میشه  (‌عـبادت‌)  و  پـرستش  یـزدان  یگـانه  را  بـه  «‌کرنش  فراگیر»  برای  یزدان  یگانه‌،  تفسیر  کرده‌ایم  البته  کرنش  برای  یزدان  در  هر کاری  از کارهای  این  جهان  و  آن  جهان‌.  چرا که  مدلول  و  مفهوم  این  واژه  در  ریشـۀ  واژگانی  خود  همین  است  ...  چه  «‌عَبَدَ:  پرستید»  معنی  آن ‌: ‌کرنش  برد  و  خشوع  و  خضوع‌ کرد  و  فروتنی  نمود،  است‌.  راه  «‌مُعَبّد :  کوبیده  و آماده‌«  راهی  است  که  هموار  و  آماده  شده  باشد.  و  «‌عبّدَهُ : او  را  بندۀ  خود  کـرد »  به  معنی‌ :  وی  را  عبد  خود  نمود،  یعنی  او  را  فروتن  و  رام  کرد  ...  عربی ‌که  با  این  قرآن  برای  نخستین  بار  مخاطب  می‌گردید،  مدلول  و  مفهوم  این  واژه  را  بدان  هنگام  که  به  انجام  آن  دستور  داده  می‌شد  در  معنی  شعائر  و  مراسم  دینی  خلاصه  نمی‌کرد.  بلکه  آ‌ن  روزی‌ که  در  مكّه  برای  نخستین  بار  مخاطب  گردید،  هنوز  شعائر  و  مراسم  آئینی  واجب  نشـده  بـود.  هنگامی  بدان  مـخاطب  مـی‌شد  

می‌دانست‌ که  چیزی ‌که  از  او  می خواهند  این  است‌ که  در  همۀ  کارهای  خود  برای  خدای  یگانه ‌کرنش  برد،  و  به  ترک  کرنش  در  همۀ  کارهایش  برای  غیر  خدا  بگوید  ...  پیغمبر  خدا  صلّی الله عليه وآله وسلّم‌ «‌عبادت‌«  را  با  فرمودۀ  خود  «‌پیروی  کردن‌«  تفسیر کرده  است‌،  و  پیروی  از  جـملۀ  شـعائر  و  مراسم  دینی  نبوده  است‌.  بدان  هنگام  که  به  عدی  پسـر  حاتم  دربارۀ  یهودیان  و  مسیحیان  صحبت  فرموده  است  و  از  پرستش  احبار  و  رهبان  توسّط  ایشان  سخن ‌گـفته  است‌:

(بلى . إنهم أحلوا لهم الحرام وحرموا عليهم الحلال . فاتبعوهم . فذلك عبادتهم إياهم). 

بلی  که  یهودیان  و  مسـیحیان  احبار  و  رهـبان  خود  را  خدایان  خود  قلمداد  کـرده‌اند.  احبار  و  رهـبان  بـرای  یهودیان  و  مسیحیان  حرام  را  حلال  کرده‌اند،  و  حلال  را  برای  ایشان  حرام  نموده‌اند،  و  آنان  هم  از  ایشان  پیروی  کرده‌اند.  این  هم  پرستش  یـهودیان  و  مسـیحیان  بـرای  احبار  و  رهبان  است‌.

واژۀ  «‌عبادت‌«  بر  «‌شعائر  و  مراسم  آئینی‌«  اطلاق  شده  است‌،  به  اعتبار  این  که  عبادت  شکلی  از  اشکال  کرنش  بردن  برای  یزدان  و  پرستش  کـردن  خـدای  سبحان  در  کاری  از کارها  است  ...  شکلی  است‌ که  مدلول  و  مفهوم  «‌عبادت‌«  را  به  طور کلّی  در بر  نمی‌گیرد.  بلکه  عبادت  به  تبعیّت  نه  به  اصالت  بدین  مدلول  و  مـفهوم  است‌.  ولی  وقتی‌ که  مدلول  و  مفهوم  «‌دیـن‌«  و  مـدلول  و  مـفهوم  «‌عبادت‌«  در  دل  مردمان  جای  گرفته  است‌،  ایـن  چنین  برداشت  کرده‌اند  که  عبادت  غـیر خدا،  آن  عبادتی  کـه  انسانها  بدان  از  اسلام  بیرون  مـی‌روند  و  بـه  جـاهلیّت  داخل  می‌شوند،  تنها  انجام  شعائر  و  مراسم  آئینی  بر‌ای  غیرخدا  است‌،  مثل  انجام  عبادت  برای  بتها  و  خداگونه‌ها.  انسان  هر  زمان  از  این  شکل  عبادت  دوری‌ گـزیند،  از  شرک  و  جاهلیّت  دوری  کرده  است  و  «‌مسـلمان‌«  شـده  است  و  نباید  او  را کافر  قلمداد  کرد!  و  او  باید  برخوردار  از  هر  آن  چیزی  شود که  مسلمان  در  جامعۀ  اسلامی  از  آن  برخوردار  می‌شود،  از  قبیل‌:  محفوظ  و  مصون  ماندن  خون  و  ناموس  و  اموال  او  ...  و  سائر  حقوق  مسلمان  بر  مسلمان‌.

این  گمان  پوچی  است‌،  و کاستی  پذیرفتن  و  افت  کردن  است‌.  بلکه  تبدیل  و  تـغییر  مدلول  و  مفهوم  واژۀ  «‌عبادت‌«  و  پرستشی  است‌ که  مسلمان  با  آن  به  دائرۀ  اسلام  وارد  یا  از آن  خارج  می‌گردد.  این  مدلول  و  مفهوم  است ‌که کرنش  بردن‌ کامل  برای  خدا  و  پرستیدن  به  تمام  و کمال  یزدان  در  هر کاری  از کارها  است‌.  این  مدلول  و  مفهوم  است‌ که  واژۀ  عبادت  در اصـل  لغت بیانگر  آن  است‌،  و  هــمان  مدلول  و  مفهومی  است ‌که  پیغمبر  خدا  صلّی الله عليه وآله وسلّم  هنگام  تفسیر  این  آیه  فرموده  است‌‌:

(اتخذوا أحبارهم ورهبانهم أربابا من دون الله). 

یـهودیان  و  تــرسایان  عـلاوه  از  خدا،  علماء  دیـنی  و  پارسایان  خود  را  هم  به  خدائی  پـذیرفته‌اند‌.  (‌چـرا  کـه  علماء  و  پارسایان‌،  حلال  خدا  را  حرام‌،  و  حرام  خدا  را  حلال  می‏‎کنند،  و  خودسرانه  قانونگذاری  می‌نمایند،  و  دیگران  هم  از  ایشان  فرمان  می‌برند  و  سخنان  آنـان  را  دیـن  مــی‌دانـند  و  کـورکورانــه  بـه  دنبالشان  روان  می‌گردند)‌.(‌توبه/31)  

وقتی‌ که  پیغمبر  خدا  صلّی الله عليه وآله وسلّم  مصطلحی  از  مصطلحات  را  تفسیر  می‌فرمایند،  هیچ‌ کسی  پس  از  تفسیر  او  حقّ  سخن  گفتن  و  نظر  دادن  را  ندارد.[2] 

این  حقیقی  است ‌که  در  موارد  بسیاری  از  این ‌کتاب  فی  ظلال  القرآن‌،  و  در  جاهای  دیگری  غير  از  آن،  در  هر جا  که  یزدان  ما  را  برای  نگـارش  پير‌امون  اين  آئین  و  سرشت  و  برنامۀ  حرکتی  و  جنبشی  آن‌،  توفیق  عطاء  فرموده  است‌،  راجـع  بدان  سخن‌ گفته‌ایم  و  مـقرّر  داشته‌ایم‌[3] ‌...  هم  اینک  در  داستان  هود  -  بد‌ان‌ گونه  که  این  سوره  آن  را  بیان  می‌دارد  -  نگاه‌ کوتاه  و ‌گذرائی  را  خواهیم  یافت‌ که  موضوع  مسأله  و  محور  پـیکاری  را  مشخّص  و  محدود  می‌کند کـه  مـیان  هود ‌  و  قـوم  او  در گرفته  است‌،  و  آتش  آن  میان  اسلامی ‌که  او  با  خود  به  ارمغان  آورده  است  و  میان  جاهلیّتی  شـعله‌ور  گردیده  است ‌که  قوم  هود  در  آن  غوطه‌ور  بوده‌اند،  و  مشخّص  می‌سازد  چه  چیز  هدف  هود  بوده  است  و  چـه  چیز  می‌خواسته  است  بدان  هنگام ‌که  بدیشان  می‌گفته  است‌:  

(يَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَكُمْ مِنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ ).

(‌هود  بدیشان‌)  گفت‌:  ای  قوم  من  خدا  را  بپرستید  که  جز  او  معبودی  ندارید.  

مراد  هو‌د  این  نبوده  است‌ که‌:  ای  قوم  مـن‌!  شـعائر  و  مراسم  دینی  را  برای  غیر  خدا  انجام  ندهید!  همان ‌گونه‌ که  کسانی  این  چنین  مـی‌انگارند کـه  مدلول  و  مفهوم  «‌عبادت‌«  در  ميان  مدلولها  و  مفهومهای  اذهـان  ایشان  انزوا  گزیده  است  و  دائرۀ  تنگی  پیدا کرده  است‌،  و  در  چهارچوب  شعائر  و  مراسم  آئینی  منزوی‌ گردیده  است‌!  بلکه  مراد  هود کرنش  بردن  برای  یزدان  و  پرستیدن  او  در  سراسر  برنامۀ  زندگی  به  طور کلّی‌،  و  به  ترک‌ کـرنش  بردن  و  اطاعت ‌کردن ‌گفتن  از  یکایک  طاغوتها  در  همۀ  کارهای  زندگی  است  ...  عملی ‌که  قوم  هود  به  خاطر  آن  سزاوار  نابودی  و  نفرین  در  دنیا  و  آخرت ‌گردیدند،  فقط  انجام  شعائر  و  مراسم  دینی  برای  غیر  خدا  نبود  ...  چه  شعائر  و  مراسم  دینی  تنها  شکلی  از  اشکال  بسیار  فراوان  شرک  است‌،  اشکال  بسیار  فراوانی ‌که  هود  آمده  بود  تا  ایشان  را  از  آنها  بیرون  آورد  و  به  پرستس  خدای  یگانه  -‌یعنی ‌کرنش  بردن  برای  یزدان  يکتا  -‌ رهنمود گرداند  و  آنان  را  بدان  برساند.  عمل  زشت  و  پلشتی ‌که  به  خاطر  آن  سزاوار  آن  چنان  سزا  و  جزائی‌ گردیدند،  عبارت  است  از:  نپذیرفتن 