  نـیز  تعدّد  و  چندگانگی  ندارند  -  ایـن  چنین  انسـانهائی  در  اصول  عقیده  متّفق  می‌شوند  و  اتّفاق  نظر  پیدا  می‌کنند.  این  هم  این  را  نفی  نمی‌کند که  ایشان  با گمراهان  متفاوف  بوده  و  دوگانگی  و  جدائی  دارند:

طـرف  مقابلی  را  این  نصّ  برای  راه  یافتگان  ذکر‌  ‌کرده است:

(وَتَمَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ لأمْلأنَّ جَهَنَّمَ مِنَ الْجِنَّةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ) (١١٩)

و  سخن  پروردگار  تو  بر  این  رفته  است  که‌  دوزخ  را  از  جملگی  جنّیها  و  انسانهای  (‌پیرو  نفس  امّـاره  و  اهـریمن  مكّاره‌)  پر  می‌کنـم‌.

چنین  فهم  و  درک  می‌گردد کسانی‌ که  در  حقّ  و  حقیقت  به  هم  می‌رسند،  و  رحمت  خدا  ایشان  را  دربر  می‌گيرد،  آنان  سرنوشت  دیگری  و  جایگاه  جداگانه‌ای  دارند  کـه  بهشت  است  و  بهشت  از  ایشان  بر  می‌گردد،  همان‌ گونه  که  دوزخ  از گمراهان  مقابل  اهل  حقّ  و  حقيقت  پـر  می‌گردد،  گمراهانی  که  دارای  گروه‌ها  و  دسته‌های  باطل  گوناگون‌،  و  برنامه‌های  فراوان  گمراه  و  گمر‌اهساز هستند.

*
سخن  بازپسین  در  این  سوره،  خطاب  به  پـیغمبر صلّی الله عليه وآله وسلّم  است  و  دربارۀ  فلسفۀ  روایت  داستانها  به‌ ویژه  برای  او  و  به  طور  عام  بـرای  مؤمنان  است‌.  کسـانی  کـه  ایـمان  نمی‌آورند  پیغمبر  واپسـین  سخن  خود  را  با  ایشـان  بگوید،  و  قاطعانه  با  آنان  قطع  رابطه ‌کند،  و  ایشان  را  به  چیزی  واگذارد که  نهان  در  پس  پردۀ  غـیب  است  و  در  انتظارشان  است‌.  آن‌ گاه  رهنمود  می‌شود که  خدا  را  بپرستد  و  بر  او  توکّل‌ کند،  و  بگذارد  قوم  او  هر کاری  را  که  می‌خواهند  بکنند:       

(وَكُلا نَقُصُّ عَلَيْكَ مِنْ أَنْبَاءِ الرُّسُلِ مَا نُثَبِّتُ بِهِ فُؤَادَكَ وَجَاءَكَ فِي هَذِهِ الْحَقُّ وَمَوْعِظَةٌ وَذِكْرَى لِلْمُؤْمِنِينَ (١٢٠) وَقُلْ لِلَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ اعْمَلُوا عَلَى مَكَانَتِكُمْ إِنَّا عَامِلُونَ (١٢١) وَانْتَظِرُوا إِنَّا مُنْتَظِرُونَ (١٢٢) وَلِلَّهِ غَيْبُ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ وَإِلَيْهِ يُرْجَعُ الأمْرُ كُلُّهُ فَاعْبُدْهُ وَتَوَكَّلْ عَلَيْهِ وَمَا رَبُّكَ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ) (١٢٣)

این  همه  از  اخبار  پیغمبران  بر  تو  فرو  مـی‌خوانـیم‌،  کـلّاً  برای  این  است  که  بدان  دلت  را  برجای  و  استوار  بداریم  (‌و  در  برابر  مشکلات  تبلیغ  رسـالت‌،  آن  را  تقویت  نمائیم‌)‌.  برای  تو  در  ضمن  این  (‌سـوره  و  اخبار  مـذکور  در  آن‌،  بیان‌)  حقّ  آمده  است  (‌همان  حقّی  که  پیغمبران  دیگران  را  بدان  می‌خواندند)  و  برای  مؤمنان  پند  و  یادآوری  مهمّی  ذكر  شده  است  (‌که  می‌توانند  همچون  ایمانداران  پیشین  از  آن  سود  جویند  و  راه  سعادت  پویند)‌.  بگو  به  کسـانی  که  ایمان  نمی‌آورند:  هر چه  در  قدرت  دارید  بکنید  (‌و  در  راه  خود  بروید)  كه  ما  نیز  آنچه  می‌توانیم  می‌کنیم  (‌و  در  راه  خود  می‌رویـم‌،  ولی  بدانید  سرانجام  شـما  شکست  و  بدبختی‌،  و  عاقبت  مـا  پـیروزی  و  خوشبختی  است‌)‌.  و  چشم  به  راه  باشید  (‌که  به  ما  چه  چیز  مـی‌رسد  از  آنـچه  فکر  می‌کنید  که  می‌رسد)  و  ما  هم  چشـم  بـه  راه  هسـتیم  (‌که  برابر  وعدۀ  خدا،  دعوت  آسمانی  پیروز  و  اسلام  بر  شما  و  بر  همۀ  دشمنان  دین  غلبه  كند.  آگاهی  از)  غیب  آسمانها  و  زمین  ویژۀ  خدا  است‌،  و  کارها  یکسـره  بـدو  برمی‏گردد  (‌و  امور  جهان  به  فرمان  او  می‌چرخـد)‌،  پس  او  را  بپرست  و  بر  او  تکیه  کن  و  (‌بدان  که‌)  پروردگارت  از  چیزهائی  که  می‌کنید  بی‌خبر  نیست‌.

خدا  پاداش  پیغمبر  صلّی الله عليه و آله وسلّم   را  بدهاد  چه  مشکلاتی‌ که  از  سوی  قوم  خود  می‌دیده  است!  و  چه  اندازه  انـحرافات  درونها  و کجروی  انسانها  را  مشاهده‌ کرده  است‌!  و  چه  مقدار  بارهای  سنگین  دعوت  را  بـر  دوش  خود  حـمل  نموده  است‌.  آن  اندازه  دشـواریـها  و  کـژراهـه‌رویها  و  سنگینیها  را  دیـده  است ‌که  بـه  دلداری  و  غمزدائـی  پروردگارش  نیاز  پیدا  نموده  است  و  لازم  آ‌مده  است‌ که  آفریدگارش  او  را  ثابت‌ قدم  و  استوار  بدارد،  در  عین  حال ‌که  او  ثابت‌ قدم  و  شکیبا  بوده  و  به  خداوندگار  خود  اطمینان  و  توکّل  داشته  است‌:

(وَكُلا نَقُصُّ عَلَيْكَ مِنْ أَنْبَاءِ الرُّسُلِ مَا نُثَبِّتُ بِهِ فُؤَادَكَ ).

این  همه  از  اخبار  پیغمبران  بر  تـو  فـرومی‌خوانـیم‌،  کـلّاً  برای  این  است  که  بدان  دلت  را  برجای  و  استوار  بداریم‌. 

(وَجَاءَكَ فِي هَذِهِ الْحَقُّ ).

برای  تو  در  ضمن  این  (‌سـوره  و  اخبار  مـذکور  در  آن‌،  بیان‌)  حقّ  أمده  است  (‌همان  حقّی  که  پیغمبران  دیگران  را  بدان  می‌خواندند)‌.  

یعنی  در  این  سوره‌،  حقّ  و  حقیقت  دعـوت‌،  داسـتانهای  پیغمبران‌،  سنّتها  و  قانونهای  یزدان‌،  و  تـصدیق  مـژده  و  بشارت،  و  راست  بودن  و  تهدید کردن  و  بیم  دادن‌،  آمده  است  .

(وَمَوْعِظَةٌ وَذِكْرَى لِلْمُؤْمِنِينَ 9(١٢٠)

و  برای  مؤمنان  پند  و  اندرز  و  یاد  و  یادآوری  مهمّی  ذکر  شده  است  (‌که  می‌توانند  همچون  ایـمانداران  پـیشین  از  آن  سود  جویند  و  راه  سعادت  پویند)‌.

این  سوره  آنان  را  با  چیزهائی‌ که  بر  سر  مردمان  نسلهای  گذشته  آمده  است  پند  و  انـدرز  می‌دهد،  و  ایشان  را  متوجّه  سنّتها  و  قانونهای  یزدان  می‌کند،  و  به  یاد  اوامر  و  نواهی  خدا  می‌اندازد.

کسانی ‌که  پس  از  این  ایمان  نیاورند،  دیگر  اندرز  و  یاد  و  یادآوری  برای  ایشان  نیست‌.  بلکه  با  آنـان  قـاطـانه  قطع  رابطه  می‌گردد:

(وَقُلْ لِلَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ اعْمَلُوا عَلَى مَكَانَتِكُمْ إِنَّا عَامِلُونَ )(١٢١) (وَانْتَظِرُوا إِنَّا مُنْتَظِرُونَ) (١٢٢)

بگو  به  کسانی  که  ایـمان  نـمی‌آورند.  هـرچـه  در  قدرت  دارید  بکنید  (‌و  در  راه  خود  بـروید)  که  مـا  نـیز  آنـچه  می‌توانیم  می‌کنیم  (‌و  در  راه  خود  می‌رویم‌،  ولی  بدانـید  سرانجام  شما  شکست  و  بدبختی‌،  و  عاقبت  ما  پـیروزی  و  خوشبـتی  است‌)‌.  و  چشم  به  راه  باشید  (‌که  به  ما  چه  چیز  می‌رسد  از  آنچه  فکر  می‌کنید  که  می‌رسد)  و  ما  هم  چشم  به  راه  هستیم  (‌که  برابر  وعدۀ  خدا،  دعوت  آسمانی  پیروز  و  اسلام  بر  شما  و  بر  همۀ  دشمنان  دین  غلبه  کند.  این  سخنی  است‌که  ی  از  برادران  انبیاء  ییشین  تو که  در  این  سوره  داستان  ایشان  آمده  است  آن  را  به  قوم  خود گفته  است  و  به  ترک  ایشان ‌گفته  است  و  آنان  را  به  سرنوشتی  واگذار کـرده  است  کـه  در  انـتظارشان  بـوده  است‌[2]...  آنچه  در  انتظارشان  بوده  است  در  پـن  پردۀ  غیب  یزدان  نهان  بوده  است‌:

(وَلِلَّهِ غَيْبُ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ ).

(‌آگاهی  از)  غیب  آسمانها  و  زمین  ویژۀ  خدا  است‌.  کارها  یکسره  بدو  برمی‌گردد،  هم  کـار  تو  و  هـم‌ کـار  مؤمنان‌،  و  هم  کار کسانی ‌که  