  سـرای  بر نمی‌انگیزد  و  زنـدگی  نوین  بدانـان  نمی‏‎بخشد،  و  به  صورط  زنده نـمایان  مرده  دل  باقی  مـی‌مانند  تـا  وقتی‌ که  در  آخرت  به  سوی  خـدا  بر می‌گردند:

(وَالْمَوْتَى‏ يَبْعَثُهُمُ اللّهُ ثُمَّ إِلَيْهِ يُرْجَعُونَ) 

(‌امّا  اینان  مردگان  زنده نما  هستند)  و  خداوند  مردگان  (‌چـون  ایشـان  را  بـه  هنگام  رسـتاخیز  از  گـورها)  بر می‌انگیزد  و  پس  از  زنده  شدن  په  سوی  او  برگردانده  می‌شوند  (‌و  مورد  بازخواست  قرار  می‏‎گیرند  و  سـزا  و  جزای  خود  را  می‌بینند)‌.

این  است  داستان  پذیرش  و  عدم  پذیرش‌،  داستانی‌ که  پرده  از  سراسر  حقیقت  موضعگیری  برمی‏دارد،  و  وظیفۀ  پیغمبر  صلي الله عليه و آله و سلم  و حدود کار  او  را  مشخص  می‌گرداند،  و  کار  را  به طور کلی  به  صاحب ‌کار  وا می‌گذارد  تا  هر گونه  که  بخواهد  و  مصلحت  بداند  دربارۀ  آن  داوری  فرماید. 

روند  سخن  از  این  خطاب  پیغمبر  خدا  صلي الله عليه و آله و سلم  بدین  حقیقت‌ گویا  می‌پردازد،  و  به ذکر  درخواست  مشـرکان  منتقل  می‌گردد  و  بیان  می‌دارد که  مشرکان  معجزه‌ای  را  می‌طلبیدند  و  در  این  طلبیدن  از  سنت  یزد‌ان  بی‏خبر  و  ناآگاه  بودند،  و  نمی‌دانسـتند که  پاسخ  ند‌ادن  بد‌ین  پیشنهاد،  رحمت  یزدان  در  حق  ایشان  را  در  پی  دارد  و  این  لطف  خدا  است  که  پیشنهادشان  پذیرفته  نمی‏گردد.  چه  اگر  پیشنهادشان  پـذیرفته  می‌شد  و  پس  از  دیـدن  معجزه  ایمان  نمی‌آوردند  نابود  می‌گشتند  و  هلاک  می‌شدند.  روند  سخن  سپس‌ گوشه‌ای  از  دقت  تدبیرالهی  و  احاطۀ  ذات  باری  بر  جملکی  جانداران  را  عرضه  می‌دارد. گوشه‌ای‌که  بیانگر  حکمت  سنت  فراگیری  است  که  همۀ  جانداران  را  در  برگرفته  است‌.  آنگاه  با  ذکر  اسرار و قوانینی‌ که  در  فراسوی  هدایت  و  ضلالت  نهفته  

است  و  خواست  خدا  آزادانـه  آنـها  را  انـجام  و  اجراء  می‌فرماید،  سخن  به  پایان  می‌آید:

(وَقَالُوا لَوْلاَ نُزِّلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِن رَبِّهِ قُلْ إِنَّ اللّهَ قَادِرٌ عَلَى‏ أَن يُنَزِّلَ آيَةً وَلكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لاَيَعْلَمُونَ. وَمَا مِن دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ وَلاَ طَائِرٌ يَطِيرُ بِجَنَاحَيْهِ إِلَّا أُمَمٌ أَمْثَالُكُمْ مَا فَرَّطْنَا فِي الْكِتَابِ مِن شَيْ‏ءٍ ثُمَّ إِلَى‏ رَبِّهِمْ يُحْشَرُونَ. وَالَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا صُمٌّ وَبُكْمٌّ فِي الظُّلُمَاتِ مَن يَشَإِ اللّهُ يُضْلِلْهُ وَمَن يَشَأْ يَجْعَلْهُ عَلَى‏ صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ).

(آنان  از  روی  تـمسخر)  مـی‌گويند:  چـرا  دلیـل  مـادی  و  معجزه‌ای  از  سوی  پروردگارش  بر  او  نـازل  نمی‏گردد (‌تا  گواه  بـر  صـدق  دعـوت  او  باشد؟‌!)  بگـو:  خداونـد  می‌تواند  (‌هر  گونه‌)  دلیل  و  معجزه‌ای  نازل  کند،  ولی  آنان  نمی‌دانند (‌که  برابر  سنت  الهی  اگر  به  درخواست  ایشان  پاسخ  گفته  شود  و  ایمان  نیاورند  نابود  می‌گردند.  (یکـی  از  دلائل  قوی  قدرت  خدا  و  حکمت  و  رحمتش  ایـن  است  که  او  همه  چـیز  را  آفـریده  است‌)  و  هـیح  جنبنده‌ای  در  زمین  و  هیح  پرنده‌ای  که  با  دو  بال  خود  پـرواز  مـی‌کند  وجود  ندارد  مگر  این  که  گروه‏‏هایی  همچون  شمايند  (‌و  هر  یک  دارای  خصائص  و  ممیزات  و  نظام  حیات  خاص  خود  می‌باشند)‌.  در  کتاب  (‌کائنات‌)  هیح  چیز  را  فروگذار  نکـرده‌ایــم  (‌و  هــمه  چـیز  را  ضــبط  و  بــه  هـمه  چیز  پرداخته‌ایم‌.  بگذار  تکذیب  کنندگان  هر  چـه  مـی‌خواهند  بکنند)  پس  (‌از  گذشت  ایـن  چند  روزۀ  زندگی  دنیوی‌)  آنان  (‌همراه  همۀ  گروهها  و  دسته‌های  حیوانات  موجود)  در  پیشگاه  پروردگارشان  جمع‌ آورده  مـی‌شوند  (‌و  بـه  حساب  و  کتابشان  می‌رسیم‌)‌.  آنان  که  آیات  (‌جهانی  و  قرآنی‌) ‌ما  را  تكذیب  می‌دارند  (‌و از  حواس  خود  بـرای  شناخت  حق  سود  نمی‌برند  و  هرگز  حق  نمی‌شنوند  و  حق  نمی‌گويند،  گوئی‌)  كرانند  و  لالانند  و  در  تاریکیها  (‌ی  گوناگون  کفر  و  جـهل  و  تـعصب  و  تـقلید)  قـرار  دارند.  خداوند  (‌برابر  نظم  و  نظام  و  قوانین  و  سننی  که  دارد)  هر  که  را  بخواهد  گمراه  می‌سازد،  و  هر  کـه  را  بخواهد  بـر  جادۀ  مستقیم  (‌ایمان‌)  قرار  مـی‌دهد.

مشرکان  از  پیغمبر صلي الله عليه و آله و سلم معجزه‌ای  می‌طلبیدند که  بسان  معجزه‌های  مادی  و  محسوسی  باشد که  پـیامبرها  و  رسالتهای  پیشین  نشـان  مـی‌دادند.  آنـان  به  مـعجزۀ  جاویدان  قرآن  بسنده  نمی‌کردند،  معجزۀ  جاویدانی  که  فهم  و  شعور  انسان  مترقی  و  متمدن  را  مـخاطب  قرار  می‌دهد،  و  روزگار  رشد  و  دورۀ  پـيشرفت  بشری  را  اعلان  می‌دارد،  و  این  رشد  و  ییشرفت  را  ارج  می‌نهد،  و  با  این  خطاب  والا  و  ارزشمند  با  انسان  سخن  می‌گويد.  معجزۀ  جاویدانی ‌که  با  انقراض  نسلی  از  مـردمانی‌ که  معجزۀ  مادی  و  محبوس  را  می‏بینند،  به  پایان  نمی‌آید  و  اتمام  نمی‌پذیرد.  بلکه  همیشه  بر جای  است  و  فهم  و  شعور  بشری  را  با  اعجاز  خود  مخاطب  قرار  می‌دهد  و  تا  روز  رستاخیز  با  عقل  و  خرد  انسانها  رویاروی  می‌گردد  و  دا‌نش  و بینش  آنان  را  فریاد  مي‌دارد  و  همگان  را  به  مشاهده  و  مبارزۀ خو‌د  می‌خواند.سوره‌ي هود آيه‌ي 83-69

(وَلَقَدْ جَاءَتْ رُسُلُنَا إِبْرَاهِيمَ بِالْبُشْرَى قَالُوا سَلامًا قَالَ سَلامٌ فَمَا لَبِثَ أَنْ جَاءَ بِعِجْلٍ حَنِيذٍ (٦٩) فَلَمَّا رَأَى أَيْدِيَهُمْ لا تَصِلُ إِلَيْهِ نَكِرَهُمْ وَأَوْجَسَ مِنْهُمْ خِيفَةً قَالُوا لا تَخَفْ إِنَّا أُرْسِلْنَا إِلَى قَوْمِ لُوطٍ (٧٠) وَامْرَأَتُهُ قَائِمَةٌ فَضَحِكَتْ فَبَشَّرْنَاهَا بِإِسْحَاقَ وَمِنْ وَرَاءِ إِسْحَاقَ يَعْقُوبَ (٧١) قَالَتْ يَا وَيْلَتَا أَأَلِدُ وَأَنَا عَجُوزٌ وَهَذَا بَعْلِي شَيْخًا إِنَّ هَذَا لَشَيْءٌ عَجِيبٌ (٧٢) قَالُوا أَتَعْجَبِينَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ رَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَكَاتُهُ عَلَيْكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ إِنَّهُ حَمِيدٌ مَجِيدٌ (٧٣) فَلَمَّا ذَهَبَ عَنْ إِبْرَاهِيمَ الرَّوْعُ وَجَاءَتْهُ الْبُشْرَى يُجَادِلُنَا فِي قَوْمِ لُوطٍ (٧٤) أِنَّ إِبْرَاهِيمَ لَحَلِيمٌ أَوَّاهٌ مُنِيبٌ (٧٥) يَا إِبْرَاهِيمُ أَعْرِضْ عَنْ هَذَا إِنَّهُ قَدْ جَاءَ أَمْرُ رَبِّكَ وَإِنَّهُمْ آتِيهِمْ عَذَابٌ غَيْرُ مَرْدُودٍ (٧٦) وَلَمَّا جَاءَتْ رُسُلُنَا لُوطًا سِيءَ بِهِمْ وَضَاقَ بِهِمْ ذَرْعًا وَقَالَ هَذَا يَوْمٌ عَصِيبٌ (٧٧) وَجَاءَهُ قَوْمُهُ يُهْرَعُونَ إِلَيْهِ وَمِنْ قَبْلُ كَانُوا يَعْمَلُونَ السَّيِّئَاتِ قَالَ يَا قَوْمِ هَؤُلاءِ بَنَاتِي هُنَّ أَطْهَرُ لَكُمْ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَلا تُخْزُونِي فِي ضَيْفِي أَلَيْسَ مِنْكُمْ رَجُلٌ رَشِيدٌ (٧٨) قَالُوا لَقَدْ عَلِمْتَ مَا لَنَا فِي بَنَاتِكَ مِنْ حَقٍّ وَإِنَّكَ لَتَعْلَمُ 