ت ‌که  هر  چیزی  ر‌ا  زیر  و  رو  می‌کند،  و  نشانه‌ها  را  دگرگون  می‌سازد  و  آنها  را  محو  می‌نماید.  این  وارونه‌ کردن  و  بالا  را  پائین  سا‌ختن‌،  شبیه‌ترین  چیزی  است  به  آن  فطرت  وارونۀ  فروافتادۀ  سرنگون  از  قلّۀ  انسان  به  پلّۀ  پست  حیوان  است‌،  بلکه  سقوط  به  پلّۀ  پست‌تر  از  پلّۀ  حیوان  است‌.  چـه  حـیوان  مطّلع  از کارهای  خود  است  و  در  مـرز  فـطرت  حـیوان  می‌ماند.

(وَأَمْطَرْنَا عَلَيْهَا حِجَارَةً مِنْ سِجِّيلٍ ).

و  آنجا  را  با  گِلهای  متحجّر  سنگباران  کردیم‌.

«‌سجّیلٍ‌«‌:  سنگ  آلوده  به  گِل  ...  این  نیز  با  ذات  ایشان  مناسبت  دارد،  و  با  پلّه  و  پایۀ  مقام  سازگار  است‌:  

«‌مَنْضُود»‌ :  متراکم  و  چین  چینی ‌که  بخشی  بـه  بـخشی  بچسبد.

 این  سنگها:  

(مُسَوَّمَةً عِنْدَ رَبِّكَ ).

سنگهائی  که  از  سوی  پروردگار  تو  نشاندار  (‌به  نشـان  عذاب  و  بدون  بازدارنده  قرار  داده  شده‌)  بودند.

رها  شده  بودند  همان ‌گونه‌ که  چهارپایان  پرواری  پرورده  می‌شوند  و  به  گونۀ  فراوان  و گـلّه‌وار  رهـا  مـی‌شوند.  انگار  این  سنگها  پرورده  شده‌اند!  و  آزاد  شده‌اند  تا  رشد  و  نموّ کنند  و  افزایش  یابند  و  فراوان  شوند،  بـرای  روز  نیاز  ...  این  تصویر  شگـفتی  است  و  سـایۀ  خود  را  بـر  احساسات  و  عواطف  می‌اندازد.  هیچ  تفسیر  و  تـعبیری  نمی‌تواند  آن  را  چنان‌ که  باید  بیان‌ کند،  بدان‌ گونه ‌که  این  سایه‌ای  که  می‌اندازد  بیانگر  آن  است‌.

(وَمَا هِيَ مِنَ الظَّالِمِينَ بِبَعِيدٍ) (٨٣)

این  چنین  سنگهائی  از  ستمکاران  (‌دیگر  هم‌)  بدور  نیست  (‌و  هـر  گروه  مـنحرف  و  مــلّت  سـتم‌پیشه‌ای  چنین  سرنوشتی  در  انتظارش  می‌باشد)‌.

این  چنین  سنگهائی  نزدیک  و  در  اختیار  هسـتند،  و  بـه  هنگام  نیاز  انداخته  می‌شوند  و  به  هدف  می‌خورند.[1] شکلی‌ که  روند  قرآنی  را  در  اینجا  از  این  بلا  به  تصویر  می‌کشد،  تصویری ‌که  بر  سر  قوم  لوط  تاخته  است‌،  بیش  از  هر  چیز  به  برخی  از  پدیده‌های  آتشفشانی  می‌ماند که  به  هنگام  وقـوع  آن  زمـین  فـرومی‌رود  و  چـیزهائی  را  فرومی‌بلعد،  و  هـمراه  بـا  آن  گـدازه‌هـا  و  مـاگماها  و  سنگهای  تافته  و گل  و  مواد  دیگر  خارج  می‌شوند  ...  و  چیزها  و  بلاهای  دیگر  یزدان  برای  دامنگیری  سـتمگران  فراوان  است‌!!!

این  سخن  را  بدان  خاطر  نمی‌گوئیم  تا  بیان  داریم  این  بلا  آتشفشانی  از  آتشفشانیها  بوده  است‌،  و  در  آن  هـنگام  فوران‌ کرده  است‌،  روی  داده  است  آنچه  روی  داده  است‌.  ما  این  را  هم  نفی  نمی‌کنیم‌.  چه ‌بسا  همچون  چـیزی  نـیز  روی  داده  باشد.  ولی  ما  قاطعانه  نـمی‌گوئیم  کـه  دقـیقاً  چنین  چیزی  روی  داده  است‌،  و  قضا  و  قدر  یزدان  را  به  این  پدیدۀ  معروف  جهان‌،  مقیّد  و  محدود  نمی‌سازیم‌.  بنیاد گفتار  ما  در  این  مسأله  و  امثال  آن  بر  این  است‌ که  درست  و  روا  است  در  قضا  و  قدر  خدا  همچون  چـیزی  گنجانده  شده  باشد  و  یک  انفجار  آتشفشانی  در  موعد  مقرّر  خود  در  همین  وقت  انجام  پذیرفته  باشد  تا  قضا  و  قدر  یزدان  دربارۀ  قوم  لوط  تحقّق  یافته  و  پـیاده  شـده  باشد،  بدان ‌گونه  که  در  علم  قدیم  او  مقدّر  گردیده  است‌.  تعیین  همچون  اوقاتی‌،  و  همسوئی  و  همآوائی  پدیده‌ها  با  ازمنه  و  امکنۀ  خود،  کاری  از کارهای  ایـزد  سـبحان  و  ربوبیّت  خداوندگار  جهان  در  هستی  و  در  چرخـاندن  و  گرداندن  امور کیهان  مطابق  و  هماهنگ  با  قضا  و  قدر  او  در  همه  چیز،  اعم  از  اشیاء  بیجان  و  جاندار  در  آن  است‌.  درست  و  روا  هم  خواهد  بود که  این  پدیده  با  قضا  و  قدر  ویژه‌ای  صورت  پذیرفته  باشد  که  مشیت  و  ارادة  یزدان  برای  نابودی  قوم  لوط  بر  آن  قرارگرفته  باشد  و  در  این  هنگام  و  بدین  صورت  به  تمام  وکمال  انجام  پـذیرفته  است‌.  درک  و  فهم  پیوند  اراده  و  مشیّت  یزدان  با  جهان  بدان  منوال ‌که  چندی  پيش  بیان‌ کردیم  و  در  رابـطه  بـا  حادثۀ  زن  ابراهیم  اظهار  داشـتیم‌،  مشکـلی  در  انـدیشۀ  انسان  راجع  به  همچون  پـدیده‌ها  و  کـارهائی  بـرجـای  نمی‌گذارد.[2]
--------------------------------------------------------------------------------
[1] یکی از معانی «‌مُسَوَّمةً‌» دارای علامت خاصّ‌، و نشاندار به نشان ویژه است. ولی تعبیر  تصویری معنی‌ای را می‌سازد که ما آن را انتخاب کرده‌ایم و به تصویر نزدیکتر است‌.
[2] مراجعه شود به کتاب‌: «‌‌خصائص التـصور الاسلامی و مـقوماته‌» جلد  اول‌، فصل‌: «‌التوازن‌»‌.  <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:342.txt">قسمت اول</a><a class="text" href="w:text:343.txt">قسمت دوم</a></body></html>سوره‌ي هود آيه‌ي 95-84

(وَإِلَى مَدْيَنَ أَخَاهُمْ شُعَيْبًا قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَكُمْ مِنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ وَلا تَنْقُصُوا الْمِكْيَالَ وَالْمِيزَانَ إِنِّي أَرَاكُمْ بِخَيْرٍ وَإِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ مُحِيطٍ (٨٤) وَيَا قَوْمِ أَوْفُوا الْمِكْيَالَ وَالْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ وَلا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْيَاءَهُمْ وَلا تَعْثَوْا فِي الأرْضِ مُفْسِدِينَ (٨٥) بَقِيَّةُ اللَّهِ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ وَمَا أَنَا عَلَيْكُمْ بِحَفِيظٍ (٨٦) قَالُوا يَا شُعَيْبُ أَصَلاتُكَ تَأْمُرُكَ أَنْ نَتْرُكَ مَا يَعْبُدُ آبَاؤُنَا أَوْ أَنْ نَفْعَلَ فِي أَمْوَالِنَا مَا نَشَاءُ إِنَّكَ لأنْتَ الْحَلِيمُ الرَّشِيدُ (٨٧) قَالَ يَا قَوْمِ أَرَأَيْتُمْ إِنْ كُنْتُ عَلَى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّي وَرَزَقَنِي مِنْهُ رِزْقًا حَسَنًا وَمَا أُرِيدُ أَنْ أُخَالِفَكُمْ إِلَى مَا أَنْهَاكُمْ عَنْهُ إِنْ أُرِيدُ إِلا الإصْلاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ (٨٨) وَيَا قَوْمِ لا يَجْرِمَنَّكُمْ شِقَاقِي أَنْ يُصِيبَكُمْ مِثْلُ مَا أَصَابَ قَوْمَ نُوحٍ أَوْ قَوْمَ هُودٍ أَوْ قَوْمَ صَالِحٍ وَمَا قَوْمُ لُوطٍ مِنْكُمْ بِبَعِيدٍ (٨٩) وَاسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ إِنَّ رَبِّي رَحِيمٌ وَدُودٌ (٩٠) قَالُوا يَا شُعَيْبُ مَا نَفْقَهُ كَثِيرًا مِمَّا تَقُولُ وَإِنَّا لَنَرَاكَ فِينَا ضَعِيفًا وَلَوْلا رَهْطُكَ لَرَجَمْنَاكَ وَمَا أَنْتَ عَلَيْنَا بِعَزِيزٍ (٩١) قَالَ يَا قَوْمِ أَرَهْطِي أَعَزُّ عَلَيْكُمْ مِنَ اللَّهِ وَاتَّخَذْتُمُوهُ وَرَاءَكُمْ ظِهْرِيًّا إِنَّ رَبِّي بِمَا تَعْمَلُونَ مُحِيطٌ (٩٢) وَيَا قَوْمِ اعْمَلُوا عَلَى مَكَانَتِكُمْ إِنِّي عَامِلٌ سَوْفَ تَعْلَمُونَ مَنْ يَأْتِيهِ عَذَابٌ يُخْزِيهِ وَمَنْ هُوَ كَاذِبٌ وَارْتَقِبُوا إِنِّي مَعَكُمْ رَقِيبٌ (٩٣) وَلَمَّا جَاءَ أَمْرُنَا نَجَّيْنَا شُعَيْبًا وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ بِرَحْمَةٍ مِنَّا وَأَخَذَ