  است  دریابیم‌،  و  خوب  بدانیم  کـه  در  فـراسـوی  عنایت  موجود  در  تعبیر  از  دو  بخش  این  حقیقت  با  نصّ  صریح  و گویا،  و  در  عدم  اکتفاء  به  دلالت  ضمنی  مفهوم‌،  واقعاً  چه  حکمت  و  فلسفه‌ای  وجود  دارد.

قبلاً  در  لابلای  پیرو  بر  داستان  هود  و  قوم  او  -  در  این  سوره  -  روشن ‌کردیم ‌کـه  مـدلول  و  مـفهوم  اصطلاح  «‌عبادت‌«  چیست‌،  اصطلاحی ‌که  سزاوار  این  همه  بر  آن  تکیه‌ کردن  و  این  همه  بدان  عـنایت  نـمودن  مـی‌گردد.  همان‌ گونه  هم  شایان  این  می‌شود  که  کـاروان  پـیغمبران  بزرگوار  این  همه  تلاش  و  رنـج  برای  آن  بکشـند،  و  دعوت‌ کنندگان  به  سوی  خدای  یگـانه  در  طـول  تــاریخ  برای  تبلیغ  عبادت  او  این  همه  عذاب  و  درد  بچشند...[3]

  هم ‌اینک  بر  آن  پیرو  برخی  از  نگرشها  را  می‌افزائیم‌:  استعمال  اصطلاح  «‌عبادات‌«  بر  شعائر  و  مراسم  آئینی  و  بر  عملکردی  که  میان  بنده  و  خدا  صورت  می‌پذیرد،  و  در  مقابل  آن  اصطلاح  «‌معاملات‌«  اطلاق  مـی‌شود  بـر  عملکردی  که  میان  خود  مردمان  انجام  مـی‌گیرد،  ایـن  اصطلاحات  در  زمان  نزول  قرآن  مجيد  نـبوده  است  و  بعدها  رواج پیدا  کرده  است‌،  و  این  تقسیم‌بندی  در  دورۀ  نخستین  اسلام  معروف  و  مشهور  نبوده  است‌.

قبلاً  در کتاب  «‌خصائص ‌التصور  الاسلامی  و  مقوماته‌«  مقداری  دربارۀ  تاریخ  این  مسأله  نوشته‌ایـم‌.  بندها  و  بخشهائی  را  از  آن‌ گلچین  می‌نمائیم‌:

«‌تقسیم  فعالیتهای  انسان  به  «‌عبادات‌«  و  «‌معاملات‌«  مسأله‌ای  است  نوخاسته  که  پس  از  تـدوین  «‌فـقه‌«  به  وجود  آمده  است‌.  با  آن  که  در  آغاز  مقصود  از  این  کار  یک  تقسیم  «‌فنی‌«  بوده  است که  قالب  تأ‌لیف  علمی  است‌،  ولی  متأسّفانه  بعدها  آثار  بدی  در  جهان‌بینی،  و  سپس  بعد  از  مدّت  زمانی  در  تمام  حـیات  اسـلامی  از  خود  باقی ‌گذاشته  است‌.  چرا که  در  اندیشۀ  مردمان  چنین  نقش  بست‌ که  صفت  «‌عبادت‌«  به  نـوع  اول  فعّالیّتها  اختصاص  دارد،  و  « فقه  عبادات‌«  مشتمل  بر  آن  است‌.  در  صورتی  که  صفت  «‌عبادات‌«  نسبت  به  فعّالیّتهای  دستۀ  دوم‌ که  «‌فقه  معاملات‌«  شـامل  آن  مـی‌گردد  جـاری  و  صادق  نیست‌!  این  اعتقاد  بدون  شکّ  تحریف  جهان‌بینی  اسلامی  است‌،  و  انحراف  همه  جانبه‌ای  در  زندگی  جامعۀ  اسلامی  به  دنبال  دارد.

در  جـهان‌بینی  اسـلامی  یک  فـعّالیّت  اسـلامی  یـافته  نمی‌شود که  معنی  «‌عبادت‌«  بر  آن  منطبق  نگردد،  و  یـا  پیاده ‌کردن  این  صف  در  آن  منظور  و  مـقصود  نـباشد.  برنامۀ  اسلامی  سراسر  آن  از  آغاز  تا  انجام  هدفش  پیاده  کردن  معنی  عبادت  است‌.

در  برنامۀ  اسلامی‌،  حقو‌ق  اسـاسی‌،  و  حـقوق  مـالی‌،  و  قوانین  جزائی‌،  و  قوانین  مدنی‌،  و  قوانـین  خـانواده‌،  و  سائر  قوانینی که  این  برنامه  آنها  را  دربر  دارد،  هدفی  جز  پیاده  کردن  معنی  «‌عبادت‌«  در  زندگی  انسان  ندارند  ...  فعّالیّتهای  انسانی  هم  بدین  صفت  مـتّصف  نـمی‌گردد  و  این  هدف  را  پیاده  نمی‌کند  -  هدفی ‌که  قرآن  آن  را  هدف  وجود  انسانی  می‌شمارد  -  مگر  آن ‌گاه‌ که  ایـن  فعّالیّتها  مطابق  برنامۀ  خدائی  انجام  پذیرد.  بدین  وسیله  است‌ که  الوهیّت  منحصر  به  یزدان  سبحان  می‌گردد،  و  به  بـندگی  یگانۀ  او  اعتراف  می‌شود  ...  در  غیر  این  صورت  بیرون  رفتن  از  عبادت  صورت  می‌پذیرد،  چون  بیرون  رفتن  از  بندگی  صورت  پذیرفته  است  یعنی  بیرون  رفتن  از  هدف  وجود  انسانی  است  بدان ‌گونه ‌که  خدا  خواسته  است‌!  و  آن  هم  بیرون  رفتن  از  آئین  یزدان  بشمار  است‌!

انواع  فعّالیّتهائی  که  فقهاء  نام  «‌عبادات‌«  بدانها  داده‌اند،  به  ویژه  بدین  صفتی‌ که  با  مفهوم  جهان‌بینی  اسـلامی  نمی‌خواند  -  وقتی‌ که  در  قرآن  به  مـوارد  آن  مـراجعه  می‌گردد  -‌ حقیقت  برجسته  و  آشکاری  جلوه‌گر  می‌شود  و  نباید  آن  را  از  یاد  برد.  این  بـخش  جـدا  و  برکنار  از  انواع  فعّالیّتهای  دیگری  نیست ‌که  نام  «‌معاملات‌«  بدانها  داده‌اند  ...  بلکه  هم  این  و  هم  آن  در  روند  قـرآنـی  به  یکدیگر  مرتبط  هستند،  و  در  برنامه  رهنمود  اسلامی  با  همدیگر  پیوند  خورده‌اند  چرا که  این  بسان  آن‌،  بخشی  از  برنامۀ  «‌عبادت ‌»  است‌،  عبادت  که  هدف  وجود  انسانی  است‌،  و  معنی  بندگی  را  تحقّق  می‌بخشد،  و  مـعنی  انحصار  یزدان  سبحان  به  الوهیّت  را  پیاده  می‌کند.

این  تقسیم‌بندی  -  به  مرور  زمان  -‌ به  برخی  از  مردمان  چــنین  فـهمانده  است  کـه  آنان  بـا  انـجام  فعّالیّتهای  «‌عبادات‌«  نام  برابر  احکام  اسلام‌،  می‌توانند  «‌مسلمان‌«  بشمار  آیند،  هر چند  هم  همۀ  فعّالیّتهای  «‌مـعاملات‌«  را  طبق  برنامه  دیگری  انجام  دهند!..  آنان  قوانین  معاملات  را  از  یزدان  سبحان  دریافت  نمی‌دارند،  و  بلکه  آنها  را  از  خدای  دیگری  دریافت  می‌دارند!..  این  خدای  دروغین  برای  ایشان  دربارۀ  امور  زندگی  چیزی  را  مقرّر  می‌دارد  که  یزدان  جهان  بدان  اجازه  نداده  است‌!

ایــن  گـمان  بزرگی  است‌.  چه  اسـلام  وحدتی  است  ناگسیختنی  و  جداناشدنی‌.  هر کس  که  اسـلام  را  به  دو  بخش  تقسیم‌ کند  -  بدین  شیوه‌ای‌ کـه  گـذشت  -  چـنین  کسی  از  این  وحدت  بیرون  می‌رود،  یا  به  تعبیر  دیگری‌:  از  این  آئین  بیرون  می‌رود.

این  حقیقت  بزرگی  است  و  هر  مسلمانی‌ که  می‌خواهـد  اسلام  خود  را  پیاده  و  محقّق‌ کند  و  مسلمان  بودن  خویش  را  اثبات  نماید،  و  در  عین  حال  می‌خواهد  هدف  وجود  انسانی  خویشتن  را  تحقّق  بخشد،  باید که  بدان‌ گوش  دل فرادهد»‌.[4]  

هم  اینک  بدین  بندها  و  بخشها  چیزی  را  می‌افزائیم ‌کـه  قبلاً  در  این  جزء‌ گفته‌ایم‌.  آن  چـیز  ایـن  است  که  یک  انسان  عرب  وقتی  که  برای  نخستین  بار  مـخاطب‌  ایـن  قرآن  می‌گردید،  و  به  انـجام  آن  دسـتور  داده  می‌شد،  مدلول  و  مفهوم  این  واژه‌،  منحصر  بـه  ادای  شعائر  و  مراسم  پرستشی  و  بندگی  نمی‌گردید  ...  بلکه  روزی ‌که  در  مکّه  برای  نخستین  بار  با  قرآن  مخاطب  می گردید،  هنوز  شعائر  و  مراسم  پرستشی  و  بندگی  واجب  نگردیده  بود!  آنچه  یک  فرد  عرب  وقتی ‌که  مخاطب  قرآن  واقع  می‌گردید  می‌فهمید  این  بود که  هدف  این  واژه  «‌كرنش‌«  بردن  برای  خدای  یگانه  و  «‌پرستش‌«  او  در  هم  چیز  و  در  همه‌ کار،  و کرنش  نبردن  برای  غیر  خـدا  و  پرستش  نکردن  جز  او  در  تـمام  امـور  و  شـؤون  زنـدگی  است‌.  پیغمبر  خدا  صلّی الله عليه وآله وسلّم  «‌عبادت‌«  را  با  نصّ  فرموده‌های  خود  تفسیر  نمود  و  آن  را  «‌اتباع‌«  و  پیروی  معنی‌ کرد  و  شعائر  و  مراسم  پرستشی  و  بندگی  ننامید.  در  آن  حال‌ كه  برای  عدی  پسر  حاتم  دربارۀ  يهودیان  و  مسـیحیان  توضیح  می‌داد  و  ایشان  را  پـرستشگر  احـبار  و  رهـبان‌،  یعنی  پیشوایان  د