ز  پیدا  می‌کند.

پایدار  نمودن  دلهای  با  ایمان  با  چیزی  میسر  نـمی‌گردد  همان‌گونه ‌که  پـایدار  می‌شود  به  وسیلۀ  تأکید  ایـن  موضوع  که  دشمنان  آنها،  دشـمنان  یـزدان  است!  و  آن  دشمنان  بر  باطلی  ماندگار  هستند کـه  شکّـی  در  باطل  همچنین  ثابت  و  استوار  داشتن  دلهای  با  ایمان  با  چیزی  انجام  نمی‌گیرد  هـمچون  جـلوه‌گـر  ساختن  حکـمت  و  فلسفه‌ای که  یزدان  در  مهلت  دادن  ستمکاران  و  به  تأخیر  انداختن  طاغیان  تا  روز  معلوم  قیامت  قرار  داده  است  و  نهان  داشـته  است‌،  و  آنـان  در  آن  روز  به  کـیفر  خـود  خواهند  رسید  و گریزی  و گزیری  از  آن  ندارند!

بدین  منوال  و  بر  این  روال  مقتضیات  حرکت  و  جنبش  اسلامی  در  نصوص  قرآنی  خواهیم  یافت  و  خواهیم  دید  که  چگونه  این  عـقیده  را  بـاید  پـیش  برد،  و  مشـاهده  خواهیم ‌کرد که  چگونه  این  قرآن  گروه  مسلمانان  را  به  کـارزار  مــی‌برد  و  به  پیکار  مـی‌نشاند،  و  چگـونه  نشانه‌های  راه  را  بدیشان  نشان  مـی‌دهد  و  برای  آنـان  آشکار  و  روشن  می‌گرداند!

*

سخن ‌گفتن  با  این  تأکید،  به  جان  و  دل  انسان  می‌اندازد  که  سنّت  و  قانون  ثابت  و  استوار  یزدان‌،  قـطعاً  دربـارۀ  آفریدگان  و  آئین  و  وعد  و  وعیدی  که  داده  است  اجراء  می‌گردد.  در  این  صورت  مؤمنان  باید  بر  آئـین  یـزدان  ماندگار  بمانند،  و  دعوت‌کنندگان  به  سوی  خدا  راستای  راه  خـود  را  ثـابت‌ قدم  و  راست ‌قـامت  ادامـه  بـدهند،  بدان‌گونه  که  بدیشان  دستور  داده  شده  است‌.  نه  در  آئین  خود  غلو  و  زیاده‌روی‌ کنند،  و  نه  بر  آن  بیفزایند.  و  بـر  ستمگران  تکیه  نکنند  هر  اندازه  هم  ستمگران  از  نیرو  و  توان  برخوردار  باشند.  و کسی  جز  خدا  را  پرستش  نکنند  و  برای  جز  او کرنش  نبرند،  هـر  انـدازه  هـم  راه  بری  ایشان  به  درازا  کشد  و  طولانی  شود.گذشته  از  اینها،  با  تـوشه  راه کـه  انـجام  عـبادات  در  اوقـات  خـود  است  خویشتن  را  مجهز  و  مهیا کنند،  و  شکیبائی  و  اسـت‌قامت  ورزند  تا  آن  زمان‌ که  سنّت  و  قانون  خدا  تحقق  می‌یابد  و  پیاده  می‌شود،  بدان‌گاه  که  خدا  می‌خواهد:

(فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَمَنْ تَابَ مَعَكَ وَلا تَطْغَوْا إِنَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ (١١٢) وَلا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ وَمَا لَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ أَوْلِيَاءَ ثُمَّ لا تُنْصَرُونَ (١١٣) وَأَقِمِ الصَّلاةَ طَرَفَيِ النَّهَارِ وَزُلَفًا مِنَ اللَّيْلِ إِنَّ الْحَسَنَاتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئَاتِ ذَلِكَ ذِكْرَى لِلذَّاكِرِينَ (١١٤) وَاصْبِرْ فَإِنَّ اللَّهَ لا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ )(١١٥)

بنا  بر  این‌،  همانگونه  که  فرمان  یافته‌ای  (‌در  راه  تبلیغ  و  ارشاد  و  مبارزه  و  پیکار  و  پیاده  کردن  تـعلیمات  قرآن‌)  استقامت  کن  همراه  کسانی  که  (‌از  کـفر  و  شـرک‌،  دست  کشیده‌اند  و)  با  تو  (‌به  سوی  خدا)  برگشته‌اند  و  (‌ایـمان  آورده‌اند،  و  از  حدود  قوانـین  خدا)  تـجاوز  نکنید  (‌و  از  جادۀ  اعتدال  به  کنار  نروید  و  راه  افراط  و  تفریط مپوئید)  

چرا  که  خدا  می‌بیند  چیزی  را  که  مـی‌کنید  (‌بس  مواظب  بندار  و  گفتار  و  کـردار  خـود  بـاشید)  و  بـه  کافران  و  مشرکان  تکیه  مکنید  (‌کـه  اگر  چنین  کنید)  آتش  دوزخ  شما  را  فرو  می‏‎گیرد.  و  (‌بدانید  که‌)  جز  خدا  دوستان  و  سرپرستانی  ندارید  (‌تـا  بـتوانـند  شـما  را  در  پـناو  خود  دارند  و  شر  و  بـلا  و  زیـان  و  ضـرر  را  از  شـما به  دور  نمایند)  و  پس  از  (‌تکیه  بر  كـافران  و  مشـرکان‌،  دیگر  از  سوی  خدا)  یـاری  نـمی گردید  و  (‌بـر  دشـمنان‌)  پـيـروز  گردانده  نـمی‌شوید.  در  دو  طرف  روز  که  وقت نـماز  صـبح  و  عصر  است‌)  و  در  اوائـل  شب  (‌کـه  وقت  نـماز  مغرب  و  عشاء  است‌)  چنان  که  باید  نماز  را  بجای  آورید.  بیگمان  در  این  (‌سفارشها  و  قانونهای  آسمانی‌)  اند‌رز  و  ارشاد  کسانی  است  که  پـند  مـی‌پذیرند  و  خدای  را  یـاد  مـی‌کنند  و  بـه  یـاد  مـی‌دارنـد،  و  (‌در  بـرابـر  سختیهای  چیزهائی  که  به  تو  دستور  داده  شده  است‌)  شکیبائی  کن  که  خداوند  پاداش  نیکوکاران  را  ضائع  نخواهـد  كـرد  (‌و  رنج  آنان  را  در  دنیا  و  آخرت  هدر  نخواهد  داد)‌.

این  دستوری  است که  به  پیغمبر  صلّی الله عليه و آله وسلّم   ‌و  به ‌کسانی  داده  می شود که  از کفر  و  شرک  دست ‌کشیده‌اند  و  به  سوی  خدا  برگشته‌اند:

(فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ ).

همانگونه  که  فرمان  یافتـه‌ای  (‌در  راه  تـبلیغ  و  ارشـاد  و  مبارزه  و  پیکار  و  پیاده  کردن  تعلیمات  قرآن‌)  اسقامت  کن‌.  

پیغمبر  صلّی اللع عليه و آله وسلّم   هراس  و  شکوه  این  فرمان  را  به‌ گونه‌ای  احساس‌ کرد که  با  اشارۀ  بدین  آیه  فرمود:

(شيبتني هود ).

سورۀ  هود  مرا  پیر  کرد  ....

استقامتی‌ که  خواسته  شده  است  به  معنی  اعتدال‌،  و  عبور  در  راستای  راه  بدون  انحراف  بدین  سو  و  آن  سو  است‌.  این  چنین  چـیزی  هـم  نـیاز  بـه  بـیداری  و  هوشیاری  همیشگی‌،  تدبّر  و  تـفکّر  دائـمی‌،  بازبینی  و  بـازنگری  پیوستۀ  مرزهای  راه‌،  و  جـلوگیری  از  انـفعالات  بشـری  است ‌که ‌کم  و  بیش  رویکرد  رایج  می‌کند  و  به  انحراف  می‌کشاند  ...  به  همین  جهت  استقامت  کـاری  است‌ کـه  پیوسته  در  هر  حرکتی  از  حرکات  زندگی  ضرورت  دارد.  آنچه  در  اینجا  شایان  ذکر  است  و  باید  بدان  توجّه  داشت  این  است ‌که  نهی  بعد  از  امر  به  استقامت‌،  نهی  از  قصور  و کوتاهی  در کار  و  تقصیر  و  تفریط  نیست‌،  بلکه  نهی  از  زیاده‌روی  و  افراط  و  از  حدّ گذشتن  و  طغیان  و  سرکشی  است  ...  این  بدان  جهت  است  که  امـر  بـه  اسـتقامت  و  بیداری  و  هوشیاری  و  پرهیزگاری  که  به  دنبال  اجـرای  ایـن  فـرمان  در  درون  پـیدا  مـی‌شود،  گـاه  بـه  غـلوّ  و  زیاده‌روی  می‌انجامد،  و  این  دین  را  از  سادگی  و  آسانی  خود  به  سختی  و  دشواری  تبدیل  می‌کند.  خدا  دین  خود  را  آن‌ چنان  می‌خواهد  که  آن  را  بدان‌ گـونه  نـازل  کـرده  است‌،  و  استقامت  را  در  چیزی  که  بدان  امر کـرده  است  بدون  افراط  و  غلوّ  می‌خواهد،  چه  افراط  و  غلوّ  این  دین  را  از  سرشت  خود  بیرون  می‌برند،  همان‌ گونه‌ که  تفریط  و  تقصیر  آن  را  از  سرشت  خود  بیرون  می‌برند.  این  هـم  نگرشی  است  که  ارزش  بسیار  گرانبهائی  دارد،  و  مـایۀ  آن  می‌شود که  مسلمانان  بر  راه  راست  بمانند،  و  نه  بـه  افراط  و  غلوّ  بگرایند،  و  نه  سستی  و  تنبلی ‌کنند.

(إِنَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ) (١١٢)

قطعاً  خدا  مـی‌بیند  چیزی  را  که  مـی‌کنید  (‌پس  مـواظب  پندار  و  گفتار  و  کردار  خود  باشید)‌.

«‌بَصیرٌ:  بینا»  از  «‌بـصیرت‌:  بـینش‌«  در  ایـنجا  مـناسب  می‌نماید.  چرا که  در  اینجا  بصیرت  و  بینش  و  خـوب  و نیکو  درک  و  ف