ای  که  ایشان،  را  به  سوی‌: لا إِلَهَ إِلا الله ‌فرامی‌خواند،  و  توحید  و  یكتاپرستی  را  ندا  درمی‌داد...  بدین  جـهت  روند قر‌آنی  پیروی  می‌زند  که  مناسب  حال  ايشان  است‌،  و فرجام‌ کارشان  را  به  تصـویر  می‌کشد،  و  می‌گوید:

(مَنْ كَانَ يُرِيدُ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا وَزِينَتَهَا نُوَفِّ إِلَيْهِمْ أَعْمَالَهُمْ فِيهَا وَهُمْ فِيهَا لا يُبْخَسُونَ (١٥) أُولَئِكَ الَّذِينَ لَيْسَ لَهُمْ فِي الآخِرَةِ إِلا النَّارُ وَحَبِطَ مَا صَنَعُوا فِيهَا وَبَاطِلٌ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ) (١٦)

 کسانی  که  (‌تنها)  خواستار  زندگی  دنیا  و  زینت  آن  باشند  (‌و  جـز  خوردن  و  نـوشیدن  و  امـوال  و  اولاد  را  طـالب  نبوده  و  چشم‌داشتی  به  آخرت  نداشـته  بـاشند،  بـرابـر  سنّت  مـوجود  در  پـیکرۀ  هسـتی‌،  پـاداش  دسترنج  و)  اعمالشان  را  در  این  جهان  بدون  هیچ‌گونه  کم  و  کاستی  بـه  تمام  و  کمال  می‌دهیم  (‌چرا  که  مـدار  ایـن  جهان  بـر  اعمـال  استوار  است‌؛  نـه  بـر  نـیّات  و  مـقاصد،  و  بـر  ایـن  خوان  یغما  چه  دشمن  چه  دوست‌)‌.  آنان  کسانید  که  در  آخرت  جز  آتش  دوزخ  بهره  و  سهمی  ندارند،  و آنچه  در  دنیا  انــجام  می‌دهند،  ضائع  و  هدر  می‌رود  (‌و  بی‌اجر  و  پاداش  می‌شود)  و  کارهایشان  پوچ  و  بیسود  می‌گردد  (‌هرچند  کـه  اعـمالشان  بـه  ظـاهر  انسـانی  و  مردمی  و  عبادی  باشد)‌.

کوششی‌ که  در  این  جهان  صورت  می‌گیرد  میوه  و  بهرۀ  خود  را  دارد،  خواه  صاحب  آن  نظر  به  افقهای  بلند  آن  جهانی  داشته  باشد،  و  خواه  به  منافع  نزدیک  و  محدود  خود  این  جهانی  چشم  بدوزد.  هرکس  زندگی  دنـیا  و  زینت  آن  را  بخواهد،  و  تنها  برای  آن  به‌کار  و کوشش  پردازد،  او  در  این  دنیا  به  نتیجه  و  ثمرۀ  افعال  و  اعمال  خود  می‌رسد،  و  بدان‌گونه ‌که  می خواهد  و  دوست  دارد  در  این  مدّت  محدود  چند  روزه  زندگی  بدان  دسترسی  پیدا  می‌کند،  ولی  در  آخرت  جـز  آتش  دوزخ  بهره‌ای  ندارد.  زیرا  او  چيزی  را  پیشاپیش  برای  آخـرت‌ خود  نفرستاده  است‌،  و  برای  آن  حسابی  افتتاح  و  باز  نکرده  است‌.  پـس  به  نتائج  همۀ  اعمال  دنیا  در  دنیا  نائل  می‌شود،  ولی  اعمال  دنیوی  او  در آخرت  پوچ  و  بیسود  می‌گردد  و  در  آنجا  ارج  و  بهائی  به  افعال  وی  داده  نمی‌شود...  واژۀ  «‌حبط‌«  گرفته  شده  است  از:

( من حبطت الناقة ).

براثر  بیماری  شکم  شـتر  ماده  باد  کرده  است  و  آماسیده است .

این  واژه  تصويری  از  مناسبت  عمل  نفخ‌ کرده  و  ورم  کرده‌ای  در  این  جهان  است‌،  عملی ‌که  همچون  این  نوع  بيماری  شتر،  منتهی  به  هلاک  و  نابودی  می‌گردد.ما  امروز  بر  ایـن  زمین  افراد  و  قبائل  و  مـلّتهائی  را  می‌بینیم‌ که  برای  دنیا کار  می‌کنند  و  می‌کوشند،  و  به  پاداش  و  ثمرۀ ‌کار  و  تلاش  خود  می‌رسند.  دنیای  ایشان  آراسته  و  پیراسته  است  و  زیب  و  زینت  دارد،  و  جـهان  آنان  باد کرده  است  و  آمـاسیده  است‌!  روا  نـیست‌  كه  شگفت‌زده  شویم  و  بپرسیم‌:  چرا  این  چنين  است‌؟  چه  این  قانون  و  سنّت  خدا  است‌ که  در کرۀ  زمین  جریان  دارد: 

(مَنْ كَانَ يُرِيدُ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا وَزِينَتَهَا نُوَفِّ إِلَيْهِمْ أَعْمَالَهُمْ فِيهَا وَهُمْ فِيهَا لا يُبْخَسُونَ )(١٥)

کسانی  که  (‌تنها)  خواستار  زندگی  دنیا  و  زینت  آن  باشند  (‌و  جـز  خوردن  و  نـوشیدن  و  امـوال  و  اولاد  را  طـالب  نبوده  و  چشـم‌ داشتی  به  آخرت  نداشته  بـاشند،  بـرابر  سـنّت  مـوجود  در  پـیکرۀ  هستی‌،  پـاداش  دسـترنج  و)  اعمالشان  را  در  این  جهان  بدون  هیچ گونه  كم  و  کاستی  به  تمام  و  کمال  می‌دهیم  (‌چرا  کـه  مدار  ایـن  جهان  بـر  اعمال  استوار  است‌؛  نـه  بـر  نـیّات  و  مقاصد،  و  بـر  ایـن  خوان  یغما  چه  دشمن  چه  دوست‌)‌.

ولی  تسلیم  این  قانون  و  سنّت  و  نتائج  و  ثـمرات  آن  شدن  نباید  این  مطلب  را  از  یاد  ما  ببرد:  ایـن‌گونه  اشخاص  می‌توانند  همان  کارهائی  را که  می‌کرده‌اند  بکنند،  و  در  عین  حال  جانهایشان  به  آخرت  چشم  بدوزد  و  سرای  دیگر  را  در  مدّ  نظر  بگیرند،  و  خدا  را  درکارها  و  تلاشها  و  بهره‌وریها  و  بهره‌برداریها  حاضر  و  نـاظر  بدانند، درنتیجه  به  زینت  و  نعمت  این  جهان  بدون  كم و کاست  برسند،  و  به  زینت  و  نعمت  و  بهره وری  و  بهره‌مندی  آن  جهان  نیز  دستیابی  پیدا  كنند.

کار کردن  برای  جهان  دیگر  مانع  کار کردن  برای  ایـن  جهان  نمی‌شود.  وقتی‌ که  آدمی  متوجّه  خدا  باشد  و  در  کار  خود  خدا  را  در نظر  بگیرد،  نه ‌تنها  هیچ  از  مقدار کار  این  جهانی  و  سود  آن  نمی‌کاهد،  بلکه ‌کوشش  را  فزونتر  و  ثمرۀ  کوشش  را  برکت‌دار  مـی‌کند،  و کسب  و كار  را  پاکیزه‌،  و  بهره‌مندی  و  بهره‌وری  را  نیز  پاکیزه  می‌سازد،  و  افزون  بر  نعمت  و  لذّت  این  جهان‌،  نعمـت  و  لذّت  آن  جهان  را  هم  می‌افزاید.  مگر  این ‌که  غرض  از  بهره‏مندی  و  بهره‌وری  از  متام  و کالای  این  جهان‌،  شهوات  و  لذائذ  حرام  بوده  باشد،‌که  این ‌کـار  نـه ‌تنها  در  آن  سـرا  مـایۀ  هلاک  است‌،  بلکه  در  این  سرا  نیز  سبب  نابودی  می‌گردد،  هرچند  هم  پس  از گذشت  مدّت  زمانی  باشد.  این  امر  در  زندگی  ملّتها  و  در  زندگی  افراد،  پدیدار  و  نمودار  است‌،  و  عـبرتهای  تـاریخ  روزگـاران  گواه  سـرنوشت  شـوم  ملّتـهائی  است‌ که  به  دنبال  شهوات  رفته‌اند  و  به  لجنزار آن افتاده اند.

پس  از  آن‌،  رونــد  قــرآنــی  نگـاهی  مـی‌انـدازد  بـه  موضعگیری  مشرکان  در  برابر  پیغمبر  خدا  صلّی الله عليه و آله وسلّم حقّ  و  حقیقتی‌ که  از  سوی  یزدان  با  خود  به  ارمـغان  آورده  است‌،  و  همچنین  می‌نگرد  به  این  قرآنـی‌ کـه  گـواهـی  می‌دهد  بر  این ‌که  پیغمبر  صلّی الله عليه و آله وسلّم  دلیلی  و  برهانی  با  خـود  از  سوی  خدا  دارد،  و  او  از  جانب  خـدا  فـوستاده  شـده  است‌. کتاب  موسی  هم  که  قبلاً  نازل  گـردیده  است  بر  پیغمبری  او  گواهی  می‌دهد...  روند  قرآنی  به  همۀ  ایـن  دلائـل  و  بـراهینی  اشـاره  مـی‌نماید کـه  مـربوط  به  پیغمبر  صلّی الله عليه و آله وسلّم    و  به  دعوت  و  به  رسالت  او  است‌.  تا  بـا  این  نگرش‌،  دل  پیغمبر  خدا  صلّی الله عليه و آله وسلّم   و  دل ‌گروه  مؤمن  را  ثابت  و  استوار  بدارد.  سپس  روند  قـرآنـی  کسـانی  از  دســـته‌ها  و  گـروه‌های  مشــرکان  را  از  آتش  دوزخ  می‌ترساند که  پیغمبر  صلّی الله عليه و آله وسلّم   را  قبول  نمی‌کنند،  و  ایشان  را  در  صحنه‌ای  از  صـنه‌های  عذاب  روز  قیامت  نشان  می‌دهد،  صحنه‌ای  که  رسـوائـی  و  خـواری  در  بـرابـر  سرکشی  و  تکـبّری  کـه  مـی‌ورزیده‌انـد  آن  صـحنه  را  می‌پوشاند  و  فراگيرد.  همچنین  روند  قرآنـی  مـقرّر  می‌دارد که  این  افرادی ‌که  به  باطل  به  خویشتن  می‌بالند،  و  دشمنان  حقّ  و  حقیقت  هستند،  ناتوا