 بِأَعْيُنِنَا وَوَحْيِنَا ).

و  (‌به  نوح  وحی  شد  که‌)  کشتی  را  تحت  نظارت  ما  و  برابر  تعلیم  ما  بساز  (‌و  بـدان  که  تـو  و  مـؤمنان  همراه  تـو  از  مراقبت  و  مواظبت  ما  برخوردارید  و  محفوظ  از  ظالمان‌،  و  مـصون  از  اشتباه  در  کار  ساختن  کشتی  می‌باشید)‌.  کشتی  را  بساز  تحت  رعایت  و  نظارت  ما  و  با  راهنمائیها  و  تعلیمات  وحی  ما.

(وَلا تُخَاطِبْنِي فِي الَّذِينَ ظَلَمُوا إِنَّهُمْ مُغْرَقُونَ) (٣٧)

 (‌از  این  پس  به  مشــرکان  رحـم  مکـن‌)  و  بـا  مـن  دربـارۀ  (‌گذ‌شت  از)  ستمگران  گفتگو  منما  (‌که  آنــان  مـحکوم  بـه  عذابند  و)  مسلّماً  ایشان  غرق  خواهند  شد.

سرنوشت  ایشان  مقرّر  و  مقدّر گردیده  است  و کارشان  پایان  پذیرفته  است‌.  با  من  دربارۀ  ایشان  سخن  مگو  ...  نه  دعا  برای  هدایت  آنان‌ کن‌،  و  نـه  دعـا  برای  نـفرین  ایشان  کن‌...  در  جای  دیگری  از  قـرآن  آمده  است  کـه  وقتی‌ که  نوح  از  قوم  خود  مأیوس  شد،  دعا  و  نفرینشان  کرد.[4] مفهوم  سـخن  در  ایـنجا  ایـن  است  کـه  یأس  و  ناامیدی  پس  از  این  وحی  و  فرمان  الهی  بوده  است‌.  چه  زمانی  که  فرمان  صادر  شود  و  داوری  به  پایان  آید،  دعا  و  لابه  به ‌کار  نیاید.  

*
صحنۀ  سوم  از  صحنه‌های  داستان‌،  صحنه‌ای  است‌ که  در  آن  نـوح  از  مـردم  دوری ‌گـزیده  است  و  از  دعـوت  و  مجادلۀ  آنان  دست  کشـیده  است  و  به  سـاختن ‌کشـتی  پرداخته  است‌:

(وَيَصْنَعُ الْفُلْكَ وَكُلَّمَا مَرَّ عَلَيْهِ مَلأ مِنْ قَوْمِهِ سَخِرُوا مِنْهُ قَالَ إِنْ تَسْخَرُوا مِنَّا فَإِنَّا نَسْخَرُ مِنْكُمْ كَمَا تَسْخَرُونَ (٣٨) فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ مَنْ يَأْتِيهِ عَذَابٌ يُخْزِيهِ وَيَحِلُّ عَلَيْهِ عَذَابٌ مُقِيمٌ) (٣٩)

نوح  دست‌اندر  کار  ساختن  کشتی  شـد.  هـر  زمان  کـه  گروهی  از  اشراف  قوم  او  از  کنار  وی  می‏‎گذشتند،  او  را  مسخره  می‏‎کردند  (‌و  مـی‌خندیدند  و  مـی‌گفتند:  دیـوانه  شده  است‌.  به  سرش  زده  است‌.  پیغمبری  را  ترک  گـفته  است  و  نجّاری  را  پیشه  کـرده  است‌!  نـوح  هـم  بدیشان  پاسخ  می‌داد  و)  می‌گفت‌:  اگر  شما  ما  را  مسخره  می‌کنید،  ما  هم  همانگونه  شـما  را  مسـخره  مـی‌کنیم‌.  (‌امـروز  از  بی‌خبری  شما  از  پیام  آسمانی  می‌خندیم  و  فردا  به  سبب  شکـنجه  و  عـذابــی  کــه  گـریبانگیرتان  می‏‎گردد  بـه  تمسخرتان  می‌نشینیم‌)‌.  هر چه  زودتر  خواهید  دانست  که  عذاب  خوارکننده  و  رسواکننده  (‌در  دنـیا)  بـهرۀ  چـه  کسی‌،  و  شکنجۀ  جاودان  (‌در  آخرت‌)  گریبانگیر  کـدام  یک  از  مردمان  می‏‎گردد.

تعبیر  با  فعل  مضارع‌ که  بر  زمان  حال  دلالت  دارد،  به  صحنه  سـرزندگی  و  جدّیّت  مـی‌بخشد.  صحنه  را  در  فراسوی  این  تعبیر  مجسّم  بر  پردۀ  خیال  خود  می‏‎بینیم.  نوح  دارد  کشتی  را  می‌سازد.  گروه‌های  قوم  متکبّر  او  را  می‌بینیم‌ که  از کنارش  می‌گذرند  و  به  تـمسخرش  می‌گیرند. کسی  را  به  تـمسخر  مـی‌گیرند که  بدیشان  می‌گفته  است‌:  من  فرستادۀ  یزدانم  و  شما  را  به  سوی  او  می‌خوانم‌.  با  ایشان گفتگو  و  مباحثه  می‌کند  و گفتگو  و  مباحثه  را  به  درازا  می‌کشاند.  آن‌ گاه  به  نجّاری  می‌گراید و کشــتی  مـی‌سازد...  آنـان  به  تـمسخر  و  استهزاء  می‌پردازند،  چون  ایشان  جز  ظاهر کار  را  نـمی‌بینند.  فراتر  از  ظاهر  را  نمی‌دانند  و  از  وحی  و  فرمان  یـزدان  بی‏خبر  و  ناآگاهند.  سـر  و کارشان  همیشه  محد‌ود  و  مربوط  به  شناخت  روبنا  و  نمادین  و  برداشت  از  ظواهر  است‌،  و  از  درک  و  فهم  فراتـر  از  نـمادهای  سطحی  و  ظواهر  امور  از  قبیل  حکمت  و  تقدیر  ناتوانند.  ولی  نوح  آگاه  و  مطمئن  است  و  با  عزّت  و  اعـتماد  و  آرمش  و  وقار  و  بزرگواری،  بـدیشان  پـاسخ  تـمسخرشان‌،  را  با  تمسخر  می‌دهد:

(قَالَ إِنْ تَسْخَرُوا مِنَّا فَإِنَّا نَسْخَرُ مِنْكُمْ كَمَا تَسْخَرُونَ) (٣٨)

 (‌نوح  بدیشان  پاسخ  می‌داد  و)  می‌گفت‌:  اگر  شما  مـا  را  مسخره  مـی‌کنید،  مـا  هـم  همانگونه  شما  را  مسـخره  مـی‌کنیم‌.  (‌امـروز  از  بـی‌خبری  شـما  از  پـیام  آسمانی  مــی‌خندیم  و  فـردا  بــه  سـبب  شکـنجه  و  عذابـی  کـه  گریبانگیرتان  می‏‎گردد  به  تمسـخرتان  می‌نشینيم‌)‌.

شما  را  به  تمسخر  خواهیم ‌گرفت  چون  شما  از  فراسوی  این  کار  ناآگاهید،  و  نمی‌دانید  خدا  دربـارۀ  شما  چـه  می‌خواهد  بکند،  و  نمی‌دانید  چه  سـرنوشتی  در  انـتظار  شما  است‌:

(فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ مَنْ يَأْتِيهِ عَذَابٌ يُخْزِيهِ وَيَحِلُّ عَلَيْهِ عَذَابٌ مُقِيمٌ) (٣٩)

بــالأخره  خـواهـید  دانست  که  عذاب  خـواركننده  و  رسواکننده  (‌در  دنیا)  بهرۀ  چه  کسی‌،  و  شکنجۀ  جاودان  (‌در  آخرت  )  گریبانگیر  کدام‌ یک  از  مردمان  می‌گردد.  درخواهید  یافت ‌که  ما  یا  شما  سرافراز  و  رستگار‌یم‌،  در  آن  روز که  پرده  برافتد  و  آنچه  مردمان  را  از  آن  برحذر  می‌دارند  و  می‌ترسانند،  پدیدار  و  آشکار گردد!

*
سپس  صحنۀ  بسیج  و  آمادگی  است‌،  در  آن  هـنگام‌ کـه  لحظه‌ای  فرارسیده  است  که  انتظار  آن  می‌رفت‌:

(حَتَّى إِذَا جَاءَ أَمْرُنَا وَفَارَ التَّنُّورُ قُلْنَا احْمِلْ فِيهَا مِنْ كُلٍّ زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ وَأَهْلَكَ إِلا مَنْ سَبَقَ عَلَيْهِ الْقَوْلُ وَمَنْ آمَنَ وَمَا آمَنَ مَعَهُ إِلا قَلِيلٌ (٤٠) وَقَالَ ارْكَبُوا فِيهَا بِسْمِ اللَّهِ مَجْرَاهَا وَمُرْسَاهَا إِنَّ رَبِّي لَغَفُورٌ رَحِيمٌ) (٤١)

 (‌نوح  به  کار  خود  مشغول  بود  و  کافران  هم  به  تـمسخر  خود  ادامه  دادند)  تا  آنگاه  که  فرمان  ما  (‌مبنی  بر  هلاک  کـافران‌)  دررسـید  و  آب  از  زمـین  جـوشیدن  گرفت  (‌و  خشم  ما  به  غایت  رسید.  به  نوح‌)  گفتیم‌:  سوار  کشتی  کن  از  هر  صنفی  نر  و  مـاده‌ای  را،  و  خـاندان  خود  را،  مگـر  کسانی  را  که  فرمان  هلاک  آنان  قبلاً  صـادر  شـده  است  (‌که  همسر  و  یکی  از  پسران  تـو  است‌)‌،  و  کسـانی  را  (‌در  آن  بنشان‌)  که  ایمان  آورده‌اند.  و  جز  افراد  انـدکی  بـدو  ایمان  نیاورده  بودند.  (‌نوح  خطاب  به  خاندان  و  بستگان  باایمان  خود  و  سائر  مؤمنان‌)  گفت‌:  سوار  کشتی  شوید  (‌و  نترسید)  که  حرکت  و  توقّف  آن  با  یاری  خدا  و  حفظ  و  عنایت  الله  است  (‌و  به  هنگام  ورود  به  کشتی  و  حرکت  آن‌،  و  در  وقت  لنگر  انداختن  و  خروج  از  آن‌،  نـام  خدا  را  بـر  زبان  رانید  و  از  حضرت  بـاری  یـاری  بطلبید،  و  از  او  آمرزش  گناهان  خود  را  بخواهید  و  بدانید  که‌)  بیگمان  پروردگار  من  بسیار  آمرزنده  و  بس  مهربان  است‌. 

 سـخن  در  بارۀ  فـوران  تـنور  فراوان ‌گفته‌انـد،  و  خیال‌پردازی  در  بعضی  از  آنها  بسیار  بـه  جـاهای  دور  رفته  است‌،  و  بوی  اسـرائـیلیّات  در  ایـن  داسـتان  و  در  سراسر  داستان  طوفان  آشکار  است‌.  ولی  ما  بـی‌دلیل  و  راهنما،  سر  در  بیاب