،  تـفاخر  نـمی‌کند  و  عظمت  نمی‌فروشد.  هر  دو  حالت  مؤمن  خوب  است‌.  این  هم‌ که  هر  دو  حالت  خوب  باشد  جز  برای  مؤمن  امکان  ندارد،  همان‌گونه ‌که  پیغمبر  خدا صلّی الله عليه و آله وسلّم   می‌فرماید.
*
این‌ کسان  نادانان‌ که  از  حکمت  آفرینش  و  قوانین  و  سنن  جهان  ناآگاه  و  بی‌خبرند،  و  از  زمرۀ  انسانهای  کوتاه‌بین‌،  غافل‌،  ناامید،  ناسپاس‌،  مغرور  و  فخرفروش  هسـتند،  و  مردمانی  هسـتند  کـه  حکـمت  و  فـلسفۀ  روانـه  کـردن  پیغمبران  از  میان  آدمیزادگان  را  درک  و  فهم  نمی‌کنند،  و  لذا  درخواست  می‌کنند که  پیغمبر  فرشته  باشد  و  یا  فرشته  او  را  همراهی  کند،  و  ارج  و  ارزش  رسالت  را  نمی‌دانند  و  درخواست  می‌کنند  پیغمبر  صلّی الله عليه و آله وسلّم ‌گنجی  داشته  باشد،  این  چنین  کسان  تکذیب‌کننده  و کینه‌توز  افرادی  هستند  که  به  تکذیب  و کینه‌توزی  وارد  می‌گردند  و  در  تکذیب و کینه‌توزی  پافشاری  می‌نمایند...  ای  پیغمبر  تو  با  آنان  چه  خواهی کرد؟
*
(فَلَعَلَّكَ تَارِكٌ بَعْضَ مَا يُوحَى إِلَيْكَ وَضَائِقٌ بِهِ صَدْرُكَ أَنْ يَقُولُوا لَوْلا أُنْزِلَ عَلَيْهِ كَنْزٌ أَوْ جَاءَ مَعَهُ مَلَكٌ إِنَّمَا أَنْتَ نَذِيرٌ وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ )(١٢)

 (‌ای  پیغمبر!  برای  خشنودی  مشركان  تلاش  مکن‌.  آنـان  نـمی‌خواهـند  ایـمان  بـیاورند.  اگر  بـرای  ارضاء  آنـان  بکوشی‌)  چه‌بسا  تو برخی  از  چیزهائی  را  که  به  تو  وحی  می‌شود  (‌از  قبیل  آیاتی  که  دربارۀ  نکوهش  مـعبودهای  دروغین  ایشـان  است‌)  فروگذاری  و  از  (‌تـبلیغ‌)  آن  (‌بـه  مشرکان‌)  دلتنگ  و  ناراحت  شوی‌؟  زیرا  که  نکند  (‌آن  را  تکذیب  کنند  و  مانند  همیشه‌)  بگویید:  چرا  گنجـی  رایگان  بدو  ارمغان  نمی‏گردد،  یا  این  که  او  با  فرشته‌ای  نمی‌آید  (‌تا  صحّت  نبوّت  وی  را  به  ما  اعلام  نماید.  ای  پپغمبر!)  تو  تنها  بیم‌دهندۀ  (‌کافران  و  مژده‌رسان  مؤمنان‌)  هستی  (‌و  وظیفۀ  تو  تبلیغ  کلام آسـمانی  است  و  بس‌)  و  خداونـد  مطّلع  و  مراقب  هر  چیزی  است  (‌و  از  احوال  ایشان  آگاه  است  و  اعمال  همگان  را  می‌پاید)‌.

واژۀ  «‌لَعَلَّ‌«  متضمّن  معنی  پـرسش  است‌،  ولی  پرسش  خالصی  نیست‌.  بلکه  از  آن  چنان  بـر می آید که  خود  انسان  دلتـنگ  می‌شود  از  ایـن  نـادانيها،  و  از  ایـن  پرسشهای  بیجای  رنج‌آور،  و  از  پـیـشنهادهای  نـاچیز  و  بی‌ارزشی‌ که  از  عدم  دریافت  حقیقت  رسالت  و  وطیفۀ  آن  برمی‌خيزد.  پس  آیـا  ای  محمّد  دل  تـو  می‌گیرد  و  رنجیده  خاطر  می‌گردی‌،  و  این  رنجش  و  دلتنگی  تو  را  بر  آن  می‌دارد که  از  رساندن  برخی  از  آنچه  بر  تو  نازل  گردیده  است  خودداری‌ کنی  و  در تبلیغ  آ‌ن  نکوشی‌،  تا  با  این  بخش  از  پیامها  بدان‌گونه‌ که  عادت  ایشان  است  و  از آنان  دیده  شده  است  خورد  نکنند،  و  پذیرۀ  آن  بسان  نظائر  آن  نشوند که  پیش  از  این  بدیشان  می‌رساندی  و  از  آنها  آگاهشان  می‌کردی‌؟

هرگز  چنین  نخواهی کرد.  هیچ  وقت  نباید  برخی  از  آنچه  را که  به  تو  وحی  می‌گردد  فروگذاری‌،  و  از  ایـن‌گو‌نه  سخنان  ایشان  دلتنگ  و  رنجیده  خاطر  شوی‌:

(إِنَّمَا أَنْتَ نَذِيرٌ).

 تو  تنها  بیم‌دهندۀ  (‌کافران  و  مژده‌رسان  مؤمنان‌)  هستی و بس. 

پس  وظیفۀ  تو  این  است  و  بس که  ایشان  را  بیم  دهی‌.  در  اینجا  بیم  دادن  برجسته‌ترین  صفت  است‌.  چرا که  مقام  و  موقعیتی‌ که  با  امثال  این‌گونه  مردمان  پیش  آمده  است  و  پیش  مـی‌آید،  هـمچون  چیزی  را  می‏طلبد.  بس  ادای  وظیفۀ خودکن‌:

( وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ )(١٢)

و  خداوند  مطّلع  و  مراقب  هر  چیزی  است  (‌و  از  احوال  تو  و  احوال  ایشان  آگاه  است  و  اعمال  همگان  را  می‌پاید)‌.  خدا  مراقب  ایشان  است‌.  هرگونه‌ که  خود  بخواهد  برابر  قانون  و  سنّت  خودکار  و  بارشان  را  می‌گرداند،  و  پس  از  آن  با  ایشان  در  برابر  چیزهائی ‌که‌ کرده‌انـد  و  به  دست  آورده‌اند  حساب  و کتاب  می‌کند.  تو  مراقب  و  نگاهبان  کفرشان  یا  ایمانشان  نیستی‌.  که  تو  بیم‌دهنده  هستی  و  این  آیه  به  آن  دوران  تـنگ  و  سخت  تـاریخ  دعوت  اسلامی  اشاره  می‌کند،  و  بیانگر  ناراحتیها  و  دشواریهائی  است‌ که  سینۀ  پیغمبر  خدا صلّی الله عليه و آله وسلّم را  فرا می‌گرفت  و  دل  او  را  به  تنگ  می‌آورد.  همچنین  این  آیه  اشاره  دارد  به  سنگينی  رویاروئی  با  جاهلیّت  سـرکش ‌کینه‌توز  در  زمانی‌ که  در  آن  همدم  و  یاور  او  وفـات  کرده‌انـد،  و  تنهائی  دل  پیغمبر  خدا  صلّی الله عليه و آله و سلّم ‌را  فراگرفته  است‌،  و  غم  و  اندوه  دلهای  مؤمنان  اندکی  را  در برگرفته  است  که  در  این  جاهلیّت  فراگیر  و  همه‌ جاکستر  وجود  داشتند.

از  لابلای  واژه‌های  آیه‌،  فضای  غمزده  و  غمناکی  را  احساس  می‌کنیم  که  در  آن‌،  همچون  واژه‌های  خدایانه‌ای  خوشی  و  شادی  را  ارمغان  می‌دارند،  و  یقین  و  اطمینان  را  بدان  مـی‌ریزند،  و  اعـصاب  و  قلوب  را  آرامش  می‌بخشند!

*

گفتۀ  دیگری  را  می‌گو‌یند.  این ‌گفته  را  بارها  هم  تکـرار کرده‌اند:  این  قرآن‌،  به  هم  بافته  و  برتافتۀ  انسان  است‌،  و  به  دروغ  به  یزدان  نسبت  داده  شده  است‌!...  است‌ که  یزدان  ایشان  را  به  مبارزه  و  چالش  می‌طلبد  و  از  آنان  ده  سورۀ  همچون  سوره‌های  قرآن  را  درخواست  می‌کند که  آنها  را  بسازند  و  به  هم  ببافند،  و  در  این  به  هم  بافتن  و  برتافتن  از  هر که  می‌خواهند  کمک  و  یاری  بگيرند:

(أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ قُلْ فَأْتُوا بِعَشْرِ سُوَرٍ مِثْلِهِ مُفْتَرَيَاتٍ وَادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ) (١٣)

بلکه  (‌مشرکان  پـا  از  درخـواست  گـنج  رایگان  و  نـزول  فرشتگان  بالاتر  می‏‎گذارند  و)  می‌گویند:  (‌محمّد  خودش  قرآن  را  تألیـف  کرده  است  و)  آن  را  بـه  دروغ  بـه  خدا  نسبت  می‌دهد!  بگو:  (‌اگر  این  قرآن  را  انسانی  چون  مـن  نوشته  است‌)  شما  (‌هم‌)  ده  سورۀ  دروغین همـانند  آ‌ن  را  (‌بنویسید  و  برای  ما)  بیاورید  و  غیر  از  خدا  هرکس  را  که  می‌توانید  دعوت  کنید  (‌و  به  یاری  خود  بطلبید)  اگر  (‌در  ادّعای  خویش‌)  راستگوئید.

خدا  پیش  از  این  در  سورۀ  یونس  ایشان  را  به  مبارزه  و  چالش  طلبیده  بود  و  از  آنان  تنها  یک  سوره  خواسته  بود،  پس  این  درخواست  ده  سـوره  برای  مـبارزه  و  چـالش  جیست؟

مفسّران  پیشش  گفته‌اند:  مبارزه‌طلبی  و  چالش  به  ترتیب  چنین  بوده  است‌:  ابتداء  تمام  قرآن  خواسته  شده  است‌.  سپس  ده  سوره  درخواست  گردیده  است‌،  و  بعد  از  آن  یک  سوره  طلبیده  و  درخواست  شده  است‌.  امّا  دلیلی  بر  این  ترتیب  نیست‌.  بلکه  ظاهراً  سورۀ  یونس  مقدّم  بوده  است  و  در  آن  مـبارزه‌طلبی  و  چالش  بـه  آوردن  یک  سوره  بوده  است‌،  و  سور