م ‌کردن  و  سـنجیدن  فرمانروا  است  ...  بنابراین  همان‌ گونه  کـه  فـرمان  یـافته‌ای  ای  پیغمبر  استقامت ‌کن  همراه  با کسانی ‌که  با  تو  به  سوی  خدا  برگشته‌اند.

(وَلا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ ).

و  به  کافران  و  مشرکان  تکیه  مکنید  (‌که  اگر  چنین  کـنید  آتش  دوزخ  شما  را  فرو  می‏‎گیرد.

به  ستمگران  تکیه  نکنید  و  بدیشان  اطمینان  ننمائید.  به  زورمداران  یاغی  و  سرکش  و  ستمگری  تکیه  و  اعتماد  نکنید که  در  زمین  از  سلطه  و  قدرت  برخوردارند‌،  آن  کسانی‌ که  با  زور  و  قدرت  خود  بندگان  را  مغلوب  و  مقهور  می‌کنند  و  ایشان  را  بندگان  غیر  خدا  می‌سازند  ...  بدیشان  تکیه  نکنید،  چه  تکیه ‌کردن  بر  ایشان  به  مـعنی  ماندگار کردن  آنان  بر  این  کار  بسیار  زشت  و  ناپسندی  است  که  انـجام  می‌دهند  و  بدان  دست  می‌یازند،  و  همچنین  به  معنی  شریک  ایشان  شدن  در گناه  آن‌ کـار  بسیار  زشت  و  ناپسند  است‌.

(فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ ).

چه  (‌اگر  چنین  کنید)  آتش  دوزخ  شما  را  فرو می‌گیرد.  

این  هم‌ کیفر  همچون  انحراف  و کجروی  است‌.

(وَمَا لَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ أَوْلِيَاءَ ثُمَّ لا تُنْصَرُونَ) (١١٣)

جر  خدا  دوستان  و  سرپرستانی  ندارید  (‌تا  بتوانند  شما  را  در  پناه  خود  دارند  و  شرّ  و  بلا  و  زیان  و  ضـرر  را  از  شـما  بـه  دور  نـمایند)  و  پس  از  (‌تکـیه  بــر  کافران  و  مشرکـان‌،  دیگر  از  سوی  خدا)  یـاری  نمی‏‎گردید  و  (‌بر  دشمـان‌)  پیروز  گردانده  نمی‌شوید.

اسـتقامت  بر  راه  در  همچون  دوره‌ای‌ کار  سخت  و  مشکلی  است  و  به  توشه‌ای  نیاز  دارد که ‌کمک‌ کند  و  یاری  برساند.

یزدان  سبحان  پـیغمبر  خود  صلّی الله عليه وآله وسلّم  را  و گــروه  انـدک  مسلمانانی  را که  با  او هسـتند  به  تو‌شۀ  راه  رهنمون  می‌فرماید:

(وَأَقِمِ الصَّلاةَ طَرَفَيِ النَّهَارِ وَزُلَفًا مِنَ اللَّيْلِ ).

در  دو  طرف  روز  (‌که  وقت  نماز  صبح  و  عصر  است‌)  و  در  اوائل  شب  (‌که  وقت  نماز  مغرب  و  عشاء  است‌)  چنان  كه  باید  نماز  را  بجای  آورید.

خدا  می‌دانسته  است‌ که  این  توشه‌ای  است‌ که  مـی‌ماند  هنگامی‌ که  هر  توشه‌ای  تمام  می‌گردد  و  از  میان  می‌رود.  توشه‌ای  است ‌که  بنیۀ  روحی  را  اسـتوار  و  پـایدار  می‌دارد.  دلها  را  بر  حقّ  و  حقیقت  نگاه  می‌دارد،  حـقّ  و  حقیقتی‌ که  وظائف  و  تکالیف  آن  بسی  سخت  و  دشوار  است‌.  زیرا  این  توشه  این  دلها  را  به  خداوندگار  مهربان  و  نزدیک  و  پاسخگو  و  فریادرس  پیوند  می‌دهد،  و  بر  دلها  نسیم  انس  و  الفت  را  وزان  می‌كند  بدان  هنگام‌ که  دلها  در  وحشت  و  عزلت  همچون  جاهلیّت  نـامبارک  و  کینه‌توزی  بسر  می‌برند

آیه  در  اینجا  دو  طرف  روز  را  بیان  می‌دارد که  اول  و  آخر  روز  است‌.  و  بخشی  از  شب  را  بیان  می‌نماید کـه  نزدیک  به  شب  مراد  است‌.  آیه  بدین  وسیله  اوقـات  نمازهای  واجب  را  بیان  می‌دارد،  بدون  این ‌کـه  شمارۀ  آنها  را  معیّن‌ کرده  باشد.  عدد  و  وقت  خاص  هر  نمازی  به  وسیلۀ  سنّت  پیغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم  مقرّر  و  مشخّص ‌گردیده  است‌.

نصّ  قرآن  به  دنبال  فرمان  به  ادای  نماز  به ‌گونۀ کامل  و  لازم  خود،  این  چنین  پیروی  را  می‌زند:

(إِنَّ الْحَسَنَاتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئَاتِ ).

بیگمان  نیکیها  (‌و  از  جمله  نمازهای  پنجگانه‌)  بدیها  را  از  میان  می‌برد.  

این  نصّ  عام  است  و  شامل  هر  نوع  نـیکی  و  خوبی  می‌گردد.  نماز  از  بزرگ‌ترین  نیکیها  و  خوبیها  است‌،  و  به  طریق  اَولی  مندرج  در  حکم  آیه  است‌.  امّا  نه  ایـن ‌که  نماز  تنها  نیکی  و  حسنه‌ای  باشد  - ‌همان‌ گونه ‌که  برخی  از  مفسّران ‌گفته‌اند  - ‌که  سینه  و  بدی  را  بزداید  و  محو  نماید:

(ذَلِكَ ذِكْرَى لِلذَّاكِرِينَ) (١١٤)

بیگمان  در  این  (‌سفارشها  و  قانونهای  آسمانی‌)  اندرز  و  ارشاد  کسانی  است  که  پـند  مـی‌پذیرند  و  خدای  را  یـاد  می‌کنند  و  به  یاد  می‌دارند. 

 نماز  در  اصل  خود  یاد  و  یادآوری  است‌،  بدین  جـهت  همچون  پیروی  با  آن  مناسبت  دارد.  استقامت  نیاز  به  شکیبائی  دارد.  همچنین  به  انتظار  مدّت  زمانی  بودن  تا  سنّت  خدا  دربارۀ  تکذیب‌کنندگان  تـحقّق  یـابد  و  پـیاده  گردد  نیز  نیاز  به  شكيبائی  دارد.  بدین  خاطر  است  پیروی  که  بر  فرمان  به  استقامت  و  بر  چیزی ‌که  پیش  از  آن  آمده  است  زده  می‌شود،  این  چنین  است‌:

(وَاصْبِرْ فَإِنَّ اللَّهَ لا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ) (١١٥)

و  (‌در  برابر  سختیهای  چیزهائی  که  به  تو  دستور  داده  شده  است‌)  شکیبائی  کن  که  خداوند  پـاداش  نـیكوکاران  را  ضائع  نخواهد  کرد  (‌و  رنج  آنان  را  در  دنـیا  و  آخرت  هدر  نخواهد  داد)‌.

استقامت  نیکی  است‌.  به  تمام  و  کمال  خواندن  نیاز  در  اوقات  خود  نیکی  است‌.  شکیبائی  بر  نـیرنگ  تكذیب  نیکی  است  ...  خـدا  هـم  پـاداش  نـیکوکاران  را  ضـائع  نمی‌کند  و  هدر  نمی‌دهد.

*آن‌ گـاه  رونـد  قـرآنـی  بـرای  تکمیل  حـاشیه  و  پـیرو  برمی‌گردد  به  سوی  جایگاه‌های  هلاک  و  نابودی  شهرها  و  آبادیها  و  مردمان  آنجاها.  نیـم‌ نگاهی  می‌اندازد  به  این  که  اگر  در  میان  همچون  مردمانی  خیرخواهان  فرزانه‌ای  بودند  در  پیشگاه  خدا  بـرای  خویشتن  خـیر  و  خوبی  اندوخته  می‌کردند  و  برجای  می‌داشتند.  برای  نیل  بدین  امر  دیگـران  را  از  فسـاد  در  زمـین  نــهی  مـی‌کردند  و  بــازمی‌داشتند،  و  جـلو  ستمگران  را  از  ستمگری  می‌گرفتند،  آن  وقت  خدا  این  شهرها  و  آبادیها  را  ویران  نـمی‌نمود  و  سـاکـنان  آنـجاها  را  نـابود  و  بـه  عذاب  ریشه‌کن ‌کننده  گرفتار  نـمی‌کرد.  چه  یـزدان  شـهر‌ها  و  آبادیها  را  ظالمانه  گرفتار  عذاب  نـمی‌سازد،  وقتی  کـه  مردمان  آنجاها  اصـلاحگر  بـاشند.  یـعنی  اصـلاحگران  آنجاها  قدرت  این  را  داشته  باشند که  در  میان  ساکنا‌ن  آن  اقطار  و  دیار  جلو  ستمگری  و  تباهی  را  بگیرند.  در  آن  شهرها  و  آبادیها  گروه  انـدکی  از  مـؤمنان  بـودند،  ولی  هیچ‌ گونه  نفوذ  و  قدرتی  نداشتند.  خدا  ایشان  را  نجات  داد  در  آنـــجاها  گـروه  بیشماری  از  افـراد  دارای  خوشگذران‌،  و  پیروان  بدون  چون  و  چرای  ایشان  وجود  داشتند.  این  بود که  خدا  شـهرها  و  آبـادیها  و  مـردمان  ستمگر  آنجاها  را  نابود کرد:          

(فَلَوْلا كَانَ مِنَ الْقُرُونِ مِنْ قَبْلِكُمْ أُولُو بَقِيَّةٍ يَنْهَوْنَ عَنِ الْفَسَادِ فِي الأرْضِ إِلا قَلِيلا مِمَّنْ أَنْجَيْنَا مِنْهُمْ وَاتَّبَعَ الَّذِينَ ظَلَمُوا مَا أُتْرِفُوا فِيهِ وَكَانُوا مُجْرِمِينَ (١١٦) وَمَا كَانَ رَبُّكَ لِيُهْلِكَ الْقُرَى بِظُلْمٍ وَأَهْلُهَا مُصْلِحُونَ) (١١٧)

چرا  نمی‌بایست  که  در  میان  مـلّتهای  (‌گذشتۀ‌)  پـیش  از  شما  فرزانگانی  باشند  که  از  فسا