شرک  می‌افتند  و  انباز  می‌ورزند،  و گمان  هم  می‌برند که  ایشان  مسلمانند!

بدین  جهت  است‌ که  تعبیر  قرآنی  دربارۀ  حقیقت  توحید،  یکجا  به  صورت  امر  و  به  صورت  نهی  آ‌مده  است‌،  تـا یکی  دیگری  را  تأکید کند،  تاکیدی‌ که  با  آن  سوراخ  و  سنبه‌ای  نماند  و  شرک  از  آنجا  نـتواند  به  شکلی  از  اشکال  فراوانی  که  دارد  نفوذ  کند.

همچون  چیزی‌،  در  تعبیر  قـرآنـی  در  جـاهای  مـختلفی  تکرار  گردیده  است‌.  این  هم  نمونه‌هائی  از  آن  در  ایـن  سوره  و  در  سوره‌های  دیگر  است‌:

1-(الر كِتَابٌ أُحْكِمَتْ آيَاتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِنْ لَدُنْ حَكِيمٍ خَبِيرٍ (١) أَلا تَعْبُدُوا إِلا اللَّهَ إِنَّنِي لَكُمْ مِنْهُ نَذِيرٌ وَبَشِيرٌ) (٢)

الف‌.لام‌.را.  (‌ایـن  قـرآن‌)  کــتاب  بزرگواری  است  کـه  آیه‌های  آن  (‌توسّط  خدا)  منظّم  و  محکم  گردیده  است  (‌و  لذا  تناقض  و  خلل  بدان  راه  ندارد)  و  نیز  آیات  آن  از  سوی  خداوند  (‌جهان‌)  شرح  و  بیان  شـده  است  کـه  هـم  حکیم  است  و  هــم  آگاه  (‌و  کـارهایش  از  روی  کــاردانـی  و  فرزانگی  انجام  می‌پذیرد.  ای  پیغمبر!  بدیشان  بگو:‌)  ایـن  کـه  جز  خدا  را  نپرستید.  بیگمان  مـن  از  سـوی  خدا  بـیم‌دهندۀ  (‌کـافران  بــه  عـذاب  دوزخ‌)  و  مـژده‌دهثدۀ  (‌مؤمنان  به  نعمت  بهشت‌)  هستم‌.   (‌هود/1و2)   

2-(وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا إِلَى قَوْمِهِ إِنِّي لَكُمْ نَذِيرٌ مُبِينٌ (٢٥) أَنْ لا تَعْبُدُوا إِلا اللَّهَ إِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ أَلِيمٍ )(٢٦)

 (‌هـمان‌گونه  کـه  تو  را  بـه  پـیش  قومت  فرستاده‌ایـم  و  گروهی  به  دشمنانگی  و  سرکشی  پرداختند)  نوح  را  (‌هم‌)  به  پـیش  قومش  فرستادیم  (‌و  او  بـدیشان  گفت‌:‌)  مـن  بیـم‌دهثدۀ  (‌شما  از  عذاب  خدا  و)  بیانگر  (‌راه  نجات‌)  برای  شما  می‌باشم‌.  (‌همچنین  بدیشان  گفت‌:‌)  جز  الله  (‌یـعنی  خدای  واحد  یکتا)  را  نپرستید.  بیگمان  من  از  عذاب  روز  پررنج  (‌قیامت‌)  بر  شما  می‌ترسم‌.   (‌هود/25و26 ) 

3-(وَإِلَى عَادٍ أَخَاهُمْ هُودًا قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَكُمْ مِنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ إِنْ أَنْتُمْ إِلا مُفْتَرُونَ )(٥٠)

  (‌مـا  بــه  عــنوان  پیغمبر)  هـود  را  بـه  سـوی  قو‌م  عـاد  فرستادیم  که  از  خودشان  بود.  (‌هود  بدیشان‌)  گفت‌:  ای  قوم  من‌!  خدا  را  بپرستید  که  جز  او  معبودی  نداری.  شما  (‌کـه  بـه  خـدایـان  مـتعدّدی  مـعتقدید،  در  ادّعای‌)  خود)  دروغگویانی  بیش  نیستید. (هود/50)                   

4-(لا تتخذوا إلهين اثنين . إنما هو إله واحد . فإياي فارهبون).  

خـدا  گـفته  است  کـه  دو  مــعبود  دوگانه  بـرای  خود  بـرنگزینید،  بـلکه  خدا  مـعبود  یگانه‌ای  است  (‌كــه  مـنم  آفریدگار  کائناتم‌)  و  تنها  و  تنها  از  من  بترسید  و  بس‌.  

5-(ما كان إبراهيم يهوديا ولا نصرانيا . ولكن كان حنيفا مسلما . وما كان من المشركين).

ابراهیم  نه  یهودی  بود  و  نه  مسيـحی‌،  ولیکن  (‌از  ادیـان  باطله  بیزار  و  منصرف  و)  بر  (‌دین‌)  حقّ  و  منقاد  (‌فرمان‌)  خدا  بود،  و  از  زمرۀ  مشرکان  (‌و  کافرانی  چون  قریش  و  همگنان  ایشان‌)  نبود.(آل عمران‌/67) 

6-(إني وجهت وجهي للذي فطر السماوات والأرض حنيفا . وما أنا من المشركين). . . 

بیگمان  من  رو  به  سـوی  کسـی  مـی‌کنم  کـه  آسمانها  و  زمین  را  آفریده  است‌،  و  مـن  (‌از  هـر  راهـی  جز  راه  او)  بکنارم  و  از  زمرۀ  مشرکان  نیستم‌. (‌انعام‌/79)مشرکان  مـعجزه‌ای  را  مـی‌خواسـتند  و  از  سنت  یـزدان  بی‏خبر  بودند  و  نمی‌دانستند ‌که  اگر  آنـان‌ که  دعوت  آسمانی  را  تکذیب  می‌کنند  و  مـعجزه‌ای  می‏‎طلبند،  پس  از  وقوع  معجزه  چنانچه  دعوت  را  نـپذیرند  خـداونـد  ایشان  را  در  دنیا  هلاک  و  نابود  مـی‌فرماید.  همچنین  نمی‌دانستند که  این  لطف  یزدان  و  حکمت  خـداونـد  سبحان  است  که  معجزۀ  پیشنهادی  ایشان  را  نمی‌پذیرد.  چون  او  می‌داند که  اینان  هم  همچون‌ گذشتگان  مـعجزه  را  پس  از  وقوع  نمی‌پذیرند  و  هلاک  و  نابود  می‌گردند.  در  صورتی‌که خد‌اوند  مهربان  می‌خواهد  بدیشان  مـهلت  بدهد  تا کسانی  از  ایشان  ایمان  بیاورند.  اگر  هم  از  آنان  کسانی  ایمان  نـیاوردند،  یزدان  از  نـژاد  ایشـان  افراد  مؤمنی  را  بوجود  می‌آورد.  ایشان  شکر  این  نعمت‌،  یعنی  مهلت  به  خو‌یشتن ‌را  نمی‌دانند و سپاس گذار نعمت  آفریدگار  نمی‌مانند.  نـعمتی ‌که  یـزدان  جـهان  با  عـدم  پذیرش  پـیشنهادشان  در  حق  آنان  روا  دید‌ه  است  و  ایشان  از  پیآمدهای  آ‌ن  بی‏خبر  بو‌ده‌اند.

قرآن  ییشنهاد  ایشان  را  ذکر  می‌نماید،  و  پیروی  بر  آن  می‌زند  و  می‌فرماید که  بیبشر  آنان  پـیآمد  معجزۀ پیشنهادی  خـود  را  نـمی‌دانـند  و  از  حکمت  نهفته  در  فـراســوی  نـپذیرفتن  پـیشنهادشان  از  جانب  یزدان  بی‌خبرند.  قرآن  قدرت  یزدان  را  بر  نزول  معجزه  بیان  می‌نماید،  ولیکن  حکمت  یـزدان  مقتضی  عـدم  نـزول  است‌،  و  رحمت  خداوند  سبحان  بلاگردان  ایشان  است‌،  رحمتی ‌که  آن  را  بر  خود  واجب  فرموده  است‌:

(وَقَالُوا لَوْلاَ نُزِّلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِن رَبِّهِ قُلْ إِنَّ اللّهَ قَادِرٌ عَلَى‏ أَن يُنَزِّلَ آيَةً وَلكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لاَيَعْلَمُونَ) 

(آنان  از  روی  تـمسخر)  مـی‌گويند:  چـرا  دلیـل  مـادی  و  معجزه‌ای  از  سوی  پروردگارش  بر  او  نـازل  نمی‏گردد (‌تا  گواه  بـر  صـدق  دعـوت  او  باشد؟‌!)  بگـو:  خداونـد  می‌تواند  (‌هر  گونه‌)  دلیل  و  معجزه‌ای  نازل  کند،  ولی  آنان  نمی‌دانند (‌که  برابر  سنت  الهی  اگر  به  درخواست  ایشان  پاسخ  گفته  شود  و  ایمان  نیاورند  نابود  می‌گردند.  

روند  قرآنی  به  شیوۀ  زیباتر  دیگری  به  دلهایشان  راه  پیدا  می‌کند.  در  دلها  نیروهای  بینش  و  اندیشه  را  بیدار  می‏‎گرداند  و  آنها  را  متوجه  هستي  پیرامونشان  می‌سازد،  و  دلائـل  هـدایت  و  الهـامگریهای  ایـمان  را  بدیشان  می‌نمایاند  و  بدانان  مي‌گوید که  اگر  نیک  درباره  اشیاء  و  پـدیده‌های  پـیرامـونشان  بنگرند  و  بیندیشند،  دلائـل  هدایت  و  براهین  ایمان  را  خواهند  یافت‌:

(وَمَا مِن دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ وَلاَ طَائِرٌ يَطِيرُ بِجَنَاحَيْهِ إِلَّا أُمَمٌ أَمْثَالُكُمْ مَا فَرَّطْنَا فِي الْكِتَابِ مِن شَيْ‏ءٍ ثُمَّ إِلَى‏ رَبِّهِمْ يُحْشَرُونَ). 

(یکـی  از  دلائل  قوی  قدرت  خدا  و  حکمت  و  رحمتش  ایـن  است  که  او  همه  چـیز  را  آفـریده  است‌)  و  هـیح  جنبنده‌ای  در  زمین  و  هیح  پرنده‌ای  که  با  دو  بال  خود  پـرواز  مـی‌کند  وجود  ندارد  مگر  این  که  گروه‏‏هایی  همچون  شمايند  (‌و  هر  یک  دارای  خصائص  و  ممیزات  و  نظام  حیات  خاص  خود  می‌باشند)‌.  در  کتاب  (‌کائنات‌)  هیح  چیز  را  فروگذار  نکـرده‌ایــم  (‌و  هــمه  چـیز  را  ضــبط  و  بــه  هـمه  چیز  پرداخته‌ایم‌.  بگذار  تکذی