ه  این  است ‌که  ذات  خود  را  زیـانبار  کرده‌اند  و  از  دست  داده‌ا‌ند؟  آن  هم  در  دنیا  و  آخرت‌!  یا  به  عبارت  دیگر،  دنیا  و  آخـرت  را  از  دست  داده‌انـد  و  باخته‌ا‌ند!

در  سوی  دیگری  مؤمنانی  هستند  که  کارهای  خـوب  و  پسندیده  کرده‌اند،  و  به  پروردگار  خود  آرمیده‌اند،  و  بدو  اعتماد  دا‌رند،  و  بدو  آرام  گرفته‌اند.  نه  شکوه  و  گـلایه  دارند،  و  نه  پریشانی  و  نگرانی  بدیشان  رو  می‌کند:  

(إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَأَخْبَتُوا إِلَى رَبِّهِمْ أُولَئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ) (٢٣)

 بیگمان  کسانی  که  ایمان  آورده‌اند  و  کـارهای  شـایسته  کرده‌اند  و  بـه  خدای  خویش  آرمـیده‌انـد  (‌و  کـرنشش  برده‌اند  و  تسلیم  فر‌مانش  شده‌اند)  آنان  بهشتیانند  و  در  آنجا  جاودانه  می‌مانند.

«‌اخْبات‌«  به  معنی  آرامش  و  قـرار  و  آرام  و  اعـتماد  و  تسلیم  است‌...  این  واژه  حال  مؤمن  را  با  پروردگارش‌،  و  تكیه  کردن  بـر  او  را،  بـه  تـصویر  مـی‌کشد،  و  بـیانگر  اطمینان  شخص  مؤمن  به  خود  در  هر  کاری  کـه  انـجام  می‌دهد،  و  آرامش  دل  و  درون  او،  و  ایمن  بودن  و  قرار  و  آرام ‌گرفتن  و  راضی  و  خشنود  بودن  او  است‌:

(مَثَلُ الْفَرِيقَيْنِ كَالأعْمَى وَالأصَمِّ وَالْبَصِيرِ وَالسَّمِيعِ هَلْ يَسْتَوِيَانِ مَثَلا ).

حال  این  دو  گروه  (‌یعنی  مؤمنان  و  کافران‌)  همانند  حال  کور  و  کر،  یا  بینا  و  شنوا  است‌.  آیـا  حـال  و  مآل  ایـن  دو  گروه  یکی  است‌؟‌.  

یک  تصویر  محبوس  است ‌که  حالت  هر  دو گروه  در  آن  مجسّم  می‌شود. گروه  اول  همچون  کور  است  و  نمی‌بیند،  و  همچون  کر  است  و  نمی‌شنود...  کسی  که  دستگاه‌های  دریافت  وجود  خود  را  و  اندامهای  بدن  خود  را  از  هدف  بزرگی  که  برای  آن  آفـریده  شـده‌انـد  بـازدارد،  یعنی  دستگاه‌ها  و  اندامهای  او  برای  این  است  که  ابزار  پـیغام  مطالب  به  دل  و  خرد  باشند،  تا  او  بفهمد  و  درک‌ کند  و  بیندیشد  و  بررسی‌ کند،  ولی  کسی  که  این  دستگاه‌ها  و  اندامها  را  در  راه  این  هدف  اصلی  مـورد  بـهره‌برداری  قرار  نمی‌دهد،  انگار  او  چنین  دسـتگاه‌ها  و  انـدامـهائی  ندارد. گروه  دوم  همچون  بینا  است  و  می‏‎بیند،  و  همچون  شــنوا  است  و  مـی‌شنود،  و  چشم  و گوش  او  وی  را  رهنمود  و  راهیاب  می‌کنند.

(هَلْ يَسْتَوِيَانِ مَثَلا). 

آیا  حال  و  مال  این  دو  گروه  یکی  است‌؟‌.

پرسشی  است‌ که  پس  از  تصویر  مجسّم  به  میان  آمده  است  و  نیازی  به  پاسخ  ندارد،  چون ‌گوئی  پاسخ  با  خود  پرسش  همراه  است  و  جواب  روشن  است‌.

(أَفَلا تَذَكَّرُونَ) (٢٤)

آیا  یادآور  و  پندپذیر  نمی‌گردید؟‌.

مسأله  به  شکلی  است‌ که  نیازی  به  بیش  از  یـادآوری  ندارد.  مسأله  روشن  است  و  احتیاجی  به  اندیشیدن  پیدا  نمی‌کند.

کار  تصویرگری  ا‌ین  چنین  است‌،  و  تصویرگری  هـم  در  شیوۀ  قرآنی  زیاد  مـورد  اسـتفاده  قرار گرفته  است  و  بسیار  در  تعبیر  از  مـطالب  به  کـار  رفـته  است‌...  کـار  تصویرگری  این  چنین  ا‌ست ‌که  مسائلی  را که  به  جولان  اندیشه  نیاز  دارند  به  صورت  بدیهیات  مقرّر  و  مـعیّنی  درمی‌آورد  و  به ‌گونه‌ای  پیش  چشم  می‌دارد که  به  بیش  ا‌ز  چشم  انداختن  و  نگاه‌ کردن  و  به  خاطر  سپردن  و  به  یاد  داشتن‌،  نیازی  پیدا  نمی‌کند.
--------------------------------------------------------------------------------
[1]  مراجعه شود به صفحۀ 1761-1763 ، جزء  یازدهم‌.
[2] قرآن بیانگر زوجيّت در همۀ اشیاء است‌، اعـم از انسان و حیوان و ثبات و جماد. (‌نگا:  رعد/3،  ذاریات‌/49، یس‌/ 36 ...).(‌مترجم‌)
[3]  برای اطلاع بيشتر از موضوع قرآن و علم مراجعه شود بـه فـی ظلال القرآن‌، جزء دوم  صفحه‌های 492  تا  501 و جزء  هفتم صفحه‌های  488 تا 509. 
[4] تفسیر المنار، جزء دوازدهم‌، صفحۀ 32 تا 41.   
[5] ترجمۀ این آیه چند صفحه پیشتر گذشت.(‌مترجم‌)<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:327.txt">قسمت اول</a><a class="text" href="w:text:328.txt">قسمت دوم</a><a class="text" href="w:text:329.txt">قسمت سوم</a><a class="text" href="w:text:330.txt">قسمت چهارم</a><a class="text" href="w:text:331.txt">قسمت پنجم</a><a class="text" href="w:text:332.txt">قسمت ششم</a><a class="text" href="w:text:333.txt">قسمت هفتم</a></body></html>سوره‌ي هود آيه‌ي 49-25

(وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا إِلَى قَوْمِهِ إِنِّي لَكُمْ نَذِيرٌ مُبِينٌ (٢٥) أَنْ لا تَعْبُدُوا إِلا اللَّهَ إِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ أَلِيمٍ (٢٦) فَقَالَ الْمَلأ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ مَا نَرَاكَ إِلا بَشَرًا مِثْلَنَا وَمَا نَرَاكَ اتَّبَعَكَ إِلا الَّذِينَ هُمْ أَرَاذِلُنَا بَادِيَ الرَّأْيِ وَمَا نَرَى لَكُمْ عَلَيْنَا مِنْ فَضْلٍ بَلْ نَظُنُّكُمْ كَاذِبِينَ (٢٧) قَالَ يَا قَوْمِ أَرَأَيْتُمْ إِنْ كُنْتُ عَلَى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّي وَآتَانِي رَحْمَةً مِنْ عِنْدِهِ فَعُمِّيَتْ عَلَيْكُمْ أَنُلْزِمُكُمُوهَا وَأَنْتُمْ لَهَا كَارِهُونَ (٢٨) وَيَا قَوْمِ لا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مَالا إِنْ أَجْرِيَ إِلا عَلَى اللَّهِ وَمَا أَنَا بِطَارِدِ الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّهُمْ مُلاقُو رَبِّهِمْ وَلَكِنِّي أَرَاكُمْ قَوْمًا تَجْهَلُونَ (٢٩) وَيَا قَوْمِ مَنْ يَنْصُرُنِي مِنَ اللَّهِ إِنْ طَرَدْتُهُمْ أَفَلا تَذَكَّرُونَ (٣٠) وَلا أَقُولُ لَكُمْ عِنْدِي خَزَائِنُ اللَّهِ وَلا أَعْلَمُ الْغَيْبَ وَلا أَقُولُ إِنِّي مَلَكٌ وَلا أَقُولُ لِلَّذِينَ تَزْدَرِي أَعْيُنُكُمْ لَنْ يُؤْتِيَهُمُ اللَّهُ خَيْرًا اللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا فِي أَنْفُسِهِمْ إِنِّي إِذًا لَمِنَ الظَّالِمِينَ (٣١) قَالُوا يَا نُوحُ قَدْ جَادَلْتَنَا فَأَكْثَرْتَ جِدَالَنَا فَأْتِنَا بِمَا تَعِدُنَا إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ (٣٢) قَالَ إِنَّمَا يَأْتِيكُمْ بِهِ اللَّهُ إِنْ شَاءَ وَمَا أَنْتُمْ بِمُعْجِزِينَ (٣٣) وَلا يَنْفَعُكُمْ نُصْحِي إِنْ أَرَدْتُ أَنْ أَنْصَحَ لَكُمْ إِنْ كَانَ اللَّهُ يُرِيدُ أَنْ يُغْوِيَكُمْ هُوَ رَبُّكُمْ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ (٣٤) أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ قُلْ إِنِ افْتَرَيْتُهُ فَعَلَيَّ إِجْرَامِي وَأَنَا بَرِيءٌ مِمَّا تُجْرِمُونَ (٣٥) وَأُوحِيَ إِلَى نُوحٍ أَنَّهُ لَنْ يُؤْمِنَ مِنْ قَوْمِكَ إِلا مَنْ قَدْ آمَنَ فَلا تَبْتَئِسْ بِمَا كَانُوا يَفْعَلُونَ (٣٦) وَاصْنَعِ الْفُلْكَ بِأَعْيُنِنَا وَوَحْيِنَا وَلا تُخَاطِبْنِي فِي الَّذِينَ ظَلَمُوا إِنَّهُمْ مُغْرَقُونَ (٣٧) وَيَصْنَعُ الْفُلْكَ وَكُلَّمَا مَرَّ عَلَيْهِ مَلأ مِنْ قَوْمِهِ سَخِرُوا مِنْهُ قَالَ إِنْ تَسْخَرُوا مِنَّا فَإِنَّا نَسْخَرُ مِنْكُمْ كَمَا تَسْخَرُونَ (٣٨) فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ مَنْ يَأْتِيهِ عَذَابٌ يُخْزِيهِ وَيَحِلُّ عَلَيْهِ عَذَابٌ مُقِيمٌ (٣٩) حَتَّى إِذَا جَاءَ 