ۀ  هود  پس  از  آن  نازل  گردیده  است‌،  و  مبارزه‌طلبی  و  چالش  به  ده  سوره  انجام  پذیرفته  است‌...  حقیقت  این  است  که  ترتیب  فرود  آمد‌ن  آیـات  ضرورت  ندارد که  به  همان  ترتیب  سوره‌ها  باشد.  آیه‌ای  نازل  می‌شد  که  گاه  آن  را  به  سورۀ  مقدّم‌تر  در نزول‌،  و  گاه  آن  را  به  سورۀ  مؤخّر تر  در  نزول  ملحق  می‌کردند.  ولی  این  سخن  نیاز  به  چیزی  دارد که  آن  را  اثبات‌ کند.  

در  اسباب  نزول  چیزی ‌که  ثابت‌ کند  آیۀ  سورۀ  یـونس  پس  از  آیۀ  سورۀ  هود  نازل  شـده  است  وجـود  نـدارد.  ترتیبی‌ که  تحمیلی  باشد،  در  همچون  چیزی  پـذیرفتنی  نسيت.

آقای  محمّدرشید  رضا  در  تفسیر  خود  «‌المنار»  خواسته  است‌که  برای  این  عدد  ده  سوره‌،  سببی  پیدا كند.  بسیار  خود  را  به  رنج  انداخته  است  -  خدا  رحمتش‌ کـناد  -‌تـا  بگوید:  مقصود  از  مبارزه‌طلبی  و  چالش  در  اینجا،  قصص  قرآنی  است‌.  با  پژوهش  و  پیجوئی  آشکار  می‌شود کـه  سوره‌های  قرآن  مشتمل  بر  قصص  طولانی  و  درازی‌ که  پیش  از  سورۀ  هود  نازل  شده  است  ده  سوره  بوده  است‌،  و  به  همین  جهت  از  آنان  در  این  مبارزه‌طللبی  و  چالش  ده  سوره  خواسته  است‌...  چه  مبارزه‌طلبی  و  چالش  با  یک  سوره  بیشتر  ایشان  را  درمانده  و  ناتوان  مـی‌کند  تـا  ده  سوره.  زیرا  داستانها  پراکنده‌اند  و  اسلوبها  مـتعدّدند،  و  خواستار  مبارزه  و  طالب  چالش  نیاز  پیدا  می‌کند  به  ده  سوره‌ای  که  داستانها  در  آنها  ذکر گردیده  است  تا  اگر  بخواهد  تقلید  کند  بتواند  تقلید  کند...  تا  آخر...[4]

گمان  ما  این  است  -  خدا  هم  دانـاتر  است  -‌کـه  مسأله  آسانتر  از  همۀ  این  پیچیدگیها  و  ساده‌تر  از  آن  است  که  چنین  پیچیده  بیان  شود.  مبارزه‌طلبی  و  چالش‌،  اوضاع  و  احوال‌ گویندگان‌،  و  شرائـط  و  ظـروف  سـخن  گـفتن  را  در نظر  می‌گرفت‌.  قـرآن  با  حـالتهای  واقـعی  مـعیّنی  رویاروی  می‌گردید.  گاهی  می‌گفت‌:  همانند  این  قرآن  را  بیاورید،  و گـاهی  درخـواست  می‌کند:  یک  سـوره  را  بیاورید،  و  زمانی  هم  از  ایشان  طلب  می‌کرد:  ده  سوره  را  بیاورید...  بدون  این‌ که  ترتیب  زمانی  درنظر  بـاشد.  زیــرا  مقصود  مـبارزه‌طلبی  و  چـالش  بوده  است  بـا  درخواست  چیزی  از  این  قرآن‌.  فرق  نمی‌کند  این  چیزی  که  درخواست  کرده  است  همۀ  قرآن  یا  بـرخـی  از  ایــن  قرآن  و  یا  سوره‌ای  از  این  قرآن  باشد.  مـبارزه‌طلبی  و  چالش  با  درخواست  نوع  این  قـرآن  بـوده  است نـه بـادرخواست  مقداری  از  آن‌.  درماندگی  و  ناتوانی  مردمان  هم  از  فراهم  آوردن  نوع  بوده  است  نه  مقدار.  در  ایـن  صورت  همه  و  برخی  و  سوره‌ای  یکسان  است‌.  تـرتیب  هم  لازم  نیست‌.  بلکه  مقتضی  حالتی  در  مد  نظر  است ‌که  مخاطبان  دارند،  و  همچنین  در  این  حالتی ‌که  دارند  نوع  گفتارشان  چیست  و  چه  می‌گویند.  حالت  و  سـخنی‌ کـه  مخاطبان  دارند،  مناسبت  مبارزه‌طلبی  و  چالش  را  فراهم  می‌آورد  و  معلوم  می‌کند که  سوره‌ای  یا  ده  سوره  و  یا  این  قرآن  ساخته  و  پرداخته ‌گردد  و  ارائه  شود.  ما  امروزه  نمی‌توانیم  شرائط  و  ظروفی  را  معلوم  و  مشخص‌ کنیم  که  قرآن  برای  ما  از  آن  شرائط  و  ظروف  ذکری  نکرده  است‌.

(وَادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ )(١٣)

و  غیر  خدا  هر کس  را  که  مـی‌توانـید  دعوت  کـنید  (‌و  بـه  یاری  بطلبید)  اگر  (‌در  ادعای  خویش‌)  راستگوئید.

انبازها  و گشاده  زبان‌ها  و  سخنورها  و  چامه‌سراها  و  پریها  و  آمیزاده‌های  خود  را  فراخوانید  و  به ‌کمک  بطلبید،  و  آن ‌گاه  تنها  ده  سورۀ به  هم  بافته  و  برتافته  را  تهیّه  ببینید  و  ارائه  دهید،  اگر  راست  می‌گوئید که  این  قــرآن  کسـی  غیر  خدا  آن  را  از  پیش  خود  ساخته  و  پرداخته  است  و  به  دروغ  به  خدا  نسبت  داده  است‌!

(فَإِنْ لَمْ يَسْتَجِيبُوا لَكُمْ ).

پـس (‌ای  مشرکان‌)  اگر  (‌کسانی  را  که  برای  یاری  در  این  کار  دعوت  می‌کنید)  پاسخ  شما  را  ندادند  (‌و  استدعـای  شما  را  نپذیرفتند،  چرا  که  از  انجام  آن  ناتوانند...)‌.

اگر  نتوانستند  ده  سوره  را  به  هم  بافند  و  بربافند،  چون  آنان  ناتوان  از  این  هستند که  در  این  کار  مهمّ  غیر ممکن  به  شما کمکی  بکنند،  و  خودتان  هم  قطعاً  ناتوان  از  انجام  آن  هستید،  چون  خودتان  پس  از  ناتوانی  و  درمـاندگی  خود  ایشان  را  فرامی خوانید  و  به  یاری  می‌طلبید...

(فَاعْلَمُوا أَنَّمَا أُنْزِلَ بِعِلْمِ اللَّهِ ).

بدانید  که  این  قرآن  با  آگاهی  الله  و  وحی  خدا  نازل  شـده  است  (‌و  از  علم  الهی  سرچشمه  گرفته  است‌)‌.  

تنها  خدا  است ‌که  بر  نازل‌ کردن  این  قرآن  توانا  است‌.  و  فقط  دانش  خدا  است  که  عهده‌دار  فرو  فــرستادن  قـرآن  بدین  شکل  و  بدین  گونه‌ای  است  که  بدان  نازل  گردیده  است  و  دربرگیرنده  دلائل  دانش  یزدان  است‌،  دانشی‌ که  قوانین  جهان  و  احوال  آدمیزادگان  را،  و گذشته  و  حال  و  آینده  ایشان  را،  و  چیزهائی  را  فراگرفته  است‌که  بـرای  درون  و  بیرون  و  زندگانی  آنان  سودمند  و  شایان  است‌.  

(وَأَنْ لا إِلَهَ إِلا هُوَ ).

و  معبودی  جز  خدا  نیست  (‌و  نـزول  ایـن  آیــات  مـعجز،  دلیلی  و  نشانی  بر  این  حقیقت  است‌.

این  بند  بیانگر  ایـن  واقـعیّت  است  کـه  خـداگونه‌ها  و  انبازهای  ایشان  هم  ناتوان  از  پاسخ  بدین  مبارزه‌طلبی  و  چالش  هستند  و  نمی‌توانـند  ده  سوره‌ای  را  بسازند  و  بیاورند  بسان  سوره‌هائی‌ که  خـدا  آنـها  را  نـازل  کـرده  است‌.  خود  این  امر  هـم  دلیـل  بر  آن  است‌ کـه  خـدای  یگانه‌ای  وجود  دارد  که  تنها  او  می‌تواند  چنین  قرآنی  را  نازل  کند.

به  دنبال  ذکر  این  حجّتی ‌که  گریزی  از  اعتراف  و  اقـرار  بدان  نیست‌،  با  پرسشی  پیروی  می‌زند،  پرسشی‌که  جز  پاسخی  در  پیش ‌کسانی  ندارد که  خـود  بزرگ  بـین  و  کینه‌توز  نیستند.  پرسش  این  است‌:

(فَهَلْ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ )(١٤)

پس  آیـــا  اســـلام  را  مــی‌پذیرید  و  فـرمانبردار  خـدا  مــی‌گردید؟  (‌بــاید  کــه  تسلیم  شـوید  اگر  طالب  حقّ  می‌باشید)‌.

آیا  اسلام  را  می‌پذیرید  و  فرمانبردار  خـدا  مـی‌گردید)  پس  از  ایـن  مـبارزه‌طلبی  و  چـالش  و  نـاتوانی  و  درماندگی‌ای‌ که  چاره‌ای  جز  تسلیم  در  برابر  آن  نیست‌؟  ولی  آنـان  پس  از  ایـن  نـیز  به  خود  بـزرگ‌بینی  و  ستیزه‌جوئی  پرداختند  و  خـویشتن  را  بزرگتر  از  آن  دیدند که  حقّ  و  حقـیقت  را  بپذیرند!!!

حقّ  و  حقیقت  روشن  و  آشکار  بود،  ولی  آنان  بر  منافع  و  سلطه  و  قدرتی‌ که  در  این  جهان  از  آن  بهره‌مند  بودند  می‌ترسیدند،  و  بیمناک  از  آن  بودند  که  کسـانی  را  که  بندگان  آدمیزادگان ‌کرده  بودند  سر  به  شورش  بردارند،  و  به  ندای  دعوت‌کنندۀ  حرّیّت  و کرامت  و  عدالت  و  عزت  پاسخ  مثبت  دهند...  دعوت ‌کننده