ان‌گونه‌ که  یزدان  سبحان  در  سورۀ  قمر  فرموده  است‌: 

(كذبت قبلهم قوم نوح فكذبوا عبدنا وقالوا مجنون وازدجر . فدعا ربه أني مغلوب فانتصر). 

 پیش  از  ایشان‌،  قوم  نوح  (‌بندۀ  ما  نوح  را)  تکذیب  کـردند  (‌و  دروغگویش  نامیدند)  و  گفتند:  دیـوانـه‌ای  است  و  (‌از  میان  خـردمندان‌)  رانـده  شـده  است‌.  تـا  آنـجا  کـه  نـوح  پروردگار  خود  را  به  فریاد  خـوانـد  (‌و  عرضه  داشت‌:‌)  پروردگارا!  من  شكـست  خورده‌ام  پس  مرا  یاری  و  کمک  فرما  (‌و  انتقام  مرا  از  ایشان  بگیر)‌.    (قمر/9و10 )           

هنگامی‌ که  نوح  به  پرورد‌گار  خود  پناه  می‌برد  و  اعلان  می‌دارد که  او  «‌مغلوب‌» ‌گردیده  است  و  شکست  خورده  است‌،  و  پروردگارش  را  فریاد  می‌داد که  او  «‌کمک‌کند»  چون  پیغمبرش  شکست  داده  شده  است  ...  بدین  هنگام  خدا  نـیروهای  عظیم  و  هراس‌انگیز  هستی  را  آزاد  می‌سازد  تا  در  خدمت  بنده  مغلوب  و  شکست  خورده‌اش  باشد:

(ففتحنا أبواب السماء بماء منهمر . وفجرنا الأرض عيونا فالتقى الماء على أمر قد قدر).

پس  درهای  آسمان  را  با  آب  تند  ریزان  و  فراوانی  از  هـم  گشودیم  (‌به  گونه‌ای  که  گوئی  درهای  آسمان  همه  بـاز  شـده  و  هـر چـه  آب  است  فــرو  مـی‌بارد)‌.  و  از  زمـین  چشمه‌ساران  زیادی  برجوشاندیم  (‌به  گونه‌ای  که  گوئی  تمـام  زمین  یک‌پارچه  به  چشمه  تبدیل  شده  است‌)  و  آبها  درهم  آمیختند،  برای  اجرای  فرمانی  که  (‌از  جـانب  خدا  صادر  و)  مقدّر  شده  بود.   (قمر/11و12) 

 بدان  هنگام  که  این  نیروهای  عظیم  و  هراس‌انگـیز  به  انجام‌ کار  خود  در  این  سطح  جهانی  خوفناک  و  ترسناک  سرگرم  بودند،  خود  یـزدان  سبحان  بزرگوار  با  بنده  مغلوب  و  شکست‌ خوردۀ خویش  همراه  و  همدم‌ می‌شود:  

)وحملناه على ذات ألواح ودسر . تجري بأعيننا . . جزاء لمن كان كفر . .). 

و  نوح  را  بر  کشـتی  سـاخته  شـده  از  تـخته‌ها  و  مـیخـها،  سوار  کردیم‌.  این  کشتی  تحت  مـراقبت  و  مواظبت  مـا  حرکت  می‌کرد،  برای  پاداش  دادن  به  کسی  که  بدو  ایمان  آورده  نشده  بود  و  تصدیق  نگشته  بود  (‌و  نعمت  وجود  او  کفران  شده  بود)‌.                                  (‌قمر/13و14) 

 ایـن  تـصـویر  هـراس‌انگـیزی  است‌ که  لازم  است  طلایه‌داران  رستاخیز  اسلامی  در  هر  مکانی  و  در  هـر  زمانی  آن  را  پیش  چشم  خود  بدارند،  بدان  هنگام ‌کـه  جاهلیّت  ایشان  را  بدینجا  و  بدانجا  می‌راند  و  تبعيدشان  مـی‌گرداند،  و  در  آن  هنگام‌ که  جاهلیّت  ایشـان  را  «‌مغلوب‌«  و  شکست  خورده  می‌نماید.

طلایه‌داران  رستاخیز  اسلامی  سزاوار  این  هسـتند  که  یزدان  نیروهای  عظیم  و  هراس‌انگیز  جهان  را  مسخر  آنان  گرداند  ...  هیچ  ضروری  هم  نیست ‌که  طوفان  باشد.  چه  طوفان  شکلی  از  اشکال  این  نیروها  است‌!

(وما يعلم جنود ربك إلا هو). . 

لشکرهای  پروردگارت  را  جز  او  کسی  نمی‌داند.  (مدّثّر/31)  

چیزی ‌که  بر  طلایه‌داران  رسـتاخیز  اسـلامی  لازم  است  این  است‌ که  ثابت‌ قدم  و  پـایدار  بمانند  و  راه  خود  را  پیوسته  بسپرند  و  طی‌ کنند،  و  سرچشمۀ  نیروی  خویش را  بشناسند  و  بدو  پناه  ببرند،  و  شکیبائی  ورزند  تا  وقتی  که  خدا  فرمان  خود  را  صادر  می‌فرماید  و كار خود  را  انجام  می‌دهد،  و  مطمئن  باشند  که  سـرپرست  توانـای  ایشان  را  چیزی  در  زمین  و  در  آسمان  درمانده  و  ناتوان  نــمی‌سازد،  و  او  دوسـتان  خـود  را  به  دشـمنان  خـود  نمی‌سپارد  و  تحویل  نـمی‌دهد،  مگـر  در  مـدّت  زمـان  آمـاده‌سازی  و  آزمـودن‌.  وقــتی  هـم  مـدّت  زمـان  آماده‌سازی  و  آزمودن  پایان  پذیرفت‌،  یـزدان  بـرای  ایشان  و  توسّط  آنان  آنچه  را  می‌خواهد  انجام  خواهـد  داد.

...  این  بود  درس  عبرت  این  رخداد  بزرگ  جهانی  ...

شایستۀ  کسی  نیست‌ که  با  اسـلام  بـه  جنگ  جا‌هلیّت  می‌پردازد،  گمان  برد  که  یزدان  او  را  به  دست  جاهلیّت  می‌سپارد  و  به  ترک  او  می‌گوید،  در  حالی‌ که  او  ‌دیگران  را  به  ربوبیّت  یگانۀ  یزدان  سبحان  می‌خواند  و  ربوبیّت  را  ویژۀ  ایزد  منّان  می‌داند.  همچنین  شایستۀ  او  نیست ‌که  نیروی  خاصّ  خود  را  از  نیروهای  جاهلیّت  قیاس‌ ‌گیرد  و  گمان  برد  یـزدان  وی  را  بـه  دست  همچون  نـیروهائی  می‌سپارد  و  به  ترک  او  می‌گوید،  در  حالی  که  او  بنده  یزدان  است‌،  بنده‌ای  که  خدا  را  به  کمک  می‌طلبد  و  خدا  را  فریاد  می‌دارد،  زمانی‌ که  مغلوب  می‌گردد  و  شکست  می‌خورد:

(أني مغلوب فانتصر). 

من  شکست  خورده‌ام  پس  مـرا  یاری  و  کمک  فرما  (‌و  انتقام  مرا  از  ایشان  بگیر)‌. (قمر/10) 

 نیروی  طلایه‌داران  رستاخیز  اسلامی  کـجا  و  نـیروهای  جاهلی  کجا؟‌!  کی  نیروی  طلایه‌داران  رستاخیز  اسلامی  با  نیروی  جـاهلیّت  بـرابـر  و  همسنگ‌،  یـا  نـزدیك ‌ـ  به  یکدیگرند؟‌)  جاهلیّت  دارای  نیروهای  خـود  است ولی  کسی‌ که  مردمان  را  به  سوی  خدا  دعـوت  مـی‌کند  بـر  نیروی  خدا  تکیه  می‌ورزد،  و  خدا  می‌تواند  بـرخی  از  نیروهای  هستی  را  مسخّر  او گـردانـد  -  هـر  زمـان  کـه  بخواهد  و  هرگونه ‌که  بخواهد -و  ساده‌ترین  و  ناچیزترین  نیرو  از  این  نیروها  می‌تواند  دمار  از  روزگار  جـاهلیّت  برآورد  از  جائی  و  به  گونه‌ای  که  جـاهلیّت  گـمان  آن  را  نمی‌برد  و  حساب  آن  را  نمی‌کند!

گاهی  زمان  آزمایش  به  خاطرکاری ‌که  خدا  می‌خواهد  به  طول  می‌انجامد  ...  نوح  در  میان  قوم  خود  ٩٥٠  سال  ماندگار  شد  پیش  از  این‌ که‌ کاری  فرارسد که  خدا  مقرّر  و  مقدّر  فرموده  بود.  حاصل  این  مدّت  طولانی  هم  جـز  دوازده  مسلمان  نبود  ...  امّا  ایـن  یک  مشت  انسـان  در  ترازوی  یزدان  برابری  می‌کرد  با  مسخّر کردن  این  هـمه  نیروهای  بزرگ  و  فراوان‌،  و  نابود  کردن  هـمه  مردمان  سـرگشتۀ‌ گــمراه‌،  و  زمـین  را  ترکۀ  ایـن  یک  مشت  انسانهای  پاک‌گرداندن  و  آن  را  بدیشان  سپردن  تا  از  نو  زمین  را  آباد کنند  و  به‌ کار  خلافت  و  جـانشینی  در  آن  بپردازند!

زمان  خوارق  عادات  به  پایان  نیامده  است  و  نگـذشته  است‌!  چه  خوارق  عـادات  در  هـر  لحـظه‌ای  صـورت  می‌گیرد  -  برابر  مشیت  آزاد  و  بی‌قید  و  بند  یزدان  -  ولی  خداوند  سـبحان  بجای  گـونه‌هائی  از  خـوارق  عـادات  گونه‌های  دیگری  از  آنها  را  پدیدار  و  نمودار  می‌کند  و  نشان  می‌دهد،  گـونه‌هائی  کـه  سـازگار  بـا  هـر  دوره  و  مقضیات  آن  باشد.  گاهی  برخی  از  خوارق  عادات  برای  بعضی  از  خردها  ریز  و  دقیق  است  و  آنها  را  درک  و  فهم  نمی‌کنند.  امّا  آنان ‌که  به  خدا  رسیده‌اند  همیشه  دست  خدا  را  می‌بینند  و  آثار  زیبا  و  ساختارهای  نوین  آن  را  پیش  چشم  می‌دا‌رند.

کسانی‌ که  راه  به  سوی  خدا  دارند  و  آن  را  طی  می‌کنند،  بر  آنان  جز  این  واجب  و  لازم  نیست‌ که  ایشان  وظـیفۀ  خود  را  به  تمام  و کمال  انجام  دهند،  و  آنـچه  در  تـوان  دا