  خدا  بر  ستمگران  باد!.

ظالمان  مشرکان  هستند.  آنان‌ کسانیند  بر  پروردگار  خود  دروغ  بسته‌اند  تا  از  راه  خدا  جلوگیری‌ کنند  و  دیگران  را  از  آن  راه  بازدارند.

(وَيَبْغُونَهَا عِوَجًا). 

و  راه  خدا  را  کج  و  نادرست  نشان  دهند.

آنان  ماندن  بر  راستای  راه  را  نـمی‌خواهند،  و  طرح  و  عــملکرد  درست  را  دوست  نـمی‌دارند‌.  بلکه  آنان  می‌خواهند  راه‌ کـج  و  پیچ ‌پیچ  و  نـاهموار  بـاشد  و  به  انحراف  منتهی  شود...  حال  مـراد  ایـن  باشد  راه  را  یـا  حـیات  را  و  یـا  امـور  را  ایـن‌ گونه  نــادرست  و  نابجا  می‌خواهند،  همۀ  اینها  به  یک  معنی  است‌...

(وَهُمْ بِالآخِرَةِ هُمْ كَافِرُونَ) (١٩)

و  آنانی  که  به  آخرت  کفر  می‌ورزیدند  (‌و  به  جهان  دیگر  ایمان  نداشتند)‌.

واژۀ  «‌هُمْ‌«  یعنی  ایشان‌،  دو  بار  تکـرار گردیده  است  برای  تأکید  و  تثبیت ‌گناه  و  ابراز  آن  در  مقام  رسواگری‌.  کسانی ‌که  برای  خداوند  سبحان  انباز  قرار  مـی‌دهند  و  مشرک  نامیده  مـی‌شوند  و  مشـرکان  همان  ستمگران  هستند،  و  آنان  می‌خواهند  زندگی  سـراسـر کـج  باشد،  وقتی‌ که  از  راستای  راه  اسلام  عدول  مـی‌کنند.  کـرنش  بردن  برای  غیرخدا  و  پرستش  غیرخدا،  جز کجی  در  هر  زاویه‌ای  از  زوایای  نفس‌،  و  در  هر  ناحیه‌ای  از  نواحی  زندگی،  نتیجه  و  ثمره‌ای  ندارد.

پرستش  مردمان  برای  غیریزدان  سبحان  در  درونـها  خواری  و  پستی  پدیدار  می‌سازد،  و  حال  این‌ که  خدا  خواسته  است  درونها  را  و کرامت  و  بزرگواری  برقرار  

و  برجای  بدارد.  و  در  زندگی  ظلم  و  ستم  را  پـدید  می‌آورد،  و  حال  این ‌که  خدا  خواسته  است‌ که  درونها  را  بر  عدالت  و  دادگری  برقرار  و  برجای  د‌ارد.  و  تلاشها  و  کو‌ششهای  مردمان  را  بیهوده  می‌کند  و  هدر  می‌دهد  در  راه  خدا کردن  و  معبود  ساختن  اربابان  زمینی‌،  و  طبل  و  نای  و  نی  زدن  در  پیرامون  آنان‌،  و  باد  بدانان  دمیدن  تا  بیاماسند  و  بزرگ ‌گردند  و  با  نفخ‌ کردن  جای  پروردگار  حقیقی  را  بگیرند  و  پر کنند.  امّـا  چون  ایـن  اربابان  و  خداگو‌نگان  زمینی  خودشان‌ کوچک  و  لاغر  و  ناچیزند  ممکن  نیست  جای  خالی  پروردگار  حقیقی  را  نگرند  و  پر کنند،  بندگان  درمانده  و  پرستشگران  بیچارۀ  ایشـان  پیوسته  در  رنج  و  خستگی  خواهند  بود،  و  به  غم  و  اندوه  همیشگی  دچار  خواهند گردید،  چرا که  باید  شب  و  روز  به  اربابان  و  خداگونگان  خود  بدمند،  و  پرتوها  را  به  سویشان  بتابانند  و  چشمها  را  به  سویشان  خیره‌ کنند،  و  پیرامونشان  دفها  و  نیها  بزنند  و  زمزمه‌ها  و  وردهـا  بخوانند،  تا  بدانجا که  تلاش  و کوشش  انسـانها  هـمه  و  همه  به  جای  صرف  در  راه  تولیدات  مفید  برای  زندگی‌،  به  همچون  رنج  بد  و  ناجور،  و  به  همچون  غم  و  اندوه  همیشگی  بیچاره ‌کننده  تبدیل  می‌گردد...  آیا کجی  و کژی  بدتر  از  این  کجی  و کژی  وجود  دارد؟  و  آیا  نادرستی  و  انحرافی  بدتر  از  این  نادرستی  و  انحراف  پیدا  می‌شود؟‌!  

(  اولیكَ  )  .  آنان‌.

آنان‌ که  دور  و  مطرود  از  رحـمت  یزدانـند  و  نفرین  شدگانند...

(لَمْ يَكُونُوا مُعْجِزِينَ فِي الأرْضِ ).

(‌این  کافران‌)  چنان  نیستند  که  آنان  بتوانند  (‌خدا  را  از  عذاب  رساندن  به  خود)  در  دنیا  ناتوان  و  درمانده  سازند  (‌و  از  قلمرو  قدرت  او  خارج  شوند)‌.

کار  و  بارشان  خدا  را  درمانده  نساخته  است‌،  اگر  خدا  بخواهد  در  دنیا  ایشان  را  به  عذاب ‌گرفتار  سازد... 

(وَمَا كَانَ لَهُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ أَوْلِيَاءَ).

 آنان  بجز  خدا  یاور  و  فریادرسی  ندارند  (‌که  ایشان  را  از  عذاب  و  بلای  آسمانی  برهاند)‌.

باور  و  فریادرسی  ندارند ‌که  بدیشان ‌کمک‌ کند  یا  ایشان  را  از  دست  خدا  برهاند.  خـدا  ایشـان  را  برای  عـذاب  آخرت  رها کرده  است  و  آنان  را  با  عذاب  دنیا  ‌يکسره  از  میان  نبرده  است  تا  عذاب  دنیا  و  عذاب  آخرت  را  به  تمام و ‌کمال  بچشند  و  عذاب  دوگانه  داشته  باشند:

(يُضَاعَفُ لَهُمُ الْعَذَابُ ).

عذابشان  چندین  برابر  می‏‎گردد  (‌و  پـیوسته  افزونتر  و  افزونتر  می‌شود  )‌.

چنان  زندگی  کردند  که  گـوئی  دسـتگاه‌های  دریـافتشان  خراب‌ گردیده  است  و  نیروهای  بینش  ایشان  بيكاره  شده  است  و  معطّل  مانده  است‌.  بدان‌ گونه  که  انگار  گوش  و  چشم  نداشته‌ا‌ند  تا  بشنوند  و  ببینند:

(مَا كَانُوا يَسْتَطِيعُونَ السَّمْعَ وَمَا كَانُوا يُبْصِرُونَ) (٢٠)

 (‌در  دنیا  )  آنان  نمی‌توانستند  (‌نشـانه‌های  خداشـناسی  پخش  در  آفاق  و  انفس  را)  بشنوند  و  ببینند. 

(أُولَئِكَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ). 

آنان  کسانیند  که  خویشتن  را  زیانیار  مـی‌کنند  و  هسـتی  خود  را  می‌بازند.

این  سنگین‌ترین  زیان  است‌.  چه  کسی  که  خود  را  از  د‌ست  می‌دهد،  هر  چیز  دیگری  را  که  به ‌دست  مـی‌آورد  هیچ  سودی  برای  او  ندارد.  آنان  ذات  خود  را  زیـانبار  کرده‌اند  و  خویشتن  را  در  دنیا  ضائع  نموده‌اند  و  هـدر  داده‌اند.  ایشان  کرا‌مت  انسانی  خـود  را  نشـناخته‌انـد  و  بدان  پی  نبرده‌اند،‌ کرامتی‌ که  در  خود  را  برتر  و  والاتر  از  آن  دیدن  است ‌که  برای  غیرخدا کرنش  شود  و  بـندگانی  بجای  خداوندگار  پرستیده  شود.  همچنین  کرامتی  که  در  برتر  و  بالاتر  دانستن  خود  از  زندگی  دنیوی  -  همراه  با  استفاده  و  بهره‌مندی  از  زنـدگی  دنـیوی  -  و  در  چشـم  دوختن  به  چیزی  نهفته  است‌ که  بالاتر  و  والاتر  از  ایـن  جهان  زودگذر  است‌.  این  زیانباری  این  جـهانی  در  آن  هنگام  بود  که  به  آخرت  کفر  ورزیدند،  و  به  پروردگار  خود  دروغ  بستند،  و  انتظار  ملاقات  و  رو  در ر‌وئی)  با  او  را  نداشتند.  و  در  آخرت  خویشتن  را  زیانبار  می‌کنند  و  از  دست  می‌دهند  با  همین  رسوائی  و  خواری‌ا‌ی  که  در  آخرت  بدیشان  می‌رسد،  و  با  عذابی‌ که  در  انتظار  ایشان  است  و  بدان‌ گرفتار  خواهند  شد.

(وَضَلَّ عَنْهُمْ مَا كَانُوا يَفْتَرُونَ) (٢١)

و  مـعبودهائی  را  کـه  بــه  دروغ  بــه  هـــم  مــی‌بافتند  و  می‌ساختند،  گم  و  ناپدید  می‌گردند  (‌و  دروغ‌پردازیــها  و  یـــاوه‌سرائـیهای  ایشـان  بـیفائده  می‌شود  و  از  بـین  می‌رود  )‌.

بر  زبان  خدا  دروغ ‌گفتنها  از  ایشان  ناپدید  می‌گردد  و  به  ســویشان  نــمی‌آید  و  بــا  ایشـان  گـرد  نــمی‌آید.  دروغ‌پردازیها  و  یاوه‌سرائیها  پخش  و  پراکـنده  گـردیده  است  و  هدر  رفته  است  و  بیفائده  شده  است‌.

(لا جَرَمَ أَنَّهُمْ فِي الآخِرَةِ هُمُ الأخْسَرُونَ) (٢٢)

مسلّماً  آنان  در  آخرت  زیانبارترین  (‌مـردمان‌)  هسـتند.  (‌چرا  که  سعادت  خود  را  باخته‌اند،  و  باقی  را  به  فـانی‌،  و  نعمت  را  به  نقمت‌،  و  جنان  را  به  نیران  داده‌اند)‌.

آنان  زیانبارانی  هستند  هیچ‌ گونه  زیانی  با  زیان  ایشـان  برابر  نیست‌.  مگر  