نیم  قاطعانه  بگوئیم ‌که  این  جاهلیّت  عارضی  است  و  همراه  با  بت‌پرستی  و  افسانه‌ها  و  خرافـات  و  بتها  و  جهان‌بینیها  و  آداب  و  رسوم  خود گـریبانگیر  بشریّت  گردیده  است‌.  انسانها  بـا  وسـوسۀ  اهـریمن  چـیره  بر  آدمیزادگان  و  به  سبب  راه‌های  نـفوذی  که  د‌ر  سـرشت  آنان  است‌،  و  دشمن  خدا  و  دشمن  مردمان  شیطان  از  آن  راه‌ها  رخنه  می‌کند،  از  اسلام  منحرف‌ گردیده‌انـد  و  به  جاهلیّت  افتاده‌اند،  هر  زمان‌ که  در  چنگ  زدن  به  هدایت  و  رهنمود  خدا  و  پیروی  از  خدای  یگانه  و  پیروی  نکردن  از  دیگران  با  او  در  هر کار  بزرگی  یا کوچکی‌،  سست  و  ضعیف  گردیده‌اند  ...  یـزدان  انسـان  را  آفـریده  است  و  مقداری  اختیار  بدو  داده  است  که  ملاک  آزمایش  است‌،  و  انسان  با  داشتن  این  اختيار  جزئی  می‌تواند  به  هدایت  و  رهنمود  خدای  یگانه  چنگ  بزند  و  دشمن  او  شیطان  بر  او  چیره  و  مسلّط  نشود،  همان‌ گونه  هم  می‌تواند  - ‌هر چند  به  اندازۀ  موئی  -‌ از  هدایت  و  رهنمود  یزد‌ان  منحرف  شود  و  به  تعالیم  دیگران  بگرود.  در  این  صورت  است‌ که  شیطان  انسان  را  به  چرخش  درمی‌آورد  و  می‌گرداند  تا  بدانجا که  پس  از  مراحلی  و  منازلی  او  را  به  هـمچون  جاهلیّت  اخمو  و  زشت‌روئی  درمی‌اندازد،  جاهلیّتی  که  فرزندان  آدم  پیغمبر  و  تسلیم  خدا،  پس  از گذشت  چندین نسلی‌ که ‌کسی  شمارۀ  آنان  را  جز  خدا  نمی‌داند  بدان  درافتاده‌اند  و  غوطه‌ور  شده‌اند.

این  حقیقت  ...  حقیقت  این‌ که  نخستین  عقیده‌ای ‌که  در  زمین  شناخته  شده  است  اسلام  بوده  است‌،  اسلا‌می ‌کـه  استوار  و  پابرجا  بر  یگـانگی  دینداری  و  ربوبیّت  و  قیمومت  خدای  یكتا  است  ...  این  حقیقت  ما  را  بر آن  می‌دارد  مردود  و  نادرست  بدانیم  هر آنچه  را که  در  آن  دست  و  پا  می‌زنند کسـانی ‌کـه  آنـان  را  «‌دانشـمندان  مـقایسۀ  ادیـان‌«  مـی‌نامند،  و  کسـانی  کـه  آنـان  را  تـرقّیخواهـان  و  مـتحوّلان  بشمار  می‌آورند.  آنـان  اشخاصی  هستند که  یکتاپرستی  را  واپسین  مر‌حله  از  مراحل  عقیده  می‌دانند.  ایشان  معتقد  بوده‌اند،‌،  پیش  از  ایـن  مرحلۀ  یکـتاپرستی‌،  مراحل ‌گوناگونی  از  چندگانه ‌پرستی  و  دوگانه‌پرستی  وجود  داشته  است‌.  انسانها  نيروهای  طبيعت  را،  و  ارواح  را،  و  خورشیدها  و  ستاره‌ها  را،  به  خدائی ‌گرفته‌اند  و  پرستش  کرده‌انـد...  و  سائر  چیزهائی‌ که  این‌ گونه  «‌پژوهشها»  و  بررسی‏ها  بیان  می‌دارند،  پژوهشها  و  بررسیهائی‌ که  در  اصل  برابر  عوامل  تاریخی  و  روانی  و  سیاسی  معیّنی،  بدانها  خطّ  و  نشان  داده  می‌شود،  و  هدف  آنها  در هم  شکستن  و  در هم  ریختن  اساس  ادیان  آسمانی  و  وحی  الهی  و  رسالتهائی  است‌ که  از  سوی  خدا  به  انسـانها  ارمغان  می‌شود.  همچنین  این  پژوهشها  و  بررسی‏ها  می‌خواهند  ثابت ‌کنند  که  ادیان  ساختۀ  دست  بشر  است‌،  و  لذا  با  دگرگونی  و  پیشرفت  اندیشۀ  بشری  در  طول  زمان‌،  د‌گرگون  شـده  است  و  پیشرفت  حاصل ‌کرده  است‌!

برخی  از کسانی‌ که  به  دفاع  از  اسلام  برمی‌خیزند  و  درباره  اسلام  می نویسند،  دچار  لغزش  می‌شوند،  و  این  نـظریّه‌ها  و  آرائـی  را  دنبال  می‌کنند که  هـمچون  پژوهشگرانی  دربارۀ  ادیان  مقرّر  می‌دارند  -  برابر  برنامۀ  از  پیش  تعیین  شده  و  هدفداری‌ که  دارند  -  بدون  این ‌که  نویسندگان  مدافع  اسلام  متوجّه‌ گرد‌ند  و  بدانند که  چه  می‌کنند.  هنگامی ‌که  آنان  سراپا  شور  از  اسلام  به  دفاع  برمی‌خیزند،  اصل  اعتقاد  اسلامی  را  درهم  می‌شکنند  و  به  هم  می‌زنند،  اعتقادی ‌که  قرآن  مجید  قاطع  و  آشکار  آن  را  مقرّر  و  مشخّص  می‌دارد.  بدان  هنگام ‌کـه  قرآن  مقرّر  می‌دارد  آدم  عليه السّلام  به  زمین  فرود  آمده  است‌،  عقیدۀ  اسلام  را  با  خود  آورده  است‌.  نوح  عليه السّلام  نیز  وقتی‌ که  با  فرزندان  آدم  رویاروی  می‌شود،  فرزندانی  که  شـیطان  آنان  را  از  اسلام  سرازیر  و  پرتاب‌ کرده  است  و  ایشان  را  به  جاهلیّت  بت‌پرستی  انداخته  است‌،  خود  اسلام  را  برایشان  به  ارمغان  می‌آورد،  اسلام  استوار  و  پابرجا  بر  یکتاپرستی  ناب  و  توحید  خالص  ...  این  چرخش  بعد  از  نوح  تازه‌ گردید  و  مردمان  از  اسلام  دست  برداشتند  و  به  جاهلیّت  افتادند  ...  بعد  از  آن  نیز  همۀ  پیغمبران  اسلام  را  به  ارمـغان  آوردنـد  ...  اسلام  استوار  و  پابرجا  بر  یکتاپرستی  ناب  و  تو‌حید  مطلق  ...  هرگز  در  عقیدۀ  آسمانی  در اصل  اعتقاد  تحوّل  و  تغیّر  نبوده  است‌.  بلکه  ترقّی  و  ترکیب  و  توسعه  در  قوانین  و  مقرّراتی  صورت  پذیرفته  است‌ که  همراه  با  عقيدۀ  یگانه  بوده  است‌.  امّا  اگر  تحوّل  و  ترقّی  در  عقائد  جاهلی  دیده  می‌شود،  دالّ  بر  این  نیست ‌که  مردمان  با  تکیه  بر  تحوّل  و  تـرقّی  در  اصـل  عقيده‌،  به  توحید  و  یکتاپرستی  رسیده‌انـد.  چیزی‌ که  باعث  تحوّل  و  ترقّی  عقائد  جاهلی‌ گردیده  است  ایـن  است ‌که  عقیدۀ  یکتاپرستی  و  توحیدی ‌که  توسّط  هر  پیغمبری  به  ارمغان  آمـده  است  آثـاری  از  خود  در  نسلهای  بعدی  -‌ حتّی  پس  از  انـحراف  آنان  از  آن  -  برجای ‌گذاشته  است  و  سبب  خود  ترقّی  عقائد  جاهلی  ایشان  شده  است‌،  تا  بدانجا که  همچون  عقائدی  به  اصل  یکتاپرستی  آسمانی  بسیار  نزد‌یک  گردیده  است  ...  اصلاً  عقیدۀ  توحید  و  یکتاپرستی  در  تـاریخ  بشریّت  جلوتر  و کهن‌تر  از  همۀ  عقائد  بت‌پرستی  است‌!  عقیدۀ توحید  و  یکتاپرستی  از  آن  زمان‌ که  بوده  است  به  همین  صـورت  کـامل  بوده  است‌،  زیـرا  از  افکـار  انسـانها  برنجوشیده  است‌،  و  از  معلومات  مترقّی  ایشان  تراوش  نکرده  است‌.  بلکه  از  سوی  یزدان  سبحان  آمده  است‌.  از  همان  لحظۀ  نخست  حقّ  و  حقیقت  بوده  است‌،  و  از  همان  لحظۀ  نخست ‌کامل  بوده  است‌.این  چـیزی  است  کـه  قـرآن  مـجید  مـقرّر  مـی‌دارد،  و  جهان‌بینی  اسلامی  بر  آن  استوار  و  پابرجا  است‌.  در  این  صورت  درست  نـیست  پژوهشگر  مسـلمان  -  بـه‌ ویژه  زمانی‌ که  از  اسلام  دفاع  می‌کند  -  از  این  چیزی ‌که  قرآن  مجید  روشن  و  قاطع  آن  را  مقرّر  می‌دارد،  عدول ‌کند،  و  به  چیزی  گراید که  نظریّه‌ها  و  آراء  دانش  مقایسۀ  ادیان  در  آن  دست  و  پــا  مـی‌زند،  نـظریّه‌ها  و  آرائـی‌ کـه  -  همان‌ گونه ‌که  قبلاً گفتیم  - ‌از  برنامۀ  از  پیش  تعیین  شده  و  هدفدار  برجوشیده‌اند!

هـر چـند کـه  مـا  در  ایـنجا  -  در  فـی  ظلال  القـرآن  -  نمی‌خواهيم  اشتباه‌ها  و  لغزشهای  نـوشته‌هائی  را  نـقد  و  بررسی‌ کنیم‌ که  دربارۀ  اسلام  نوشته  مـی‌شوند  -  زیـرا  جولانگاه  این  نـقد  و  بررسی  جـای  دیگـری  و  بحث  دیگری  را  می‏طلبد  و  باید  جداگـانه  از  آن  سـخن  رود،  ولی  به  یک  نمونه  می‌پردازیم‌،  و  آن  را  با  برنامۀ  قرآنی  و  سخنان  قرآنی  دربارۀ 