 دفـتر  روزگـاران  مـطّلع  مـی‌سازد  ...  برخی  از  مقاصد داستانسرائیها  در  قرآن  همین  است‌.[1]

(مِنْهَا قَائِمٌ). 

برخی  از  این  شهرها  و  آبادیها  هنوز  برپا  و  برجـایند  (‌و  آثاری  از  آنها  مانده  است  و  درس  عبرت  همگان  شـده  است‌)‌.

آثار  برخی  از  آن  شهرها  و  آبادیهای  ویــران  هـنوز  به  ســبب  تــوان  سازندگان  و  سـاکـنان  آن  درکـارهای  ساختمانی  و  عمران‌،  دیده  می‌شود،  همچون  آثار  جای  ماندۀ عاد  در  احقاف،  و  ثمود  در  حجر  ...  و  آثار  برخی  از  آن  شهرها  و  آبادیها:

(وَحَصِيدٌ )(١٠٠)

درویده  (‌و  از  میان  رفته‌اند،  همانند  کشتزار  درو  شده‌)‌.

  آثار  برخی  از  آنها  تباه  و  ویـران  گـردیده  است‌.  بسان  کشتزاری ‌که  درو  شده  باشد.  از  روی  زمین  برچیده  شده  است  و  روی  زمین  از  آنها  لخت  و  خالی  مـانده  است‌.  همان‌گونه‌ که  قوم  نوح  یا  قوم  لوط  این  چنین  شده‌اند  و  جز  نامی  در  دفتر  ایام  چیزی  از  خود  برجای  ننهاده‌اند.  اقوام  کیانند؟  آبادانی  چـیست‌؟  ...  مـردمان  بسـان  کشـتزارهایند.  همچون‌ کشـتزارها  مـی‌رویند  و  درو  می‌شوند!  برخی  از کـشتزارها  سبز  می‌شوند  و  می‌بالند  و  سودمند  می‌گردند! برخی  از  آنها  هم  سبز  می‌شوند  و  می‌بالند  ولی  ناپاک  و  بی‌بهره  می‌شوند.  کشتزارهائی  رشد  و  نمو  می‌کنند  و  پدیدار  و  آشکار  مـی‌شوند،  و  کشتزارهائی  هم  می‌پژمرند  و  نابود  می‌شوند!..

(وَمَا ظَلَمْنَاهُمْ وَلَكِنْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ).

ما  بدانان  ستم  نکردیم  (‌و  بیـهوده  نابودشان  ننمودیم‌)  و  بلکه  خودشان  (‌با  کفر  و  فساد  و  پرستش  بتها  و  غیره‌)  بر  خویشتن  ستم  روا  داشتند.

آنان  فهم  و  شعور  خود  را  بیکاره‌  گذاشتند،  و  از  رهنمون  و  رهنمود  الهی  رویگردان  شدند،  و  آیـات  و  مـعجزات  پیغمبران  را  دروغ  و  نادرست  پنداشتند،  و  تهدید  و  بیم  ایشان  را  به  تمسخر گرفتند  و  مورد  استهزاء  قرار  دادند.  تا  به  سرنوشتی‌ گرفتار  آمدند که‌ گرفتار  آمدند،  و  چنان  شدند که  شدند.  ایشان  خودشان  به  خویشتن  ستم‌  کردند،  نه  این‌ که  بدیشان  ستم  شود  و  ستم  رود.

(فَمَا أَغْنَتْ عَنْهُمْ آلِهَتُهُمُ الَّتِي يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ شَيْءٍ لَمَّا جَاءَ أَمْرُ رَبِّكَ وَمَا زَادُوهُمْ غَيْرَ تَتْبِيبٍ )(١٠١)

معبودهائی  را  که  بغیر  از  خدا  می‌پرستـدند  و  بـه  فریاد  مــی‌خوانـدند،  کـمترین  سـودی  بدانان  نـرساندند  و  هیچ ‌گونه  کمـكی  نتوانستند  بدیشان  بنمایند  (‌و  مثلاً  آنان  را  از  هلاک  و  نابودی  برهانند)  بدان  گاه  که  فرمان  (‌هلاک  ایشان  از  سوی‌)  پروردگارت  صادر  گردید،  و  جز  بـر  هــلاک  و  زیانشان  نیفزودند  (‌و  تـنها  مـایۀ  بـدبختی  و  نابودی  ایشان  شدند  و  بس‌)‌.

این  هدف  دیگری  از  اهداف  ایـن  داسـتانها  است‌.  ایـن  سوره  با  تهدید کردن  و  بیم  دادن  كسانی  آغاز گردیده  است‌،  کسانی‌ که  جز  خداوند  سبحان  را  پرستیده‌اند  و  در  برابر  جز  یزدان  جهان  کرنش  برده‌اند.  این  تهدید کردن  و  بیم  دادن  توسّط  هر  پیغمبری  تکرار گردیده  است‌،  و  به  همچون  کسانی  گفته‌اند:  این  خداگونه‌های  دروغین  ایشــان  را  از  ختم  و  شکنجۀ  یـزدان  بازنمی‌دارد  و  نمی‌رهاند  ...  هان‌!  هم‌ اینک  فـرجام  کار،  پیغمبران  را  تصدیق  می‌نماید،  و  خداگـونه‌هایشان  اصـلاً  کاری  برایشان  نـمی‌توانند  بکنند،  و  چون  فرمان  یـزدان  در رسیده  است  به  هیچ‌ وجه  نتوانسته‌اند  عذاب  را  دفـع  کنند  و  به  نجاتشان  کوشند.  خدا گونه‌ها  نه ‌تنها  ایشان  را  رهائی  نبـخشیده‌اند،  بلکه  جز  زیان  و  نابودی  چیزی  بهره  آنان  ننموده‌اند  ...  واژۀ  «‌تتْبیپ‌:  هلاک  ساختن‌.  زیانمند  کردن‌«  با  ساختار  واژگانی  و  آهنگ  بلندی ‌که  دارد،  تأثیر  خاص  خود  را  می‌بـخشد.  بدین  منی ‌که  آنـان  -  خداگونه‌هایشان  تکیه‌ کرده‌اند،  بر  بیشرمی  و  بی‌آبروئی  و  تکذیب  ایشان  افزوده  است‌،  و  بدین  سبب  مایۀ  عذاب  و  نابودی  بی‌شمار  و  ناگوارشان  گردیده  است‌.  این  است معنی‌:  

(وَمَا زَادُوهُمْ ).

برای  ایشان  نیفزودند.

چه  خداگونه‌ها  نمی‌توانند  بدیشان  زیـانی  برسانند،  و  نمی‌توانند  سودی  عائدشان  گردانند.  امّا  به  سبب  آنـها  زیان  چندین  برابر،  و  نابودی  سخت  و  عذاب  شـدید،  بدیشان  رسیده  است  و  دامنگیرشان  گردیده  است‌.

(وَكَذَلِكَ أَخْذُ رَبِّكَ إِذَا أَخَذَ الْقُرَى وَهِيَ ظَالِمَةٌ ).

عقاب  پروردگار  تو  این  چنین  است  (‌که  دربارۀ  قوم  نوح  و  عاد  و  ثمود  و  مدین  و  غیره  گذشت‌)  هرگاه  که  (‌بر  اثر  کفر  و  فساد،  اهالی‌)  شهرها  و  آبادیهائی  را  عقاب ‌كند    که  ستمکار  باشند.

بدان  صورت  که  داستانهای  ستمگران  را  روایت  کردیم‌،  و  بدا‌ن  شکل‌ که  عذاب  و  عـقاب  و  هـلاک  و  نابودی  ستمگران  را  بر  تو  خواندیم  و گفتیم  پروردگار  تو  چگونه  شهرها  و  آبادیها  را  با  تازیانۀ  عذاب  سرکوب  می‌نماید  و  درهم  می‌کوبد  وقتی‌ که  اهالی  آنجاها  ظلم  و  ستم ‌‌کنند.  «ظالمة»  بیانگر  دو  مـعنی  در  راسـتای  هـمدیگر‌.  است‌.  یکی  به  معنی  مشرک‌،  و  آن  وقتی  است ‌کـه  م‌ـردمان  ربـوبیّت  را  جـز  بـرای  خـدا،  بلکه  از آن  دیگران  هـم  می‌دانند.  دوم  به  معنی  ستمکار،  و  آن  بدان  سب‌ـ  است  کـه  مـردمان  بـا  شـرک‌ورزی  و  فسـاد  در  ز‌مـین  و  روی‌گردانـی  از  دعـوت  یگـانه‌پرستی  و  اصـلا‌ح‌،  بـه  خودشان  ستم  می‌کنند.  هر  وقت  هم  ستمگری  د‌ر  جهان  فراگیر  شود،  و  ستمگران  بر  آن  چیره‌گردند،  مردمان  باید  در  انتظار  عقاب  و  عذاب  خدا  باشند.

(إِنَّ أَخْذَهُ أَلِيمٌ شَدِيدٌ) (١٠٢)                                                           

قطعاً  عذاب  و  عقاب  خدا  دردناک  و  سخت  است  .

این  عذاب  و  عـقاب  دردناک  و  سـخت  خدا  وقـتی  فرامی‌رسد که  خدا  به  مردمان  مهلت  و  فرصت  داده  باشد  و  ایشان  را  با  خوشیها  و  ناخوشیها  آزموده  باشد،  و  بعد  از  این‌ که  خدا  به  و‌سیلۀ  پیغمبران  ایشان  را  آگا‌ه‌ کرده  و  با  دلائل  آنان  را  قانع  نموده  باشد. گذشته  از  این‌ ها  ظلم  و  زور  خود  فراگیر گردد  و  ستمگران  بر  زمین  سيطره  پیدا  کــرده  بــاشند،  و  روشــن  گـردد  کـه  دعـوت‌کنندگان  اصلاح‌طلبی ‌که  دیگـران  را  بـه  سـوی  حقّ  و  حـقیقت  می‌خوانند  اندک  و گوشه‌گیر  گردیده‌اند  و  بـه  کـنجی  خزیده‌اند،  و  آنان  در  زندگی  گروه  ستمگرانی  که  سر  در  گمراهی  نهاده‌اند،  هیچگونه  تأثیری  ندارند  ...  گذشته  از  این  هم‌،‌گروه  مؤمنان  از  قوم  سر  در گمراهی  نهادۀ  خود  ببرند  و  قطع  رابطه ‌کنند،  و کاملاً  بدانند  کـه  خـودشان  مــلّت  هستند  و  بس‌،  ملّتی ‌کـه  دارای  آئین  خود  و  پروردگار  خود  و  رهبری  مؤمن  خود  هستند،  و  در  میان  خود  از  دوستی  و  سرپرستی  خـاصّ  خـود  برخوردار  می‌باشند،  و  همۀ  این  چیزها  را  به  مـلّت  