ان  ایمان  داشتند،  و  ما  بر  (‌یقین  و)  هدایتشان  افزوده  بودیم‌.  ما  بـه  دلهـایشان  قدرت  و  شهامت  دادیم‌،  آنگاه  کـه  بـپاخاستند  و  (‌بـرای  تـجدید  میعاد  با  آفریدگار  خود،  در  میان  مردم  فریاد  برآوردند  و)  گفتند:  پـروردگار  مـا،  پروردگار  آسـمانها  و  زمـین  است‌.  ما  هرگز  غیر  از  او  معبودی  را  نـمی‌پرستیم‌.  (‌اگـر  چنین  بگوئیم  و  کسی  را  جز  او  معبود  بدانـیم‌)  در  این  صورت  سخنی  (‌گزاف  و)  دور  از  حقّ  گفته‌ایم.  (‌سـپس  برخی  از  ایشان  به  برخی  گفتند:  (‌اینان‌،  یـعنی  قوم  مـا،  بجز  الله  معبودهائی  را  به  خدائی  گرفته‌اند!  (‌چه  مردمان  حـقیری‌!  چـرا  بــاید  بـتهای  سـاخت  دست  خویش  را  بپرستند،  مگر  عقل  ندارند؟‌!)‌.  ای  کاش‌!  دلیل  روشنی  بر  (‌خدائی‌)  آنها  ارائه  می‌دادند!  (‌مگر  چنین  چیزی  مـمکن  است‌؟  هرگز!  آنـان  چه  سـتمکارند!)  آخر  چه  کسـی  ستمکارتر  از  فردی  است  که  بـه  خـدا  دروغ  بـندد  (‌و  بـا  افتراء  انبازهائی  به  آفریدگار  جهان  نسبت  دهد؟‌!  برخی  به  برخی  گفتند:‌)  چون  از  این  قوم  می‌برید  و  از  چیزهائی  که  بجز  خدا  می‌پرستند  کناره‌گیری  می‌کنید  (‌و  حسـاب  خود  را  از  قوم  خویش  و  مـعبودهای  دروغـینشان  جدا  می‌سازید)‌،  پس  به  غار  پناهنده  شوید  (‌و  آئین  خویشتن  را  نجات  دهـید)  تــا  پـروردگارتان  رحمتش  را  بـر  شما  بگستراند  و  وسائل  رفـاه  و  رهـائی  شما  را  از  ایـن  کـار  (‌مشکلی‌)  که  درپيش  دارید  مهیّا  و  آماده  و  آسان  سازد.  (‌كهف‌/9-16) 

 با  این  مثالهائی ‌که  یزدان  برای  ملّت  مسلمان  از  سیره  و  شیوۀ ‌کاروان  بزرگار  پیغمبران  و  مؤمنان  می‌آورد،  ذکر  می‌کند،  کاروان  بزرگوار  پیغمبران  و  مـؤمنانی‌ کـه  در  راه ها  و  درّه‌های  زمان  حرکت  کرده  است  و  بــر  پــیروان  آئین  خاتم‌النّبيین  صلّی الله عليه وآله وسلّم  پيشی‌ گرفته  است‌،  برای  این  ملّت  نشانه‌های  راه  را  روشن‌ کرده  است‌،  و  این  نشانۀ  برجسته  را  دربارۀ  حقیقت  خویشاوندی  و  پـیوندی ‌کـه  جامعۀ  مسلمان  باید  بر  آن  استوار  و  پابرجا  شود  و  بر  چیزی  جز  آن  استوار  و  پابرجا  نگـردد،  پیشاپیش  ایـن  ملّت  نصب  نموده  است‌.  خداوندگار  این  ملّت  مسلمان  از  ایشان  خواسته  است‌ که  باید  با  قاطعیّت  و  وضوح  بر  این  راه  پایدار  و  استوار  بمانند،  قاطعیّت  و  وضوحی  که  در  جاهای  بسیاری  و  در  رهنمودهای  فـراوانی  از  قرآن  جلوه‌گرند  ...  از  جملۀ  آنها  نمونه‌های  زیر  است‌:

1-(لا تجد قوما يؤمنون بالله واليوم الآخر يوادون من حاد الله ورسوله - ولو كانوا آباءهم أو أبناءهم أو إخوانهم أو عشيرتهم - أولئك كتب في قلوبهم الإيمان وأيدهم بروح منه , ويدخلهم جنات تجري من تحتها الأنهار خالدين فيها , رضي الله عنهم ورضوا عنه , أولئك حزب الله , ألا إن حزب الله هم المفلحون). 

مردمانی  را  نخواهی  یافت  که  به  خدا  و  روز  قیامت  ایمان  داشته  باشند،  ولی  کسانی  را  به  دوستی  بگیرند  کـه  بـا  خدا  و  پیغمبرش  دشمنی  ورزیده  باشند،  هر چند  که  آنان  پدران‌،  یا  پسران‌،  یا  برادران‌،  و  یـا  قوم  و  قبیلۀ  ایشـان  باشند.  چرا  که  مؤمنان‌،  خدا  بر  دلهایشان  رقم  ایمان  زده  است‌،  و  بــا  نـفخۀ  ربـّانی  خود  یـاریشان  داده  است  و  

تقویتشان  کرده  است‌،  و  ایشان  را  به  بـاغهای  بهشتی  داخل  می‏‎گرداند  کـه  از  زیـر  (‌کـاخها  و  درختان)  آنـها  رودبارها  روان  است‌،  و  جاودانه  در  آنجا  می‌مانند.  خدا  از  آنان  خشنود،  و  ایشان  هم  از  خدا  خشـنودند  .  اینان  حزب  یزدانند.  هان‌!  حزب  یزدان‌،  قطعاً  پیروز  و  رستگار  است‌.(‌مجادله/22) 

2-(يا أيها الذين آمنوا لا تتخذوا عدوي وعدوكم أولياء تلقون إليهم بالمودة , وقد كفروا بما جاءكم من الحق , يخرجون الرسول وإياكم أن تؤمنوا بالله ربكم , إن كنتم خرجتم جهادا في سبيلي وابتغاء مرضاتي , تسرون إليهم بالمودة وأنا أعلم بما أخفيتم وما أعلنتم , ومن يفعله منكم فقد ضل سواء السبيل). 

ای  مـؤمنان‌!  دشـمنان  مـن  و  دشـمنان  خو‌يش  را  بـه  دوستی  نگیرید.  شما  نسبت  بدیشان  مـحبّت  می‌کنید  و  مودّت  می‌ورزید،  در  حالی  که  آنان  بـه  حقّ  و  حقیقتی  ایمان  ندارند  که  برای  شما  آمده  است‌.  پیغمبر  و  شـما  را  به  خاطر  ایمان  آوردن  به  خدا  که  پروردگارتان  است  (‌از  شهر  و  دیارتان‌)  بیرون  می‌رانند.  اگر  شما  بـرای  جهاد  در  راه  مــن  و  طـلب  خشنودیم  (‌هـجرت  کرده‌ایـد  و  از  زادگاه  خویشتن‌)  بیرون  آمده‌ایـد  (‌بـا  ایشـان    پیوند  دوسـتی  بـرقرار  نسازید)‌.  در  نـهان  بـا  آنـان  دوسـتی  می‌کنید،  در  حالی  که  من  نسبت  به  هر چه  پنهان  می‌دارید  یا  آشکار  می‌سازید  (‌از  همگان‌)  مطّلع‌تر  و  آگاه‌تر  هستم‌.  هـر کس  از  شـما  چنین  کـاری  را  بکند،  از  راستای  راه  منحرف  گشته  است‌.(‌ممتحنه‌/  ١  )

3-(لن تنفعكم أرحامكم ولا أولادكم , يوم القيامة يفصل بينكم , والله بما تعملون بصير . قد كانت لكم أسوة حسنة في إبراهيم والذين معه...) ... الخ... 

هرگز  خویشاوندان  و  فرزندانتان  سـودی  به  حـالتان  نخواهند  داشت‌.  روز  قیامت‌،  خدا  در  میانتان  قضاوت  و  داوری  خواهد  کرد.  خدا  می‌بیند  هر  کـاری  را  که  خواهید  کرد.  (‌رفتار  و  کردار)  ابراهیم  و  کسانی  که  بدو  گرویده  بـــودند،  الگوی  خـوبی  بـرای  شـما  است  ......  تــا  آخر...(‌ممتحنه/3و4)

4-(يا أيها الذين آمنوا لا تتخذوا آباءكم وإخوانكم أولياء إن استحبوا الكفر على الإيمان , ومن يتولهم منكم فأولئك هم الظالمون). 

ای  مؤمنان‌!  پدران  و  برادران  (‌و  همسران  و  فـرزندان  و  هر یک  از  خویشاوندان  دیگر)  را  یاوران  خود  نگیرید  (‌و  تکیه‌گاه  و  دوست  خود  نـدانـید)  اگر  کفر  را  بـر  ایمان  ترجیح  دهند  (‌و  بی‌دینی  از  دینداری  در  نزدشان  عزیزتر  و  گرامی‌تر  باشد)‌.  کسانی  که  از  شما  ایشــان  را  یـاور  و  مددکار  خود  کنند  مسلّماً  ستمگرند.(‌توبه‌/23)  

5-(يا أيها الذين آمنوا لا تتخذوا اليهود والنصارى أولياء , بعضهم أولياء بعض , ومن يتولهم منكم فإنه منهم , إن الله لا يهدي القوم الظالمين). 

ای  مؤمنان‌!  یهودیان  و  مسیحیان  را  به  دوستی  نگیرید  (‌و  به  طریق  اولی  آنان  را  به  سرپرستی  نپذیرید)‌.  ایشان  برخـی  دوست  بـرخـی  دیگرند  (‌و  در  دشـمنی  بـا  شما  یکسان  و  برابرند)‌.  هـر کس  از  شـما  بـا  ایشـان  دوسـتی  ورزد  (‌و  آنان  را  بـه  سـرپرستی  بـپذیرد)  بـیگمان  او  از  زمرۀ  ایشان  بشمار  است‌.  و  شکّ  نیست  که  خداوند  افراد  ستمگر  را  (‌به  سوی  ایمان‌)  هدایت  نمی‌کند. (مائده/51)        

 بدین  منوال  و  بر  این  روال  ایـن  قـاعدۀ  اصـیل  قـاطع  دربارۀ  روابط  مجتمع  اسلامی‌،  و  دربارۀ  سرشت  ساختار  و  اعضاء  آن‌،  مقرّر  می‌شود،  اعضائی  که  اسلام  به  سبب  آنان  از  سائر  جامعه‌های  جاهلی  قدیم  و  جدید  تـا  آخـر  زمان  ممتاز  و  جدا  می‌گردد. 