ن  مأمـوریّتهای  (‌مــحوّله  از  سـوی‌)  پروردگارم  را  به  شما  ابلاغ  می‌کنم  و  شما  را  پند  و  اندرز  می‌دهم  و  از  جانب  خدا  چیزهائی  (‌به  من  وحی  می‏‎گردد  و)  می‌دانم  که  شما  نمی‌دانید.  آیا  تعجّـب  می‌کنید  از  این  که  (‌کتاب  آسمانی  پر)  اندرزی  از  سوی  پروردگارتان  بر  زبان  مردی  از  خودتان  به  شما  برسد  تا  شما  را  بیم  دهد  و  پرهیزگار  شوید  و  (‌در  پرتو  هراس  از  عذاب  و  عقاب‌،  و  پرهیز  از  موجبات  خشم  خدا)  امید  آن  باشد  که  مشمول  رحمت  و  رأفت  گردید؟  امّا  آنان  (‌با  وجود  این  همه  دلائل  روشن  ایمان  نیاوردند  و) ‌او  را  تکذیب  کردند.  پس  ما  او  و  کسانی  را  که  با  وی  در  کشتی  بودند  نجات  دادیـم‌،  و  کسانی  را  که  آیات  (‌خوانـدنی  و  دیدنی‌)  ما  را  تکذیب  نمودند،  غرق  کردیم‌،  چرا  که  آنان  مردمان  (‌کور  دل  و)  نابییائی  بودند  (‌و  حقّ  را  نمی‌دیدند)‌.   (اعراف/59-64)
(وَإِلَى‏ مَدْيَنَ أَخَاهُمْ شُعَيْباً قَالَ يَاقَوْمِ اعْبُدُوا اللّهَ مَالَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْرُهُ قَدْ جَاءَتْكُمْ بَيِّنَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ فَأَوْفُوا الْكَيْلَ وَالْمِيزَانَ وَلاَ تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْيَاءَهُمْ وَلاَ تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاَحِهَا ذلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ. وَلاَ تَقْعُدُوا بِكُلِّ صِرَاطٍ تُوعِدُونَ وَتَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللّهِ مَنْ آمَنَ بِهِ وَتَبْغُونَهَا عِوَجاً وَاذْكُرُوا إِذْ كُنْتُمْ قَلِيلاً فَكَثَّرَكُمْ وَانْظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُفْسِدِينَ. وَإِن كَانَ طَائِفَةٌ مِنْكُمْ آمَنُوا بِالَّذِي أُرْسِلْتُ بِهِ وَطَائِفَةٌ لَمْ يُؤْمِنُوا فَاصْبِرُوا حَتَّى‏ يَحْكُمَ اللّهُ بَيْنَنَا وَهُوَ خَيْرُ الْحَاكِمِينَ. قَالَ الْمَلَأُ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا مِنْ قَوْمِهِ لَنُخْرِجَنَّكَ يَاشُعَيْبُ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَكَ مِن قَرْيَتِنَا أَوْ لَتَعُودُنَّ فِي مِلَّتِنَا قَالَ أَوَلَوْ كُنَّا كَارِهِينَ. قَدِ افْتَرَيْنَا عَلَى اللّهِ كَذِباً إِنْ عُدْنَا فِي مِلَّتِكُمْ بَعْدَ إِذْ نَجَّانَا اللّهُ مِنْهَا وَمَا يَكُونُ لَنَا أَنْ نَعُودَ فِيهَا إِلَّا أَنْ يَشَاءَ اللّهُ رَبُّنَا وَسِعَ رَبُّنا كُلَّ شَيْ‏ءٍ عِلْماً عَلَى اللّهِ تَوَكَّلْنَا رَبَّنَا افْتَحْ بَيْنَنَا وَبَيْنَ قَوْمِنَا بِالْحَقِّ وَأَنْتَ خَيْرُ الْفَاتِحِينَ. وَقَالَ الْمَلَأُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ لَئِنْ اتَّبَعْتُمْ شُعَيْباً إِنَّكُمْ إِذاً لَخَاسِرُونَ. فَأَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ فَأَصْبَحُوا فِي دَارِهِمْ جَاثِمِينَ. الَّذِينَ كَذَّبُوا شُعَيْباً كَأَن لَمْ يَغْنَوْا فِيهَا الَّذِينَ كَذَّبُوا شُعَيْباً كَانُوا هُمُ الْخَاسِرِينَ. فَتَوَلَّى‏ عَنْهُمْ وَقَالَ يَا قَوْمِ لَقَدْ أَبْلَغْتُكُمْ رِسَالاَتِ رَبِّي وَنَصَحْتُ لَكُمْ فَكَيْفَ آسَى‏ عَلَى‏ قَوْمٍ كَافِرِينَ).
شعیب  را  هم  به  سوی  اهل  مدین  که  خود  از  آنـان  بـود  فرستادیم‌.  بدیشان  گفت‌:  ای  قوم  من  خدا  را  بپرستید  (‌و  بدانید)  که  جز  او  معبودی  نداریـد.  مـعجزه‌ای  از  سـوی  پروردگارتان  (‌بر  صحّت  پيغمبری  من‌)  بـرایـتان  آمـده  است‌.  (‌پيام  آسمانی  این  است  که  در  زندگی  به  ویژه  در  تجارت  و  معاملۀ  با  دیگـران  راست  و  درست  بـاشید  و)  ترازو  و  پیمانه  را  به  تمام  و  کمال  بکشید  و  بپردازید  و  از  حقوق  مردم  چیزی  نکاهید،  و  در  زمین  بعد  از  اصلاح  آن  (‌توسّط  یزدان‌،  یا  بـر  دست  پـیغمبران‌)  فسـاد  و  تباهی  مکنید.  این  کـار  بـه  سـود  شـما  است  اگر  بـه  خدا  و  بـه  حقیقت‌،‌)  ایمان  دارید.  شما  بر  سر  راه‌هـا  (‌ی  مـنتهی  بـه  حقّ  و  هدایت  و  عمل  صالح‌)  منشینید  تا  مؤمنان  به  خدا  را  بترسانید  و  از  راه  الله  باز  دارید  و  آن  (‌راه  مستقیم‌)  را  کج  بنمائید  (‌و  خود  به  راه  معوّج  منحرف  گردید)‌.  به  خاطر  آورید  آن  زمانی  را  که  اندک  بودید  و  خداونـد  (‌بـر  اثـر  تلاش  شبانه‌روزی  خودتان  نـیروی  انسـانی  و  قدرت  مالی‌)  شما  را  افزون  کرد.  و  نیز  بنگرید  که  سرانجام  کار  مفسدان  (‌همیشه  بـه  كجا  انـجامیده  و  عـاقبت‌)  چگونه  گشته  است‌.  و  اگر  دسته‌ای  از  شما  بدانچه  مامور  بـدان  هستم  ایمان  بیاورد  (‌و  پیغمبری  مرا  بپذیرد)‌،  و  دسته‌ای  ایمان  نیاورد  (‌و  تنها  به  زندگی  این  جهان  بچسبد)  منتظر  باشید  تـا  خداونـد  مـیان  مـا  داوری  کند،  و  او  بـهترین  داوران  است‌.  اشراف  و  سران  مـتکبّر  قوم  شـعیب  (‌کـه  خویشتن  را  بـالاتر  از  آن  مـی‌دانسـتند  که  دیـن  خدا  را  بپذیرند،  بدو)  گفتند:  ای  شعیب  حتماً  تو  و  کسانی  را  کـه  با  تو  ایمان  آورده‌انـد  از  شـهر  و  آبـادی  خود  بـیرون  می‌کنیم  مگر  این  که  به  آئین  ما  درآئید.  شعیب  گفت‌:  آیا  ما  به  آئین  شما  درمی‌آئیم  در  حالی  که  (‌آن  را  به  سبب  باطل  و  نادرست  بودن‌)  دوست  نـمی‌داریـم  و  نمی‌پسندیم‌؟‌!  (‌هرگز  چنین  کاری  ممکن  نیست‌)‌.  اگر  ما  به  آئین  شـما  درآئیم‌،  بعد  از  آن  کـه  خدا  مـا  را  از  آن  نجات  بـخشیده  است‌،  مسـلّماً  بــه  خــدا  دروغ  بسـته‌ایـم  (‌و  بـه  گزاف  خـویشتن  را  پـیروان  آئـین  آسمانی  نـامیده‌ایـم‌)‌.  مـا  را  نسزد  که  بدان  درآئیم‌،  مگر  این  که  خدا  که  پروردگار  ما  است  بخواهد  (‌که  هرگز  چنین  چـیزی  را  هـم  نخواهـد  خواست‌)‌.  علم  پروردگار  ما  هـمه  چیز  را  در  بـر  گرفته  است  (‌و  او  با  مرحمت  و  محبّتی  کـه  نسـبت  بـه  مؤمنان  دارد،  ایمان  ما  را  محفوظ  می‌فرماید.  لذا)  ما  تنها  بر  خـدا  توکّل  داشـته  (‌و  هـم  بـدو  پشت  مـی‌بندیم‌)‌.  پـروردگار!!  میان  ما  و  قوم  ما  به  حقّ  داوری  کن  (‌حقّی  که  سنّت  تو  در  داوری  میان  محقّین  مصلحین  و  مبطلین  مفسدین‌،  بر  آن  جاری  است‌)  و  تو  بهترین  داورانی  (‌چرا  که  بر  همه  چیز  آگاه  و  بر  هر  چیز  توانائی‌!)‌.  اشراف  و  سران  کافر  قوم  او  (‌خطاب  به  پیروان  خود)  گفتند:  اگر  از  شعیب  پـیروی  کنید  در  این  صورت  شما  (‌هم  به  سبب  گرویدن  به  آئینی  که  آباء  و  اجدادتان  بر  آن  نبوده‌اند،  شرف  و  ثروت  خود  را  از  دست  می‌دهید  و)  زیـانکار  مـی‌گردید.  (‌در  نـتیجۀ  ســـتیزه‌جوئی  و  طغیانگری‌)  زلزله‌ای  (‌قــصرها  و  خانه‌های‌)  ایشان  را  در  بر  گرفت  (‌و  زبدگی  پـر  زرق  و  بـرق  آنان  را  در هـم  کـوبید)  و  در  شـهر  و  دیـار  خود  خشکیدند  و  مردند.  کسانی  که  شعیب  را  تکـذیب  کـردند  (‌آن  چنان  نابود  شدند  و  شهر  و  دیارشان  ویران  گردید  که‌)  گوئی  هرگز  در  آنجا  نبوده  و  سکـونت  نگزیده‌انـد.  کسانی  که  شعیب  را  تکذیب  کـردند  (‌و  گمان  مـی‌بردند  آنــان  كـه  از  شعیب  پـیروی  کنند  زیـانکار  مـی‌شوند،  خودشان  سـعادت