تر  از  آن  هستند که  از  عـذاب  خدا  بگـریزند  و  خویشتن  را  بـرهانند،  و  درمانده‌تر  از  آن  هستند که  جز  خدا  اولیاء  و  دوستانی  را  بیابند...

(لاجَرَم أنََّهم فی الآخرة هم الأخْسَرونَ)

مسلّماً  آنان  در  آخرت  زیـانبارترین  (‌مـردمان‌)  هسـتند  (‌چرا  که  سعادت  خود  را  باخته‌اند،  و  باقی  را  به  فـانی‌،  و  نعمت  را  به  نقمت‌،  و  جنان  را  به  نیران  داده‌اند.

روند  قرآنی  میان  ایشان  و  میان  مـؤمنان  سـنجشی  به  شکــل  محسوس  و  مشـهود  برقرار  می‌کند،  شکل  محسوس  و  مشهودی‌ که  فرق  بسـیاری  را  به  تـصـویر  می‌کشد کـه  در  سـرشت  آن  دو گـروه  است‌،  و  فـاصلۀ  زیادی  را  پیش  چشم  می‌دارد کـه  در  موقعیّت  و  حـال  آنان‌،  هم  در  دنیا  و  هم  در  آخرت  موجود  است‌:

(أَفَمَنْ كَانَ عَلَى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ وَيَتْلُوهُ شَاهِدٌ مِنْهُ وَمِنْ قَبْلِهِ كِتَابُ مُوسَى إِمَامًا وَرَحْمَةً أُولَئِكَ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَمَنْ يَكْفُرْ بِهِ مِنَ الأحْزَابِ فَالنَّارُ مَوْعِدُهُ فَلا تَكُ فِي مِرْيَةٍ مِنْهُ إِنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يُؤْمِنُونَ) (١٧)

آیا  کسی  که  دلیل  و  برهان  روشنی  (‌به  نام  فطرت  و  عقل  سلیم‌)  از  سوی  پروردگار  خـود  دارد  (‌و  بــا  نور  آن  بـه  آفاق  و  انفس  می‏نگرد  و  به  وجود  آفریدگار  جـهان  پـی  می‌برد)  و  گواهی  از  جانب  خدا  (به  نام  قرآن‌)  به  دنبال  آن  می‌آید  (‌و  بر  صدق  دریافت  عقل  او  از  جهان‌،  شـهادت  می‌دهد  و  برداشت  وی  را  تـصدیق  مـی‌نماید)  و  قبل  از  قرآن  (‌هـم  جملگی  کتاب‌های  آسـمانی‌،  ایـن  راه  را  تأیـید  کرده‌اند  و  در  این  مسیر  رقته‌انـد،  از  آن  جـمله  تـورات‌،  یعنی‌)  کتاب  موسی  که  رهبر  و  رحمت  بـوده  است‌،  (‌آیـا  چنین  کسانی  با  افرادی  برابـرند  که  بـا  چشـم  خرد  بـه  مـلکوت  جـهان  نـمی‌نگرند،  و  به  کتابهای  آسـمانی  و  پیغمبران  الهی  گوش  دل  فرانمی‌دهند،  و  جـز  به  فكر  دنـیا  نبوده  و  گمراه  بسر  می‌برند  و  گمراه  مـی‌میرند؟‌)‌.  آنـان  (‌که  دربارۀ  کائنات  می‌اندیشند  و  با  چراغ  عقل  پروردگار  خـود  را  مـی‌یابند  و  تـاریخ  انـبیاء  و  گذشتگان  را  پـیش  چشم  می‌دارند)  بیگمان  به  قرآن  ایمان  می‌آورند  (  چرا  که  آن  را  با  دید  جهان‌بین  و  بینش  حقّگرای  خویش  همگام  و  همنوا  می‌بینند)‌.  هرکس  از  گروهها  (‌و  طوائف  گمراه  که  دشمن  حقّ  و  حقیقت  و  ادیان  و  انبیاء  خدایند)  به  قرآن  ایـــمان  نـیاورد،  میعادگاه  او  آتش  است  (‌و جملگی  گمراهان  گریزان  از  نـور  قرآن‌،  در  آتش  سـوزان  دوزخ  گرد  می‌آیند  و  چه  بد  جایگاهی  است‌!  ای  پیغمبر!)  دربارۀ  قرآن  شکّ  و  گمانی  به  خود  راه  مده‌.  قرآن  حقّ  است  و  از  سوی  پروردگارت  آمده  است‌،  ولی  بیشتر  مردم  (  حقّ  را  نمی‌پذیرند  و  بـه  چـیزی  کـه  بـاید  ایـمان  داشت‌)  ایـمان  نمی آوريد.

(وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِبًا أُولَئِكَ يُعْرَضُونَ عَلَى رَبِّهِمْ وَيَقُولُ الأشْهَادُ هَؤُلاءِ الَّذِينَ كَذَبُوا عَلَى رَبِّهِمْ أَلا لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمِينَ (١٨) الَّذِينَ يَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ وَيَبْغُونَهَا عِوَجًا وَهُمْ بِالآخِرَةِ هُمْ كَافِرُونَ (١٩) أُولَئِكَ لَمْ يَكُونُوا مُعْجِزِينَ فِي الأرْضِ وَمَا كَانَ لَهُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ أَوْلِيَاءَ يُضَاعَفُ لَهُمُ الْعَذَابُ مَا كَانُوا يَسْتَطِيعُونَ السَّمْعَ وَمَا كَانُوا يُبْصِرُونَ (٢٠) أُولَئِكَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَضَلَّ عَنْهُمْ مَا كَانُوا يَفْتَرُونَ (٢١) لا جَرَمَ أَنَّهُمْ فِي الآخِرَةِ هُمُ الأخْسَرُونَ )(٢٢)

چه  کسی  ستمگرتر  از  کسی  است  که  به  خدا  دروغ  بندد؟‌!  (‌کسانی  که  به  خدا  دروغ  مـی‌بندند  و  چیزهائی  را  بـدو  نســـبت  مـی‌دهند  که  از  او  نیست‌،  در  قـیامت  بـه  گونۀ  خاصی‌)  آنان  به  پروردگارشان  عرضه  می‌گردند  (‌و  در  دادگاه  عدل  الهی  به  سان  می‌شوند)  و  گواهان  (‌حاضر  در  آنجا،  اعم  از  پیغمبران  و  فرشتگان  و  غیره  بـر  آنـان  گواهی  می‌دهند  و)  می‌گویند:  اینان  بر  پروردگار  خـود  دروغ  بسته‌اند  (‌و  لذا  زشت‌ترین  گناه  و  رسواکننده‌ترین  ستم  را  مرتکب  شده‌اند)  هان‌!  نفرین  خدا  بـر  سـتمگران  بـــاد!  آن  ســتمکارانـی  کـــه  (‌مـــردمان  را)  از  راه  خــدا  بـازمی‌داشـتند،  و  (‌بـر  راسـتای  خداشـناسی  سـدّها  و  مانعها  ایجاد  می‌کردند،  و  در  دلهـای  مـردمان  شکـّها  و  گمانها  می‌انداختند  تا  آنان  را  منحرف  سازند  و  بدیشان‌)  راه  خدا  را  کج  و  نادرست  نشـان  دهـند،  و  آنـانی  که  بـه  آخرت  کفر  می‌ورزیدند  (‌و  به  جهان  دیگر  ایمان  نداشتند.  این  کافران‌)  چنان  نیستند  که  آنـان  بـتوانـند  (‌خدا  را  از  عذاب  رساندن  به  خود)  در  دنیا  ناتوان  و  درمانده  سازند  (‌و  از  قلمرو  قدرت  او  خـارج  شـوند.  اگر  خدا  بـخواهـد  ایشان  را  گرفتار  عذاب  و  بلائی  کند)  آنان  بجز  خدا  یاور  و  فریادرسی  نـدارنـد  (‌که  ایشـان  را  از  عذاب  و  بـلای  آسمانی  بـرهاند.  در  آخـرت  هـم  بـه  سـبب  عصیان  و  طغیانشان‌)  عذابشان  چندین  برابر  می‏‎گردد  (‌و  پیوسته  افـزونتر  و  افزونتر  مـی‌شود.  چرا  که  در  دنـیا)  آنـان  نمی‌توانستند  (‌نشانه‌های  خداشناسی  پخش  در  آفاق  و  انفس  را)  بشنوند  و  ببینند.  آنان  کسانیند  که  خویشتن  را  زیانبار  می‏‎کنند  و  هستی  خود  را  می‌بازند،  و  معبودهائی  را  که  به  دروغ  به  هم  می‌بافند  و  می‌سازند،  کم  و  نـاپدید  می‌گردند  (‌و  دروغگوئیها  و  یاوه‌سرائـیهایشان  از  بـین  می‌رود  و  بیفائده  و  بیسود  می‌شود)‌.  مسلّماً  در  آخرت  زیانبارترین  (‌مردمان‌)  هستند  (‌چرا  که  سعادت  خود  را  باخته‌اند،  و  باقی  را  به  فانی‌،  و  نعمت  را  به  نعمت‌،  و  چنان  را  به  نیران  داده‌اند  )‌.

(إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَأَخْبَتُوا إِلَى رَبِّهِمْ أُولَئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ )(٢٣)

بیگمان  کسانی  که  ایمان  آورده‌اند  و  کـارهای  شـایسته  کرده‌اند  و  به  خدای  خویش  آرمیده‌اند  (‌و  کرنش  برده‌اند  و  تسلیم  فرمانش  شده‌اند)  آنـان  بـهشتیانند  و  در  آنـجا  

جاودانه  می‌مانند.

(مَثَلُ الْفَرِيقَيْنِ كَالأعْمَى وَالأصَمِّ وَالْبَصِيرِ وَالسَّمِيعِ هَلْ يَسْتَوِيَانِ مَثَلا أَفَلا تَذَكَّرُونَ )(٢٤)

 حال  این  دو  گروه  (‌یعنی  مؤمنان  و  کافران‌)  همانند  حال  کور  و  کر،  یا  بینا  و  شنوا  است‌.  آیـا  حـال  و  مال  ایـن  دو  گروه  یکی  است‌؟  آیا  یادآور  و  پندپذیر  نمی‌گردید؟‌. درازی  این  آیه‌ها،  و  دگـرگونی  اشـاره‌ها  و  الهـامها  در  آنها،  و  همـین  جوراجوری  نگرشها  و  آهـنـگها،  همۀ  ا