دان  یگانه  بیرون  برود،  و  به  دام  کرنش  بردن  و  پرستش ‌کرد‌ن  هواها  و  هوسها  و  شهوتها  و  لذّتها  بیفتد.

گذشته  از  این‌،  مردمان  نـخجیرهای  انـواع  بندگیها  و  پرستشهای  بندگان  خواهند  شد  ...  آنان  به  بدترین  انواع  بندگیها  و  پرستشهای  فـرمانروایـان  و  سردستگانی  می‌افتند که‌ کار  و  بار  ایشان  را  برابر  قوانین  و  مقرّرات  ساخته  و  پرداختۀ  خود  می‌چرخانند  و  آنان  را  بدین  سو  و  آن  سو  می‌گردانند،  قوانین  و  مقرّراتی ‌که  هیچ  نظم  و  نظامی  و  هيچ  طرح  و  هدفی  ندارد  مگـر  حـمایت  از  مصالح  خود  قانونگذاران‌،  همه  ایـن  قـانونگذ‌اران  در  شخص  فرمانروا،  یا  در  طبقۀ  حاکمه  و  چین  فرمانفرما،  و  یا  در  نژاد  حاکم  و  غالب‌،  مجسّم  و  جلوه‌گـر  شوند،  در اصل  قضیّه  یکسان  است‌.  نگاهی  به  سطح  بشری  فراگیر  انداختن  و  از  بام  آدمیّت  همگانی‌،  جهان  انسانها  را  ورانداز کردن‌،  پرده  از  این  پدیده  در  هر  حکومتی  برمی‏دارد،  حکو‌متی‌ که  از  یزدان  یگانه  کمک  و  یـاری  نمی‌طلبد،  و  مقیّد  به  شریعت  ایزد  سبحان  نمی‏باشد  و  بلکه  از  آن  درمی‌گذرد.

امّــا  بندگی  و  پـرستش  تنها  به  بندگی  و پرستش  فـرمانروایـان  و  سردستگان  و  قانونگذاران  محدود  نمی‌گردد  ...  چه  این  نوع  بندگی  و  پرستش  شکل  آشكا‌ر  و  نمایانی  است‌،  ولی  همه  چیز  و  همۀ  اشکال  آن  نیست  ...  بندگی  و  پرستش  بندگان  به  شکلهای  نهانی  دیگری  جلوه‌گر  می‌آید،  و لیکن  چه ‌بسا  نیرومندتر  و  ژرف‌تر  و  خشن‌تر  از این  شکل  باشند!  مثالی  برای  این  نوع  بندگی  و  پرستش  مــی‌زنیم‌.  ایـن  مثال  بندگی  و  پـرستش  سازندگان  مدها  و  جامه‌ها  است‌!  اینان  چه  سلطه  و  قدرتی  بر گلّه‌های  فراوانی  از  انسـانها  دارنـد؟‌...  آن  انسانهائی ‌که  ایشان  را  متمدّن  می‌نامند!..  جامه‌هائی  که  خدایان  جامه‌ها  -  در  پوشاکها،  یـا  در  ماشینها،  یـا  در  ساختمانها،  یا  در  منظره‌ها،  یا  در  جشنها،  و  یا  در  سـائر  چیزهای  دیگر  ...  واجب  می‌گردانند که  بیانگر  بندگی  و  پرستش  قاطعانه‌ای  است  و  هیچ  مرد  جاهلی  و  هيچ  زن  جاهلی  را  نسزد که  از  آن  درگذرد  و  از  آن  بگریزد،  یا  دربارۀ  نافرمانی  از  آن  بیندیشد)  اگر  مردمان  -  در  این  جـاهلیّت  «‌مـتمدّنانه‌«  - کـمی  از  ایـن  کـرنش  بـردن  و  پرستش  کردن  سازندگان  جامه‌ها  را  بـرای  خدا  می‌بردند  و  می‌کردند،  بندگان  مخلص  بریده  ا‌ز  جهان  و  جهانیان  و  به  خدا  رسیدگانی  می‌شدند!..  بـندگی  و  پـرستش  چـه  خواهد  بود  اگر  این  مد  و  مد‌گرائـی  و  ایـن  اطاعت  و  فرمانبرداری  از  سازندگان  جـامه‌ها  بـندگی  و  پـرستش  بشمار  نیاید؟  حاکمیّت  و  فــرمانروائـی‌،  و  ربوبیّت  و  خداوندگاری‌،  چه  خواهد  بود،  اگـر  ایـن  حـاكمیّت  و  فرمانروائی‌،  و  این  ربوبیّت  و  خداوندگاری  سـازندگان  جامه‌ها  نـیز  حاکـمیّت  و  فـرمانروائـی‌،  و  ربوبیّت  و  خداوندگاری  بشمار  نیاید؟‌!

این  جز  یک  مثال  از  بندگی  و  پرستش  رسـواکـننده  و  خوارکننده‌ای  از  مـثالهای  فـراوان  زمـانی  نيست  کـه  مردمان  در  آن  برای  خدا کـرنش  نمی‌برند  و  پـرستش  نمی‌کنند،  و  بلکه  برای  بندگان‌ کرنش  می‏‎برند  و  پرستش  مـی‌کنند  ...  حاکـمیّت  و  فـرمانروائـی  سـردستگان  و  فرمانروایان‌،  یگانه  شکل  زشت  خوارکنندۀ  فرمانروائی  انسانها  بر  انسانها،  و  بندگی  و  پـرستش  انسا‌نها  برای  انسانها  نیست‌.این  امر  ما  را  به  ارزش  توحید کرنش  بردن  و  پـرستش  کردن  در  حفظ  جـانها  و  نـاموسها  و  دارائی‏‏ها‏‏  رهـنمود  می‌گرداند.  قطعاً  جانها  و  ناموسها  و  دارائیها  همه  و  همه  بدون  محافظ  و  نگهبان  می‌مانند  وقتی  که  بند‌گان  برای  بندگان‌ کرنش  ببرند  و  پرستش  بکنند  به  شکلی  از  اشکال  کرنش  بردن  و  پرستش ‌کردن  ...  چه  این  کرنش  بردن  و  پرستش ‌کردن  به  شکل  حاکمیّت  قانونگذاری‌،  یا  به  شکل  حاکمیّت  عرفها  و  تقلیدها  و  آداب  و  رسوم‌،  و  یا  به  شکل  حاکمیّت  ا‌یدئولوژی  و  جهان‌بینی  باشد.

کرنش  بردن  و  پـرستش  کـردن  غیرخدا  در  اعـتقاد  و  جهان‌بینی‌،  معنی  آن  به  چنگالهای  گمانها  و  افسانه‌ها  و  خــرافـه‌هائی  گـرفتار  آمـدن  است  کـه  پایان‌ناپذیرند.  چیزهائی  هستند  که  جـاهلیّتهای  بت‌پـرستی  گـوناگـون  شکلهائی  از  آنها  را  نشان  می‌دهد،  و گمانهای  عوامـانۀ  گوناگون  شکلهائی  از  آنها  را  پدیدار  می‌گردانـد،  و  در  آنها  نذرها  و  قربانیهائی  از  اموال  -  و گـاهی  از  اولاد  -  تحت  فشار  عقیدۀ  فـاسد  و  جـهان‌بینی  مـنحرف  انجام  می‌پذیرد،  و  مردمان  به  سبب  وجود  آنها  از  خداگونه‌های  گوناگون  خیالی‌،  و  از  پرده‌داران  و کاهنان  مرتبط  بدین  خداگونه‌های  خیالی‌،  از  جادوگران  مـتّصل  بـه  جـنّها  و  دیوها،  و  از  مشایخ  و  مقدّس  مآبـهائی‌ کـه  رازدانـان  و  آگاهان  از  ا‌سرار  و  رموزند!  در  تـرس  و  هـراس  بسـر  می‌برند  ...  و  از  ...  و  از  ...  از  اوهام  و  خیالاتی  می‌ترسند  که  مردمان  هـمیشه  از  آنـها  در  تــرس  و  هـراس  بسر  می‌برند،  و  پیوسته  به  شیوه‌های  گوناگون  بدانها  تـقرّب  می‌جویند  و  امید  می‌ورزند،  تا گردنهایشان  می‌شکند،  و  تلاشها  و  فعّالیّتهایشان  پخش  و  پـراکـنده  می‌شود،  و  نیروها  و  توانهایشان  در  همچون  غـوغاها  و  فـریادهای  بيجائی  از  هم  می پاشد!

در  سورۀ  اعراف  برای  مشکلات  و  زحمات  کرنش  بردن  و  پـرستش  کـردن  بــرای  غـیرخـدا  و  دشـواریــها  و  گرفتاریهای  پیروی  از  خداگونه‌های  جامه‌ها  و  مدها  مثال  زدیم‌.  اکنون  لازم  است  بدانیم  چه  اندازه  اموال  و  سعی  و  تلاش  -‌ گذشته  از  نوامیس  و  اخلاق  -  در  راه  بـرآورده  کردن  اهداف  این  خداگونه‌ها  هـدر  مـی‌رود  و  ضـائع  می‌شود!

خانواده‌ای  که  دارای  درآمد  متوسّط  است‌،  برای  خـرید  روغنها  و  عطرها  و  رنگها،  و  برای  آرایش  و  پیرایش  و  فـــر  زدن  مـوها  و  تـهیّه‌ کـلاه‌ گـیسها،  و  بـرای  خـرید  پارچه‌های  لباسهای  مدی‌ که  سال  به  سال  تغییر  می‌کند  و  به  شکلی  درمی‌آید،  و  برای  خرید  کفشهای  مناسب  بـا  مد  روز،  و  زینت ‌آلات  و  زیورهای  هماهنگ  با  جامه‌ها  و  موها  و کفشها،  و  برای  تهیّۀ  چیزهای  دیگری‌ که  ایـن  خداوندگاران  پلشت  و  بدبیار  بدانـها  حکـم  مـی‌کنند  و  فرمان  می‌رانند،  همچون  خانواده‌ای  نیمۀ  درآمد  خود  را  و  نیمۀ  سعی  و  تلاش  خود  را صرف  و  خرج  می‌کند  تا  با  هواها  و  هوسهای  پوچ  و  نادرست  و  متغیّر  و  متقلّب  این  خداگونه‌ها  همگام  و  همراه  شود.  در  فراسوی  این  گونه  کــارها  یــهودیان  ســرمایه‌دار  قـرار  گــرفته‌انــد  و  سرمایه‌هایشان  در  صنایع  ویژۀ  دنیای  این  خـداگـونه‌ها  صرف  و  هزینه  می‌شود!  نه  مرد  و  نه  زن  لحظه‌ای  در  این  رنج  و  درد  طاقت‌فرسا  نمی‌توانند  بایستند  و  به  چـیز