را  نصیب  خود  گرداند  ... پیروی  که  بر  این  سخن  می‌آید  این  چنین  است‌:

(أَفَلا تَعْقِلُونَ ).
آیا  نمی‌فهمید؟‌.

این  پیرو  برای  شگفـت  از کارشان  است‌.  تعجّب  از  ایـن  است‌ که  آنان  چنین  بینگارند  پیغمبری‌ که  از  سوی  خدا  آمده  است  از  انسـانها  رزق  و  روزی  مـی‌خواهـد!  در  صورتی  که  رازق  و  روزی‌رسان  یـزدان  سـبحان  است‌،  یزدانی  که  او  را  به  عنوان  پیغـبر  فرستاده  است‌،  و  خود  این  تنگدستان  و  بی‌چیزان  را  نیز  رزق  و  روزی  می‌دهد.  آن‌گاه  هود  ایشان  را  به  طلب  آمرزش  و  توبه  و  پشیمانی  رهنمود  می‌کند.  روند  قرآنی  هـمان  تعبیری  را  تکـرار  می‌نماید که  در  اول  سوره  از  زبان  خاتم‌الأنـبیاء  ذکر  فرموده  است‌،  و  هود  آنان  را  به  چیزی  تهدید  می‌کند  و  از  چیزی  بیم  می‌دهد که  محمّد  ولاشـه‌پس  از  هـزاران  سال  مردمان  را  بدان  تهدید  می‌کند  و  از  آن  بیم  می‌دهد:

(وَيَا قَوْمِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ يُرْسِلِ السَّمَاءَ عَلَيْكُمْ مِدْرَارًا وَيَزِدْكُمْ قُوَّةً إِلَى قُوَّتِكُمْ وَلا تَتَوَلَّوْا مُجْرِمِينَ )(٥٢)

ای  قــوم  مـن‌!  از  پـروردگارتان  آمـرزش  (گناهان  و  لغزشهایتان‌)  را  بطلبید  و  به  سوی  او  برگردید  تا  آسمان  را  بر  شما  ریزنده  و  بارنده  کند  (‌و  باران  و  برکات  آن  را  بر  شما  پیاپی  و  فراوان  گرداند)  و  نیروئی  بر  نـیرویتان  (‌و  عزّت  و  شکوهی  بر  عزّت  و  شکوهتان‌)  بـیفزایـد.  (‌ای  قوم  من‌!  از  حقّ  و  حقیقت‌)‌،  بزهکارانه  روی  بـرنتابید  (‌و  بر  گناه  مصمّم  و  مصرّ  نشوید)‌.

از  پروردگارتان  آمرزش  چیزی  را  بخواهید که  در  آن  بر  میبرید،  و  به  سوی  خدا  برگردید  و  توبه‌ کنید.  راه  تازه‌ای  را  درپـیش  بگیرید،  راهـی  کـه  نـیبت  درون  را  بنمایاند  و  در  عمل  بیرون  آن  را  پیاده‌ گرداند،  و کردار  پندار  را  تصدیق  کند.

(يُرْسِلِ السَّمَاءَ عَلَيْكُمْ مِدْرَارًا ).

تا  آسمان  را  بر  شما  ریزنده  و  بارنده  کند.

آنان  به  باران  نیاز  داشتند  تا  خودشان  از  آب  آن  استفاده  کنند،  و کشت  و  زرع  و  چهارپایان  خود  را  در  دشت  و  بیابان  آبیاری ‌کنند  و  آب  بدهند،  و  سرسبزی  و  برکات  و  ثمراتی  را  در  آن  سرزمینها  بپایند  و  نگاهداری  نـمایند  که  در گرو  ریزش  بارانها  است‌.

(وَيَزِدْكُمْ قُوَّةً إِلَى قُوَّتِكُمْ ).

و  نیروئی  بر  نیروهایتان  (‌و  عزّت  و  شکوهی  بر  عزّت  و  شکوهتان‌)  بیفزاید.

این  نیروئی ‌که  با  آن  آشنا  شده‌اید

(وَلا تَتَوَلَّوْا مُجْرِمِينَ )(٥٢)

و  بزهکارانه  روی  برنتابید  (‌و  بر  گناه  مصمّم  و  مصرّ  نشوید)‌.                                  .

مرتکب‌ گناه  پشت  کردن  و  رویگـردانـی  و  تکذیب  نگرد‌ید.

بدین  مژده  بنگریم‌،  مژدۀ  ریزش  باران  و  چندین  برابر  شدن  توان‌.  ايـنها کارهائی  هستند  که  سنّت  خـدا  برابر  قوانین  ثابتی ‌که  در  نظام  این  هستی  است  در  آنها کارگر  و  جاری  می‌شود.  روشن  است  این  چیزها  ساختار  خدا  و  ساختۀ مشیّت  او  هستند.  پس  رابطۀ  طلب  آمرزش  و  پیوند  توبه  با  آنها  چیست‌؟

افزایش  نیرو  با  فرمان  یزدان‌،  به  ذهـن  نـزدیک  است  و  پذیرش  آن  ساده  است‌.  بلکه  چیزی  است‌ که  می توان  آن  را  عملاً  لمس‌ کرد  و  دید.  چه  پاکی  دل  و  عمـل  صالح  در  زمین  بر  نیروی  توبه‌کاران  کارگر  وکارآ  مـی‌افـزایـد.  صحّت  جسمانی  ایشان  را  در  پرتو  میانه‌روی  و  قناعت  به  رزق  حلال  و  پاک  افزایش  می‌دهد.  آسایش  دل  و  درون‌،  آرامش  اعصاب‌،  اطمینان  و  اعـتماد  به  فدا،  و  یقن  و  باور  به  رحمت  یـزدان  در  همه  حال  و  آن  را  فزونی  می‏بخشد.  بر  صحّت  و  سلامت  ایشان  در  جامعه  می‌افزاید،  به  وسیلۀ  ریاست  بافتن  شریعت  شايستۀ  خدا،  سریعت  شایسته‌ای‌ که  مردمان  را  آزاد  و  بزرگوار  می‌سازد.  انسـانها  در  پرتو  آن  آزادگان  بـزگواری  می‌گردند  که  برای  غیرخدا کرنش  نمی‌برند  و  جز  خدا  را  پرستش  نمی‌کنند،  و  همگان  یکسان  و  مساوی  در  برابر  خداوند  یگانۀ  قدرتمند  و  چیره‌ای  می‌ایستند،‌كه سـرها  برای  او  خم  مـی‌شوند  و  چــهره‌ها  برای  او  بر  خـاک  می‌افتند  ...  همچنین  پاکی  دل  و  عمل  صالح‌،  نیروهای  مردمان  را  آزاد  می‌سازند  تا  به‌ کار  پردازند  و  تولید کنند  و  وظائف  خلیفه‌گری  و  جانشینی  را  در  زمین  اداء  نمایند،  بدون  این‌ که  سرگرم  و  وادار  به  انجام  مراسم  خدا  ساختن  اربابان  زمینی‌،  و  پاشیدن  عطر  و  عبیر،  و  پراکندن  بـخور  پیرامون  آنها،  و کوبیدن  طبلها،  و  شب  و  روز  دمیدن  باد  به  غبغب  خداگونه‌ها  شوند،  تا  خلأ  خداوندگار  راستین  و  معبود  بر  حقّ  را  در  فطرت  انسانها  پرکنند.

آنچه  همیشه  دیده  می‌شود  این  است‌ که  اربابان  زمینی‌،  و  همچنبن  پرده‌داران  و  پرستشگران  خداگونه‌ ها  نیازمند  این  هستند که‌ گاه‌گاهی  به  اربابان  و  خدا گونه‌های  زمینی  برخی  از  صفات  الوهیّت  را  بدهند،  از  قبیل‌:  قدرت‌،  علم‌،  احاطه‌،  قهر،  رحمت  ...  همۀ  این‌ کارها  بدان  خا‌طر  است  که  مردمان  در  برابر  اربـابان  و  خداگـونه‌ها،‌،  زمینی  کرنش  برند  و  آنها  را  پـرستش‌کنند!  چـه  ربـوبیّت  و  خداوندگاری  به  الوهیّت  و  معبودیّت  نیاز  دارد  تا  بندگان  به  سبب  آن  خضوع  و  خشوع کنند! همّ  اینها هم  از  سوی  پرده‌داران  و  پرستشگران  رنـج  زیادی  را  می‏طلبد،  و  کسانی  هم‌ که  تنها  خـدا  را  مـی‌پرستند  و  اهل  تـوحید  هستند  باید  رنج  بسیاری  ببرند  و  تمام  تلاش  و کوشش  خود  را  صرف  آبادانی  زمین  و  انجام  وظائف  خلـفه‌گری  و  جانشینی  در  آن ‌کنند،  بر عکس  پرستـش ‌کنندگان  اربابان  و  خداگونه‌های  زمینی‌ که  تمام  تلاش  و کوشش  خود  را  صــرف  طبل  زدن  و  نـواخـتن  آلات  مـوسیقی  و  آوازخواندنها  و  زمزمه‌ کردنها  و  تسـبیح گردانـدنها  و  تقدیس  کردنهای  این  اربابان  و  خـداگـونگان  دروغـین  می‌کنند!نیروهای  زیادی  برای  کسانی  فراهم  می‌آید  که  شریعت  خدا  را  در  دلهایشان  و  در  جامعه‌هایشان  فـرمانروا  و  حاکم  نمی‌گردانند!  ولی  این  نیروها  تا  مدّتی  برجای  و  ماندگارند.  تا  آنجا  نیروها  برقرارند که  کارها  برابر  سنّت  یزدان  به  پایان  طبیعی  خود  می‌رسند.  آن  وقت  است  این  نیروهائی‌که  براساس  محکمی  پای‌بند  و  برجای  نیستند،  و  بلکه  تنها  برگوشه‌ای  از  سنتّهای  هستی  همچون‌ کار  و  عمل  و  سر  و  سامان  و  نظم  و  نظام  و  فراوانی  تولید  و  وفور  محصولات  و  غلّات  تکیه  دارند،  هـرچـه  زودتـر  درهم  می‌شکنند  و  از  هم  می‌پاشند.  این ‌گوشه  از  زندگی  هم  چندان  بر  دوام  نمی‌ماند  و  پایدار  نـمی‌گردد.  چون  فساد  و  تباهی  زندگی  درونی  و  اجتماعی  پس  از  اندک  زمانی  آن  را  نیز  ویران  می‌کند  و  بر  باد  می‌دهد.

و  امّا  باراندن  باران  به  شکل  ریزان‌؛  آنچه  برای  انسانها  پیدا  و  هویدا  است  این  است‌ ک