اسـتقرار  بخشیدیم  و)  مکانت  و  منزلت  دادیم‌،  تا  (‌در  آنجا)  تـعبیر  برخی  از  خوابها  را  بدو  بیاموزیم‌.  خدا  بر  کار  خود  چیره  و  مسلّط  است‌،  ولی  بیشتر  مردم  (‌خفایای  حکمت  و  لطف  تدبیرش  را)  نمی‌دانند.                                     (‌یوسف/21‌) 

(وَلَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ آتَيْنَاهُ حُكْمًا وَعِلْمًا وَكَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ) (٢٢)

و هنگامی  که  یوسف  به  رشد  و  کمال  خود  رسید  (‌و  بـه  نهایت  قوّت  جسـمانی  و  عقلانی  دست  یـافت‌،  نـیروی‌)  داوری  و  دانائی  بدو  دادیم‌،  و  ما  این  چنین  (‌کـه  پـاداش  یوسف  را  دادیم‌)  پاداش  (‌همۀ‌)  نیکوکاران  را  می‌دهیم‌.  

(فَاسْتَجَابَ لَهُ رَبُّهُ فَصَرَفَ عَنْهُ كَيْدَهُنَّ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ) (٣٤)

پروردگارش  دعـای  او  را  اجـابت  کـرد  و  (‌شـرّ)  کـید  و  مکرشان  را  از  او  بازداشت‌.  تنها  خدا  است  کـه  شنوای  (‌دعاهای  پناه‌ برندگان  به  خود  است  و)  آگاه  (‌از  احوال  بندگان  و  مصالح  ایشان‌)  می‌باشد.(يوسف/34)       

(قَالَ لا يَأْتِيكُمَا طَعَامٌ تُرْزَقَانِهِ إِلا نَبَّأْتُكُمَا بِتَأْوِيلِهِ قَبْلَ أَنْ يَأْتِيَكُمَا ذَلِكُمَا مِمَّا عَلَّمَنِي رَبِّي ).

(‌یوسف‌)  گفت‌:  پیش  از  آن  که  جیرۀ  غذائی  شما  به  شـما  برسد،  شما  را  از  تعبیر  خوابتان  آگاه  خواهـم  ساخت‌.  این  (‌تعبیر  رؤیـا  و  خبر  از  غیب‌)  کـه  بـه  شـما  مـی‌گویم  از  چیزهائی  است  که  پروردگارم  به  من  آموخته  است  (‌و  به  من  وحی  فرموده  است‌)‌،  چرا  که  من  از  (‌ورود  به‌)  کیش  گروهی  دست  کشیده‌ام  که  به  خدا  نمی‌گروند  و  به  روز  بازپسین  ایمان  ندارند. (يوسف/37)

(إِنِ الْحُكْمُ إِلا لِلَّهِ أَمَرَ أَلا تَعْبُدُوا إِلا إِيَّاهُ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ) (٤٠)

فرمانروائی  از آن  خدا  است  و  بس‌.  (‌این‌،  او  است  که  بر  کائنات  حکومت  مـی‌کند  و  از  جمله  عقائد  و  عبادات  را  وضع  مـی‌نماید)‌.  خدا  دسـتور  داده  است  کـه  جز  او  را  نپرستید.  این  است  دین  راست  و  ثابتی  (‌که  ادلّه  و  براهین  عقلی  و  نقلی  بر  صـدق  آن  رهـبرند)  ولی  بـیشتر  مردم  نمی‌دانند  (‌که  حقّ  این  است  و  جز  این  پوچ  و  نار‌وا  است‌)‌. (يوسف/40) 

(قَالُوا أَضْغَاثُ أَحْلامٍ وَمَا نَحْنُ بِتَأْوِيلِ الأحْلامِ بِعَالِمِينَ) (٤٤)

گفتند:  (‌این  خواب  از  زمرۀ)  خوابهای  پریشان  و  پراکنده  است  (‌و  جزو  اوهام  و  خیالات  آشفته‌ای  است  كه  مـعنی  ندارنـد)  و  مـا  از  تـعبیر  (‌ایـن‌گونه‌)  خیالپردازيها  آگاه  نیستیم‌. (يوسف/44)                              

(يُوسُفُ أَيُّهَا الصِّدِّيقُ أَفْتِنَا فِي سَبْعِ بَقَرَاتٍ سِمَانٍ يَأْكُلُهُنَّ سَبْعٌ عِجَافٌ وَسَبْعِ سُنْبُلاتٍ خُضْرٍ وَأُخَرَ يَابِسَاتٍ لَعَلِّي أَرْجِعُ إِلَى النَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَعْلَمُونَ) (٤٦)

ای  یوسف‌!  ای  بسیار  راستگو!  از  تـعبیر  خواب‌،  مـا  را  آگاه  کن  که  (‌شاه  دیده  است‌:‌)  هفت  گاو  لاغر،  هفت  گـاو  چاق  را  خورده‌اند،  و  هفت  خوشۀ  خشک‌،  و  هفت  خوشۀ  سبز  (‌بـه  هــم  پیچیده‌انـد  و  رسـیده‌ها  نـارسها  را  تباه  کرده‌اند)‌،  تا  این  که  من  به  سوی  مردم  برگردم  (‌و  تعبیر  تو  را  برای  ایشان  بیان  دارم‌)‌.  امید  است  که  آنان  (‌تـعبیر  خواب  را)  بدانند  و  (‌با  علم  و  فضل  تو  آشنا  شوند)‌.(يوسف/46)

(وَقَالَ الْمَلِكُ ائْتُونِي بِهِ فَلَمَّا جَاءَهُ الرَّسُولُ قَالَ ارْجِعْ إِلَى رَبِّكَ فَاسْأَلْهُ مَا بَالُ النِّسْوَةِ اللاتِي قَطَّعْنَ أَيْدِيَهُنَّ إِنَّ رَبِّي بِكَيْدِهِنَّ عَلِيمٌ) (٥٠)

شاه  گفت‌:  یوسف  را  بـه  پـیش  مـن  آوریـد.  هـنگامی  که  فرستادۀ  (‌شاه‌)  نزد  او  رفت‌،  گفت‌:  به  سوی  سرور  خود  بازگرد  و  از  او  بپرس‌:  ماجرای  زنانی  که  دستها‌ی  خود  را  بریده‌اند  چه  بوده  است‌؟  بیگمان  پروردگار  من  بس  آگاه  از  نیرنگ  ایشان  است‌. (‌یوسف‌/  50)

(ذَلِكَ لِيَعْلَمَ أَنِّي لَمْ أَخُنْهُ بِالْغَيْبِ وَأَنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي كَيْدَ الْخَائِنِينَ) (٥٢)

این  (‌اعتراف  من‌)  بدان  خاطر  است  که  (‌یوسف‌)  بدا