الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يُؤْمِنُونَ) (١٧)

 (‌ای  پیغمبر!)  دربـارۀ  قرآن  شکّ  و  گـمانی  بـه  خود  راه  مده‌.  قرآن  حقّ  است  و  از  سوی  پروردگارت  آمده  است‌،  ولی  بیشتر  مردم  (‌حقّ  را  نمی‌پذیرند  و  به  چیزی  که  باید  ایمان  داشت‌)  ایمان  نمی آورند.

پیغمبر  خدا  صلّی الله عليه وآله وسلّم  هرگز  در  چیزی‌ که  بدو  وحی  شـده  است  شکّ  نکرده  است  و  ستیزه‌گری  ننموده  است  -  او  دلیل  روشنی  از  پروردگارش  داشـته  است  -  امّا  ایـن  رهنمود  یزدانی  در  پی  این  همه  دلائل  و  شواهد،  اشاره  به  دلتنگی  و  تنهائی  و  رنجی  دارد که  در  انـدرون  پـیغمبر  خدا  صلّی الله عليه وآله وسلّم  به  تلاطم  درآمده  بود  به  سبب  این ‌ كه  دعوت  راکد  و  دشمنان  زیاد  بودند،  و  همۀ  اینها  به  غمز‌دائی  از  او  نیاز  داشت  و  می‌طلبید که  با  همچون  رهنمو‌د  كردنی  و  ثابت  قدم  داشتنی  راه‌گشائی  و  دل‌گشائی  شود.  همچنین  دلتنگی  و  غم  و  اندوهی ‌که  در  اندرون  مؤمنان  اندکی ‌که  اسلام  را  پذیرفته  بودند  در گشت  و  گذار  و  غوغا  بود،  نیاز  به  نسـیم  یـقين  و  اطـمینانی  داشت  کـه  از  سـوی  پروردگار  مهربانشان  ورزیدن ‌گیرد  و  ایشان  را  فرا گیرد.  طلایه‌داران  رستاخیز  اسلامی  بسیار  نیاز  به  اندیشیدن  دربارۀ  این  آیه  دارند.  لازم  است  که  بند  بند  و  بـخش  بخش  این  آیه  را  پژوهش  و  بررسی‌ کنند،  و  هر  اشاره‌ای  و  هر  پرتوی  و  هر  رهنمونی  از  آن  را  با  دقت  ورانداز  و  و‌ارسی  نمایند،  بدان  هنگام  کـه  طـلایه‌داران  رستاخیز  اسلامی  با  همچون  حالی  در  هر  مکانی  روبره  می‌شوند،  و  دیگران  راه  را  بر  ایشان  می‌بندند،  و  در  رویگردانی  از  ایشان  متّحد  و  متّفق  می‌گردند،  و  در  تمسخر  و استهزاء  

بـدانـان‌،  و  در  شکنجه  و  آزارشان،  و  در  تـعقیب  و  تبعیدشان  به  شکلهای ‌گوناگون  مادی  و  معنوی‌،  و  تاخت  آوردن  و  یـورش  بردن  بر  ایشـان  بـا  زشت‌تـرين  و  پلشت‌ترین  انواع  جنگها،  و  همدستی  و  همیاری  همۀ  نیروهای  جاهلیّت  در  زمین‌،  اعمّ  از  نـیروهای  مـحلی  و  جهانی‌،  بر  ضدّ  طلایه‌داران  رستاخیز  اسلامی‌،  و  افزون  بر  اینها  طبلها  به  صدا  درآوردن  و  پرچمها  برافــراشـتن  برای  کسـانی‌ کـه  مـتّحد  و  مـتّفق  می‌شوند  در  چـنین  جنگهای  نابرابر  و  پست  و  خانمانسوزی  با  طلایه‌داران  رستاخیز  اسلامی  به  نبرد  و  پیکار  پردازند  و  بخواهـند  ایشان  را  از  ریشه  براندازند.

طلایه‌داران  رستاخیز  اسلامی‌،  بسیار  نیازمند  اطمینان  و  یقینی  هستند که  این  تأکید  یزدانی  حکیمانه  دربر  دارد: 

(فَلا تَكُ فِي مِرْيَةٍ مِنْهُ إِنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يُؤْمِنُونَ) (١٧)

دربارۀ  قرآن  شکّ  و  گمانی  به  خود  راه  مده‌.  قرآن  حقّ  است  و  از  سوی  پروردگارت  آمـده  است‌،  ولی  بـیشتر  مردم  (‌حقّ  را  نـمی‌پذیرند  و  بـه  چـیزی  که  بـاید  ایـمان  داشت‌)  ایمان  نمی آورند.

طلایه‌داران  رستاخیز  اسلامی  بسیار  نیاز  به  این  دارنـد  که  سایه‌ها  و  پرتوهائی  از  چیزهائی  را  در  اندرون  خود  بیابند  که  پـیغمبران  بـزرگوار  -  صـلوات  الله  عـليهم‌  و  سَلامه  -  در  اندرون  خود  می‌یافتند،  از  قـبیل‌:  دلیـل  و  برهان  روشنی  کـه  از  سـوی  یـزدان  بدیشان  ارمـغان  مـی‌شد،  و  رحـمت  و  عـطوفتی ‌که  آن  را  از  دست  نــمی‌دادنــد  و  لحـظه‌ای  از  آن  غـفلت  نـمی‌کردند  و  درباره‌اش  گمانی  به  خود  راه  نـمی‌دادنـد،  و  سـدّها  و  مـانعهای  راه  هـر چـه  و  هـر  انـدازه  می‏بود  بـه  پـیش  می‌تاختند:

(قَالَ يَا قَوْمِ أَرَأَيْتُمْ إِنْ كُنْتُ عَلَى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّي وَآتَانِي مِنْهُ رَحْمَةً فَمَنْ يَنْصُرُنِي مِنَ اللَّهِ إِنْ عَصَيْتُهُ فَمَا تَزِيدُونَنِي غَيْرَ تَخْسِيرٍ) (٦٣)

گفت‌:  ای  قوم  من‌!  به  من  بگوئید،  اگر  من  (‌در  دعوت  شما  به  پرستش  خدای  یگانه‌)‌،  از  سوی  خدا  دلیـل  روشنی داشته  باشم  و  او  از  جانب  خود  به  من  رحمت  (‌نـبوّت  و  رسالت‌)  داده  باشد،  حال  اگر  از  فرمان  او  سرکشی  کنم‌،  چه  کسی  مرا  در  برابر  (‌خشم‌)  خدا  یـاری  مـی‌دهد  و  از  عذاب  او  رستگار  می‌سازد؟‌!  شـما  که  جز  بـر  زیـان  و  هلاک  من  نمی‌افزائید.(‌هود/63)

  این  طلایه‌داران  به  همان  کـاری  مـی‌پردازنـد  کـه  آن  کاروان  بزرگوا‌ر  پیغمبران  -  صلوات  ا‌لله  و  سلامه  عليهم  جمیعاً  -  بدان  می‌پرداختند،  و  از  جاهلیّت  همان  چیزی‌ را  می‌یابد  و  می‏‎بیند  کـه  آنـان  از  جاهلیّت  مـی‌یافتند  و  می‌دیدند  ...  زمان  چرخیده  است  و  دیگر باره  به  شکـل  روزی  و  روزگاری  درآمده  است ‌که  پیغمبر  خدا  صلّی الله عليه وآله وسلّم  در  آن  این  آئین  را  برای  همۀ  مردمان  به  ارمغان  آورد،  و  مردمان  با  جاهلیّتی  با  او  برخورد  کردند که  بدان  رسیده  بودند  پس  از  اسلامی ‌که  قبلاً  ابراهیم‌،  اسماعیل‌،  اسحاق‌،  یعقو‌ب‌،  اسباط  و  نوادگان‌،  یوسف‌،  موسی‌،  هارون‌،  داود،  سلیمان‌،  یحیی‌،  عـیسی  و  سـائر  پـیغمبران  آن  را  بـرای  مردمان  به  ارمغان  آورده  بودند!  

این  جاهلیّت‌،  جاهلیّتی  است ‌که  به  وجود  خداوند  سبحان  اعتـراف  می‌کند  یا  اعتراف  نمی‌کند،  و لیکن  برای  مردمان  اربابانی  در  زمین  برپا  و  پابرجای  می‌دارنـد  که  -  مردمان  برابر  چیزی  فرمانروائی‌ کنند که  خدا  آن  را  فرو  نـفرستاده  است  و  برای  مـردمان  ارزشـها  و  آداب  و  اوضاعی  مقرّر  می‌دارند  که  کرنش  و  عبادت  مردمان  را  بدین  اربابان  نه  به  خداوندگار  جهان  اختصاص  دهـند...  آن‌ گاه  دعوت  اسلامی  بـرای  همۀ  مـردمان  مـی‌آید  و  ایشان  را  فرامی‌خواند  به  ایـن  کـه  ایـن  خـداگـونه‌ها  و  اربابان  زمینی  را  از  زندگی  و  اوضـاع  و  جـامعه‌ها  و  ارزشها  و  قوانین  خود  دور  افکنند،  و  به  سـوی  یـزدان  یگانۀ  جهان  برگردند  و  او  را  خداونـد  خود  بـدانند  و  خداگونه‌ها  و  اربابان  را  با  او  خدا  نخوانند  و  ندانـند،  و  تنها  برای  ایزد  متعال  طاعت  و  عبادت‌ کنند  و کرنش  برند  و  بس‌.  جز  از  شریعت  و  برنامۀ  خدا  پیروی  نکنند،  و  جز  از  امر  و  نهی  او  اطاعت  و  متابعت  ننمایند...  افزون  بر  این  و  آن  هم‌،  پیکار  سختی  میان  شرک  و  توحید،  و  میان  جاهلیّت  و  اسلام‌،  و  بالأخره  میان  طلایه‌داران  رستاخیز  اسلامی  و  بتها  و  این  طاغوتها  در  سراسر گوشه  و کنار  دنیا،  درمی‌گیرد  و  جریان  پیدا  می‌کند!  بدین  جـهت  در  همچون  مواقعی  طـلایه‌داران  رسـتاخیز  اسـلامی  بـاید  خویشتن  را  و  مواضع  خـود  را  همه  و  هـمه  در آئـینه  جهان‌نمای  این  قرآن  ببینند  و  بیابند...  ایـن  برخـی  از  چیزهائی  است‌ که  مراد  ما  است‌،  وقـتی  کـه  مـی‌گوئیم‌:  «‌مزۀ  این  قرآن  را  نمی‌چشد  مگر کسی ‌که  به  هـمچون  پــیکاری  فــرو رود،  و  ب