د  ...کسانی‌ که  از  آن‌ دوری  می‌گزینند  

و  به  سوی  برنامۀ  دیگـری  مـی‌گرایند،  بـرنامه‌ای  کـه  بر اساس  دیگری  جز  برنامۀ  اسـلام  استوار  و  بــرقرار  می‌گردد،  اعـم  از  قوم  یا  نژاد  یا  زمین  یا  طبقه‌،  و  غير  اینها  از  برنامه‌های  گندیدۀ  بی‌ارج  و  بـهاء‌،  ایـن‌گونه  کسـان  واقعاً  دشمنان  «‌انسان‌«  هستند!  آنان ‌کسانیند  که  بـرای  این  انسان  چنین  چیزی  نمی‌خواهد که  منحصر  و  ممتاز  در  این  جهان  به  ویژگیهای  والائی  گردد  بدان‌گونه  کـه  یزدان  انسان  را  سرشته  است  و  آفرینش  بخشیده  است‌،  و  آنان ‌کسانیند  که  نمی‌خواهند  جامعۀ  انسان  بهره‌مند  و  برخوردار  شود  از  نهایت  لیـاقتها  و  سر‌حـد  کفایتهای  نژادها  و  ویژگیها  و  آمـوخته‌ها  و  آزمـوده‌های  ایشـان‌،  آمیخته  و  هماهنگ  استفاده  بکند  و  سود  ببرد»[6]...

٤-  زیبا  است  بیان  داریـم  کـه  دشـمنان  ایـن  این،  آن  دشمنانی‌ که  موارد  و  مواضع  قدرت  و  قوّت  مو‌جود  در  سرشت  و  حرکت  ایـن  آئین  را  خـوب  مـی شناسند،  و  هـمانهائی  هسـتند  کـه  یـزدان  سـبحان  دربـارۀ  ایشـان  می‌فرماید:

(الذين آتيناهم الكتاب يعرفونه كما يعرفون أبناءهم(.

آنان  که  بـدیشان  کتاب  (‌آسـمانی‌)  داده‌ایـم‌،  او  را  (‌کـه  مـحمّد  نـام  و  پـیغمبر  خـاتم  است‌،  خـوب‌)  می‌شناسند،  بدانگونه  که  پسران  خود  را  می‌شناسند.

(بقره/146 و انعام/20 )

نه  این‌ که  ندانند که  همایش  و گردهمآئی  براساس  عقیده  رازی  از  رازهای  قدرت  و  قوّت  این  آئـین‌،  و  رازی  از  رازهای  قدرت  و  قوّت  جـامعۀ  اسـلامی  است‌،  کـه  بر  همچون  اساسی  برقرار  و  استوار  می‌گردد...

دشمنان ‌کنه‌توز  این  آئین  از  آنجا  که  پیوسته  در  صـدد  نابودی  این  جامعه‌،  یا  ضعیف  نمـودن  آن  تا  بدان  اندازه  بوده‌اند  که  بتوانند  بر  آنان  چیره  شوند  و  فـرمـانروائـی  کنند،  و  تا  بدان  حدّ که  بتوانند  دردی  را  درمان کنند که  در  درون  سینه‌هایشان  دربارۀ  این  آئین  و  پـیروان  ایـن  آئین  است‌،  و  واقعاً  بتوانند  ایشان  را  اسـتثمار کـنند  و  قدرتها  و  سرزمینها  و  اموالشان  را  مـورد  بهره‌برداری  خود  قرار  دهند  و  ببرند  و  بچاپند،  چون  همیشه  در  صدد  همچون  پیکاری  با  این  جامعه  بوده‌اند،  از  ذهنشان  به  در  نرفته  است‌ که  پایه‌ای  را  سست  و  ویـران  سـازند کـه  جامعۀ  اسلامی  بر  آن  استوار  و  پایدار  می‌شود،  و  برای  پیروان  این  آئین  که  خدای  یگانه  را  می‌پرستند،  تنهائی  را  بسازند  و  ترتیب  دهند که  بجای  خدا  پرستیده  شوند!  اسم  این  بتها  گاهی  «‌میهن»  و گاهی  «‌قـوم‌«  و  زمـانی  «‌نژاد»  بوده  است‌.  این  بـتها  در  مـراحـل  تـاریخ  گـاهی  «‌ملّی‌گرائی» و  گاهی  «‌نژادگرائـی  پـیشرفته‌«  و  زمـانی «‌قـوم‌گرائــی  عـربی»  و  زمـانی  نـامهای  گـوناگون  و  جوراجوری  را  بر  آنها  نهاده‌اند،  و  جبهه‌های  مختلفی  برای  آنــها  بـازکـرده‌انـد  و  پـرچـم  آنـها  را  بر  دوش  کشیده‌اند،  و  در  مـیان  ایـن  جبهه‌ها  در  درون  جامعۀ  اسلامی  یگانۀ  استوار  براساس  عقیده‌،  و  منظّم  و  مرتّب  بـا  احکـام  شـریعت‌،  مـبارزه‌ها  و کشـمکشها  بـه  راه  انداخته‌اند  و آتش  پیکارهائی  را  شعله‌ور  ساخته‌اند،  تـا  بدانجا  که  پایۀ  اساسی  در  زیر  پتکهای  پیاپی‌،  و  تـحت  پیامها  و  اشاره‌های‌ کثیف  زهرآگین‌،  سست‌گردیده  است‌،  و  این  «‌بتها»  به  شکل  مقدساتی  درآمده‌اندکه  منکر  آنها  خارج  از  دین  قوم  خود  بشمار  آمده  است  و  شورشگر  بر  ضد  آن  قلمداد  گردیده  است‌،  یا  خیانت‌کنندۀ  به  مصالح  کشورش  محسوب  شده  است‌!!!

ناپاک‌ترین  اردوگاه‌هائی‌ که  کارکرده  است  و  همیشه  هم  کار  می‌کند  در  راه  ویران‌کردن  پایۀ  سخت  و  محکمی‌ که  همایش  و گردهمآئی  ممتاز  اسـلامی  در  تاریخ  بـر  آن  برقرار  و  استوار  می‌گردد،  اردوگاه‌ کثیف  یهودی  است  ...  این  اردوگاه  ناپاک  یهودی  همـان  اردوگاه  کثیفی  است ‌که  اسلحۀ  «‌قوم‌گرائـی‌«  را  در  راه  درهـم  شکستن  و  فـرو  ریختن  همایش  و گردهمآئی  مسیحی  آزمـوده  است‌،  و  آن  را  به  قومها  و  گروه‌های  سـیاسی  دارای  کـلیساهای  قبیله‌گری  تبدیل  نموده  است‌،  و  بدین  وسیله  مـحاصرۀ مسیحی  پیرامون  نژاد  یهودی  را  درهم  شکسته  است‌،  و  بعد  از  آن  به  درهم  شکستن  محاصرۀ  اسلامی  پیرامون  آن  نژاد کینه‌توز  پرداخته  است‌!

صلیبیها  هم  این  چنین  با  جامعۀ  اسلامی  رفتار کرده‌اند،  و  قرنهای  زیادی  در  برانگیختن  فریادهای  نژادگـرائی  و  قوم‌گرائی  و  میهن‌پرستی  میان  نژادهای  مـتّحد  و  مـتّفق  جامعۀ  اسلامی  تلاش  کرده‌انـد  و  در  ایـن  راه  کوشش  نموده‌اند  و  از  پای  نایستاده‌اند  ...  پس  از  قرنها  تلاش  و  کوشـش توانسته‌اند  آتش‌کینه‌توزیهای  صلیبی‌کهن  خود  را  بر  ضدّ  این  آئین  و  پیروان  آن  فـرونشانند.  همچنین  توانسته‌اند  مسلمانان  را  پراکنده‌ کنند  و  ایشان  را  راضی  گردانند  که  استعمار  صلیبی  اروپائی  را  بپذیرند  و  بدان  خشنود  گردند.  هنوز  هم  که  هنوز  است  مسـلمانان  ایـن  چنین  هستند  و  این‌گونه  مانده‌اند  و  بر  این  شیوه  و  روال  می‌مانند،  تا  آن‌ گاه  که  یزدان  بـخواهـد  و  اجـازۀ  درهـم  شکستن  همچون  بتهای  ناپاک  نفرین  شده  را  بدهد،  تا  از  نو  همایش  و گردهمآئی  اسلامی  بـر  پـایۀ  مسـتحکم  و  استوار  و  منحصر  و  ممتاز  خود  برقرار  و  پایدار گردد. 

5-  در  پایان  باید  گفت‌:  قطعاً  مردمان  نمی‌توانند  به‌ طور  کامل  از  جاهلیّت  بیرون  بیایند،  تا  تنها  عقیده  پایۀ  همایش  و گردهمآئی  ایشان‌ گردد.  چرا  که  کـرنش  بردن  در  برابـر  یزدان‌،  و  پرستش  خدای  یگانۀ  جهان‌،  به  تمام  و کـمال  صورت  نـمی‌گیرد  مگـر  ایـن‌ کـه  هـمچون  قـانونی  در  جهان‌بینی  آنان  و  در  همایش  و گردهمآئی  ایشان  برقرار  و  پایدار  شود.

واجب  است  تقدیس  یگانه‌ای  بـرای  مـقدّس  یگـانه‌ای  صورت‌ گیرد،  و  «‌مقدّسها»  متعدّد  و  متنوّع  نگردند.  واجب  است‌ که  تنها  یک  شعار  در میان  باشد  و  «‌شعارها»  چندتا  و  چندگانه  نشود.  واجب  است  قبلۀ  یگــانه‌ای  در  میان  باشد  و  مردمان  با  تمام  وجود  خود  بدان  روکنند،  و  قبله‌ها  و  رویکردگاه‌ها  متعدّد  و  متنوّع  نشود. 

بت‌پرستی  یک  نوع  و  یک  شکل  بت‌پرستی  نیست ‌که  پرستش  بتهای  سنگی  و  خداگونه‌های  افسانه‌ای  بـاشد.  بلکه  بت‌پرستی  ممکن  است  به  صورتهای‌ گوناگون  و  به  

شكلـهای  جوراجوری  انجام  گیرد.  هـمان‌گونه  هـم  بتها  ممکن  است  صورتها  و  شکلهای  متنوّع  و  مـختلفی  به  خود  گیرد،  و  خداگونه‌های  افسانه‌ای  نـیز  مـمکن  است  دیگر  باره  در  پیکرۀ  مـقدّسها  و  مـعبودهائی  جز  خدا  جلوه‌ گرگردد،  حال  هر  نامی  که  داشته  باشند،  و  همچنین  مراسم  آنها  به  هر  شکلی‌ که  باشد.

اسلام  نیامده  است  تا  مردمان  را  از 