مَا يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلا وَهُمْ مُشْرِكُونَ (١٠٦) أَفَأَمِنُوا أَنْ تَأْتِيَهُمْ غَاشِيَةٌ مِنْ عَذَابِ اللَّهِ أَوْ تَأْتِيَهُمُ السَّاعَةُ بَغْتَةً وَهُمْ لا يَشْعُرُونَ) (١٠٧)

بیشتر  مردم  (‌به  سبب  تصمیم  بر  کفر  و  پیروی  از هوا  و  هوس‌،  به  تو)  ایمان  نمی‌آورند،  هر چند  که  تلاش  کنی  (‌و  در  راهنمائی  ایشان  بسیار  خویشتن  را  زحمت  دهی‌)‌.  تو  در  برابـر  ایـن  (‌انـدرز  و  راهـنمائی‌)  پـاداشـی  از  ایشـان  نمی‌خواهی‌،  (‌پس  اگر  آنان  نپذیرفتند  غمگین  مباش‌،  چرا  کـه  دیگران  اندر  شکـم  مـادر  و  پشت  پـدرند  و  بـدان  می‌گروند،‌،  و  تنها  این  قرآن  برای  گروهی  از  مردمان  این  زمان  نیامده  است‌،  بلکه‌)  قرآن  جز  پند  و  انـدرزی  بـرای  همۀ  جهانیان  نیست‌.  و  چه  بسـیار  دلائـل  و  نشـانه‌های  (‌دالّ  بر  وجود  خدا)  در  آسمانها  و  زمین  وجود  دارد  که  آنان  (‌کورکورانه‌)  از  کنارشان  می‏‎گذرند  و  از  پذیرش  آنها  روی  می‏‎گرداند.  و  اکثر  آنان  که  مدّعی  ایمان  به  خدا  هستند،  مشرک  می‌باشند.  آیـا  از  ایـن  ایـمن  هسـتند  که  عذاب  فراگیری  از  سوی  خدا  ایشان  را  دربر  گیرد،  یا  این  که  قیامت  به  ناگاه  فـرارسـد  و  ایشان  غـافل  و  بـی‌خبر  باشند؟‌.(‌یوسف/103-107) 

 اینها  نواها  و  آهنگهای  مؤثّری  هستند،  بدان  اندازه  کـه  حقائق  ژرفی  از  سرشت  انسانها  را  دربر  دارند،  و  روشن  می‌دارند که  چرا  برخی  از  آنـان  آئـین  درست  خدا  را  نمی‌پذیرند  ...  این  گفتار  خداوند  بزرگوار،  جای  تأمّل  است‌:

(وَمَا يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلا وَهُمْ مُشْرِكُونَ) (١٠٦)

و  اکثر  آنان  که  مـدّعی  ایـمان  بـه  خدا  هستند،  مشـرک  می‌باشند.(يوسف/106)  

این  تصویر  بسیاری  از  مردمانی  است ‌که  ایمان  و  شرک  در  درونشان  به  هم  می‌آمیزد،  چون  هنوز که  هنوز  است  مسألۀ  توحید  برایشان  مبهم  مانده  است  و  چنان  که  باید  قطعی  نگردیده  است‌.

٣-‌در  ایـنجا  نوا  و  آهـنگ  مـهمّ ‌و  عـمیق  و  مؤثّر  و  الهام‌بخشی  می‌آید،  و  پیغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم  را  رهنمود  می‌کند  که  راه  خود  را  مقرّر و  مشخّص  نماید  و  آن  را  از همۀ  راه‌های  دیگر  جدا  و  دور  سازد،  و  بر اساس  واضـح  و  ممتاز  آن  با  دیگران  قطع  رابطه  فرماید:       

(قُلْ هَذِهِ سَبِيلِي أَدْعُو إِلَى اللَّهِ عَلَى بَصِيرَةٍ أَنَا وَمَنِ اتَّبَعَنِي وَسُبْحَانَ اللَّهِ وَمَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ) (١٠٨)

بگو:  این  راه  من  است  که  مـن  (‌مـردمان  را)  بـا  آگاهی  و  بینش  به  سوی  خدا  می‌خوانم  و  پیروان  من  هم  (‌چنین  مـی‌باشند)‌.  و  خدا  را  مـنزّه  (‌از  انباز  و  نـقص  و  دیگر  ناشایست‌)  می‌دانم‌،  و  من  از  زمرۀ  مشرکان  نمی‌باشم  (‌و  کسی  و  چیزی  را  شریک  خدا  نمی‌انگارم‌)‌. (‌يوسف/108) 

 ٤-  آن‌ گاه  سوره  با  نوا  و  آهـنگ  دیگـری  خـاتمه  پـیدا  می‌کند،  نوا  و  آهنگی  که  عبرت  همۀ  داستانهای  قرآنـی  این  سـوره  و  سـوره‌های  دیگـر  را  دربـر  دارد،  عبرت  داستانها  را  برای  پـیغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم  و  بـرای‌ گـروه  انـدک  مؤمنانی  که  در  خدمت  او  هستند،  با  خود  بـرمی‌دارد  و  بدیشان  تقدیم  می‌نماید،  و  پایداری  را  بدانان  می‌آموزد  و  از  ایشان  غمزدائی  می‌کند  و  بدیشان  مـژده  می‌دهد‌.  برای  مشرکان ‌کینه‌توز  و  ستیزه‌جو  نیز  عبرت  دربر  دارد،  و  با  آن  متذکّر  و  یـادآورشان  مـی‌گردانـد،  و  انـدرز  و  بیمشان  می‌دهد.  این  درس  عبرت  برای  همگان  از  صدق  وحی  و  از  صدق  رسول  صـحبت  مـی‌دارد،  و  حـقیقت  وحی  و  حقیقت  رسالت  را  به  تصویر  می‌کشد،  و  همراه  با  آن‌،  همچون  حقیقتی  را  از گمانها  و  افسانه‌ها  رهـا  و  آزاد  می‌سازد:

(وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ إِلا رِجَالا نُوحِي إِلَيْهِمْ مِنْ أَهْلِ الْقُرَى أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِي الأرْضِ فَيَنْظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَلَدَارُ الآخِرَةِ خَيْرٌ لِلَّذِينَ اتَّقَوْا أَفَلا تَعْقِلُونَ (١٠٩) حَتَّى إِذَا اسْتَيْئَسَ الرُّسُلُ وَظَنُّوا أَنَّهُمْ قَدْ كُذِبُوا جَاءَهُمْ نَصْرُنَا فَنُجِّيَ مَنْ نَشَاءُ وَلا يُرَدُّ بَأْسُنَا عَنِ الْقَوْمِ الْمُجْرِمِينَ (١١٠) لَقَدْ كَانَ فِي قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لأولِي الألْبَابِ مَا كَانَ حَدِيثًا يُفْتَرَى وَلَكِنْ تَصْدِيقَ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَتَفْصِيلَ كُلِّ شَيْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَةً لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ) (١١١)

(‌سنّت  ما  در  گزینش  پیغمبران  و  گسیل  آنـان  بـه  میان  مردمان  تغییر  نکرده  است‌،  و  از  جمله  در  انتخاب  تو  به  عنوان  خاتم‌الانبیاء  نیز  مرعی  شده  است‌)  و  ما  پـیش  از  تو  پیغمبرانی  نفرستاده‌ایم‌،  مگر  این  که  مردانی  از  میان  شهریان  بوده‌اند  و  بدیشان  وحی  کرده‌ایم‌.  (‌دستـه‌ای  از  انسانها  بدانان  گرویده  و  گروهی  هم  از  ایشان  بـیزاری  جسته‌اند.  آیا  قوم  تو  از  این  بی‌خبرند  کـه  پـیغمبران  نـه  فرشته  و  نه  زن  بوده‌اند  و  بلکه  مردانی  از  شهرها  بوده  و  در  میان  مردمان  همچون  ایشان  زندگی  کرده‌اند  و  تنها  فرق  آنـان  بـا  دیگران  ایـن  بـوده  کـه  حـاملان  وحـی  و  پـیام‌آوران  آســمانی  بــوده‌انـد،  و  بـعضی  راه  چنین  راهنمایانی  را  انتخاب  و  به  بهشت  رسیده‌انـد،  و  بـرخـی  هم  عناد  ورزیده  و  کفر  پیشه  كرده‌اند  و  به  دوزخ  و اصل  شده‌اند؟‌)‌.  مگر  در  زمین  به  گشت  و  گذار  نمی‌پردازند  تا  ببینند  که  سرانجام  کار  گذشتگان  پـیش  از  ایشـان  چه  بوده  و  به  یا  کشیده  شده  است‌؟  بی‏گمان  سرای  آخرت‌،  بهتر  (‌از  سرای  این  جهان‌)  برای  پـرهیزگاران  است‌.  (‌ای  معاندان  افسار گسیخته  و  آرزوپرستان  سرگشته‌!)  آیـا  خرد  و  اندیشۀ  خویش  را  به  کار  نمی‌اندازید  (‌و  نمی‌دانید  که  هستی  خود  را  ناآگاهانه  می‌بازید  و  تـوشه‌ای  بـرای  آخرت  فراهم  نمی‌سازید؟‌!  ای  پیغمبر!  یاری  ما  را  دور  از  خویشتن  مدان‌.  یاری  ما  به  شـما  نـزدیک  و  پـیروزیتان  حتمی  است‌.  پیش  از  این  پپغمبران  متعدّدی  آمده‌اند  و  به  دعوت  خود  ادامه  داده‌اند  و  دشمنان  حقّ  و  حقیقت  هم  به  مبارزه  برخاسته  و  مقاومت  و  مـخالفت  نـموده‌انـد)  تـا  آنجا  که  پیغمبران  (‌از  ایـمان  آوردن  کافران  و  پیروزی  خود)  ناامید  گشته  و  گمان  برده‌اند  که  (‌از  سوی  پیروان  انـدک  خـویش  هــم‌)  تکـذیب  شـده‌انـد  (‌و  تـنهای  تنها  مانده‌اند)‌.  در  این  هنگام  یاری  مـا  به  سراغ  ایشـان  آمده  است  (‌و  لطف  و  فضل  مـا  آنـان  را  دربـر  گرفته  است‌)  و  هر کس  را  که  خواسته‌ایم  نجات  داده‌ایم‌.  (‌بـلی‌!  در  هیچ  زمان  و  هیچ  مکانی‌)  عذاب  ما  از  سر  مردمان  گناهکار  دور  و  دفع  نمی‏گردد.  بـه  حقیقت  در  سرگذشت  آنـان‌،  (‌یــعنی  ی