 آیات  پروردگارشان‌،  و  نافرمانی  از  پیغمبران  یـزدان‌،  و  پـیروی ‌کردن  از  فـرمان  بندگان  زورمند  و  زورگو  در  میان  آفریدگان  ایزد  سبحان‌:

(وَتِلْكَ عَادٌ جَحَدُوا بِآيَاتِ رَبِّهِمْ وَعَصَوْا رُسُلَهُ وَاتَّبَعُوا أَمْرَ كُلِّ جَبَّارٍ عَنِيدٍ) (٥٩)

آن  هم  قوم  عاد  بود  که  آیه‌های  (‌آفاق  و  انفس‌)  و  دلائـل  پـروردگارشان  را  انكار  و  تکـفیر  کردند  و  از  فرمان  (‌پیغمبر  خدا  هود،  و  در اصل  از  فرمان  هـمۀ‌)  پـیغمبران  خـدا  سـرکشی  نـمودند  و  از  دسـتور  هـر  سـرکش  عنادپیشه‌ای  پیروی  کردند.

همان‌ گونه  که  راستگوترین  گویندگان‌،  آفــریدگار  جـهان  دربارۀ  ایشان  می‌گوید.  نپذیرفتن  آیات  پروردگارشان‌،  در  سرکشی  از  فرمان  پیغمبران‌،  و  پیروی  از  جـبّاران  و  زورمداران‌،  جلوه‌گر  می‌آید  ...  این  کـار  هم  یک  کـار  نیست  و  بس‌.  بلکه  کارهای  متعدّد  است  ...  هر  زمان ‌که  مردمانی  از  اوامر  خدا  سرپیچی‌ کنند،  اوامری ‌که  مجسّم  در  شریعتهائی  است  که  توسّط  پیغمبران  بدیشان  ابـلاغ  می‌گردد،  بدین  معنی‌ که  از  غیر  خـدا  پـیروی‌ کـنند،  و  بجای  اطاعت  از  خدا،  از  طاغوتها  اطاعت  نمایند،  قطعاً  همچون  مردمانی  آ‌یات  پروردگار  خود  را  انکار  می‌کنند،  و  از  فرمان  پیغمبران  نافرمانی  می‌نمایند،  و  بدین  جهت  از  اسلام  بیرون  می‌روند  و  به  شرک  داخل  می‌شوند.  قبلاً  برای  ما  روشن  گـردید  کـه  اسـلام  اصـل  است‌،  و  زندگی  انسانها  روی  زمین  با  آن  آغـاز گـردیده  است‌.  اسلام  همان  آئینی  است که  آدم  آن  را  از  بهشت  با  خود  به  ارمغان  آورده  است  و  در  این  زمین  با  آن  به  کـار  جانشینی  پرداخته  است‌.  همچنین  اسـلام  هـمان  آئـینی  است‌ که  نوح  از کشتی  با  خود  پائین  آورده  است  و  در  این  زمین  با  آن  به  کار  جانشینی  پرداخته  است‌.  اسـلام  اصل  است  و مردمان  در  طول  زمان  از  اسـلام  بیرون  رفته‌اند  و  بـه‌  شرک  وارد  شـده‌انـد.  آن  وقت  دوبـاره  دعوت  از  نو  آمده  است  تا  ایشان  را  از  جاهلیّت  نـجات  دهد  و  مجدداً  به  اسلام  برگردند  ...  تا  به  روزگار  ما کار  همیشه  بر  این  روال  و  بدین  منوال  بوده  است‌.

واقعیّت  این  است  اگر  حقیقت  عبادت  تنها  شعائر  و  مراسم  آئینی  بود،  شایسته  نبود  این  همه ‌کاروانـیان  بـزرگوار  پیغمبران  و  پیغمبریها  برای  آن  بیایند.  سزاوار  این  نبود كه  ایـــن  هـمه  تــلاشها  و كوششهای  رنج‌آور  و  طاعت‌فرسای  پیغمبران  -  صلوات  الله ‌و  سلامه‌ عليهم  -  صرف  آن‌ گردد.  سزاوار  این  نبود که  این  همه  شکنجه  و  عذاب  و  این  همه  درد  و  رنج ‌گریبانگیر  دعوت‌کنندگان  و  مؤمنان‌،  در  طول  تاریخ  دور  و  دراز گردد.  آن  چیزی‌ که  سزاوار  این  همه  بهای  سنگین  و کمرشکن  است  بـیرون  آوردن  جملگی  انسانها  از  پیروی  بندگان،  و  برگرداندن  ایشان  به  پیروی  از  یزدان  یگانۀ  سبحان  در  همۀ ‌کار  و  بار  خودشان‌،  و  در  سراسر  برنامۀ  زندگی  این  جهان  و  آن  جهان  آنان  به  طور  یکسان  است‌.

توحید  الوهیّت‌،  توحید  ربوبیّت،  توحید  قیمومت‌،  توحید  حاکمیّت‌،  توحید  منبع  شریعت‌،  توحید  برنامۀ  زندگی‌،  و  توحید  جهتی ‌که  مردمان  به  تمام  و کمال  از  آن  پیروی  می‌کنند،  این  چنین  توحیدی  سزاوار  این  است ‌که  همگی  پیغمبران  برای  آن  روانه  شوند،  و  در  راه  آن  ایـن  هـمه  تلاشها  و کوششها  مبذول  شود،  و  برای  تحقّق  بخشیدن  و  پیاده ‌کردن  آن  همۀ  این  شکنجه‌ها  و  عذابها  و  دردها  و  رنجها  در  طول  تاریخ  تحمّل ‌گردد  ...  نه  بدان  خاطر که  یزدان  سبحان  نیازمند  بد‌ان  است‌.  خداوند  متعال  بی‏نیاز  از  همۀ  جهانیان  است‌.  بلکه  بدان  خـاطر که  زنـدگی  انسانها  روبراه  نمی‌گردد  و  شایسته  و  بایسته  نمی‌شود  و  اوج  نمی‌گیرد  و  زندگی  لائق  «‌انسان‌«  نمی‌شود  مگر  با  این  توحیدی‌ که  تأثیر  آن  در  زندگانی  بشریّت  در  هـر  زاویه‌ای  از  زوایای  آن  بی‌اندازه  و  خارج  از  شمار  است  ...  امیدواریم‌ که  در  این  زمینه  بیش  از  این  -‌ان‌شاء‌الله  -  در  پایان  داستانهای  پیغمبران  در  خاتمۀ  سوره  تـوضیح  دهیم‌.

٢-‌در  مقابل  حقیقتی  می‌ایستیم که  هود  برای  قوم  خود  از  آن  پرده  برداشته  است‌،  بدان‌ گاه  که  بدیشان  می‌گوید:  

(وَيَا قَوْمِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ يُرْسِلِ السَّمَاءَ عَلَيْكُمْ مِدْرَارًا وَيَزِدْكُمْ قُوَّةً إِلَى قُوَّتِكُمْ وَلا تَتَوَلَّوْا مُجْرِمِينَ) (٥٢)

ای  قـوم  مـن‌!  از  پـروردگارتان  آمـرزش  (‌گناهان  و  لغزشهایتان‌)  را  بطلبید  و  به  سوی  او  برگردید  تا  آسمان  را  بر  شما  ریزنده  و  بارنده  کند  (‌و  باران  و  برکات  آن  را  بر  شما  پياپی  و  فراوان  گرداند)  و  نیروئی  بر  نـیرویتان (‌و  عزّت  و  شکوهی  بر  عزّت  و  شکوهتان‌)  بـیفز‌ایـد.  (‌ای  قوم  من‌!  از  حقّ  و  حقیقت‌)‌،  بزهکارانه  روی  بـرنتابید  (‌و  بر  گناه  مصمّم  و  مصر  نشوید)‌. (‌هود/52) 

 این  همان  حقیقتی  است‌ که  در  مقدّمۀ  سوره  از  آن  سخن  رفــته  است‌،  بـدان  هنگام ‌کـه  بیان  مـی‌شود  پیغمبر  خدا  صلّی الله عليه وآله وسلّم  در  صدد  دعوت  قوم  بـه  سـوی  مقاصد  و  مفاهیم‌ کتابی  است ‌که  آیات  آن  تـوسّط  خـدا  مـنظّم  و  محکم ‌گردیده  است  و  لذا  تناقض  و  خلل  و  نسخی  بدان  راه  ندارد،  و  نیز  آیات  آن  از  سوی  خداوند  جهان  شرح  و  بیان  شده  است ‌که  هم  حکیم  است  و  هم  آگاه  و کارهایش  از  روی  کاردانی  و  فرزانگی  انـجام  مـی‌پذیرد[4]...  در  فرمودۀ  خداوند  بزرگوار  آمده  است‌:

(وَأَنِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ يُمَتِّعْكُمْ مَتَاعًا حَسَنًا إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى وَيُؤْتِ كُلَّ ذِي فَضْلٍ فَضْلَهُ وَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ كَبِيرٍ) (٣)

و  این  که  از  پروردگارتان  طلب  آمرزش  کنید  و  ‌به  سوی  او  برگردید  که  خداوند  (‌به  سـبب  استغفار  صادقانه  و  توبۀ  مخلصانه‌)  شما  را  تا  دم  مرگ  به  طرز  نـیكوئی  (‌از  مواهب  زندگی  ایـن  جـهان‌)  بـهره‌مند  مـی‌سازد،  و  (‌در  آخرت  برابر  عدل  و  داد  خود)  به  هر  صاحب  فضیلت  و  احسانی  (‌پاداش‌)  فضیلت  و  احسانش  را  می‌دهد.  اگر  هم  پشت  بکنید  (‌و  از  ایمان  بـه  یـزدان  و  طـاعت  و  عبادت  خداوند  رحمان  روی  بگردانید،  بر  رسولان  پیام  باشد  و  بس‌)  من  بر  شما  از  عذاب  روز  بزرگی  (‌کـه  روز  قیامت  است‌)  بیمناکم‌.  

این  حقيقت  پیوند  موجود  در  میان  ارزشهای  ايمانی  و  ارزشهای  واقعیّت  در  زندگی  انسانی‌،  و  حقیقت  پـیوند  سرشت  هستی  و  قوانین  آن  با  حقّ  و  حقیقتی  است‌ که  این  آئــین  دربـر  دارد  ...  ایـن  حقیقتی  است‌ کـه  نيا‌ز  بـه  روشنگری  و  اثبات  دارد،  به‌ ویژه  در  درون‌ کسانی ‌که  از  زندگی  دنیا  ظاهری  و  نمادی  را  می‌دانند،  و  ار