ـا  همچون  مـوضـعگيریها  و  موقعیّتهائی  رویاروی  شـود کـه  قـرآن  در  آنـها  نـازل  می‌گردید  تا  با  آنها  رویاروی ‌گردد  و  برزمد.  کسانی‌ که  نشسته‌اند  و  معانی  قرآن  و  مفاهیم  و  مقاصد  آن  را  لمس  می‌کنند  و  می‌پسایند،  و  تنها  قرآن  را  از  نظر  سخن  یا  هنر  بررسی  مـی‌کنند،  و  خـودشان  دور  از  پـیکار  و  دور  از  جنبش  نشسته‌اند،  نمی‌توانند  چیزی  را  از  حقیقت  قـرآن  در  این  نشستن  سرد  و  بی حرکت  دریافت ‌کنند...»‌.

*
سپس  روند  قرآنی  بـه  پـیش  مـی‌رود  تـا  بـا کسـانی  رویاروی  شود که  قرآن  را  نمی‌پذیرند،  و گمان  می‌برند  این  قرآن  از  سوی  دیگران  فراهم  آمده  است  و  به  دروغ  به  خدا  نسبت  داده  شده  است‌.  خداوند  سبحان  و  پیغمبر  او  صلّی الله عليه وآله وسلّم  را  تکذیب  می‌کنند...  این  بیان  ناروا  و کفر  و  زندقۀ  بیجا  در  صحنه‌ای  از  صـحنه‌های  قیامت  نـموده  می‌شود که  در  آن  کسانی  عرضه  می‌گردند که  بر  خـدا  دروغ  می‌بندند،  چه  با  گفتارشان‌:  خدا  این‌ کتاب  را  نازل  نکرده  است‌،  و  چه  با  ادّعای  انبازان  و  شرکاء  برای  ذات  خدا.  یا  این  که  ادّعای  ربـوبیّت  زمینی  را  داشـته‌انـد!  ربوبیّت  هم  از  ویژگیهای  الوهیّت  است‌...  نصّ  قرآنی  در  اینجا  چکیده‌وار  اشاره  می‌کند  تا  شامل  هـر  آن  چـیزی  گردد که  وصف  دروغ  بستن  بر  خدا  بر  آن  صدق‌ کند.  این  افراد  روز  قیامت  در  صحنه‌ای  عرضه  می‌گردند  تـا  ایشان  را  به  همگان  بشناسانند  و  مشهور  خاص  و  عام  گردانند  و  در  پیشگاه  همۀ ‌گواهان  و  حاضران  رسـوا  و  خوار  شوند.  در  طرف  دیگری  مؤمنانی  هســند  کـه  بـا  پروردگار  خود  آرمیده‌اند  و  به  عنایت  و  رحمت  او  چشم  امــید  دوخـته‌انـد  و  در  انـتظار  نعمت  والای  بهشت  نشسته‌اند.  روند  قرآنی  برای  هر  دو  دسته  مثالی  می‌زند:  انگار کافران  کور  و کرند،  و  انگار  مؤمنان  بینا  و  شنوايند:

(وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِبًا أُولَئِكَ يُعْرَضُونَ عَلَى رَبِّهِمْ وَيَقُولُ الأشْهَادُ هَؤُلاءِ الَّذِينَ كَذَبُوا عَلَى رَبِّهِمْ أَلا لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمِينَ (١٨) الَّذِينَ يَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ وَيَبْغُونَهَا عِوَجًا وَهُمْ بِالآخِرَةِ هُمْ كَافِرُونَ (١٩) أُولَئِكَ لَمْ يَكُونُوا مُعْجِزِينَ فِي الأرْضِ وَمَا كَانَ لَهُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ أَوْلِيَاءَ يُضَاعَفُ لَهُمُ الْعَذَابُ مَا كَانُوا يَسْتَطِيعُونَ السَّمْعَ وَمَا كَانُوا يُبْصِرُونَ (٢٠) أُولَئِكَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَضَلَّ عَنْهُمْ مَا كَانُوا يَفْتَرُونَ (٢١) لا جَرَمَ أَنَّهُمْ فِي الآخِرَةِ هُمُ الأخْسَرُونَ (٢٢) إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَأَخْبَتُوا إِلَى رَبِّهِمْ أُولَئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ (٢٣) مَثَلُ الْفَرِيقَيْنِ كَالأعْمَى وَالأصَمِّ وَالْبَصِيرِ وَالسَّمِيعِ هَلْ يَسْتَوِيَانِ مَثَلا أَفَلا تَذَكَّرُونَ) (٢٤)

چه  کسی  ستمگرتر  از  کسی  است  که  به  خدا  دروغ  بندد؟‌!  (‌کسانی  که  به  خدا  می‌بندند  و  چيزهائی  را  بـدو  نسـبت  می‌دهند  که  از  او  نیست‌،  در  قیامت  به  گونۀ  خاصی‌)  آنان  به  پروردگارشان  عرضه  می‌گردند  (‌و  در  دادگاه  عدل  الهی  به  سان  می‌شوند)  و  گواهان  (‌حاضر  در  آنجا،  اعم  از  پیغمبران  و  فرشتگان  و  غیره  بر  آنان  گواهی  (‌می‌دهند  و)  می‌گویند:  اینان  بر  پروردگار  خود  دروغ  بسته‌اند  (‌و  لذا  زشت‌ترین  گناه  و  رسواکننده‌ترین  ستم  را  مرتکب  شـده‌انـد)  هـان‌!  نـفرین  خـدا  بـر  ستمگران  بـاد!  آن  ستمکارانی  که  (‌مردمان  را)  از  راه  خدا  بازمی‌داشتند.  و  (‌بـر  راسـتای  خـداشـناسی  سـدّها  و  مـانعها  ایـجاد  مــی‌کردند،  و  در  دلهـای  مـردمان  شکـّـها  و  گمانها  می‌انداختند  تا  آنان  را  مـنحرف  سـازند  و  بدیشان‌)  راه  خدا  را  کج  و  نادرست  نشان  دهند،  و  آنانی  که  به  آخرت  کفر  می‌ورزیدند  (‌و  به  جهان  دیگر  ایمان  نداشتند.  ایـن  کافران‌)  چنان  نیستند  كه  آنان  بتوانند  (‌خدا  را  از  عذاب  رسـاندن  به  خود)  در  دنیا  ناتوان  و  درمانده  سازند  (‌و  از  قلمرو  قدرت  او  خارج  شوند.  اگر  خدا  بخواهد  ایشـان  را  گرفتار  عذاب  و  بـلائی  کند)  آنــان  بـجز  خدا  یـاور  و  فـریادرسی  نـدارنـد  (‌کـه  ایشــان  را  از  عذاب  و  بـلای  آسـمانی  بـرهاند.  در  آخرت  هـم  بـه  سـبب  عصیان  و  طغیانشان‌)  عذابشان  چندین  برابر  می‏‎گردد  (‌و  پیوسته  افـزونتر  و  افزونتر  مـی‌شود.  چرا  که  در  دنـیا)  آنـان  نمی‌توانستند  (‌نشانه‌های  خداشناسی  پخش  در  آفاق  و  انفس  را)  بشنوند  و  ببینند.  آنان  کسانیند  که  خویشتن  را  زیانبار  می‌کنند  و  هستی  خود  را  می‌بازند،  و  معبودهائی  را  که  به  دروغ  به  هم  می‌بافند  و  می‌سازند،  گم  و  نـاپدید  می‌گردند  (‌و  دروغگوئیها  و  یاوه‌سرائـیهایشان  از  بـین  می‌رود  و  بیفائده  و  بیسود  می‌شود)‌.  مسلّماً  در  آخرت  زیانبارترین  (‌مردمان‌)  هستند  (‌چرا  که  سعادت  خود  را  باخته‌اند،  و  باقی  را  به  فانی‌،  و  نعمت  را  به  نقمت‌،  و  جِنان  را  به  نیران  داده‌اند)‌.  بیگمان  کسانی  که  ایمان  آورده‌انـد  و  کـارهای  شـایسته  کـرده‌انـد  و  بـه  خدای  خویش  آرمیده‌اند،  آیا  حال  و  مآل  این  دو  گروه  یکـی  است‌؟  آیـا  یادآور  و  پندپذیر  نمی‌گردید؟‌.

دروغ  بستن  خودش‌ گناه  زشتی  است‌،‌،  و  ستمی  است ‌که  روا  شده  است  دربارۀ  حقیقت  و  دربارۀ  آن‌  كس ‌که  دروغ  بر  او  بسته  شده  است‌،  چه  رسد  به  آن‌ که  چنین  دروغ  بستنی‌ بر  خدای  متعال  باشد:

(أُولَئِكَ يُعْرَضُونَ عَلَى رَبِّهِمْ وَيَقُولُ الأشْهَادُ هَؤُلاءِ الَّذِينَ كَذَبُوا عَلَى رَبِّهِمْ ).

چه  کسی  ستمگرتر  از  کسی  است  که  به  خدا  دروغ  بندد؟‌!  (‌کسانی  که  به  خدا  دروغ  مـی‌بندند  و  چیزهائی  را  بـدو  نسـبت  مـی‌دهند  که  از  او  نـیست‌،  در  قیامت  بـه  گونۀ  خاصی‌)  آنان  به  پروردگارشان  عرضه  می‌گردند  (‌و  در  دادگاه  عدل  الهی  به  سان  می‌شوند)  و  گواهان  (‌حـاضر  در  آنجا،  اعم  از  پـيغمبران  و  فرشتگان  و  غیره  بـر  آنـان  گواهی  می‌دهند  و)  می‌گویند:  اینان  بر  پـروردگار  خود  دروغ  بسته‌اند  (‌و  لذا  زشت‌ترین  گناه  و  رسواکننده‌ترین  ستـم  را  مرتکب  شده‌اند)‌.

چه  رسوائی  و  خواری  است‌ که  با  اشاره  ایشان  را  نشان  دهند  و  گویند:  ‌«‌ایـنان‌«  ...  « ‌ایـنان  کسـانیند  کـه  دروغ  بســته‌اند‌«...  بر  چـه  کسی  دروغ  بسـته‌انـد؟  «‌بر  پروردگارشان‌«  نه  بر کس  دیگری‌!  فضای  رسوائـی  در  این  صحنه  ترسیم  می‌شود.  به  دنبال  عـرضۀ  صحنه‌،  نفرين  متناسب  با  زشتی‌ گناه  می‌آید:

(أَلا لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمِينَ) (١٨)

هان‌!  نفرین