 پروردگارا!  میان  ما  و  قوم  ما  به  حقّ  داوری  کن  (‌حقّی  که  سنّت  تو  در  داوری  میان  محِقّینِ  مصلحین‌،  و  مـبطلینِ  مفسدین‌،  بر  آن  جاری  است‌)  و  تو  بهترین  داورانی  (‌چرا  که  بر  همه  چیز  توانائی‌)‌.(اعراف/89)
آن  وقت  است ‌که  سنّت  خدا  جاری ‌و  ساری  می‌گردد  بدان  شیوه  و  روالی ‌که  هر  بار  در  طول  تـاریخ  بر  آن  سـاری  و  جاری ‌گشته  است‌،  و  هـمان  نتیجه‌ای  را  می‌بخشد که  هر  بار  در گذر  تاریخ  به باز  آورده  است‌.  به  ذکر  همین  نشانه‌های  مذکور  در  مسیر  داستان  قرآنی  بسنده  می‌کنیم‌،  تا  بطور  مفصّـل  به  بررسی  و  پـژوهش  آیات  بپردازیم‌:

*
کاروان  ایمان ‌که  در  پـیشاپیش  آن  پیغمبران  بزرگوار  یزدان  حرکت  می‌کنند،  در  رونـد  قرآنـی  مسـبوق  به  کاروان  ایمان  در كلّ  جهان  هستی  است!  در  بخش  پیشین  مستقیماً  این  نکته  جلوه‌گر  است‌:

(إِنَّ رَبَّكُمُ اللّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّماوَاتِ والْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى‏ عَلَى الْعَرْشِ يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهَارَ يَطْلُبُهُ حَثِيثاً وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ وَالنُّجُومَ مُسَخَّرَاتٍ بِأَمْرِهِ أَلاَ لَهُ الْخَلْقُ وَالْأَمْرُ تَبَارَكَ اللّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ). 

پروردگار  شما  خداوندی  است  که  آسمانها  و  زمـین  را  در  شش  دوره  بیافرید،  سـپس  بـه  ادارۀ  جـهان  هسـتی  پرداخت‌.  با  (‌پـردۀ  تـاریک‌)  شب‌،  روز  را  مـی‌پوشاند،  و  شب  شتابان  به  دنبال  روز  روان  است‌.  خورشید  و  ماه  و  ستارگان  را  بیافریده  است  و  جملگی  مسـخّر  فرمان  او  هستند.  آگاه  باشید  که  تنـها  او  می‌آفریند  و تنها  او  فرمان  می‌دهد.  بزرگوار  و  جـاویدان  و  دارای  خیرات  فراوان‌،  خداوندی  است  که  پروردگار  جهانیان  است‌.

خدائی‌ که  آسمانها  و زمین  را  آفریده  است‌،  و  بر  تخت  فرماندهی‌ کائنات  استقرار  یافته  است‌،  و  شب  را  به  حرکت  درمی‌آورد  تا  روز  را  دنـبال‌ کند  و  بجوید،  و  خورشید  و  ماه  و ستارگان  در گردش  و  چـرخش  خـود  مسخّر  فرمان  اویند،  و  می‌آفریند  و  فـرمان  مـی‌دهد،  و  همۀ  آفریده‌ها  متعلّق  بدو  و  مسـخّر  فـرمان  او  هستند،  اطاعت  از  این  خدای  یگانه  است‌ که  جملگي  پیغمـبران  مردمان  را  به  آن  خوانده‌اند،  و  پرستش  را  تنها  سزاوار  او  دیده‌اند  و  بس.  پیغمبران  جملگي  انسانها  را به  اطاعت  از  یزدان  خوانده‌اند  هر  زمان ‌که  شیطان  بر  سر  راه  راست  و  روان  ایزد  منّان  نشسته  است  و  مردمان  را  گمراه ‌کرده  ا‌ست‌،  و  آنان  را  به  جاهلیّت  برگردانده  است‌،  جاهلیّتی ‌که  به  شکلهای‌ گو‌ناگو‌ن  جلوه‌گر  می‌آید،  ولی  نشانۀ  همۀ  جاهلیّتها  این  است ‌که  نشاندار  به  نشان  و  مارک  شریک  کردن  چیزی  در  ربوبیّت  برای  خدا  است‌.

برنامۀ  قرآنی  بسیار  سخن  می‌گوید  از  پـیوند  موجود  میان  بندگی  جهان  برای  یزدا‌ن‌،  و  میان  دعوت  انسان  به  پرستش  یزدان  و  همآوائی  او  در  این ‌کار  با  جهانی ‌که  در  آن  زندگی  می‌کند.  و  تسلیم  خدائی‌ گردد که  سـراسر  جهان  هستی  تسلیم  او  است‌،  و  به  فرمان  او  می‌گردد  و  می‌چرخد  و  مطیع  دستور  او  است‌.  این  نغمۀ  همنوائی‌ که  چنین  حقیقت  جهانی  را  زمزمه  می‌کند،  به  تنهائی‌ کافی  است‌ که  دل  انسان  را  سخت  تکان  دهد،  و  از  درون  او  را  برانگیزد  و  بر  آن  دارد کـه  در  رشـتۀ  پـرستش  فرمانبردارانه  جای ‌گیرد،  و  از  زنجیرۀ  اطاعت  جـهان  از  یزدان  سبحان  نگسلد،  و  از  نظام  سراسر  هستی  دور  نیفتد  و نبرد،  و  در  میان  همۀ  پدیده‌ها  ناجور  و  ناهمگو‌ن  نشود.  پیغمبران  بزرگو‌ار  انسانها  را  به یاری  فرا  نمی‌خوانند که  جدای  از کار  جهان  هستی  باشد.  بلکه  آنان  را  به  اصل  و  اساسی  دعوت  می‌کنند که  سراسر  جهان  هستی  برآنند  و  مشـغول  بدانند.  انسـانها  را  به  سوی  حقیقتی  فـرا  می‌خوانند که  متمرکز  در  درون  دل  و  در  نهانگاه  قلب  این  جهان  هستی  است  ...  همین  حقيقت  است ‌که  در  فطرت  انسانها  نیز  متمرکز  و  مستقرّ  است‌.  همان  حقیقتی  که  فطرت‌،  انسانها  را  به  سوی  آن  فریاد  مـی‌دارد  اگـر  هواها  و  هوسها  فطرت  را  به  کژراهه  نیندازد،  و  ا‌هریمن  آن  را  از  حقیقت  اصیل  خود  به  دور  نیفکند.

این  پسوده‌ای  است ‌که  از  حلقه‌های  پیاپی  زنجیرۀ  ویژۀ  روند  قرآنی  در  سوره  استفاده  می‌گردد.

(لَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحاً إِلَى‏ قَوْمِهِ فَقَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللّهَ مَالَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْرُهُ إِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ. قَالَ الْمَلَأُ مِن قَوْمِهِ إِنَّا لَنَرَاكَ فِي ضَلاَلٍ مُبِينٍ. قَالَ يَا قَوْمِ لَيْسَ بِي ضَلاَلَةٌ وَلكِنِّي رَسُولٌ مِن رَبِّ الْعَالَمِينَ. أُبَلِّغُكُمْ رِسَالاَتِ رَبِّي وَأَنْصَحُ لَكُمْ وَأَعْلَمُ مِنَ اللّهِ مَا لاَتَعْلَمُونَ. أَوَعَجِبْتُمْ أَنْ جَاءَكُمْ ذِكْرٌ مِنْ رَبِّكُمْ عَلَى‏ رَجُلٍ مِنْكُمْ لِيُنْذِرَكُمْ وَلِتَتَّقُوا وَلَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ. فَكَذَّبُوهُ فَأَنْجَيْنَاهُ وَالَّذِينَ مَعَهُ فِي الْفُلْكِ وَأَغْرَقْنَا الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْماً عَمِينَ).

(‌پیوسته  مشرکان‌،  دشمنان  حقّ  بوده‌انـد،  و  کافران  بـا  پیغمبران  جنگیده‌اند.  از  جمله‌)  ما  نوح  را  بـه  سـوی  قوم  خود  (‌که  در  میانشان  برانگیخته  شده  بـود)  فرستادیم‌.  او  بدیشان  گفت‌:  ای  قوم  من‌!  برای  شما  جز  خدا  معبودی  نـیست‌.  پس  تـنها  خـدا  را  بـپرستید.  مـن  (‌از  شما  و  دلسوزتان  می‌باشم‌.  قیامت  و  حساب  و  کتابی  در  میان  است  و  اگر  نافرمانی  کنید)  مـی‌ترسم  دچـار  عذاب  آن  روز  بزرگ  شوید  (‌و  به  دوزخ  روید)‌.  اشراف  و  رؤسای  قـوم  گفتند:  مـا  تو  را  (‌دور  از  حقّ  و)  در گمراهی  و  سرگشتگی  آشکاری  می‌بینیم‌.  گفت‌:  ای  قـوم  مـن‌!  هيچ  گونه  گمراهی  در  مـن  نـیست  و  دچار  سرگشتگی  هـم  نـیستم‌.  ولی  مــن  فـرستاده‌ای  از  ســوی  پروردگار  جــهانیانم‌.  مـــن  مأمـوریّتهای  (‌مـحوّله  از  سـوی‌)  پروردگارم  را  به  شما  ابلاغ  می‌کنم  و  شما  را  پند  و  اندرز  می‌دهم  و  از  جانب  خدا  چیزهائی  (‌به  من  وحی  می‏‎گردد  و)  می‌دانم  که  شما  نمی‌دانید.  آیا  تعجّب  می‌کنید  از  این  که  (‌کتاب  آسمانی  پر)  اندرزی  از  سوی  پـروردگارتان  بـر  زبان  مردی  از  خودتان  به  شما  برسد  تا  شما  را  بیم  دهد  و  پرهیزگار  شوید  و  (‌در  پرتو  هراس  از  عذاب  و  عقاب‌،  و  پرهیز  از  موجبات  خشم  خدا)  امید  آن  باشد  که  مشمول  رحمت  و  رأفت  گردید؟  امّا  آنان  (‌با  وجود  این  همه  دلائل  روشن  ایمان  نیاوردند  و)  او  را  تکذیب  کردند.  پس  ما  او  و  کسانی  را  که  با  وی  در  کشتی  بودند  نـجات  دادیـم‌،  و  کسانی  را  که  آیـات  (‌خوانـدنی  و  دیـدنی‌) ‌مـا  را  تکذیب  نمودند،  غر