ن  رفته  است‌،  و  از  شمول  و کمال  و  صداقت  واقعیّت  بشری  چیزی  فروگذار  نگردیده  است‌،  ولی  بیان  چنان  لحظاتی  و  وراندازی  گستره‌های  هماهنگ  با  بقیّۀ  رخدادها  و  جایگاه‌ها  بدین  معنی  نیست‌ که  در  برابر  همه  واقعيّتهای  بشری  ایستاده‌ایم‌،  و  این  چیزها  را  به  عنوان  محور  حیات  او  پیش  چشم  داشته‌ایم‌،  و  آنها  را  اهداف  کلّی  سراسر  زندگی  او  شمرده‌ایم‌،  و  بدون  کم  و کاست  همه  چیز  انسان  را  اظهار کرده‌ایم  و  به  دیگران  نموده‌ایم‌،  بدان‌ گونه ‌که  جاهلیّت  می‌کوشد  به  ما  چنین  بفهماند  تنها  این‌،  هنر  راست  و  درست  است  و  بس‌!

جاهلیّت  به  نام  هنر  صادقانه‌،  انسـان  را  مسـخ  مـی‌کند.  وقتی‌ که  در  برابر  نگرش  به  جنس  مخالف  مـی‌ایسـتد،  انگار  جنس  مخالف  همه  چیز  زندگی  بشری  است‌.  از  آن  لجنزار  فراخ  و  ژرفی  می‌سازد،  و  بالای  آن  را  با گلها  و  شکوفه‌های  اهریمنانه  می‌آراید!همچنین  پیشنهادهائی  همچون  چیزهائی ‌که  در  سورۀ  فرقان‌،  قرآن  از  ایشان  روایت  می‌دارد:

(وَقَالُوا مَالِ هذَا الرَّسُولِ يَأْكُلُ الطَّعَامَ وَيَمْشِي فِي الْأَسْوَاقِ لَوْلاَ أُنزِلَ إِلَيْهِ مَلَكٌ فَيَكُونَ مَعَهُ نَذِيراً.  أَوْ يُلْقَى‏ إِلَيْهِ كَنزٌ أَوْ تَكُونُ لَهُ جَنَّةٌ يَأْكُلُ مِنْهَا)

 می‌گویند:  این  چه  پیغمبری  است‌؟‌!  او  غذا  مـی‌خورد،  و در  بازارها  راه  می‌رود،  (‌نه  شیوۀ  فرشتگان  دارد،  و  نـه  روش  شاهان‌.  او  امتیازی  بر  دیگران  نـدارد.  چـرا  که  همچون  افراد  عادی  نیاز  به  تـغذیه  دارد،  و  در  بـازارهـا  برای  کسب  و  تجارت  و  خرید  نیـازمندیهای  خود  رفت  و  آمد  می‌کند)‌.  چرا  لااقل  فرشته‌ای  به  سـوی  او  فرستاده  نشده  است  تا  (‌به  عنوان  گواه  صدق  دعوتش‌)  هـمراه  او  مردم  را  بیم  بدهد  (‌و  در  امر  تبلیغ  رسالت  او  را  یـاری  نماید  و  مـا  هـم  ایمان  بیاوریم‌)‌.  یـا  ایـن  کـه  گنجی  (‌از  آسمان‌)  به  سوی  او  انداخته  شود  (‌تا  از  آن  خرج  و  انفاق  کند)  و  یا  این  که  باغی  داشته  باشد  که  از  (‌میوه‌های‌)  آن  بخورد  (‌و  امرار  معاش  کند)‌. (‌فرقان  ٧،  ٨)  

رهنمود  فوری  قرآنـی  در  ایـن  موج  سوره‌،  پیغمبر  خدا  صلي الله عليه و آله و سلم ‌را  و سائر  مؤمنان  را  نـهی  می‌کند  و  باز  می‌دارد  از  این ‌که  معجزه‌ای  - ‌هر گونه  مـعجزه‌ای‌ که  باشد-از  معجزاتی‌ که  پیشنهاد  می‌کردند  از  خدا  درخواست‌ کنند،  و  بخواهند  به  مشرکان  نموده  شود.  در  این  رابطه  به  پیغمبر  صلي الله عليه و آله و سلم گفته  شده  است‌:

(وَإِن كَانَ كَبُرَ عَلَيْكَ إِعْرَاضُهُمْ فَإِنِ اسْتَطَعْتَ أَن تَبْتَغِيَ نَفَقاً فِي الْأَرْضِ أَوْ سُلَّماً فِي السَّمَاءِ فَتَأْتِيَهُم بِآيَةٍ وَلَوْ شَاءَ اللّهُ لَجَمَعَهُمْ عَلَى الْهُدَى‏ فَلاَ تَكُونَنَّ مِنَ الْجَاهِلِينَ. إِنَّمَا يَسْتَجِيبُ الَّذِينَ يَسْمَعُونَ وَالْمَوْتَى‏ يَبْعَثُهُمُ اللّهُ ثُمَّ إِلَيْهِ يُرْجَعُونَ) 

اگر  روگردانی  ایشان  از  (‌دعوت‌)  تو  برای  تو  سـخت  و  سنگین  است‌،  چنانکه  می‌توانی  (‌جهت  اقناع  آنـان  راهـی  پپدا  کنی  و  مثلا)  نقبی  در  زمین  بزنی  و  یا  نردبانی  به  سوی  آسمان  بگذاری  (‌و  اعماق  زمین  و  بالای  آسمانها  را  بگردی‌)  و  دلیلی  برای  (‌ایمان  آوردن‌)  ایشـان  بیاوری  (‌چنین  کن‌.  امّـا  بـدان  که  ایـن  لجوجان  تـو  را  تصدیق  نمی‌کنند  و  ایمان  نمی‌آورند)‌.  ولی  اگر  خدا  بخواهد  آنان  را  (‌قهراً  و  جبراً‌)  بر  هدایت  جمع  خواهد  کرد  (‌و  ایمان  را  بدیشان  تلقین  خواهد  نمود.  امّا  هدایت  اجباری  و  ایـمان  زورکی  چه  سـودی  دارد؟  لذا  ایشـان  را  بـه  خود  وا می‌گذارد  تا  با  اراده  و  اختیار  خود  اگر  خواستند  ایمان  بیاورند  و  اگر  نخواستند  ایمان  نیاورند)‌.  پس  از  زمـرۀ  کسانی  مباش  که  (‌حکم  خدا  و  سنت  او  را  در  بارۀ  مردم‌)  نمی‌دانند. تنها  کسانی  (‌دعوت  تو  را)  می‌پذیرند  که  گوش  شــنوا  دارنـد  (‌و  از  روی  تــدبر  و  تـفکر  سخـنان  را  می‌شنوند.  امّا  اینان  مردگان  زنده  نما  هستند)  و  خداوند  مردگان  (‌چون  ایشان  را  به  هنگام  رستاخیز  از  گـورها)  برمی‌انگیزد،  و  پس  از  زنده  شدن  به  سوی  او  برگردانده  می‌شوند  (‌و  مورد  بازخواست  قرار  می‏‎گیرند  و  سـزا  و  جزای  خود  را  می‌بینند)‌..

هنگاميكه  مشـرکان  بری  مؤمنان  به  خـدا  سوگند  موکدانه  خوردند که  اگر  معجزه‌ای  برای  ایشان  آورده  و  بدیشان  نموده  شود،  قطعاً  بدان  ایمان  می‌آورند،  مؤمنان  خواهان  شدند که  به  مشرکان  پاسخ  مثبت  داده  شـود  و  معجزه‌ای‌ که  ییشنهاد  می‌کردند  بدیشان  نموده  شود.  به  چنین  مؤمنانی‌ گفته  شد:

(قُلْ إِنَّمَا الآيَاتُ عِندَ اللّهِ وَمَايُشْعِرُكُمْ أَنَّهَا إِذَا جَاءَتْ لاَيُؤْمِنُونَ. وَنُقَلِّبُ أَفْئِدَتَهُمْ وَأَبْصَارَهُمْ كَمَا لَمْ يُؤْمِنُوا بِهِ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَنَذَرُهُمْ فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُونَ).

بگو:  معجزات  از  سوی  خدا  است  و  (‌برابر  میل  او  انجام  می‌پذیرد  و  در  اختیار  من  نیست‌.  ای  مؤمنان‌!)  شما  چه  می‌دانید؟‌...  اگر  (‌این  معجزاتی  که  خواسته‌اند)  بدیشان  نموده  شود  (‌باز  هم‌)  ایمان  نمی‌آورند.  (‌شما  ای  مؤمنان  نمی‌دانید  که  به  هنگام  وقوع  معجزات  حسی‌)  مـا  دلهـا  و  چشمهای  آنان  را  (‌در  دریای  تـخیلات  و  تـوهمات  و  در  میان  امـواج  تأویـلات  و  احتمالات‌)  واژگونه  و  حیران  می‌گردانیم  (‌و  بعد  از  نزول  معجزات‌)  همانگونه  خواهند  بود  که  در  آغاز  بودند،  و  ایشان  را  به  خود  وا می‌گذاریم  تا  در  طغیان  و  سرکشـی  خود  سرگردان  و  ویلان  شوند.  (‌انعام ١٠٩.  ،110)

 پیش  از  هر  چیز  مسلمانان  باید  بدانند که  تکذیب  کنندگان  به  خاطر  نبودن  معجزه  و  دلیل  و  نشانۀ  حـق  و  حقیقت  نیست‌ که  ر١‌ه‌ کفر  و  شرک  بپیمایند  و  به  سوی  ایمان  بدین  آئین  نمی‌آیند،  بلکه  آنچه  ندارند گوش  شنوا  است‌!  آنان  مردگانند!  یـزدان  هدایت  را  بهرۀ  ایشان نفرموده  است  -  البته  برار  سنّت  الهی  در  هـدایت  بخشیدن  وگمراه ‌کردن‌،  بدان  شکلی  که‌ گفتیم - ‌گذشته  از  این  مسلمانان  باید  بدانند که  این  آئین  مطابق  سنت  و  قانونی  به  پیش  می‌رود که  دگرگون  نمی‌شود،  و  این  آئین  بالاتر  و  والاتر  از  آن  است‌ که  فرمانبردار  پیشنهادها  و  مطیع  هواها  و  هوسهای  مردمان‌ گردد.

این  امر  ما  را  به  جـولانگاه  فـراخ‌تر  و  فراگیرتر  این  رهنمود  قرآنی  سوق  می‌دهد...  این  آئین‌،  ویژۀ  زمانی‌،  و  محدود  در  رخدادی‌،  و  مقید  به  پیشنهاد  معینی  نیست‌.  چـه  زمـان  دگرگون  و  متغیّر  مـی‌گردد.  خواستها  و  آرزوهای  مردمان  در  پیشنهادهای  دیگری  جلوه‌گر  و  هویدا  می‌شوند.  دعوت‌کنندکان  به  آئین  یزدان  لازم  است  آ‌گاه  و  هوشیار  باشند  و  نگذارند  هواه